سفارش تبلیغ
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

نیز دارد. ایرادش در این است که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به آن 7 بند اضافه کرده است. اگر خوب بود و اشکالی نداشت دیگر لازم نبود رهبری چیزی به آن اضافه کند. بنابراین برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابصورت مشروط تایید کرده است.

پایگاه بصیرت / گزارش:مجتبی محمدی

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابا شرایطی تایید کرده است.

به گزارش خبرنگار بصیرت؛سردار سرلشکر محسن رضایی در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) گفت؛اگر شرایط رعایت نشود ویا آمریکائی ها به تعهدات خود عمل نکنند برجام از تعهدات ها کنار گذاشته خواهد شد.

 سپاه در انقلاب اسلامی شبیه به یک معجزه است. به تعبیر رهبر انقلاب باید این معجزه را به مردم معرفی کرد. شهید باقری و باکری و امثالهم معجزه انقلابند و باید معرفی شوند. این رسالت بر دوش پاسداران جوان بیشتر از هرکسی سنگینی می کند. 

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: پس از انقلاب افرادی مانند مهدی بازرگان به مردم گفتند که به خانه هایشان برگردند و ما کشور را اداره خواهیم کرد. ولی تفکر دیگری به نام دفاع از انقلاب وجود داشت که در مقابل این تفکر ایستادگی کرد و قشرهای مختلف مردم هسته های اولیه سپاه را به صورت خودجوش تشکیل دادند. 

فرمانده اسبق سپاه پاسدارن گفت: به محض اینکه سپاه جوانه زد بحران های مختلف را تجربه کرد از ترورهای مختلف تا ناآرامی های داخلی و جنگ خارجی. سپاه به مانند درختی است که از دل سنگ بیرون آمد،در سختی ها رشد کرد وبهمین دلیل شکست ناپذیر شده است.

وی با اشاره به شرایط منطقه ای و تشکیل گروههای خودجوش مردمی برای مقابله با جبهه سعودی – صهیونیستی تکفیریها هم گفت: دفاع وطنی و حشدالشعبی و حزب الله نیز طبق الگو سپاه متولد شده اند. 

سردار سرلشکر محسن رضایی افزود:سپاه همیشه باید با دو بال پرواز کند. یک بال عقلانیت و برنامه ریزی و... و دوم معنویت است. معنویت از نماز شروع می شود تا ولایت و برادری امتداد می یابد. بستر ولایت برادری است. رودخانه معنوی سپاه بسیار مهم است. در زمان جنگ اگر یک نفر به شهادت می رسید بقیه همرزمان آن شهید برگه های مرخصی را پاره می کردند و در جبهه ها می ماندند و این همان برادری بود. امام (ره) نیز بارها بر انس به خدا وانس بین هم تاکید داشتند. امروزه مکتب آموزشی و جهادی سپاه برکات زیادی هم در داخل و بیرون از کشور داشته است. نگاه به تحولات منطقه و اروپا و ناآرامی ها شاهد این مدعا است. این امنیت و اقتدار از برکات خون شهداء ماست. امانتداری میراث شهداء کار بزرگی است. 

سردار رضایی افزود؛ 16 سال فرمانده سپاه بودم که 8سال آن در زمان امام(ره) و 8 سال دیگر آن در زمان حضرت آقا بود. در زمان مقام معظم رهبری 3 سال بود که استعفاء را مطرح کرده بودم. حضرت آقا فرمودند که صبر کنم و در فرصت مناسب به شما اطلاع خواهم داد. سال 76 بود که در جلسه ای با مقام معظم رهبری پس از یک ساعت و 45 دقیقه به این نتیجه رسیدند و فرمودند که بنده قانع شده ام که در فرماندهی نباشید اما یک شرط دارد و آن این است که ما کسی را جای شما پیدا کنیم. و ادامه دادند که این موضوع از 2هفته تا 2سال طول می کشد.پس از دو ماه بعد سرلشکر رحیم صفوی انتخاب شدند و حضرت آقا به ما فرمودند که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شوم. این اصل موضوع بود و شایعات در این مورد را رد می کنم؛ یکی از این شایعات این بود که حضرت آقا اصرار زیادی داشتند که آقای رضایی بماند اما ایشان برخلاف حرف آقا عمل کردند

 محسن رضایی در ادامه گفت: به برجام تصویب شده در شورای امنیت ملی کشورمان ویامجلس انتقاد وارد است؛ برجامی که در مجلس تصویب شده از برجام شورای امنیت ملی بهتر است اما اشکالاتی نیز دارد. ایرادش در این است که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به آن 7 بند اضافه کرده است. اگر خوب بود و اشکالی نداشت دیگر لازم نبود رهبری چیزی به آن اضافه کند. بنابراین برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابصورت مشروط تایید کرده است.

اگرکسانی به عملکرد رهبر انقلاب در طول مذاکرات برجام انتقادی وارد کنند ولایی نیستند.

البته برجام آمریکارا از یک بن بست بزرگ نجات داد.آنها بین یک جنگ مفتضحانه و عقب نشینی بدون جنگ گیر کرده بودند مذاکرات برجام آنها را از این بن بست بیرون آورد .هرچند که اعلام می شودقدرت های بین المللی غنی سازی و هسته ای بودن  ایران را  امضاء کرده اند اما آنچه که فعلا قابل نقد است عدم اجرای تعهدات آمریکاست ویا نقض برجام می باشد که دولتمردان ما باید به تشکیل پرونده های مربوط در کمسیون شورای امنیت سازمان ملل فشار بر آمریکا را افزایش دهند.


[ یکشنبه 95/5/31 ] [ 9:45 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
در قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغ و ترویج الحاد واباحه گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام ومخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظردین اسلام محترم شمرده می شود؛ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام، اشاعه فحشا، ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه والقای حس عقب ماندگی و تبلیغ صهیونیزم از مواردی است که جزء ممیزی محصولات فرهنگی برشمرده می شود که با تسهیل صدور مجوز، امکان ورود آسیب های ذکر شده در حوزه فرهنگ افزایش خواهد یافت.
پایگاه بصیرت / شیرین زارعپور

نزدیک به یکسال از ابلاغ سیاست های کلی برنامه ششم توسعه از جانب رهبر معظم انقلاب می گذرد و دولت موظف بود دراین مدت، سیاست های کلی نظام را درراستای رسیدن به سند چشم انداز دربرنامه ششم به صورت کامل منعکس کند.چراکه اگر به سیاست های کلی عمل نشود، هر دولتی بر اساس سلیقه  خود برنامه نویسی خواهد کرد و نقش هدایتگری در سند چشم انداز، مغفول خواهد ماند.  
این سیاست های کلی بعد از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام و نظرات نخبگان،از جانب مقام معظم رهبری ابلاغ گردیده و  بر پایه محورهای سه گانه(اقتصادمقاومتی) (پیشتازی در عرصه علم و فن آوری) (تعالی و مقاوم سازی فرهنگی) با در نظر گرفتن واقعیت های موجود در صحنه داخلی و خارجی تنظیم شده تا با تحقق اهداف برنامه ششم به ارائه الگوی برآمده از تفکر اسلامی در زمینه پیشرفت که بکلی مستقل از نظام سرمایه داری جهانی است، کمک کند
فراموشی آرمان های سند چشم انداز در برنامه ششم توسعه
اعمال فرهنگ به معنی اعم آن یعنی آموزش، پژوهش، هنر، فضای مجازی و... و اخص آن یعنی آنچه در سیاست های کلی نظام در بخش فرهنگ، مورد توجه قرار گرفته است، در برنامه ششم بسیار کمرنگ و یا باید گفت اصلا ملاحظه نمی شود.
در ماده 19 برنامه ششم توسعه، آرمان های سند چشم انداز،مبنی بر تحقق توسعه متناسب با مقتضیات فرهنگی و متکی بر حفظ و ارتقای ارزش های اسلامی، ملی و انقلابی، آزادی های مشروع و مردم سالاری دینی، اصول و فضائل اخلاقی، کرامت و حقوق انسانی، هویت و انسجام ملی و همچنین حمایت از تولیدات و محصولات فرهنگی، مذهبی و هنری فاخر، صنایع دستی و میراث فرهنگی ناملموس و تقویت ظرفیت آن در تعاملات بین المللی ونیز ارتقای جایگاه و منزلت اصحاب فرهنگ و نخبگان و پیشکسوتان فرهنگ و هنر کشور ذکر شده و اما اقداماتی که بر اساس این موارد در سند چشم انداز، در لایحه برنامه ششم آمده است، یا مغایر با موارد مذکور و یا اصلا به آنها پرداخته نشده است
در بند یکم ماده نوزده برنامه ششم آمده است:
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است نسبت به تسهیل فرایندهای صدور مجوز و باز نگری و کاهش ضوابط و مقررات محدود کننده تولید و نشر آثار فرهنگی و هنری در چارچوب مقررات شرعی و قانونی اقدام نماید
این ماده اشاره به بحث برداشته شدن محدودیت اعطای مجوز به محصولات فرهنگی دارد.  در اینجا این سئوال پیش میاید که اگر محصولات فرهنگی بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و همینطور سیاست های کلی نظام بوده است، لزوم مطرح کردن این موضوع در بند یکم ماده نوزده چه بوده و در غیر اینصورت، تسهیل فرایند صدورمجوزو کاهش ضوابط تولید و نشر، موازی با برداشته شدن ممیزی این محصولات خواهد بود  
  در قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغ و ترویج الحاد واباحه گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام ومخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظردین اسلام  محترم شمرده می شود؛ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام، اشاعه فحشا، ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه والقای حس عقب ماندگی و تبلیغ صهیونیزم از مواردی است  که جزء ممیزی محصولات فرهنگی برشمرده می شود که با تسهیل صدور مجوز، امکان ورود آسیب های ذکر شده در حوزه فرهنگ افزایش خواهد یافت.  
ماده 26 – به منظور تحقق اهداف مندرج در اصول دهم وبیستم و بیست و یکم قانون اساسی اهداف سند چشم انداز و سیاست های کلی برنامه ششم مبنی بر تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن واستیفای حقوق شرعی و قانونی زنان در همه عرصه ها وتوجه ویژه به نقش سازنده آنان، کلیه دستگاه های اجرایی موظف به همکاری با معاونت امور زنان و خانواده در جهت اجرای برنامه جامع توسعه امور زنان و خانواده  می باشند سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور موظف است اعتبارات کافی را در جهت اجرای برنامه در بودجه سنواتی پیش بینی کند . ارائه گزارش عملکرد اجرای سند به کمیسیون فرهنگی مجلس در پایان هر سال الزامی است
طبق ماده 26 برنامه ششم، دستگاه ها موظف به همکاری با معاونت امور زنان هستند. این در حالی است که معاونت امور زنان موارد زیر را در کارنامه خود دارد:
الف:انعقاد تفاهم با صندوق جمعیت سازمان ملل، تفاهمی که بسیاری از کارشناسان حوزه زنان، از آن به عنوان یک برجام کوچک زنانه یاد می کنند که راه نفوذ را در این زمینه باز کرده است.
ناقص الخلقه دانستن قانون افزایش مرخصی زایمان زنان
ب:این معاونت داشتن بیش از یک یا دو فرزند را عقلانی نمی داند
ج:حامی ورود زنان به ورزشگاه ها و شبکه سازی مدیران زن سراسر کشور
د:برگزاری همایش روسپی گری و حمایت از کارگران جنسی  
و:نظر به اصلاح قانون خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر
و موارد متعددی از این دست که معاونت امور زنان در سه سال دارا بودن این سمت، بدانها پرداخته است .  
به نظر می رسد در برنامه ششم، به بخش فرهنگ که از دغدغه های رهبری حکیم انقلاب است و موضوع بسیار مهمی است که ولنگاری فرهنگی را در اثر توجه نداشتن به این حوزه رقم زده است،هیچ توجهی نشده ضمن اینکه بندهای درج شده در لایحه برنامه ششم، خود ، راه نفوذ فرهنگی را افزایش خواهد داد.  
امور فراموش شده  
موارد ذیل  در سیاست های ابلاغی از جانب رهبر معظم انقلاب به دولت ابلاغ شده است، اما در برنامه ششم توسعه لحاظ نشده اند:
تلاش شایسته برای تبیین ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس و دستاوردهای جمهوری اسلامی -  
- ارائه و ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی و فرهنگ سازی درباره اصلاح الگوی مصرف و سیاست های اقتصاد مقاومتی  
اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور و تهیه پیوست فرهنگی برای طرح های مهم -
-حمایت مادی و معنوی از هنرمندان نوآوران محققان وتولید کنندگان آثار و محصولات فرهنگی وهنری مقوم اخلاق فرهنگ و هویت اسلامی ایرانی  
-حضور موثر نهادهای فرهنگی، دولتی و مردمی در فضای مجازی به منظور توسعه و ترویج فرهنگ، مفاهیم و هویت اسلامی ایرانی و مقابله با تهدیدات  
-توجه ویژه به توسعه و تجلی مفاهیم، نمادها و شاخص های هویت اسلامی ایرانی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور
سخن پایانی: با توجه به برنامه ریزی دقیق و حساب شده  دشمنان درموضوع فرهنگ، انتظار می رفت که در برنامه ششم به صورت مفصل به این موضوع مهم پرداخته شود، ولی متاسفانه شاهد هیچ توجهی در لایحه برنامه ششم به مسئله فرهنگ نبوده ایم و مسائل مهمی چون: خانواده، جمعیت، هنر، فضای مجازی و... از نکات مغفول در برنامه ششم هستند  . با این وجود از نمایندگان مجلس انتظار می رود دقت بیشتری در تصویب برنامه ششم داشته باشند تا شاید اصلاحیه ای در این زمینه صورت گیرد

 


[ شنبه 95/5/16 ] [ 7:23 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نشست اتحادیه عرب در حالی که انفعال جهان عرب در برابر بحران های داخلی خود را به نمایش گذاشت، همانند قبل بازیچه سیاست های عربستان قرار گرفته است و آل سعود که نتیجه سیاست های سلبی خود در منطقه را تبدیل شدن کشورش به بازیگر تخریب گر در افکار عمومی می داند، سعی دارد به سوی سیاست های ایجابی حرکت کند. این سیاست ایجابی چیست؟
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حمزه عالمی
پایان زودهنگام اجلاس اتحادیه عرب در نواکشوت، پایتخت موریتانی، تحلیل هانی عماره، روزنامه نگار سرشناس مصری را به خاطر می آورد که یک ماه قبل با طرح این سؤال که «آیا عرب پایان یافته است؟»، نوشت: «من فروپاشی عرب را در سایه درگیری ها و فرار میلیون ها نفر و همچنین ویرانی و تخریبی که همه چیز را در برگرفته و صحنه وحشتناکی به وجود آورده است می بینم؛ صحنه ای که هنوز تمام نشده و همچنان ادامه دارد.»
تحلیلگران اجلاس اخیر اتحادیه عرب و پایان زودهنگام آن را نشانه انفعال جهان عرب می دانند، در حالی که بسیاری از کشورهای عربی را بحران و درگیری فرا گرفته است. در نشست روز گذشته اتحادیه عرب، ملک سلمان و عبدالفتاح السیسی که سران دو کشور بزرگ جهان عرب هستند، حضور نداشتند و به جای آن ها وزرای خارجه این دو کشور در نشست حاضر شدند. همچنین امیر قطر نیز تنها پس از حضور چند ساعته، این نشست را ترک کرد و دلیل آن را حضور در اجلاس دیگری در آمریکای لاتین اعلام کرد! فؤاد معصوم، رئیس جمهور عراق نیز با اعلام «پرداختن به موضوعات سیاسی ضروری در بغداد» در این نشست حاضر نشد و ابراهیم جعفری، به جای او ریاست هیئت عراقی در نواکشوط را برعهده گرفت. 

عربستان از نفی به اثبات با تکیه بر اتحادیه عرب

بیشتر آنچه در نشست اخیر اتحادیه عرب گذشت، اتهام زنی به ایران و سخنانی انفعالی درباره فلسطین بود. «احمد بن محمد الجروان» رئیس پارلمان عربی با متهم کردن ایران به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی گفت: نیت سوء تهران درباره کشورهای عربی به ویژه درباره بحرین نشان می‌دهد که این کشور دوست کشورهای عربی نیست. «صباح الاحمد الجابر الصباح» امیر کویت نیز ایران را به دخالت در کشورهای عربی متهم کرد. «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی یمن نیز در این نشست به عنوان نماینده یمن سخنرانی کرد و مدعی شد انصار الله یمن و علی عبدالله صالح تحت حمایت ایران علیه آنچه دولت قانونی یمن خواند، عصیان کرده‌اند و گفت این یک پروژه (صفوی) است که برای ناچیز کردن هویت عربی یمن صورت گرفته است. «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین نیز در پیامی که به این اجلاس فرستاده بود، اتهامات بی ادبانه ای را به ایران زد که به لحاظ حقوقی ضرورت دارد توسط دولت ایران در مجامع بین الملل پیگیری شود. وی ایران را به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی، صادرات تروریسم، حمایت لجستکیی از گروه‌های تروریستی و تلاش برای بر هم زدن امنیت و ثبات کشورهای عربی متهم کرد. عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان نیز بار دیگر ایران را به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی متهم کرد و گفت این اقدام در تضاد با قوانین بین المللی است که باید بر اساس قوانین اتحادیه عرب، سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل با آن مقابله شود.
محور مهم دیگری که حاضران در نشست اتحادیه عرب بر آن تأکید داشتند، حمایت از فلسطین و در کنار آن محکوم کردن اقدامات رژیم اسرائیل در توسعه شهرک سازی بود. «محمد ولد عبدالعزیز» رئیس جمهور موریتانی که کشورش ریاست دوره بیست و هفتم اتحادیه عرب را برعهده دارد، تأکید کرد اصلی ترین مسأله کشورهای عربی حل پرونده فلسطین است. وی گفت: باید در حل پرونده فلسطین به لزوم توقف شهرک سازی، عقب نشینی اسرائیل از بلندی‌های جولان و مزارع شبعا، رفع تحریم‌ها از فلسطینیان و توقف کشتار آن‌ها به دست اسرائیلی‌ها توجه شود. محمد ولد عبدالعزیز یادآور شد تا زمانی که بحران پرونده فلسطین حل نشود جهان عرب رنگ ثبات و امنیت را نخواهد دید.
«احمد ابوالغیط» دبیرکل اتحادیه عرب نیز  یادآور شد مسأله فلسطین و پایان دادن به اشغال فلسطین در اولویت اتحادیه عرب خواهد بود و افزود که باید با لجاجت اسرائیل مقابله کرد. همچنین رئیس پارلمان الجزایر ضمن اشاره به خطر تروریسم و لزوم مقابله با آن تأکید کرد که فلسطین همواره در رأس نگرانی‌های جهان عرب است.
«ریاض المالکی» وزیر خارجه فلسطین نیز به نیابت از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از دبیر کل اتحادیه عرب خواست به فلسطین در زمینه اعلام دعوی علیه بریتانیا به دلیل بیانیه بالفور [بیانیه وزیر خارجه وقت انگلیس که سرآغاز تلاش در عرصه بین‌المللی برای اشغال فلسطین بود] کمک کند. وی تأکید کرد اسرائیل همچنان به ادامه سیاست‌های اشغالگری خود اصرار دارد و می‌خواهد چینش جمعیتی قدر را تغییر دهد و افزود: زمان آن رسیده است تا دولت فلسطین بر چارچوب مرزهای 1967 تأسیس شود.
درباره دو محور اصلی نشست اتحادیه عرب چند نکته وجود دارد:
1- همچنان که تاکنون بسیار ثابت شده است، بخش زیادی از کشورهای اتحادیه عرب وابسته به دلارهای نفتی عربستان هستند و از این رو نقش انتقال دهنده و تأیید کننده سیاست های عربستان را در نشست های منطقه ای و بین المللی دارند، هرچند بازیگران مستقلی همچون عراق، لبنان و عمان در بین آن ها حضور دارند و تا حدی الجزایر و گاهی اوقات کویت نیز سیاست های مستقل تری را دنبال می کنند، با این حال سیاست های عربستان، بسیاری اوقات راهبرد کلی نشست های اتحادیه عرب را مشخص می کند و مسئله مهم این است که ریاض خود از سردرگمی و بن بست در سیاست خارجی اش رنج می برد. آل سعود مدت هاست که سیاست ایجابی خود در منطقه را بر جنگ افروزی و حمایت از گروه های تروریستی قرار داده است؛ یعنی در دل سیاست ایجابی عربستان، نفی، تخریب و سلب قرار دارد و آل سعود هر روز بیشتر در این باتلاق گرفتار می شوند. هم اکنون سعودی ها در جنگ یمن گیر افتاده اند، با تروریست هایی که سال ها در سوریه پرورانده اند، نمی دانند چه کنند و قادر نیستند پیوند ساختاری وهابیت در عربستان با تکفیریسم و تروریسم را از بین ببرند. بنابراین تمام سیاست خارجی عربستان را نفی و تخریب تشکیل می دهد و اتهام زدن عصبی برخی سران عرب به جمهوری اسلامی ایران، در نشست اخیر اتحادیه عرب، برگرفته از رویکرد سلبی و مخربانه آل سعود در منطقه است. پیام این رویکرد به سخن هانی عماره نزدیک می شود؛ اتحادیه عرب ذیل سیاست های مخربانه عربستان، به سمت تباهی پیش می رود و بازیگری خود را در نفی و تخریب قرار داده است. آیا این رویکرد می تواند موجودیتی برای اعراب باقی گذارد؟ 
2- شاید آل سعود از لرزان شدن موجودیت خود در جهان عرب و بن بست سیاست های سلبی اش آگاه است و یا شاید این آگاهی را از بیرون به دست آورده است، به هر حال به نظر می رسد سعودی ها به دنبال این هستند که از قِبَل مسئله فلسطین، برای خود جایگاهی در دنیای اسلام و منطقه باز کنند و به نوعی خود را در مدیریت مسائل منطقه دارای سیاستی ایجابی جلوه دهند و در این زمینه اتحادیه عرب و دیگر سازمان های عربی را ابزار قرار داده اند. گفته شد که یکی از محورهای پُر تکرار اعضای اتحادیه عرب در نشست اخیر، صحبت بر سر مسئله فلسطین بود.  
تأکید کشورهای عضو اتحادیه عرب بر مسئله فلسطین، موضوعی است که همواره در نشست های این اتحادیه تکرار می شود و در نشست اخیر نیز بیشتر درباره فلسطین ابراز نگرانی شد، بر جلوگیری از شهرک سازی اسرائیل تأکید شد، پایان اشغالگری رژیم صهیونیستی به شکل کم رنگی خواسته شد و تأسیس فلسطین در چارچوب مرزهای 1967 بار دیگر مطرح شد. این مطالبات در حالی که از دغدغه برخی مقامات عرب درباره مسئله فلسطین حکایت می کند، می تواند در چارچوب سیاست های خاص عربستان درباره فلسطین قرار داشته باشد. 
مصر و عربستان طی ماه های اخیر توسعه روابط خود با اسرائیل را آشکار کرده اند و به شکل غیر مستقیمی در جهت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی حرکت کرده اند. انتشار اخبار دیدار ترکی فیصل، رئیس سابق سازمان اطلاعات رژیم سعودی با یعقوب عمیدور مشاور سابق امنیت داخلی رژیم صهیونیستی و نیز سفر هیئت سعودی به تلاویو و همچنین سفر سامح شکری، وزیر خارجه مصر به تلاویو و انتشار اخباری مبنی بر سفر قریب الوقع نتانیاهو به قاهره، همگی از نشانه های عادی سازی روابط مصر و عربستان با رژیم اسرائیل و به رسمیت شناختن غیرمستقیم این رژیم اشغالگر است. 
رسمیت دادن به رژیم صهیونیستی که با اقدامات عربستان و مصر در جهان عرب دنبال می شود، گام اولیه طرح صلح عربی -اروپایی است که تشکیل «دو دولت» فلسطینی و اسرائیلی را دنبال می کند و مورد حمایت جدی دموکرات های آمریکا و کشورهای اروپایی است، بنابراین سخنان برخی از مقامات عرب درباره فلسطین در اجلاس اخیر از نظر عربستان دور نخواهد بود و می تواند مبتنی بر راهبرد عربستان در موضوع فلسطین باشد. راهبرد عربستان درباره رژیم صهیونیستی پایان دادن به اشغالگری صهیونیست ها و آزادسازی سرزمین های اشغال شده 1948 نیست، بلکه تلاش برای مهار رژیم اسرائیل در مناطق اشغالی کنونی و جلوگیری از توسعه شهرک سازی است. کارشناسان معتقدند این راهبرد مبتنی بر طرح صلح عربی-فرانسوی است که چند ماه قبل در اجلاس پاریس مطرح شد و گام اولیه آن به رسمیت شناختن موجودیت رژیم صهیونیستی و در ادامه تشکیل «دو دولت» فلسطینی و اسرائیلی است. البته روشن است با توسعه مناطق اشغالی توسط رژیم اسرائیل و با حمایتی که این رژیم از سوی آمریکا می شود، تشکیل دو دولت عملا به معنای محو فلسطین درون اسرائیل است.
 این در حالی است که کمیته ملی عالی سالروز نکبت در بیانیه مطبوعاتی خود بعد از برگزاری مراسم روز نکبت امسال در نوار غزه، بر حق مردم فلسطین در خصوص بازگشت به سرزمین مادری شان که سال 1948 از آن آواره شدند تاکید کرد. در این بیانیه آمده است مردم فلسطین هرگز سرزمین آباء و اجدادی خود را فراموش نمی کند و مقاوم باقی می مانند.

نتیجه
نشست اتحادیه عرب در حالی که انفعال جهان عرب در برابر بحران های داخلی خود را به نمایش گذاشت، همانند قبل بازیچه سیاست های عربستان قرار گرفته است و آل سعود که نتیجه سیاست های سلبی خود در منطقه را تبدیل شدن کشورش به بازیگر تخریب گر در افکار عمومی می داند، سعی دارد به سوی سیاست های ایجابی حرکت کند، اما این سیاست ایجابی چیزی جز نقشه آمریکا و غرب نیست و محوریت آن در شرایط کنونی به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است./ 


[ جمعه 95/5/8 ] [ 9:27 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نظرسنجی جدیدی که در آمریکا انجام شده، نشان می‌ دهد حمایت از ترامپ در انتخابات ریاست‌ جمهوری، برای اولین بار در دو ماه گذشته تقریبا با کلینتون برابر شده است و این نامزد جنجالی جمهوری خواهان به یک قدمی نامزد دموکرات ها رسیده است و رقابت شانه به شانه بین دو رقیب پیش می رود.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/روح الله صالحی
پس از چند ماه رقابت تنگاتنگ بین نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه و هیلاری کلینتون از حزب دموکرات به عنوان نامزدهای نهایی برای تصدی ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شدند تا در انتخاباتی که به زعم رسانه ها و نظرسنجی های انجام شده جنجالی ترین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا خواهد بود، به رقابت بپردازند.  
انتخابات آمریکا قرار است در ماه نوامبر برگزار شود. دونالد ترامپ 70 ساله که در سیاست به? اندازه تجارت تجربه کافی ندارد و اظهارات جنجالی ?اش انتقاد بسیاری از سران جمهوری ?خواه آمریکا و حتی مقامات کشورهای غربی را برانگیخته است، با کنار زدن رقبای خود و با اقبال طرفداران مردمی این حزب با کسب اکثریت آرای دلیگیت، «نماینده حزب»، نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شد. با توجه به کناره گیری برنی سندرز، هیلاری کلینتون نیز به عنوان نامزد نهایی حزب دموکرات انتخاب شد و در ماه های باقی مانده برای برگزاری انتخابات ماه نوامبر دو رقیب تلاش همه جانبه ای خواهند کرد تا آرای مردمی و اعضای «الکترال کالج» را برای تصدی پست ریاست جمهوری جلب کنند. انتخاباتی که بیشتر مردم آمریکا آن را جنجالی ترین دوره انتخابات در طول تاریخ آمریکا می دانند، چرا از اردوگاه جمهوری خواهان، فرد جنجالی همچوت ترامپ به دور نهایی راه یافته و نامزد نهایی دموکرات?ها، هیلاری کلینتون، یک زن و همسر رئیس? جمهور سابق آمریکاست و در ماه های اخیر جنگ لفظی دو نامزد علیه یکدیگر تشدید شده است. ایده? هایی چون دیوارکشی در مرز مکزیک، خروج از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، ممنوع یا محدود کردن ورود مسلمانان و مجبور کردن متحدان آمریکا به پرداخت هزینه به خاطر حمایت واشنگتن از آن ها، ترامپ را به جنجالی ?ترین نامزد انتخابات آمریکا در چند دهه اخیر تبدل کرده است تا جایی که تعدادی از اعضای حزب جمهوری ?خواه به دلیل مخالفت با ترامپ اعلام کرده ?اند که رأی خود را به نفع هیلاری کلینتون به صندوق خواهند انداخت. 

کلینتون - ترامپ در ایستگاه پایانی

شاید سال گذشته کمتر کسی تصور می کرد که ترامپ بتواند اکثر آراء جمهوری خواهان را کسب کند و حتی اعضای حزب به تصور این که ترامپ نخواهد توانست نظر مردم را جلب کند با نامزدی وی موافقت کردند، اما برخلاف تصورات ورق به نفع ترامپ برگشت و سخنان جنجالی و پوپولیستی او در کمپین های تبلیغاتی، در نهایت با اقبال مردمی روبرو شد و این مسئله اعضای جمهوری خواه را مجبور کرد که بر خلاف میل خود به نامزدی ترامپ تن دهند. هرچند ترامپ تا چندی پیش در بسیاری از نظرسنجی های انجام شده در داخل آمریکا از لحاظ اقبال عمومی نسبت به هیلاری کلینتون عقب بود، اما نظرسنجی جدیدی که در آمریکا انجام شده، نشان می‌ دهد حمایت از ترامپ در انتخابات ریاست‌ جمهوری، برای اولین بار در دو ماه گذشته تقریبا با کلینتون برابر شده است و این نامزد جنجالی جمهوری خواهان به یک قدمی نامزد دموکرات ها رسیده است و رقابت شانه به شانه بین دو رقیب پیش می رود.  
نظرسنجی های انجام شده از اقبال کم رنگ و حتی نگرانی مردم آمریکا نسبت به دو نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری حکایت دارد. یافته? های یک نظرسنجی که به? طور مشترک توسط خبرگزاری «آسوشیتدپرس» و «جی?اف?کی» انجام?شده، نشان می? دهد که 81 درصد از آمریکایی ?ها می ?گویند از انتخاب یکی از این دو سیاستمدار به? عنوان رئیس ?جمهور آینده نگران هستند و از این واهمه دارند که سیاست های اشتباه آن ها به وجهه آمریکا در نظام بین الملل خدشته وارد کند. 

چرایی اقبال مردم به ترامپ 
هرچند حزب جمهوری خواه ترامپ را به عنوان نامزد نهایی معرفی کرد، اما نسبت به ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری در داخل این حزب چندان تمایلی به نامزدی ترامپ وجود نداشت و تعدادی از سران این حزب با ترامپ مخالف بودند و از ابتدا سعی می کردند تا وی را از نامزدی برکنار کنند. روزنامه «واشنگتن پست» چند ماه پیش در گزارشی افشا کرد که بسیاری از اعضای جمهوری خواه تلاش می کنند تا از نامزد شدن دونالد ترامپ در کنوانسیون ملی حزب جلوگیری کنند. این روزنامه آمریکایی در گزارشی دیگر نوشته بود: «دونالد ترامپ منفورترین نامزد در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست و اگر به عنوان نامزد قطعی حزب جمهوری خواه برای این رقابت انتخاب شود؛ حزب جمهوری خواه بهتر است برای حفظ منزلت و اعتبار خود از خیر ریاست جمهوری آمریکا بگذرد و اجازه ندهد پای ترامپ به کاخ سفید برسد».  
شاید نکته متمایز این دوره از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در بین جمهوری خواهان یکدست و متحد نبودن اعضای این حزب در حمایت از نامزد نهایی است که برخلاف میل خود مجبور به پذیرش او، یعنی ترامپ، شده اند. ترامپ پیشتر تهدید کرده بود بود که در صورت عدم تایید از سوی جمهوری خواهان به طور مستقل در انتخابات شرکت خواهد کرد و جمهوری خواهان برای این که آرای مردمی را از دست ندهند ترامپ را نامزد نهایی اعلام کردند.  
به نظر می رسد، جمهوری ?خواهان الآن از روی ناچاری به ترامپ امیدوارند تا مقتضیات ریاست ?کاخ سفید در صورت انتخاب شدنش، وی را تغییر دهد و او را به چارچوب حکومت بر ?آمریکا بازگرداند. سخنان وی درباره سیاست خارجی آمریکا علاوه بر جمهوری خواهان، متحدان خارجی این کشور را نیز نگران کرده است و آن ها تمایلی به پیروزی ترامپ در انتخابات ندارند و موضع گیری های مقامات غربی علیه ترامپ بیانگر همین امر است. 
در ارتباط با اقبال مردمی به ترامپ می توان گفت که میان اولویت? های حزب و بدنه مردمی جامعه طرفداران آن تفاوت دیدگاه بسیار است. در واقع، طرفداران ترامپ سرخوردگانی هستند که از وضع اقتصادی خوبی بهره مند نبوده و از پدیده مهاجرت دل? خوشی ندارند و بخشی از محبوبیت ترامپ در بین اقشار مختلف جامعه آمریکا به این مسئله ارتباط پیدا می کند. سخنان ترامپ علیه مسلمانان و وضع اقتصادی مردم آمریکا، امیدی را در دل مردم برای آینده ای بهتر به وجود آورده است و از این رو، به باور برخی ناظران اگر حزب جمهوری ?خواه دست به جراحی بزرگ می? زد و شخصی غیر از ترامپ از کنوانسیون حزبی بیرون می ?آمد با ریزش شدید سرمایه? های اجتماعی خود مواجه می? شدند. 
از منظر رهبران جمهوری? خواه و طرفداران آن، یک فرد جنجالی و «پوپولیست» نظیر ترامپ، می? تواند در مسابقه انتخاباتی آمریکا بر منطق زنانه کلینتون غلبه کرده و بر ?کرسی کاخ سفید تکیه بزند. همچنان که بسیاری از مردم از هم اکنون منتظر مناظره ترامپ و کلینتون هستند تا ببینند در نهایت کدام یک بر دیگری چیره و غالب خواهد شد. ترامپ پیشتر گفته بود در ماه نوامبر، زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا با شکست هیلاری کلینتون «کار را تمام خواهم کرد». 
از طرفی، سخنرانی های نژادپرستانه ترامپ علیه مهاجران و مسلمانان، ملی گرایان آمریکا را به این نتیجه رسانده است که ترامپ بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آمریکا است. حملات تروریستی اخیر در آمریکا که توسط مهاجران خارجی انجام شده بود بخشی از جامعه آمریکا را نسبت به بر حق بودن ترامپ درباره مسئله مهاجران مجاب کرده است و آن ها امیدوار هستند تا با روی کار آمدن دونالد ترامپ بتوانند محدودیت هایی را در مورد پذیرش مهاجران اعمال کنند.    
همچنین یکی از دلایل محبوبیت ترامپ در بین اقشار مختلف جامعه، استقلال مالی و عدم وابستگی وی به دلارهای لابی صهیونیستی «آیپک» و شرکت های اقتصادی بزرگ است که شاید بتواند آمریکا را از زیر بار فشارهای صهیونیست ها در سیاست های داخلی و خارجی برهاند. ترامپ خود بارها گفته است که نیازی به حمایت های مالی دیگران ندارد و همین مسئله سبب شده است تا لابی صهیونیستی و حتی سعودی از کلینتون، رقیب ترامپ، حمایت کنند و گزارش هایی منتشر شده است که رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی میلیون ها دلار به کمپین انتخاباتی کلینتون کمک کرده اند تا وی بتواند در انتخابات بر ترامپ پیروز شود، چرا که آن ها ترامپ را گزینه مطلوبی برای اجرای برنامه های مخربانه منطقه ای و جهانی خود نمی بینند.        

چشم انداز رقابت با کلینتون 
اگرچه نتیجه نظرسنجی ها نشان می دهد که دو رقیب دوشادوش یکدیگر پیش می روند، اما آنچه از شواهد و قرائن بر می آید این است که احتمالا شانس کلینتون برای بر عهده گرفتن سکان هدایت کاخ سفید بیشتر است. از یک طرف، کلینتون حمایت همه جانبه دموکرات ها را پشت سر خود دارد و اتحادی بین آن ها برای حمایت از کلینتون وجود دارد، ولی ترامپ از چنین حمایتی برخوردار نیست و برخی از اعضای حزب جمهوری خواه که به ناچار تن به نامزدی ترامپ داده اند گفته اند که به کلینتون رای خواهند داد و این مسئله می تواند در ریزش آرای ترامپ در انتخابات تاثیر گذار باشد، چرا که عدم حمایت اعضای حزب جمهوری خواه در جلب نظر مردم برای رای دادن به ترامپ نتیجه معکوس خواهد داشت. 

کلینتون - ترامپ در ایستگاه پایانی

از سوی دیگر، اگر به تاریخ چند دهه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگاه کنیم، متوجه می شویم که نقش لابی صهیونیستی در این انتخابات مشهود است و بیشتر افرادی در آمریکا رئیس جمهور می شوند که مورد حمایت لابی صهیونیستی باشند و سرمایه گذاری های آن ها بر روی فرد خاص تاثیرگذار است و نقش تعیین کننده ای در نتیجه انتخابات دارد. در این دوره نیز لابی صهیونیستی در کنار کلینتون ایستاده و برای پیروزی وی در انتخابات آتی تلاش می کند و اخیرا لابی سعودی هم در آمریکا فعال شده و به همراه صهیونیست ها از نامزد دموکرات ها حمایت می کند. همچنین اظهارات جنجالی ترامپ علیه مسلمانان و نوع نگاهش به ارتباط با متحدان آمریکا سبب شده تا وی در عرصه بین المللی هم محبوبیت و مقبولیت چندانی نداشته باشد.  
نتیجه گیری
مردم آمریکا با نگرانی به آینده این کشور در صورت از روی کار آمدن ترامپ و کلینتون می نگرند و حتی در بین تحلیلگران نیز نوعی آینده مبهم ترسیم می شود. از یک در بین بخشی از جامعه آمریکا و حتی تحلیل گران خارجی، به لحاظ وابستگی هیلاری کلینتون به سرمایه داران صهیونیستی و اشرافیت حزبی، این تصور وجود دارد که ترامپ به سبب مواضع انزواگرایانه در سیاست خارجی و تمرکز بر اقتصاد داخلی آمریکا نسبت به کلینتون گزینه بهتری برای آمریکا و جهان خواهد بود و می تواند به اوضاع داخلی آمریکا سر و سامان داده و مردم را از وضعیت بدی که دچار آن هستند نجات دهد و از سوی دیگر این مسئله از سوی ناظران بین المللی رد شده است و آن ها بر این باورند که شخصیت ترامپ، اهداف بلند پروازانه او برای احیای ابر‌قدرتی آمریکا، جمع شدن تندروهای جنگ‌ طلب در اطراف او، گرایش های نژاد پرستانه درباره مهاجران و روحیه جنگ طلبانه اش می ‌تواند در آینده موجب فجایع بسیاری در عرصه داخلی و سیاست خارجی شود.
درباره نامزد دموکرات ها، هیلاری کلینتون که در دوره اول اوباما مسئولیت وزارت خارجه آمریکا را برعهده داشت، نقش بارزی در بحران های منطقه ایفا کرد و خود اعتراف کرده است که از جمله اقداماتش کمک به تأسیس داعش بوده است. با این وجود برخی معتقدند به دلیل تعهد و پای بندی او به برنامه‌ های حزب دموکرات، قابل کنترل و مهار بوده و خطر کمتری نسبت به رقیب جنجالی خود خواهد داشت. بنابراین نامزدهای انتخابات آمریکا هر یک از پرونده ای جنجالی برخوردارند و همین موضوع آینده انتخابات این کشور و دوره بعد از اوباما را دچار ابهام کرده است.

 باید به نظاره نشست و دید که ترامپ جنجالی که هزینه بسیاری صرف تبلیغات و جلب نظر شخصیت های قدرتمند کرده، با این حجم حملات رسانه ‌ای که علیه وی وجود دارد، می تواند کلینتون را شکست دهد و به کاخ سفید راه یابد. از طرفی، اگر کلینتون موفق به کسب تصدی مقام ریاست جمهوری آمریکا شود، علاوه بر این که به عنوان اولین زن در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا نام خود را تثبیت خواهد کرد، این شانس را به حزب دموکرات خواهد داد که این حزب بعد از سال 1945 برای اولین بار سه دوره متوالی به کاخ سفید راه یابد و از این حیث از حزب رقیب خود پیشی بگیرد/.    

[ جمعه 95/5/8 ] [ 9:26 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نسل جدیدی که در عربستان حاکم شده چه خود سلمان پادشاه، بن نایف ولیعهد و محمدبن سلمان جانشین ولیعهد، نسلی بدون تجربه، خام و عصبی است و تلاش دارد به خواسته های خودش در کوتاه ترین زمان ممکن برسد و هیچ گونه حجب و حیایی ندارند و مستقیما وارد معادلات می شوند و مذاکره با رژیم صهیونیستی را دنبال می کنند
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل
چند هفته قبل اخباری از دیدار محرمانه مقام سعودی با یکی از سران اطلاعاتی رژیم صهیونیستی منتشر شد و هفته قبل هم اخباری از سفر هیئت عالی رتبه سعودی به سرزمین های اشغالی روی خروجی خبرگزاری ها رفت. این اتفاقات که علاوه بر همکاری های امنیتی سعودی ها و صهیونیست ها در جنگ علیه حزب الله و غزه، طی سال های قبل است، چه چیزی را بازگو می کند؟ این توسعه روابط عربستان و رژیم اشغالگر قدس چرا تا این سطح ادامه یافته و چه تباع امنیتی بر منطقه دارد؟
قاسم غفوری، کارشناس مسائل منطقه در گفتگو با خبرنگار گروه بین الملل بصیرت به این مسائل می پردازند:

بصیرت: در خبرها آمده بود که هفته قبل یک هیئت عالی رتبه عربستان سعودی به تل آویو سفر کرده بود، مهم ترین هدف سعودی ها از این اقدام چیست؟
غفوری: در ارتباط با عملکردهای رژیم سعودی در قبال رژیم صهیونیستی و تحرکاتی که اخیرا انجام داده، می توان مهم ترین آن را سفر انور عشقی، ژنرال بازنشسته دستگاه اطلاعاتی عربستان، دانست که در فلسطین اشغالی اعلام شد که با مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی و حتی چوخه های ترور این رژیم دیدار داشت. از مهم ترین مواردی که می توان بررسی کرد این که سعودی ها اهدافی را از این سفر و رویکردها دارند. همچنان که اعلام شد هیئت کرسنت رژیم صهیونیستی در آینده به عربستان سفر خواهد داشت.

عربستان به دنبال جلوگیری از فروپاشی رژیم صهیونیستی است

چندین نکته در قبال این نوع رفتارهایی که انجام می شود، مطرح است:   آن چیزی که عربستان به ظاهر مطرح می کند، این است که به دنبال حل مسئله فلسطین با راه حل دو دولت، یا همان طرحی که قبلا ملک عبدالله در سال 2002 برای صلح فلسطین مطرح کرده بود و سعودی ها سعی دارند از این طریق مسئله را سرپوش بگذارند، اما اهداف اصلی را باید در وضعیت داخلی عربستان جستجو کرد. چالش هایی که در عرصه قدرت و رفتارهایی که خاندان ملک سلمان دارند برای این است که به انحصار قدرت دست پیدا کنند و از آن طرف بن نایف، ولیعهد، برای این که بتواند خود را در ساختار قدرت حفظ کند، تحرکاتی را انجام می دهد. بنابراین یک عرصه جنگ قدرت را در داخل عربستان باید در نظر داشته باشیم. در کنار این مسئله، تحولات منطقه را هم داریم، یعنی شکست هایی که عربستان در یمن و سوریه متحمل شده و این که عملا در عرصه منطقه ایی نتوانسته آن ادعای این که من پدرخوانده منطقه هستم را به دست بیاورد و یک نوع انزجار کلان از عربستان در منطقه ایجاد شده است. در نقطه مقابل شاهد هستیم که جبهه مقاومت توانسته با مبارزه ای که با تروریست ها دارد، نقش موثری در برقراری امنیت و وحدت جهان اسلام انجام دهد و مجموعه این تحولات ها عملا یک فضای شکست را برای عربستان ایجاد کرده است. 
نکته دیگر به ساختار حاکم بر عربستان بر می گردد، یعنی ملک سلمان در جنگ قدرتی که در عرصه داخلی درگیر است، تلاش می کند به آمریکایی ها القاء کند که تامین کننده منافع آمریکایی ها فقط خاندان اوست و می تواند اهداف منطقه ایی آمریکا را محقق کند و از آنجا که رژیم صهیونیستی یکی از اولویت های آمریکا است، ساختار حاکم بر عربستان با این گونه رفتارها و تعاملاتی که با رژیم صهیونیستی دارد، می خواهد از یک طرف به تثبیت موقعیت داخلی خود بپردازد و از طرف دیگر شاید با این حربه بتواند آن شکست های منطقه ای خودش را با ائتلافی که با رژیم صهیونیستی ایجاد می کند، به نوعی جبران کند. در مقابل رژیم صهیونیستی تلاش می کند به واسطه عربستان نیازهای خود را برای این که بخواهد معادلات منطقه ایی را چینش کند، تأمین کند. در این رابطه می توان گفت عربستان و رژیم صهیونیستی با توجه به ناکامی ها و شکست های منطقه ایی خود تلاش دارند با نوعی همگرایی، بر آن شکست ها فائق شوند و در کنار آن ملک سلمان با محقق کردن اهداف آمریکا و خوش خدمتی به آمریکا، جایگاهی را برای خاندانش در میان آمریکایی ها ایجاد کند و به تثبیت و انحصار قدرت دست پیدا کند، هر چند که مجموعه این تحولات را که نگاه می کنیم، می بینیم عربستان در مسیری قرار گرفته که نهایت آن خیانت به فلسطین و مسئله جهان اسلام است.

بصیرت: مجموعه این تحرکات عربستان تا چه اندازه در چارچوب دنبال کردن طرح صلح خاورمیانه است؟
غفوری: عربستان با معادلاتی که مستقیما با رژیم صهیونیستی برقرار کرده است، مانند نشست های بین المللی، همچون نشست پاریس که در خرداد ماه برگزار شد، نشست هایی که در اتحادیه عرب و در شورای همکاری های خلیج فارس برگزار شده است، این ادعا را مطرح کرد که به دنبال احیای صلح خاورمیانه است و این ادعا صرفا برای این که عربستان خیانت هایی که به مسئله فلسطین و جهان اسلام دارد را به نوعی توجیه کند، ولی در عمل مسلما این موضوع حل نخواهد شد و بلکه استمرار و تشدید می شود، خصوصا این ساختاری که الان در رژیم صهیونیستی حاکم است، اصلا واژه ایی به نام مذاکره برای آن معنایی ندارد. رادیکالیسمی که در آنجا حاکم است عملا یک نقطه را می شناسد و آن هم اشغالگری کامل فلسطین به خصوص قدس و کرانه باختری است. در معادلات منطقه ایی شاهد هستیم رژیم صهیونیستی کاملا در حال بحران سازی است و حتی در قبال همین عربستانی که به سمت صهیونیستی ها گرایش پیدا کرده شاهد هستیم، صهیونیست ها با مجموعه ایی از چالش های منطقه ایی که ایجاد می کنند به نوعی به دنبال ضربه زدن به خود عربستان هم هستند.
بنابراین آن چیزی که در چند دهه اخیر در مورد معادلات منطقه ایی شاهدیم این است که همواره رژیم صهیونیستی و آمریکا خودشان اساس این بحران های منطقه و نه بخشی از راه حل منطقه بوده اند و گرایش پیدا کردن به رژیم صهیونیستی، مذاکرات و تعاملات با آن ها، مسلما نمی تواند حلال مشکلات باشد، چون خود رژیم صهیونیستی و همچنین آمریکا و سیاست هایی که در منطقه دنبال می کند اصل و ریشه مشکلات در منطقه است و اگر قرار باشد صلحی یا ثباتی در منطقه ایجاد شود، راهکار آن مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا است. 

بصیرت: چه اتفاقی افتاده که در شرایط کنونی روابط عربستان با رژیم اسرائیل آشکار شده است؟
غفوری: چند دلیل برای این نوع مذاکرات و روابطی که آشکارا دیده می شود: اول آن در ساختار حاکم بر عربستان شاهد هستیم که قشر و نسل جدیدی که بر عربستان حاکم شده است، حجب و حیا و وجاهت گذشته را ندارد. مقامات قدیم عربستان بر اساس یکسری گرایشات سنتی، در ظاهر برخی از اصول و خطوط قرمز در قبال مسئله فلسطین، رژیم صهیونیستی و حتی معادلات منطقه ایی را حفظ می کردند، اما نسل جدیدی که در عربستان حاکم شده چه خود سلمان پادشاه، بن نایف ولیعهد و محمدبن سلمان جانشین ولیعهد، این نسل جوان، نسلی بدون تجربه، خام و عصبی است و تلاش دارد به خواسته های خودش در کوتاه ترین زمان ممکن برسد و هیچ گونه حجب و حیایی ندارند و همه ساختارها و اصول را کاملا کنار گذاشته اند و با توجه به این شرایط مستقیما وارد معادلات می شوند و مذاکره با رژیم صهیونیستی را دنبال می کنند و نشست های علنی و دیدارهای آشکاری را برگزار می کنند.
نکته دیگر در این زمینه این که آمریکایی ها بر اساس همان نگاه ایجاد شکاف در جهان اسلام و جلوگیری از فروپاشی رژیم صهیونیستی -که خود مقامات آمریکایی از جمله برژینسکی تاکید دارند که رژیم صهیونیستی تا ده سال آینده توان حیات ندارد- اقدام می کنند و می شود گفت این گونه رفتارهایی که عربستان دارد انجام می شود و برخی از کشورهای عربی به تبعیت از آن انجام می دهند، برگرفته از همان سیاست آمریکایی برای جلوگیری از همان فروپاشی است 

بصیرت: روابط بین عربستان و رژیم صهیونیستی چه تاثیری بر مسائل جهان اسلام به ویژه فلسطین و بحران سوریه خواهد داشت؟
غفوری: در مورد آشکار شدن روابط بین عربستان و رژیم صهیونیستی در قبال معادلات منطقه ای باید به دونکته توجه کرد:
نکته اول: این گونه گرایشات و رفتارهایی که انجام می شود، یعنی این همگرایی سعودی ها با صهیونیست ها، سبب ادامه بحران و حمایت از گروه های تروریستی می شود و از طرف دیگر هم سبب تشدید فضای سرکوب در فلسطین و سرکوب انتفاضه ایی می گردد که در سرزمین های اشغالی و در عمق اراضی اشغالی شکل گرفته است، چنان که دیدارهایی که مقامات عربستان از جمله انور عشقی در دیدار اخیر با سران و ارکان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و چوخه های ترور داشت، نشان می دهد معادلاتی که آن ها به دنبال آن هستند، معادلات ادامه بحران و حتی تشدید فشارها و سرکوب علیه فلسطینی ها می باشد. اما یک نکته را باید در نظر داشت: آشکار شدن این روابط نشان می دهد که رفتارهای عربستان برخلاف ادعاهایی که در رابطه با همگرایی منطقه مطرح می کند و حتی طرح ارتش واحد اسلامی را که در سال گذشته مطرح کرد، این موارد صرفا یک رفتارهای ظاهری است و درس گرفتن از این ها می تواند چند دستاورد مهم برای جهان اسلام داشته باشد: 
 اول: برای فلسطینی ها آشکار می شود جزء جبهه مقاومت و وحدت داخلی هیچ مولفه دیگری برای رسیدن به اهداف و حقوق خودشان ندارند و از طرف دیگر جهان اسلام به این نتیجه می رسد که به هرحال آن ادعاهای ظاهری عربستان صرفا یک ادعاهایی بوده برای توجیه برخی از رفتارها و هیچ سنخیتی بین آن ادعاها و رفتار عملی سعودی ها وجود ندارد. دور شدن جهان اسلام از عربستان و همگرایی به جبهه مقاومت به عنوان رکن اساسی برای وحدت جهان اسلام و رفع چالش هایی که وجود دارد، مسلما می تواند دستاوردهای بسیاری برای جهان اسلام داشته باشد، هر چند محافل رسانه ایی و سیاسی غربی، صهیونیستی و سعودی سعی دارند با ایجاد شکاف بین شیعه و سنی و با مطرح کردن مسائل حاشیه ای مانند ایران هراسی جلو این موضوع را بگیرند.

بصیرت: توسعه روابط عربستان و رژیم صهیونیستی چه آثار و نتایجی می تواند بر رابطه بین ایران و عربستان داشته باشد؟ 
غفوری: جمهوری اسلامی ایران همواره بر هم زیستی و همگرایی با کشورهای منطقه به خصوص کشورهای اسلامی تاکید داشته و رفتارهای آن همواره نشان داده که جمهوری اسلامی ایران برخلاف ادعاهایی که آمریکایی ها می کنند نه عامل بحران در منطقه، بلکه عامل ثبات بوده است. جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال تنش نیست اما در قبال عربستان باید در نظر داشته باشیم در شرایطی که عربستان زمینه ساز تنش در جهان اسلام و عامل بحران و نا امنی در منطقه است، مسلما سعودی ها نمی توانند انتظار این را داشته باشند که ایران همان رفتاری که در قبال سایر کشورهای منطقه دارد را با عربستان داشته باشد و اگر عربستان بخواهد از خطوط قرمز عبور کند، پاسخ ایران قطعا پاسخی سخت و خشن خواهد بود، اما در نگاه کلی این است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها در قبال عربستان بلکه در قبال کل کشورهای منطقه به دنبال این است که از طریق دیپلماتیک و در چارچوب وحدت جهان اسلام و منطقه مسائل حل شود تا با آن خواسته هایی که غرب و رژیم صهیونیستی مبنی بر ایجاد شکاف در جهان اسلام، دنبال می کند،  مقابله شود و یک وحدت و همگرایی در منطقه ایجاد شود.
مسلما رفتارهای عربستان نمی تواند روی عملکردهای منطقه ایی جمهوری اسلامی ایران تاثیری بگذارد، چرا که به رغم تمام تهدیدات و تحرکاتی که عربستان علیه ایران انجام می دهد و حتی حمایت هایی که از گروه های تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد، ایران همچنان به حضور مستشاری خودش در سوریه و عراق و به حمایت از فلسطین ادامه می دهد چرا که این ها جزء اصول جمهوری اسلامی ایران است و نتیجه آن برقراری امنیت و ثبات در کل منطقه خواهد بود./
با تشکر از جناب آقای غفوری که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند
مصاحبه از: وحید قاسمی


[ جمعه 95/5/8 ] [ 9:25 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
عده‌ای از ساختگی بودن کودتا سخن گفته‌اند و عده‌ای دیگر معتقدند اردوغان از کودتا خبر داشت، اما می‌دانست که کودتایی ضعیف است، بنابراین با سکوت در برابر اجرای آن فرصت سرکوب گسترده‌ای را به دست آورد. برخی حتی معتقدند کودتایی واقعی در ترکیه رخ داد و «اردوغان» را تا مرز برکناری از قدرت پیش برد.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/یوسف شفیعی
بامداد شنبه ارتش ترکیه علیه دولت بینالی ییلدریم، نخست وزیر همسو با اردوغان، کودتا کرد و در چند ساعت موفق شد کنترل برخی مراکز حساس را به دست بگیرد، اما این کودتا به سرعت سرکوب شد و اردوغان و نخست وزیرش توانستند زمام امور را به دست گیرند. سرعت شروع کودتا و شکست آن باعث گمانه زنی ها مختلفی درباره آن شده است. عده‌ای از ساختگی بودن کودتا سخن گفته‌اند و عده‌ای دیگر معتقدند اردوغان از کودتا خبر داشت، اما می‌دانست که کودتایی ضعیف است، بنابراین با سکوت در برابر اجرای آن فرصت سرکوب گسترده‌ای را به دست آورد. برخی  حتی معتقدند  کودتایی واقعی در ترکیه رخ داد و «اردوغان» را تا مرز برکناری از قدرت پیش برد.

سناریوهای کودتای ترکیه و روزهای سخت دولت ییلدریم

 واقعیت این کودتا هر چه که بود تنها گذشت زمان آن را مشخص خواهد کرد، اما آنچه قطعی است این که این کودتا فرصتی بی‌نظیر برای تصفیه حساب‌های بی‌سابقه داخلی در اختیار «اردوغان» قرار داده است. در این مطلب به بررسی سناریوهای مختلف در این مورد می پردازیم.

سابقه کودتا در ترکیه
نظامیان ترکیه خود را مدافع نظام سیاسی و ثبات کشور می‌دانند و از زمان تاسیس این کشور چندین بار برای حفظ نظام علیه دولت‌های منتخب غیر نظامی وارد عمل شده‌اند. ارتش ترکیه از سال 1960 چهار دولت این کشور را ساقط یا مجبور به استعفا کرده است. رابطه نظامیان و احزاب ترکیه همواره با تنش همراه بوده، که این تنش‌ها ریشه در تاریخ آشفتگی‌های ‌سیاسی ترکیه دارد. اولین کودتا در 27 ماه مه سال 1960 روی داد و ارتش ترکیه، دولت منتخب این کشور را برکنار کرد. دلیل این کودتا "بی‌کفایتی" دولت غیرنظامی وقت اعلام شد. این اولین مداخله ارتش ترکیه در امور سیاسی بود؛ اقدامی که جامعه این کشور را دو پاره کرد. عدنان مندرس، نخست وزیر وقت ترکیه که به مدت 10 سال رهبری دولت را به عهده داشت، با قرص خواب اقدام به یک خودکشی ناموفق کرد و دو روز بعد به دار آویخته شد. 
دومین کودتا 12 مارس 1971 بود که ارتش علیه دولت سلیمان دمیرل، نخست‌وزیر وقت دست به کودتا زد. آقای دمیرل نزدیک به 5 دهه در عرصه سیاست ترکیه فعال بود. او هفت بار سمت نخست‌وزیری ترکیه را به عهده داشت و دولت او دو بار توسط نظامیان ساقط شد. کودتای نظامی 1980 ترکیه، خونین‌ترین کودتا از زمان تشکیل جمهوری ترکیه به شمار می‌رود. این کودتا به رهبری کنعان اورن علیه دولت سلیمان دمیرل صورت گرفت. طی این کودتا ارتش اعلام کرد برای پایان دادن به بحران ناشی از درگیری ملی‌گرایان و چپ‌های افراطی وارد عمل شده است. پس از کودتای سال 1980 نزدیک به 600 هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از آن ها شکنجه و 50 نفر نیز اعدام شدند. 
در سال 1997 ارتش ترکیه، دولت ائتلافی نجم‌الدین اربکان را مجبور به کناره‌گیری کرد که در ترکیه از آن به عنوان "کودتای پست مدرن" یاد می‌شود. در آن سال، نظامیان با ارسال یادداشتی برای اربکان، نخست وزیر اسلامگرای این کشور از حزب رفاه، دولت او را به داشتن گرایش‌های دینی در سیاست متهم کرد و خواهان کناره‌گیری نخست‌وزیر شد که آقای اربکان به این خواسته عمل کرد.
اردوغان با آگاهی از قدرت سیاسی نظامیان در کشورش، طی یک دهه گذشته در جهت طرح اصلاحات اروپایی "کنترل دموکراتیک بر نیروهای مسلح (DEMOCRATIC CONTROL OF ARMED FORCES = DECAF)  که از شروط و اصلاحات عضویت در اتحادیه اروپاست، دندان سیاست نیروهای مسلح را کشید و از سال 2007 و همزمان با مطرح شدن طرح کودتای " ارگنه کون " به مهندسی ساختار فرماندهی ارتش ترکیه روی آورد و ده ها ژنرال بلند پایه را به ظن دست داشتن در طرح های کودتای " ارگنه کون " و "بالیوز " به دادگاه کشاند و از منصب فرماندهی کنار زد. پس از ماجرای افشای فساد مالی اعضای کابینه اردوغان در 17 دسامبر 2013 نیز رجب طیب اردوغان تصفیه کاملی در بدنه نیروهای مسلح به ویژه در ساختار فرماندهی پلیس انجام داد و نیروهای نزدیک به خود را با هدف "مقابله با دست های توطئه گر دولت موازی" در کادر فرماندهی پلیس گمارد و نتیجه این اقدام او در همراهی نیروهای پلیس با مردم و مقابله آن ها با نظامیان کودتاگر در چند شب گذشته نمایان شد.

سناریوهای کودتای اخیر
1- کودتای طرفداران گولن 
  اولین سناریو که توسط خود اردوغان نیز مطرح شده است این که کودتای چند شب قبل، توسط فتح الله گولن سازماندهی شده است. طبق این سناریو کودتا پس از آن رخ داد که اخیرا برای اولین بار عملیات‌های امنیتی علیه شاخه نظامی جریان گولن انجام شد. در دو سال گذشته هیچ هفته‌ای بدون عملیات علیه نیروهای این جریان در ساختار قضایی و اطلاعاتی ترکیه وجود نداشته است و صدها نفر به جرم همکاری با جریانی زیرزمینی در درون دولت دستگیر شده بودند، اما برای نخستین بار در هفته گذشته تعدادی از افسران ارتش تحت بازداشت قرار گرفتند. این عملیات جریان گولن را متوجه جدیت دولت در برخورد با خود کرد و این جریان را بر آن داشت تا با چشم پوشی از تمام ریسک‌ها دست به کار شود. در واقع جریان نظامی گولن متوجه شده بود که با کودتا یا بدون کودتا در هر حال سرکوب و ریشه کن خواهد شد. بنابراین طی یک اقدام متهورانه دست به کودتا زد. جریان گولن در ارتش در شکل یک هسته مخفیانه با نام "کمیته صلح در جهان" در حال مدیریت اوضاع بود. مشکل اصلی این هسته پایین بودن درجات نظامی این بود که با توجه به این مساله بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی معتقد بودند که در کوتاه مدت امکان کودتای فراگیر توسط گولنی‌ها در ارتش وجود ندارد و آن ها در بدترین حالت می‌توانند خرابکاری انجام دهند. در مقابل افرادی این اقدامات را یک کودتای واقعی اما ناموفق می‌دانند و اقدام بسیار ماهرانه رسانه‌ای و روانی این گروه را دلیلی بر مدعای خود می‌دانند. تیم کودتا کننده در اولین اقدام، تلویزیون دولتی را تسخیر کرد و از این طریق با ایجاد رعب در کشور وارد فاز مدیریت صحنه شد. در ادامه با در دست گرفتن ساختمان‌های مدیریت شبکه‌های خصوصی و پخش ماهواره‌ای بخش قابل توجهی از کشور ترکیه را از مشاهده تلویزون محروم کرد و اینترنت را نیز قطع کرد. اما فتح الله گولن هرگونه نقش آفرینی در این کودتا را رد کرده است. البته اردوغان همچنان اصرار دارد که گولن طراح عملیات بوده و از آمریکا درخواست استرداد وی را کرده است.
2- کودتای اردوغان (!)
دومین فرضیه بر آن است که این کودتا تنها یک تئاتر سخت و سنگین از سوی اردوغان بود تا با استفاده از شرایط بحرانی ایجاد شده دست به تضعیف ارتش زند و امکان کودتاهای جدی‌ای که می‌توانست در آینده گریبانگیر او شود را از بین ببرد. این طیف اصلی‌ترین دلیل خود را فراهم شدن امکان قدرت نمایی بیشتر برای اردوغان به عنوان یک رهبر وحدت بخش و بسیج‌گر اقشار مختلف مردم می‌دانند و معقدند که درخشان تر شدن چهره اردوغان در این مساله به عنوان یک قهرمان ملی نشان می دهد که همه ماجرا تحت نظرات او بوده است و این تنها یک بازی است. اگرچه تنها گذر زمان و بررسی سوانح آینده نشان خواهد داد که چه دست‌هایی در پشت پرده این حادثه وجود داشته است، اما صرفِ فراهم شدن امکان خودنمایی برای اردوغان را در این کودتا نمی توان دلیل کافی دانست. در واقع اگرچه در صورت موفقیت اردوغان و حزب حاکم توان اردوغان بیشتر از پیش خواهد شد، اما میزان هزینه ای که اردوغان در قبال این مساله متحمل شده است بسیار بالا است. علاوه بر این در ماه های اخیر اردوغان با طیف های مختلف ارتش وارد مراوده شده و نظر مساعد آن ها برای همراهی با خود در مسایل مختلف کشور را کسب کرده است و بنا بر این در میان مدت امکان وقوع کودتا علیه او ممتنع بود. 
3- کودتای محدود ارتش
سناریوی سوم مربوط به نوعی کودتای محدود در ارتش در حد فرماندهان میانی است. طبق این نظر شاید نتوان نقش جنبش گولن یا کودتای کامل ارتش را منکر شد، اما می توان قائل به نوعی شبه کودتا توسط فرماندهان میانی ارتش بود. بر اساس گزارش سی ان ان ترک، یک ژنرال 4 ستاره نیروی هوایی ترکیه  با نام "آکین اوزتورک" و دامادش سرهنگ "هاکان کاراکوش" فرماندهی اصلی عملیات هوایی شب کودتا را در دست داشتند. در آن شب همه فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی و دفاع هوایی ترکیه از آنکارا به استانبول رفته بودند تا در مراسم ازدواج دختر ژنرال "ایلهان شانوِر" فرمانده نیروهای دفاع هوایی ترکیه شرکت کنند. از ژنرال "عابدین اونال" فرمانده نیروی هوایی ترکیه گرفته تا همه فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی و دفاع هوایی ترکیه. در این مراسم تنها یک فرمانده غایب بود و او ژنرال "آکین اوزتورک" 64 ساله و فرمانده سابق نیروی هوایی ترکیه بود. او پس از ماجرای تصفیه فرماندهان ارتش از سوی اردوغان در سال 2013 فرمانده نیروی هوایی شد و در سال 2015 این سمت را به ژنرال "ایلهان شانوِر" داد. این فرمانده عالی رتبه که پیشتر فرمانده نیروی هوایی ارتش ترکیه بود، نفوذ گسترده ای در ساختار نیروی هوایی و ارتش ترکیه داشت. سال گذشته یک گروه از فرماندهان نیروی هوایی با ارایه گزارشی به مقامات بالای حفاظت اطلاعات ارتش ترکیه، از ارتباطات گسترده ژنرال اوزتورک با طرفداران فتح الله گولن و احتمال تلاش او برای انجام کودتا خبر داده بودند. در شب کودتا این فرمانده سابق نیروی هوایی به همراه دامادش از فرصت عدم حضور همه فرماندهان نیروی هوایی در پایتخت و شرکت آن ها در مراسم ازدواج دختر یکی از فرماندهان استفاده کرده و فرمان آغاز عملیات و پرواز جنگنده های اف -16 و هلی کوپترهای "سیکورسکی" را صادر کرد. بر اساس گزارش سی ان ان ترک این فرمانده نظامی که به همراه دامادش دستگیر شده است، قرار بود در صورت موفقیت کودتا به سمت ریاست "ستاد مشترک ارتش ترکیه" برسد. به نظر می رسد این سناریو بیش از دیگر سناریوها با واقعیت کودتای ترکیه همخوانی دارد، چرا که شکست سریع کودتا نشان داد که فرماندهان اصلی ارتش ترکیه حامی این کودتا نیستند و از سوی دیگر گزارش سی ان ان ترک نشان داد که ژنرال "آکین اوزتورک" انگیزه لازم برای این کودتا را داشته است.
4- کودتای عربستان، رژیم صهیونیستی و آمریکا
گفته شد در سناریوی کودتا از سوی فتح الله گولن و عناصرش، پای آمریکا نیز در میان است. علاوه بر این موضوع، با توجه به موضع گیری عربستان و آمریکا درباره کودتای ترکیه و اخباری که سپس از رابطه عناصر کودتا با رژیم اسرائیل منتشر شد، این سناروی که در کودتای اخیر ترکیه، ریاض، واشنگتن و تلاویو نقش داشته اند را تقویت می کند. در این زمینه پایگاه خبری تحلیلی رجا نیوز، در مطلبی، اطلاعات و تحلیل های رسانه ها و کارشناسان آمریکایی را گزارش داده است که قبل از وقوع کودتای ترکیه در باره آن بحث کرده اند و بعد از آن نیز اطلاعات دقیقی درباره کودتاگران ارائه کرده اند. در کنار این،  روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل با اشاره به کودتای ترکیه نوشت: «آکین اوزتوک، فرمانده سابق نیروی هوایی ترکیه، یکی از مشوقان اصلی کودتای نافرجام این کشور، قبل از بازنشسته شدن از ارتش در سال گذشته، وابسته نظامی ترکیه در اسرائیل بود.» بر اساس این موضوع برخی پای صهیونیست ها را نیز در کودتای اخیر ترکیه دخیل می دانند. در نهایت این که حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل خاورمیانه عقیده دارد که می‌توان عربستان سعودی را بنا به دلایلی پشت این کودتا دانست. وی در این زمینه گفت: عربستان سعودی از مدت‌ها پیش بر اثر موضع‌گیری دولت اردوغان نسبت به نظامیان مصری و دولت عبدالفتاح السیسی، دید مثبتی نسبت به آنکارا ندارد. گفتنی است که عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان و جان کری وزیر خارجه آمریکا، از جمله کسانی بودند که با تأخیر و آن هم با ادبیاتی دوپهلو اعلام کردند که از دولت ترکیه حمایت می کنند، اما با ادبیات صریح و روشنی کودتاگران را محکوم نکردند. همچنین تحلیل گران طرفدار این نظریه، معتقدند، با توجه به مقررات ناتو، کشورهای غربی و آمریکا  باید در همان لحظات اولیه کودتا این حرکت را در ترکیه محکوم  می کردند، چون ترکیه یکی از اعضای ناتو است اما نه آمریکا و نه کشورهای غربی عضو ناتو واکنش سریع و لازم را در این زمینه از خودشان نشان ندادند. با این حال کارشناسان این سناریو را وسوسه کننده، اما بدون مدرک لازم می دانند و از این رو باید منتظر روزهای آینده بود.
فرجام سخن
کودتایی که برای برچیدن بساط اقتدار رجب طیب اردوغان به راه افتاد،‌ به نظر می رسد به تحکیم بیشتر جایگاه او بینجامد و اعتماد به نفس او را برای عملی کردن طرح‌هایش جهت تغییر ساختار سیاسی کشور و کسب قدرتی فراتر، افزایش دهد. شکست این کودتا ظرف چند ساعت نیز تضمینی باشد بر صفر شدن احتمال تکرار تحرکات نظامی مشابه. کودتا را ارتش سامان داد، اما نیروی ضد کودتا و ابزار مقابله و مقاومت دولت، پلیس بود. این اتفاق بار دیگر نشان داد که همه دولت‌ها به حمایت و در کنترل داشتن پلیس نیاز دارند. در مجموع به نظر می رسد آنچه با واقعیت همخوانی بیشتری دارد همان کودتای ارتش است، اما  غیبت فرماندهان عالیرتبه ارتش در این کودتا نشان داد که این کودتایی محدود بود و شاید حتی بتوان آن را شبه کودتا نامید. با این حال این تردید وجود دارد که نیروهای رده پائین ارتش با همراهی یک ژنرال مهم، به احتمال وعده ای بزرگ از سوی یک قدرت بزرگ و وابستگان منطقه ایش داشته اند که چنین ریسکی را انجام داده اند. 
به هر حال این کودتا به اردوغان فرصت داده است تا در جهت پاکسازی مخالفان بیشترین بهره برداری را داشته باشد. آخرین خبرها از برکناری نیروهای زیادی در وزارت آموزش ترکیه حکایت دارد.  به گزارش ایسنا، شبکه خبری اسکای نیوز عربی گزارش داد که وزارت آموزش ترکیه 15200 تن از کارمندان این وزارت خانه را که ان ها را مرتبط با گروه گولن اعلام کرده است، برکنار کرد. چنین وضعیتی در ترکیه روزهای نامعلومی را پیش روی دولت بینالی ییلدریم، نخست وزیر همسو با اردوغان، قرار داده است و باید منتظر روزهای آینده بود. دست کم می توان حدس زد که دولت ترکیه با روزهای سختی مواجه خواهد بود و طیفی از مسائل پیش رویش گشوده خواهد شد. این کودتای نافرجام شاید نشانی از تلاش های پنهانی عناصر وابسته به آمریکا و عربستان برای طراحی آینده ترکیه است که دولت آنکارا را وارد فضای حساسی خواهد کرد./ 


[ جمعه 95/5/1 ] [ 6:42 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
اقتصاد مقاومتی اگرچنانچه به معنای واقعی کلمه - همان‌طور که گفته شده و خواسته شده- اجرائی بشود و اقدام‌و عمل بشود، هم عزّت ملّی را تأمین می‌کند، هم نیازهای کشور را تأمین می‌کند؛ چون متّکی است به ظرفیت‌های داخلی، به امکانات داخلی، به تولید داخلی
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / مصطفی قربانی

مقام معظم رهبری در بخشی از بیاناتشان در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه با اشاره به نسبت و رابطه اقتصاد مقاومتی و عزت ملی، فرمودند: «اقتصاد مقاومتی، هم عزّت ملّی است، هم گره‌گشایی فعلی است. ... اقتصاد مقاومتی اگرچنانچه به معنای واقعی کلمه - همان‌طور که گفته شده و خواسته شده- اجرائی بشود و اقدام‌و عمل بشود، هم عزّت ملّی را تأمین می‌کند، هم نیازهای کشور را تأمین می‌کند؛ چون متّکی است به ظرفیت‌های داخلی، به امکانات داخلی، به تولید داخلی.»

اقتصاد مقاومتی به عنوان مدلی از مدیریت کلان اقتصاد، مبتنی بر تقویت ظرفیت‌های درونی اقتصاد کشور است و در عین حال،‌ به دور از انزواگرایی است. به عبارتی،‌ در نگاه معطوف به اقتصاد مقاومتی، بر حفظ ارتباطات بین‌المللی و ضرورت استفاده از امکانات و ظرفیت‌های خارجی برای شکوفایی اقتصادی کشور تأکید می‌شود، اما در چارچوب این راهبرد، امکانات مذکور صرفاً برای تقویت ظرفیت‌های درونزای داخلی اقتصاد کشور مورداستفاده قرار می‌گیرد؛ بدین معنا که دروازه‌های اقتصاد کشور تا آنجا به روی سرمایه خارجی گشوده می‌شود که منجر به تقویت ظرفیت‌های درونی و رشد اقتصاد ملی شود. از این رو، می‌توان گفت که راهبرد مذکور، «درون‌زا و برون‌نگر» است. اقتصاد مقاومتی، یک اقتصاد فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته؛ زیرا مقاومت برای دفع موانع پیشرفت صورت می‌گیرد. از این رو، اقتصاد مقاومتی مبتنی بر کاهش وابستگی‌ها و تاکید روی مزیت‌های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است. درواقع، اقتصاد مقاومتی در پی آن است که بر فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی دشمن غلبه کند. در مجموع،‌ سه ویژگی مهم این الگو را می‌توان اینگونه برشمرد:

1- اقتصاد مقاومتی معطوف به تقویت ظرفیت‌های درونی اقتصاد کشور است و مصونیت‌بخشی به ارکان اقتصاد کشور در مقابل هجمه‌های خارجی را مدنظر دارد.

2- محدود به امکانات داخلی نیست، به استفاده از امکانات بیرونی توجه دارد، اما استفاده از آنها را صرفاً برای تقویت عناصر درونی مدنظر قرار می‌دهد،

3- مستلزم کشف افق‌های جدید، راه‌های نرفته و خلق مزیت‌ها و فرصت‌های نوین است.

بنابراین می‌توان گفت که اقتصاد مقاومتی، الگویی برای توسعه اقتصادی در شرایط تحریم، کمبود و دشمنی است. به عبارت دیگر، از آنجا که بخشی از پیشبرد امر توسعه در هر کشوری منوط به ارتباطات بین‌المللی است و در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران از نظر امکان دستیابی به امکانات بین‌المللی با محدودیت مواجه است، راهبرد اقتصاد مقاومتی بر آن است تا با تقویت ظرفیت‌های درونی اقتصاد کشور، از محدودیت‌های مذکور عبور کند و دچار وقفه و رکود نشود. البته همانطور که گفته شد، این الگو برون‌گرا نیز می‌باشد و متفاوت از انزواگرایی در نظام بین‌الملل است.

بنابراین، از آنجا که اولاً؛ اقتصاد مقاومتی اساساً با نگاه به درون و تقویت ظرفیت‌های درونزای داخلی تعریف می‌شود و ثانیاً؛ چون شکوفایی اقتصادی را مبتنی بر ظرفیت‌های درونی تعریف می‌کند، بر این اساس، نظام اسلامی خود را مجبور به سرخم کردن در مقابل مستکبران و پذیرش شرایط ظالمانه حاکم بر نظام بین‌الملل نمی‌بیند. از این رو،‌ اقتصاد مقاومتی به بهترین وجه می‌تواند عزت ملی و اسلامی را تضمین کند.

توضیح آنکه در شرایط موجود، دو راه برای رفع مشکلات اقتصادی کشور وجود دارد؛ نسخه‌برداری از بیرون، که اغلب ناموفق بوده و تبعات احتمالی غیرقابل مدیریت در پی خواهد داشت و نگاه به درون، آنهم با اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و محور قراردان آنها که نه تنها از تبعات احتمالی رویکرد نگاه به بیرون مصون است، بلکه با اعتقاد به برون‌نگری و تلاش برای جذب امکانات خارجی، جهت تقویت استعدادها و ظرفیت‌های درونی کشور تلاش می‌کند. به طور مشخص باید گفت که در دوره پسابرجام که دشمن از «تقابل» به «تعامل» روی آورده است و می‌کوشد تا در حصار امن جمهوری اسلامی نفوذ کند، یکی از مهمترین بسترها و روزنه‌های نفوذ وی، به دست گرفتن طرح‌ها و پروژه‌های اقتصادی کشور است که اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از آن روی که می‌تواند مانع نفوذ دشمن در اقتصاد کشور شد، نیز تأمین‌کننده عزت ملی است. درست بر همین اساس است که اقتصاد مقاومتی در مقابل الگوهای توسعه وابسته رایج در دنیا قرار دارد، الگوهایی که چون با نگاه به بیرون تعریف می‌شوند و اگرچه ممکن است در نیل به توسعه موفق شوند، اما به هیچ وجه تأمین‌کننده عزت ملی نیست. در همین راستا قابل ذکر است که در دنیا اینگونه تبلیغ می‌شود که چنانچه کشوری خواهان شکوفایی اقتصادی است، حتماً باید به مدارهای جهانی توسعه وصل شده و از امکانات خارجی بهره ببرد. به عبارت دیگر، به طور تلویحی اینگونه گفته می‌شود که اگر کشوری خواهان حفظ استقلال و عزت خود باشد و بر روی این مقولات تأکید داشته باشد، نمی‌تواند در حل مشکلات خود و دستیابی به توسعه توفیق داشته باشد؛ یعنی براساس مباحث حاکم بر تئوری‌های توسعه در دنیا،‌ عزت و استقلال به نوعی با توسعه مانعه‌الجمع محسوب می‌شود. ریشه این بحث از آنجا شکل می‌گیرد که اتصال به کشورهای پیشرفته غربی و پذیرش نسخه‌های بیرونی برای توسعه را شرط لازم و کافی برای توسعه می‌دانند و در این میان، عمدتاً از توجه به ظرفیت‌های درونی و ویژگی‌های ملی کشورها غفلت می‌شود.

اقتصاد مقاومتی با ناکافی دانستن این گزاره، معتقد است که هم می‌توان شکوفایی اقتصادی داشت و هم می‌توان عزت ملی و استقلال خدشه‌ناپذیر داشت. از این رو، در اقتصاد مقاومتی نگاه به درون و تقویت ظرفیت‌های درونی برجسته است. بنابراین در جمع‌بندی باید گفت که اقتصاد مقاومتی از آنجا که مبتنی بر ظرفیت‌های درونی بوده، مانع پذیرش شرایط ظالمانه حاکم بر نظام بین‌الملل است و همچنین مانع نفوذ دشمن است، در عصری که عزت و استقلال ملی با توسعه و پیشرفت مانعه‌الجمع فرض می‌شود، به بهترین نحو می‌تواند هم کشور را به پیش ببرد و هم عزت و استقلال ملی و اسلامی را تأمین کند.

 



[ جمعه 95/5/1 ] [ 6:36 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 20
بازدید دیروز: 115
کل بازدیدها: 738116
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون