سفارش تبلیغ
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ


آنها متوجه نشدند که واشنگتن در عین امضای قراردادهای امنیتی کلان و بلند مدت با پاریس و آن هم به صورت همزمان مشغول جاسوسی از کاخ الیزه و نهادهای دولتی فرانسه است!

پایگاه بصیرت،گروه بین الملل/ پرونده جاسوسی ایالات متحده آمریکا از کشورهای اروپایی و جاسوسی دولتهای اروپایی از یکدیگر ، موضوعاتی هستند که طی روزهای اخیر ابعاد تازه ای از آنها فاش شده است. برخی اسناد تازه نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا در عین جاسوسی از شهروندان کشورهای مختلف اروپایی، دستگاههای امنیتی آلمان را نیز وادار به جاسوسی از فرانسوی ها کرده است. مقامات امنیتی آلمان نیز با چراغ سبز آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان و اعضای حزب افراطی دموکرات مسیحی این اقدام را صورت داده اند. در چنین شرایطی مرکل به یک متهم امنیتی در نزد افکار عمومی آلمان و دنیا تبدیل شده است. وی اطلاعات شهروندان خود را در اختیار دستگاههای امنیتی آمریکا قرار داده و از سوی دیگر، حاضر شده است تا با واشنگتن در خصوص جاسوسی از کاخ الیزه ( در دوران حضور سارکوزی در قدرت) همراهی کند. این جاسوسی درست در زمانی صورت گرفته است که سارکوزی و مرکل حکم دو شریک بلافصل را در اتحادیه اروپا داشته اند! اگرچه ممکن است صدر اعظم آلمان ادعا کند که وی به طور مستقیم در این پروسه نقشی نداشته است، اما رئیس دفتر مرکل و شخص وی از جاسوسی های مشترک سازمانهای جاسوسی آمریکا و آلمان از فرانسوی ها اطلاع داشته اند.

حیرت شهروندان اروپایی از جاسوسی های مشترک  آمریکا و آلمان

هم اکنون شهروندان فرانسوی و آلمانی از یک سو نسبت به اطلاعاتی که در خصوص جاسوسی های مشترک آمریکا و آلمان درج شده سردرگم هستند  و از سوی دیگر، در انتظار تکمیل این اطلاعات تا ترسیم تصویری م??خص از جاسوسی های دستگاههای امنیتی آمریکا و اروپا از حریم شخصی خود هستند.

این افشاگری های سلسله وار خشم شهروندان آلمانی و فرانسوی را برانگیخته و البته به مانند همیشه با سکوت مقامات آمریکایی مواجه شده است! چندی پیش افشا شد که  مقامات سازمان اطلاعات فدرال آلمان، برخی اطلاعات ضروری مانند آدرس ایمیلهای الکترونیکی و شماره تلفنهای افراد خاص  را جهت تسهیل روند جاسوسی های مشترک دوجانبه در اختیار مقامات آمریکایی قرار داده اند. این افشاگری درست در شرایطی صورت گرفت که چندی قبل از آن ، اخبار مربوط به شنود تلفن همراه مرکل توسط مقامات آمریکایی منجر به خشم شهروندان آلمانی شده بود. با این حال بر خلاف پیش بینی شهروندان آلمانی، مرکل واکنشی چندان در این خصوص نشان نداد. از همان لحظه " سکوت معنادار مرکل" در مقابل افشای جاسوسی آمریکا از مکالمات تلفنی وی به یک معمای امنیتی در غرب تبدیل شد. به راستی چرا صدر اعظم آلمان نمی خواست این پرونده مهم مفتوح گردیده و علیه دستگاههای امنیتی ایالات متحده اقامه دعوی شود؟

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 94/2/29 ] [ 4:36 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]


آمریکایی ها تحت عنوان ایجاد دشنه سنی، و در واقع به نام کمک به حرکتهای ضدائتلاف، به این ماجرا وارد شدند.

پایگاه بصیرت/ گروه بین الملل:

چند روزی است از تصویب طرح کنگره آمریکا برای تجزیه عراق می گذرد، ابعاد و زوایای این مسأله را در گفتگو با آقای جعفر قناد باشی، کارشناس مسائل منطقه، واکاوی نموده ایم که در زیر تقدیم می شود.

بصیرت: تحلیل ها و دیدگاه ها در مورد طرح تجزیه عراق که هفته قبل در کنگره آمریکا مطرح شد چیست و این مسأله تا چه اندازه جدی است؟

آمریکایی ها تحت عنوان ایجاد دشنه سنی، و در واقع به نام کمک به حرکتهای ضدائتلاف، به این ماجرا وارد شدند. در قضیه کردستان، قبل از انجام هرکاری به صورت عملی، آن را در زمان صدام کلید زدند، یعنی اول پرواز ممنوع را بر فراز کردستان عراق اجرا کردند و بعد کم کم محیطی را به وجود آوردند که در آن مجلسی تشکیل شد و در آخر زمینه ایی برای تشکیل اقلیم کردستان عراق فراهم کردند.

 به همین منظور در چند روز گذشته آقای بارزانی به آنجا رفت و آنها سعی کردند به صورت رئیس یک دولت مستقل با آنها برخورد کند، در واقع قصد دارند کردستان را تبدیل کنند و در این زمینه مراحل زیادی را پیمودند. در عرصه عمل، در مورد مناطق سنی نشین که عملا استان موصل را جدا کردند و در آن ارتشی را به نام داعش فراهم کردند و این توطئه ایی است که دو دیدگاه راجع آن می باشد:

 1- برخی معتقدند این وضعیت تا زمانی که جبهه مقاومت ضدصهیونیستی با حضور ایران، سوریه، لبنان و عراق وجود دارد، ادامه پیدا می کند. در توضیح  می گویند که در درازمدت، آمریکایی ها خیلی هم علاقه مند نیستند که عراق را تجزیه کنند، چون در این زمینه مشکلاتی ایجاد می شود که حتی در بازارهای نفت اثر می گذارد و شرایطی که در منطقه می خواهند برایشان ایجاد شود با مسئله تجزیه، این موضوع در درازمدت انجام نمی شود.

 2- برخی دیگر معتقدند که در پی این هستند که در سه دهه آینده کلید آشوب های منطقه ایی و قومی را فعال کنند و این مسئله را دارند دنبال می کنند. در این زمینه سیاست های آشوب، التهاب و تنش های سی ساله را رقم زدند. این مسئله به طور جدی به سمتی پیش می رود که منافع آنها را تامین کند، به هر ترتیب آمریکایی ها با طرحی که دارند به دنبال خدشه وارد کردن به تمامیت ارضی عراق هستند. طرحشان در این زمینه، اختصاص بودجه ایی برای کمک به بخش سنی نشین، بدون نظر دولت عراق می باشد که این موضوع به نوعی به معنی تجزیه است. در این زمینه هم به نوعی با تهدید وارد می شوند و تهدید خود را با مسئله داعش مطرح می کنند. همچنین شرایطی را به وجود می آورند که اثر مخرب آن، بیشتر برای کسانی است  که قصد دارند جدا شوند. مانند کردها که در واقع این موضوع برای آنها یک دام محسوب می شود، زیرا ایران، ترکیه، عراق و سوریه با این موضوع مخالف هستند.

 در منطقه سنی نشین عراق هم وقتی قرار است تیمی تشکیل شود طبیعتا ایران هم مخالف تجزیه آن می باشد و در این رابطه ترکیه هم تحمل نمی کند. این موضوع باعث می شود که مشکلات در کشور زیاد شود چون کشور به دریا راه ندارد به محل هایی وسط مخالفین محدود می شود این مسئله هرگز به نفع کسانی که قصد جدا شدن دارند نیست حتی به نفع تمامیت ارضی عراق هم نیست و رویه ایی می شود برای محلی از جاهای دنیا که هم نژاد باهم نیستند و باید به سمت وحدت حرکت کنند تا در آن آرامش و امنیت جهانی برقرار شود. اگر این موضوع بخواهد در جاهای مختلف دنیا یا حتی در خود آمریکا شکل بگیرد می تواند تبعاتی داشته باشد، بهترین راه این است که اگر کشورهای اسلامی بخواهند کاری انجام دهند اینست که این مسئله را به سیاه پوستها این طور وانمود کنند که اگر چنین شیوه ایی در جاهایی مثل کشورهای مسلمان شکل بگیرد این موضوع به سیاه پوستان مسلمان در آمریکا کمک می کند تا ایالات متحده از ایالات اصلی جدا شود که زیان این مسئله در چنین حالتی طبیعتا به خود آنها بر می گردد.

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 94/2/29 ] [ 4:33 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

بحران سیاسی در حاکمیت آل سعود و خطر کودتا عامل اصلی ترس ملک سلمان از ترک ریاض است؛ نه تنها قهری در کار نیست، بلکه مدیریت این اوضاع آشفته بیش از هر زمانی وابستگی پادشاه عربستان به کاخ سفید را ایجاب می کند

پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: در شرایطی که قرار بود دیروز نشست کمپ دیوید با حضور رئیس جمهوری آمریکا و سران کشورهای عربی برگزار شود، اما این نشست غایبی داشت که نبودش مورد توجه رسانه ها و تحلیل گران مسائل منطقه قرار گرفت. این غایب کسی نیست جز ملک سلمان، ‌پادشاه عربستان سعودی. اهمیت این موضوع بدان سبب است که در شرایطی که اعراب منطقه به رهبری عربستان تلاش می کنند تا در وهله اول مانع توافق هسته ای میان ایران و کشورهای 1+5 شوند و در وهله دوم، در صورت انعقاد توافق میان طرفین،‌ اطمینان های لازم برای تأمین منافعشان از سوی آمریکا به آنها داده شود، عدم حضور ملک سلمان، پادشاه فراموش کار عربستان در این نشست که از آن به قهر تعبیر شده است، حاوی معنای مهمی است که البته فراتر از قهر است.

از سوی دیگر قرار بود در این نشست، موافقتنامه ای امنیتی میان طرفین، یعنی آمریکا و کشورهای عربی منطقه منعقد شود تا به زعم خودشان از گسترش نفوذ و قدرت ایران، در صورت انعقاد توافق هسته ای میان ایران با کشورهای 1+5 در امان بوده و از سوی دیگر، از تداوم حمایت های آمریکا به خود مطمئن باشند.

با این وجود و علی رغم اهمیت این موضوع،‌ به ویژه برای عربستان سعودی که می کوشد خود را سردمدار جهان عرب نشان دهد،‌ پادشاه این کشور در این نشست حاضر نشد و این یک سوال بزرگ است که چرا؟

با نگاه به ساختار پیر و فرتوت حاکمیت سیاسی عربستان و منازعات جدی قدرت در خاندان آل سعود، می توان گفت پاسخ چندان دشوار نیست، یعنی ‌اگرچه همپیمانی با آمریکا و مقابله با نفوذ ایران در منطقه برای عربستان اهمیت دارد، اما به نظر می رسد در شرایط کنونی آل سعود با خطری آنی و جدی در داخل مواجه است، به گونه ای که حتی منجر به لغو سفر پادشاه این کشور به کمپ دیوید شده است. هرچند در این میان، برخی از وضعیت نامساعد جسمی ملک سلمان و ابتلای وی به آلزایمر سخن می گویند، اما مسأله ای جدی تر از این موضوع در میان است.

برای درک این مسأله می بایست به تحولات اخیر عربستان، به ویژه پس از حمله این کشور به یمن و عزل ولیعهد و وزیر خارجه این کشور اشاره کرد، ‌اقدامی که از آن به عنوان نوعی کودتای خاموش در حاکمیت عربستان نام برده می شود. در این اقدام ملک سلمان در یک سنت شکنی بی سابقه، مقرن بن عبدالعزیز را از ولیعهدی عزل کرد و یکی از نوادگان عبدالعزیز، یعنی محمد بن نایف را به ولیعهدی انتخاب کرد و فرزند خود، یعنی محمد بن سلمان، سردمدار کشتار مردم یمن را جانشین ولیعهد کرد. ملک سلمان همچنین وزیر خارجه کهنه کار سعودی، یعنی سعود الفیصل را برکنار کرد و فردی وابسته تر به آمریکا، یعنی عادل الجبیر را به جای فیصل گماشت.

این کودتای خاموش امروز در فرآیندی معکوس، در حال تبدیل شدن به یک کودتای واقعی علیه حاکمیت آل سعود است؛ مسأله ای که چندی پیش نیز موجب بازگشت زودهنگام ملک سلمان از  اجلاس سران اتحادیه عرب در شرم الشیخ شد. در آن زمان، پایگاه خبری «الاتجاه پرس»، نوشت که علت بازگشت سریع سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان از اجلاس سران اتحادیه عرب در شرم الشیخ به علت تلاش برای کودتا در این کشور بوده است. به نقل از این پایگاه و بنا به گفته منابع عربی، مقرن بن عبدالعزیز جانشین ولیعهد و متعب بن عبدالله فرزند پادشاه سابق عربستان و شاهزاده ولید بن طلال در کودتا علیه سلمان بن عبدالعزیز دست داشتند.

با حمله عربستان به یمن و همچنین عزل و نصب های جدید در دستگاه آل سعود،‌ نه تنها از حجم اختلافات در عربستان کم نشده است که زنگ خطر کودتا را بیش از پیش برای این کشور به صدا درآورده است؛ مسأله ای که مهمترین علت غیبت سلمان در کمپ دیوید می باشد. در این جهت،‌ پایگاه تحلیلی آی‌اچ‌اس  انگلیس در گزارشی با بی سابقه خواندن سرعت اقدامات سلمان در ساختار سیاسی عربستان سعودی، از احتمال بروز خصومت از سوی متعب، فرزند قدرتمند پادشاه فقید، که کنترل گارد ملی را در اختیار دارد، خبر داده است. این گزارش با بیان اینکه سلمان از زمان روی کار آمدن، عرف رایج آل سعود، مبنی بر تغییرات آهسته به منظور کسب حمایت حداکثری را کنار گذاشته، نوشته است که فرزند او محمد بن سلمان نیز به وضوح در تلاش است تا قدرت خود را تثبیت کند. آی‌اچ‌اس با اشاره به برکناری مقرن از ولیعهدی، نوشته است که حتی ممکن است محمد بن سلمان برای کنار زدن محمد بن نایف از ولیعهدی و در دست گرفتن قدرت پیش از برآوردهای کنونی، تلاش کند. آچ اس پیش بینی می کند که ریسک اینکه ولیعهد و دیگر شاخه‌های آل سعود برای برکناری شاه سلمان به بهانه مشکلات سلامت، با شورای بیعت لابی کنند را افزایش یافته است.

با توجه به آنچه گفته شد، بحران سیاسی در حاکمیت آل سعود و وجود تغییرات مدیریت نشده در هرم قدرت سیاسی این کشور عامل اصلی ترس ملک سلمان از ترک ریاض است؛ نه تنها قهری در کار نیست، بلکه مدیریت این اوضاع آشفته عربستان بیش از هر زمانی وابستگی پادشاه به کاخ سفید را ایجاب می کند./

 

علی دلفان

شناسه مطلب : 275255|

[ پنج شنبه 94/2/24 ] [ 1:4 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

شهید مطهری بازساری برداشت های مسلمانان از مفاهیم اسلامی و ارائه تفسیر درست از آن را راه درمان عقب ماندگی مسلمانان می دانند.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی:

در خصوص  اندیشه سیاسی شهید مطهری مقالات و کتب زیادی نوشته شده است اما هنوز زوایای پنهان اندیشه ایشان چندان روشن نشده است. از این رو، نوشتار حاضر با الگوی روش شناسی توماس اسپریگنز می کوشد اندیشه سیاسی شهید مطهری را مورد بازخوانی قرار دهد.

 اسپریگنز اندیشه سیاسی فلاسفه بزرگ غرب را با الگوی چهارگانه تحقیقی خود یعنی مشکل شناسی(مشاهده بی نظمی )، علت شناسی( تشخیص درد)، نظم و خیال( جامعه آرمانی ) و راه حل شناسی( راه درمان ) پردازش کرده است. به باور وی، اندیشمندان سیاسی واقع گرا هستند و اندیشه آنها پاسخ به مشکلات محیط سیاسی آنان است. در نظر اسپریگنز تمام نظریه پردازان  آثارشان را در زمانی نگاشته اند که جامعه سیاسی دچار بحران بوده است. قدم دوم جستجوی دلیل بی نظمی است و بعد از آن، در گام سوم این سوال طرح می شود که اگر این وضع نامطلوب و بی نظمی است پس وضعیت مطلوب و آرمانی کدام است؟ سرانجام آخرین مرحله نظریه سیاسی ارائه راه حل علمی برای رسیدن به هدف است

استاد شهید مرتضی مطهری بدون شک یکی از بزرگترین اندیشمندان معاصر و حتی تاریخ اسلام می باشند که با فهم درست از  اسلام و مقتضیات زمان دست به قلم برده است. در مورد مسائل مختلف قلم فرسائی نموده است، بگونه ای که امام خمینی (ره ) از ایشان به عنوان شهید بزرگوار، متفکر، فیلسوف، فقیه عالی م??ام، اسلام شناس کم نظیر، فرزند بسیار عزیز، حاصل عمر من، عالم جاودان یاد می کنند و مطالعه آثار ایشان را به تمام دانشجویان دانشجویان و روشنفکران توصیه می کنند .

با این وجود، محقق  در اینجا می کوشد تا بر اساس روش شناسی اسپرینگز به واکاوی اندیشه و آثار شهید مطهری بپردازد.

1- مشاهده بی نظمی : شهید مطهری تقریبا در تمامی آثار خود در فکر پاسخ به اتهام غربی ها نسبت به اسلام است که بیان می کنند پاره ای از اصول اعتقادی، اجتماعی و اخلاقی که در اسلام وجود دارد مانع از پیشرفت مسلمین است. زیرا غربی ها بیان می کردند به علت آنکه در اصول اعتقادی مسلمانان اعتقاد به قضا و قدر، آخرت، تحقیر زندگی دنیا، تقیه، قناعت، صبر، رضا، توکل، انتظار و ... وجود دارد این اصول اعتقادی باعث ایجاد سکون در مسلمین شده است و آنها را از تحرک باز داشته است.

2- تشخیص درد: استاد بزرگوار شهید مطهری در مرحله تشخیص درد و یافتن علت واقعی عقب ماندگی مسلمین سخن غربی ها در این مورد که مباحث  اعتقادی مسلمانان (توکل، قناعت، صبر و...) باعث عقب ماندگی آنها شده است را می پذیرد اما بر این باور است که برداشت هایی که مسلمین از اصول اعتقادی خود دارند عامل عقب ماندگی آنهاست. زیرا ایشان بین تفکر و برداشت موجود در جوامع اسلامی و روح واقعی اسلام فرق قائلند و اظهار می دارند که مشکل جوامع اسلامی در عدم کاربرد صحیح یا مسخ و تحریف دستورات الهی است. ایشان در کتاب ده گفتار بیان می کنند که توحید ما مسخ شده است، نبوت ما مسخ شده است، ولایت و امامت ما مسخ شده است، اعتقاد به قیامت کم و بیش مسخ شده  است، تمامی دستورات اسلامی در فکر ما تغییر شکل داده اند. در دین صبر هست، توکل هست، تقوی هست اما تمام اینها بدون استثنا به صورت مسخ شده در ذهن ما وجود دارد. (1)

ادامه مطلب...

[ دوشنبه 94/2/21 ] [ 4:8 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

آنها در وهله اول به‌نوعی تکیه‌گاه خود را عربستان قرار دادند و عربستان نیز که در حکومت‌داری چیزی برتر از آن کشورها ندارد، آنها را به همراه خود، به کشورهای استکباری وابسته و سرسپرده کرد.

پایگاه بصیرت،ساعاتی پس از قرائت بیانیه لوزان، باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در یک سخنرانی اعلام کرد، در آینده نزدیک با سران کشورهای عربی خلیج‌فارس دیدار و درباره توافق احتمالی هسته‌ای با ایران گفت‌وگو خواهد کرد. هفته گذشته جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا نیز پس از دیدار و گفت‌وگو با عادل الجبیر، همتای عربستانی خود در پاریس، اعلام کرد، نشستی که اوباما وعده داده، هفته آینده برگزار می‌شود و آمریکا و متحدانش در حوزه خلیج‌فارس قصد دارند در این نشست، تدابیر تازه‌ای برای مقابله با اقدام‌هایی در جهت بی‌ثباتی منطقه اتخاذ کنند. خبرگزاری رویترز هم به نقل از مقامات آمریکایی که نام‌شان ذکر نشده، گفت: این اجلاس برای ایجاد یک سیستم دفاعی منطقه‌ای تازه در برابر خطر ایران تشکیل می‌شود و ممکن است شامل تعهدات بیشتر امنیتی آمریکا به کشورهای منطقه، فروش تسلیحات تازه و رزمایش‌های نظامی مشترک بیشتر باشد و این در حالی است که پایگاه اینترنتی اکونومیست درباره درخواست‌های احتمالی سران این کشورها از آمریکا، پس از ذکر مواردی نوشت: «درخواست زشت رهبران عربی این خواهد بود که آمریکا باید توافقی را با کشورهای منطقه خلیج‌فارس به امضا رساند که مطابق آن، از آنها در برابر تجاوز ایران محافظت کند.» اگرچه ظاهر این اقدام سران کشورهای مرتجع عرب تعجب‌آور است، اما نباید از آن تعجب کرد؛ زیرا این کشورها در گذر زمان بنابر عللی دچار ضعف فزاینده‌ای شده‌اند که برای بقا آنها را به سرسپردگی، دریوزگی و التماس بیشتر واداشته است. برخی از این علل عبارتند از:
1ـ بی‌کفایتی؛ با وجودی که بیشتر این کشورها دارای درآمد سرشار نفت بوده‌اند، هیچ‌گاه نتوانسته‌اند در امر حکومت‌داری، رویکردهای صحیح و بنیادین داشته باشند که بتوانند با وابستگی کمتر و استقلال بیشتر کشورهای‌شان را اداره کنند. آنها در وهله اول به‌نوعی تکیه‌گاه خود را عربستان قرار دادند و عربستان نیز که در حکومت‌داری چیزی برتر از آن کشورها ندارد، آنها را به همراه خود، به کشورهای استکباری وابسته و سرسپرده کرد.
2ـ احساس حقارت تاریخی؛ به‌غیر از عربستان که آن هم نه به شکل پیوسته و در طول تاریخ طولانی که تنها در صدر اسلام سابقه مشخصی دارد، مابقی این کشورها ردّ پای روشنی به‌عنوان یک کشور در تاریخ ندارند و هیچ‌گاه به این باور نرسیده‌اند که با وجود کوچک، ضعیف و هم‌جوار بودن با یک کشور قدرتمند می‌توانند با برخورد مدبرانه و سنجیده، یک کشور محترم باقی بمانند و اندک‌اندک از زیر بار سنگین «احساس حقارت تاریخی» خارج شوند. یکی از نشانه‌های زنده این حقارت، این است که یک مقام ارشد شورای همکاری خلیج‌فارس به‌تازگی اعلام کرده است: «این توافق‌نامه (توافق‌نامه احتمالی هسته‌ای) این باور را به ذهن می‌آورد که ایران می‌تواند به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود... به‌رغم آنکه این رژیم به لحاظ اقتصادی درگیر بوده، اما رویکرد تهاجمی خود را رها نکرده است؛ حال (پس از توافق هسته‌ای) رسمیت و رونق اقتصادی خواهد داشت. این مسئله موجب نگرانی جدی است.» اگر کشور و یا کشورهایی دچار احساس حقارت تاریخی نباشند، به‌جای چنین تصور مرعوبانه‌ای، از بهبود روابط و بررسی چگونگی امکان ایجاد نظام تثبیت‌کننده و امنیت‌بخش در وضعیت جدید منطقه صحبت می‌کنند.
3ـ فقدان پایگاه اجتماعی؛ حوادث متعدد تاریخی و نیز رخدادهای مهم منطقه‌ای در سال‌های اخیر همه بیانگر آن است که بزرگ‌ترین و مطمئن‌ترین عامل بقای نظام‌های سیاسی، مردمی هستند که در قلمرو آن نظام سیاسی به‌سر می‌برند و عکس آن نیز صادق است. نظام‌های فاقد پایگاه اجتماعی به سبب نداشتن این سرمایه ارزشمند همیشه در نگرانی و تزلزل به‌سر می‌برند و عمر طولانی نخواهند داشت.
در کشورهای مرتجع عرب منطقه با اینکه بیشترین هزینه‌ها برای رفاه و راحتی مردم انجام می‌گیرد، اما به‌سبب اینکه مردم این روش حکومت‌داری را نمی‌پسندند، اقبالی به حکومت‌های‌شان ندارند و این حکومت‌ّها همیشه ناچارند بار سنگین حکومت را که از حملش عاجزند با بیم و اضطراب و به دور از حضور و مشارکت مردم به دوش بکشند و واضح است که چنین وضعی نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد.
4ـ منفور بودن؛ آنچه که حکومت‌ها را در داخل و خارج عزیز می‌کند، رفتار سنجیده دولتمردان است. زمانی که مردم این کشورها مشاهده می‌کنند، حاکمان‌شان به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که در داخل، مردم را هیچ می‌انگارند و در خارج نیز مسئولیت‌های‌شان را در برابر مسائل جهانی و به‌ویژه امت اسلامی به‌جا نمی‌آورند و در عوض در خدمت بیگانه عمل می‌کنند و روزی در همدستی با صهیونیست‌ها در کشتار مردم مسلمان فلسطین در غزه مشارکت دارند و روزی هم با الگو گرفتن از جنایات صهیونیست‌ها مستقیماً به کشتار مردم بی‌گناه و بی‌پناه یمن روی می‌آورند، هم خودشان از حکومت‌شان متنفر می‌شوند و هم مردم سایر کشورهای اسلامی، و این همان چیزی که در حال حاضر درباره این کشورها به عینه مشاهده می‌شود.
5ـ بازیچه شدن؛ کشورهایی با ثروت‌های بسیار کمتر از آنچه در اختیار کشورهای مرتجع عرب است در دنیا وجود دارند که با درایت رهبران‌شان توانسته‌اند با رفتار خردمندانه و مستقلانه برای خود اعتبار و آبرو کسب کنند و آنجایی هم که لازم بوده به استکبار نه بگویند، در حالی که کشورهای مرتجع عرب با زیر پا گذاشتن هرآنچه که رنگ و نشانی از خوداتکایی و اعتمادبه‌نفس دارد با خفیف کردن ملت‌شان بازیچه دست استکبار گردیده و آنچنان به این رذالت آلوده شده‌اند که بی‌شرمانه از آشکار شدن آن ابایی ندارند؛ از این‌رو، فاصله چنین کشورهای ضعیف و سلب اختیارشده، با فروپاشی تنها یک حادثه است که هر لحظه می‌تواند از راه برسد و این روزها نشانه‌های چنین حوادث در راهی چه بسیار است؟!

جواد رضایی

شناسه مطلب : 275168|

[ یکشنبه 94/2/20 ] [ 3:46 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

آنچه اکنون در عربستان صورت گرفته، تغییر افراد می باشد که مورد رضایت آمریکا است و این باعث شده که اصلاح ساختار صورت نگیرد و هیچ شاخصه ای در جهت ایجاد ساختار دیده نمی شود.

پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: در روزهای قبل دربار عربستان سعودی با تغییرات ناگهانی مهم و بی سابقه ای مواجه بود. وزیر خارجه کهنه کار عربستان بعد از 40 سال برکنار شد و مقرن بن عبدالعزیز برادر پادشاه عربستان از مقام ولیعهدی عزل شد و محمد بن نایف، نوه عبدالعزیز، با تکیه بر جایگاه ولیعهدی در نوبت پادشاهی قرار گرفت. اهمیت این تغییرات سؤالات مهمی را به ذهن می رساند: 

آیا می توان تغییرات اخیر در عربستان را دور از چشم آمریکا دانست؟ یا این که این تغییرات در جهت خواست کاخ سفید است؟ این تغییرات چه تأثیری بر جامعه معترض عربستان خواهد داشت؟

دکتر حسین ریوران، کارشناس مسائل منطقه در گفتگو با خبرنگار گروه بین الملل بصیرت به این سؤالات پاسخ می دهند:

 

بصیرت: تغییرات حاکمیتی در عربستان تا چه اندازه برآمده از خواست آمریکائی ها و مورد حمایت آن هاست؟

دکتر رویوران: با فوت عبدالعزیز، آمریکا به عربستان توصیه ‌کرد که در سیستم سیاسی جوان گرایی کند، چون فرزندان عبدالعزیز، مؤسس حاکمیت آل سعود، در سنین 70 سال به بالا هستند، به همین دلیل در حاکمیت بسیار ناکارآمد بودند و این موضوع روی نظام سیاسی عربستان تاثیر بسیار زیادی گذاشت، بنابراین آنچه اکنون در عربستان اتفاق افتاده، قاعدتا باید مورد حمایت آمریکا باشد، چون اساسا آمریکا توصیه می کرد چنین اتفاقی بیفتد.

اما در مورد فرد، یعنی محمد بن نایف، ولیعهد کنونی عربستان، وی به شدت از طرف آمریکا مورد حمایت است، وی 4 تا 5 بار دوره های نظامی ویژه و فشرده در آمریکا دیده و سازمان ‌های اطلاعاتی آمریکا از جمله CIA نگاه ویژه ‌ایی به بن نایف دارند. یکی از دلایل نگاه آمریکایی ها به شخص محمد بن نایف، مدیریت بخش های نظامی است که به توصیه ‌ آمریکا صورت گرفته است.

 بنابراین دلایل مختلفی وجود دارد که فرآیندی که در عربستان اتفاق افتاده مورد حمایت آمریکا است:

ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 94/2/17 ] [ 9:8 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

 

کشوری مانند ایران هر چند هم که تحریم باشد اما با توجه به وجود استعدادهای سرشار و بیشمار درونی می تواند روی پای خود بایستد و نشان دهد که تحریم نمی تواند سد راه آن باشد

پایگاه بصیرت؛ گروه سیاسی/ مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارگران سراسر کشور با بیان اینکه مشکلات کشور با گفتن و حرف زدن حل نمی شود؛ اقدام و ابتکار و عمل لازم است، راهکار حلّ این مشکلات را در درون کشور دانستند و افزودند که ستون فقرات هم عبارت است از تولید؛ ستون فقرات اقتصاد مقاومتی که ما عرض کردیم، عبارت است از تقویت تولید داخلی. ایشان همچنین در ادامه تأکید کردند: «کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان،‌ ژنو و نیویورک نیست.»

اعتراف به وجود مشکلات در کشور از یک سو و از سوی دیگر توجه به کمبودهایی که تحریم های ظالمانه برای کشور به بار آورده است، دو واقعیت وجودی شرایط کنونی کشور محسوب می شوند اما بدون شک آسیب شناسی این وضعیت ابتدایی ترین و کمترین کاری است که می توان انجام داد. به بیان دیگر، برای درمان این وضعیت به سرعت باید دست به اقدامات لازم زد. در واقع، اگر چه با مشکل مواجهیم و در شرایط تحریم نیز قرار داریم، اما این به معنای بسته بودن دستان ما نیست. بلکه کشوری مانند ایران هر چند هم که تحریم باشد اما با توجه به وجود استعدادهای سرشار و بیشمار درونی می تواند روی پای خود بایستد و نشان دهد که تحریم نمی تواند سد راه آن باشد؛ ایران کشوری است با مساحت زیاد، سرشار از منابع طبیعی و زیرزمینی، کشوری است که بزرگترین ذخیره انرژی دنیا در حوزه نفت و گاز را دارد،‌ از جمعیت نسبتا با کیفیتی برخوردار است؛ جمعیتی جوان، تحصیلکرده و متخصص، علاقه مند به سرنوشت کشور و حساس نسبت به سلطه خارجی و... .[1] ایران به واسطه سابقه تمدنی از تکنولوژی فرهنگی بالایی برخوردار است، به گونه ای که در برخی زمینه ها و تولیدات هنوز هم در سطح دنیا حائز رتبه اول است مانند فرش ایرانی و... .

علاوه بر آنچه گفته شد، ‌ایران از یک موقعیت ویژه ژئوپلتیکی برخوردار است که این موقعیت امکان ارتباط با دنیا را برای آن هموار می سازد؛ ایران به واسطه ی موقعیت گذرگاهی اش در مرکزیت مناطق متداخلی قرار دارد، ایران در مرکز تلاقی محورهای تولید و مصرف انرژی جهان قرار دارد؛ در محور عمودی شمالی - جنوبی در مرکز دو منبع انرژی خلیج فارس و آسیای میانه و قفقاز قرار دارد و در محور شرقی - غربی  نیز در مرکز دو منطقه مصرف کننده انرژی شرق آسیا و اروپا قرار دارد و این یعنی ایران موقعیت توزیع کنندگی ممتازی دارد. ایران به آب های آزاد بین المللی دسترسی دارد،‌ کنترل تنگه هرمز،‌ به عنوان یکی از مهمترین تنگه های راهبردی دنیا، را در اختیار دارد، با حدود 13 کشور همسایه است، ‌از عمق استراتژیک مطلوبی در داخل و در سطح منطقه برخوردار است و... .

بنابراین تصور اینکه دست ما بسته است و ما نمی توانیم از شرایط پیش رو،‌ جز با ارتباط با غرب، عبور کنیم، تصوری باطل است و چنانچه به این اصل اساسی اعتقاد داشته باشیم که سرنوشت کشور ما تنها به دست خودمان و استفاده از ظرفیت های درونی خودمان رقم می خورد، دیگر جای هیچ نگرانی در توفیق برای عبور موفق از این وضعیت وجود ندارد، هر چند این نیز به معنای نفی دیپلماسی نیست. بنابراین اگر مقام معظم رهبری مکررا بر استفاده از ظرفیت های داخلی و تقویت تولید داخلی تأکید دارند، این موضوع یک موضوع کاملا منطقی و درست است، زیرا کشور ما از امکانات لازم برای تحقق این مهم برخوردار است و فقط می بایست از این امکانات استفاده عملی شود که شرط کافی برای رونق تولید داخلی و استحکام بخشی ساخت درونی قدرت می باشد. برای این منظور نیز همه وظیفه داریم؛ هم دولت و هم ملت که با همدلی و همزبانی به رونق تولید داخلی کمک کنیم.  

 مصطفی قربانی


[1] . سطح تحصیلات و کیفیت جمعیت در ایران به گونه ای است که اگر بر روی همین جمعیت سرمایه گذاری شود ایران بزودی می تواند در بسیاری از زمینه ها تولید کننده باشد.   

 شناسه مطلب : 274963|


[ یکشنبه 94/2/13 ] [ 5:10 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

در ارتقای سطح امنیت به هیچ حدی قانع نباشید/ نیروی انتظامی باید مقتدر باشد/ اقتدار مطلوب اسلام همراه با عدالت و ترحم است

در ارتقای سطح امنیت به هیچ حدی قانع نباشید/ نیروی انتظامی باید مقتدر باشد/ اقتدار مطلوب اسلام همراه با عدالت و ترحم است

آمریکا که اکنون رئیس جمهور آن هم یک سیاه پوست است، سیاهان به وسیله پلیس مورد ظلم و بی اعتنایی و تحقیر قرار می‌گیرند که چنین رفتاری موجب بروز نا آرامی ها نیز شده است.

[ یکشنبه 94/2/6 ] [ 7:43 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 112
بازدید دیروز: 128
کل بازدیدها: 738093
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون