سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

علی رغم اینکه طرح مدیریت مصرف سوخت تصمیم سران قوا و یک مرجع قانونی بود، باید هم اجرایی شود، ولی آیا حق نداریم بگوییم چرا اینقدر بد اجرا شد؟ می‌توانستید بهتر عمل کنید، اما چرا اینقدر بد؟!

پایگاه بصیرت

محمد حسین صفارهرندی درباره تجربه اجرای طرح مدیریت سوخت در گذشته گفت: آن زمان قبل از اجرای طرح کلیت قضیه را همه می‌دانستند و از مدت‌ها قبل منتظر اجرای چنین تصمیمی بودند.


وی افزود: به نظرم آن چیزی که بیشتر از هر اتفاق دیگری برای مردم و بعضاً برای دست‌اندرکاران غیرقابل قبول جلوه کرد «کتمان‌کردن» موضوع توسط مسئولان دولتی و اجرایی بود و این کتمان‌کردن مدام صورت می‌گرفت در حالی که توقع این بود بدون افشای زمان دقیق اجرای طرح، اصل ماجرا برای مردم توضیح داده شود.


عضو کابینه دولت نهم با اشاره به سابقه اجرای چنین طرح‌هایی تصریح کرد: هم تجربه موفق و هم تجربه ناموفقی در دولت‌های پیشین داشتیم بنابراین شایسته بود مردم را بیشتر از این‌ها، در جریان می‌گذاشتند. در این صورت مردم هم همراهی می‌کردند.


صفارهرندی ادامه داد: همانطور که اعلام شده واریز مبالغی به حساب مردم آغاز شده است بهتر بود این مبالغ قبل از اجرای طرح به حساب خانوار‌ها واریز می‌شد که اگر چنین بود می‌توانست در ترقیق این رنج موثر واقع شود.

صفارهرندی در بخشی دیگری از سخنانش با رجوع به خاطراتش درباره اجرای طرح اصلاح مصرف سوخت در دولت نهم تصریح کرد: رئیس جمهور وقت بنا داشت چنین طرحی را به تنهایی و با تکیه صرف بر دولت انجام دهد، اما رهبر معظم انقلاب فرمودند این کار صرفا مختص دولت نیست و باید کل نظام پای کار بیاید، مجلس و قوه قضائیه را هم دخیل کنید؛ از این بالاتر صاحبنظران در حوزه دانشگاه هم توجیه شوند و حتی اپوزوسیون دولت هم در جریان ماجرا قرار بگیرند» یعنی حتی مخالفان فکری دولت آن‌ها هم باید توجیه شوند. اتفاقاً این روش موثر واقع شد و زمانی که طرح به مرحله اجرا درآمد هیچ کس مخالفتی با آن نکرد حتی اپوزیسون دولت.


وی در ادامه کسانی که اهل پیگیری‌های تحقیقی هستند را ارجاع داد به مصاحبه‌ای که همان ایام محمد شریعتمداری وزیر فعلی تعاون، کار و رفاه اجتماعی با یکی از روزنامه‌ها انجام داده بود، و تصریح کرد: ان زمان خبرنگار تلاش کرد از آقای شریعتمداری یک جمله بگیرد که این کاری که شده - طرح هدفمندی - کار غلطی است؟ ایشان می‌گوید نه کار خوب بود. خبرنگار که تیرش به سنگ می‌خورد مجدد می‌پرسد اگر این اختیاراتی که این دولت دارد زمان شما هم بود همین کار را می‌کردید آقای شریعتمداری منصفانه می‌گوید معلوم نبود این کار را می‌کردیم و در نهایت می‌گوید خوب کاری می‌کنند، خوب اجرا می‌کنند، ممکن است که من هم اشکالی داشته باشم، ولی دارد خوب اجرا می‌شود.


صفارهرندی گفت: اثر هماهنگی کامل تمام عیار منطبق بر رهنمود‌های حضرت آقا این است که اپوزیسیون دولت هم تائید می‌کند و حتی حاضر است در قبل حرف خودش مقاومت کند در حالی که در وضعیت فعلی حتی خود دولتمردان هم حاضر نیستند دفاع کنند؛ و وقتی گفته می‌شود بیاید توضیح دهید می‌گوید من در جریان نیستم.


عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: علی رغم اینکه طرح مدیریت مصرف سوخت تصمیم سران قوا و یک مرجع قانونی بود، باید هم اجرایی شود، ولی آیا حق نداریم بگوییم چرا اینقدر بد اجرا شد؟ می‌توانستید بهتر عمل کنید، اما چرا اینقدر بد؟!

منبع: خبرگزاری فارس


[ جمعه 98/9/1 ] [ 4:48 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

همواره و در همه جای دنیا تغییر در قیمت بنزین اعتراضاتی را در پی دارد و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز این بحران ها را پشت سر گذاشته و یا با آن درگیرند. دشمنان خارجی نیز از آنجا که می دانستند نظام جمهوری اسلامی ایران چاره ای جز اتخاذ چنین تصمیمی ندارد، در محاسبات خود مترصد چنین فرصتی بودند که اغتشاشات را در داخل خاک ایران دامن بزنند.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / علی کارگر

مصرف بالای انرژی در سال های اخیر به یکی از نقاط آسیب پذیر اصلی اقتصاد ایران در مقابله با فشارهای اقتصادی آمریکا تبدیل شده است. مصرف بی رویه، قاچاق گسترده و بی توجهی به هدر رفت این سرمایه ملی باعث شده است که عملا بخش عمده ای از درآمدهای کشور در این مسیر هزینه شود به گونه ای که یارانه پنهان بنزین به تنهایی بیش از 250 هزار میلیارد تومان در سال بوده که این رقم از کل درآمد ناشی از صادرات نفت در بودجه بیشتر می‌باشد. از طرف دیگر سوءمدیریت اقتصادی از سوی مسئولین اجرایی باعث شده است مشکلات اقتصادی و معیشتی بخش قابل توجهی از مردم روز به روز بیشتر شده و آنها را نسبت به ادامه این روند نگران کند.

در این شرایط تصمیم شورای هماهنگی اقتصادی سه قوه باعث شد برخی از اقشار مختلف مردم نگرانی خود را از این وضعیت ابراز دارند و نسبت به اصلاح قیمت بنزین اعتراض کنند ولیکن این موضوع بستری را فراهم کرده است که ضد انقلاب از این آب گل آلود بهره برداری کرده و هزینه هایی را به نظام و مردم تحمیل نماید. در این میان جریان اپوزیسیون داخلی با استناد به سایت‌ها و شبکه های معاند و مبتنی بر یک سری اخبار جعلی سعی کرده است که این تحرکات را به جریان ارزشی و منتقد دولت و از جمله بسیج و سپاه نسبت دهد. برای درک بهتر موضوع باید چند موضوع را مد نظر داشت:

 

گرانی بنزین، رمز آشوب

 

1) ضرورت مدیریت مصرف سوخت

گزارش یارانه پنهان توسط رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور را می توان اولین‌ گزارش رسمی دانست که ارقام کلانی در این رابطه را منتشر می‌کرد. سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد دولت سالانه بیش از 900 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می‌کند که سهم بنزین در این آمار، رقمی بالغ بر 250 هزار میلیارد تومان است. مضاف بر این، بنزین غیر از اینکه یارانه بالایی مصرف می کند یکی از کالاهای ضروری و اساسی است که به هر نحو ممکن باید به آسانی و فراوان در دسترس مردم قرار گیرد و لازمه آن ساخت پالایشگاههای جدید برای مصارف روز افزون است. از آنجا که بعد از راه اندازی پالایشگاه ستاره خلیج فارس که روزانه بین 40 تا 45 میلیون لیتر بنزین تولید می کند پروژه خاصی در این بخش طراحی نشده است و اگر هم استارت این کار بخورد یک فرایند حداقل سه ساله نیاز دارد، واردات بنزین از خارج در این شرایط اقتصادی، مسأله را بسیار پیچیده و بعضا با محدودیت های بودجه ای مواجهه می کند.

علاوه بر این یک سری ملاحظات دیگر هم وجود دارد که خود آنها عامل تشدید کننده و تسریع کننده در ضرورت تصمیم‌گیری در این باره شده است که به صورت اجمال به آنها اشاره می شود. قاچاق سوخت دلیل عمده‌ای در اصلاح قیمت ها بود. یارانه‌ای که بابت سوخت و به ویژه بنزین پرداخت می‌شد سبب شده بود که اختلاف قیمت با فاصله زیاد بین ایران و کشورهای همسایه ایجاد گردد و عاملی باشد برای افزایش قاچاق سوخت و هدررفت منابع یارانه‌ای که دولت پرداخت می‌کرد. ایران دومین کشور بنزین ارزان را در جهان دارد و این در حالیست که در کشورهای همسایه مانند ترکیه،پاکستان،آذربایجان عراق و افغانستان قیمت این کالا چند برابر است و بررسی‌ها نشان می‌دهد قیمت بنزین در ایران حداقل فاصله‌ای 4800 تومانی با ارزان‌ترین کشور همسایه دارد.ترکمنستان ارزان ترین بنزین پس از ایران را در میان همسایگان عرضه می‌کند، قیمت بنزین در این کشور 5805 تومان است.

عدم توزیع مناسب یارانه بین دهک‌ها عامل بعدی می باشد.طبق آخرین گزارش سازمان برنامه و بودجه دهک بالای درآمدی به دلیل مصرف بیشتر تا 23 برابر بیشتر از سایر دهک ها از یارانه بنزین استفاده می‌کنند. هدر رفت انرژی و مصرف بی رویه آن را می توان از دیگر دلایل ضرورت تسریع در تصمیم گیری نحوه مدیریت سوخت به ویژه بنزین دانست.

 

2) عملکرد غیرکارشناسی دولت در گذشته برای مدیریت مصرف سوخت

عملکرد دولت در مدیریت سوخت در سال‌گذشته که متأثر از تحلیل‌های سیاسی و جریانی بوده است به شدت مورد انتقاد کارشناسان و عامه مردم می‌باشد. حذف عملی کارت سوخت در سال 94 از جمله تصمیمات غیرکارشناسی دولت بوده است. در شرایطی که زیرساخت‌های لازم برای توزیع هوشمند سوخت فراهم شده بود تصمیم دولت در حذف ضرورت سوختگیری با کارت سوخت شخصی باعث شد بسیاری از مردم کارت های سوخت را کنار گذاشته و در شرایط فعلی با مشکل سوخت گیری مواجه شوند و حتی برای خودروهای جدید کارت سوخت صادر نشد. در حالی که استفاده از کارت سوخت باعث شده بود میزان قاچاق این کالا تا حد زیادی کنترل شود، حذف فرآیند سهمیه بندی سوخت باعث شد روز به روز پدیده قاچاق سوخت گسترش یابد. این اقدام حتی دست مدیران برای پایش مصرف سوخت را هم بست و امکان هرگونه مدیریتی در مصرف سوخت را از بین برد. به موضوعات فوق باید هزینه های امنیتی، اقتصادی، روانی ناشی از سهمیه بندی سوخت را اضافه کرد؛ چرا که دولت گذشته یک بار همه این هزینه ها را پرداخت کرده بود و امروز دولت مجددا باید با میزان بیشتری این هزینه ها را پرداخت کند.

از دیگر تصمیمات غیرکارشناسی دولت، ثابت نگه داشته قیمت بنزین در طی چهارسال گذشته است. در حالی که بنا به دلایل مختلف، میزان تورم در سال های گذشته بسیار بالا بوده است و ارزش پول ملی به شدت سقوط کرده است، سیاست دولت در ثابت نگه داشتن قیمت بنزین باعث شده است در هر زمانی که دولت مجبور به اصلاح قیمت آن بشود هزینه بیشتری را متحمل شود. به نظر می رسد اگر دولت ضمن حفظ فرآیند سوخت گیری با کارت سوخت، قیمت آن را به صورت تدریجی و متناسب با شرایط اقتصادی جامعه افزایش می‌داد، مجبور نبود با اخذ این تصمیم باعث افزایش نگرانی مردم شود.

 

3) سناریوهای نظام در کنترل مصرف بنزین

در این شرایط سران سه‌قوه سناریوهای مختلفی را در کنترل مصرف سوخت پیش رو داشتند. اما همه سناریوها به چند نرخی شدن سوخت منتهی می شد. اگرچه برخی از کارشناسان اصلاح همزمان قیمت سوخت اعم از بنزین و گازوئیل و یا قیمت های متفاوتی مانند قیمت 5000 تومانی برای بنزین آزاد و .. را پیشنهاد داشتند ولیکن برای کاهش اثرات تورمی این اصلاح قیمت، مسئولین تصمیم گرفتند اولا اصلاح قیمت صرفا محدود به موضوع بنزین باشد و ثانیا درآمد حاصل از این اصلاح قیمت به صورت کامل بین 18 میلیون خانوار (شصت میلیون نفر) توزیع شود. از بین نرفتن سهمیه سوخت کسانی که فعلا کارت سوخت ندارند و باز بودن فرآیند اختصاص سهمیه به گروه هایی که احیانا در سهمیه بندی سوخت مورد غفلت واقع شده اند از دیگر ملاحظات مسئولین در اتخاذ این تصمیم بود. از آنجا که این تصمیم توسط سران سه قوه اتخاذ شده است، تصمیم نظام تلقی شده و اختلافی بین مسئولین در این رابطه نیست.

 

4) چیستی ماهیت ناآرامی های اخیر

به دنبال اعلام تصمیم دولت مبنی بر آغاز سهمیه بندی سوخت، اگرچه بسیاری از مردم نسبت به این تصمیم دولت و نحوه حمایت دولت از اقشار مختلف نگران بودند ولیکن تعداد محدودی از مردم با تجمع در برخی مکان‌ها، اعتراض خود را نسبت به این تصمیم دولت اعلام نمودند. این اعتراضات همراه با اقدامات ساختار شکنانه برخی از اشرار و اپوزیسیونی که مترصد ضربه زدن به نظام بودند در ساعات بعدی گسترش یافت و خسارت‌هایی را به بار آورد. به نظر می رسد حجم خسارات به بار آمده در طی یک روز بیش از حجم خسارات به بار آمده در سال 96 است. از طرف دیگر اگرچه این تجمعات پراکندگی بسیاری داشت به گونه ای که در 25 استان گزارش هایی مبنی بر برگزاری تجمعات اعتراضی رسیده است ولیکن مجموع تعداد معترضین نشان می دهد که تعداد محدودی به دنبال متشنج کردن فضا هستند. حمله این افراد به حوزه ها و پایگاه های بسیج و یا بانک ها و عابربانک ها نشان می دهد که عده ای آشوبگر در فضای به وجود آمده قصد دارند از این فرصت برای انتقام گیری از نظام استفاده کنند. نقش جریان نفاق در این تحرکات بیشتر مشاهده می شود. این آشوب ها بیشتر از مناطق فقیر نشین شروع شده و به سمت مراکز حساس و تصمیم گیر گسترش یافته است. در این ناآرامی‌ها حتی در برخی موارد مردم بی خبر از موضوع تهدید و مجبور به همکاری با اشرار شده اند.

باید توجه داشت که همواره و در همه جای دنیا تغییر در قیمت بنزین چون با معیشت همه مردم به صورت مستقیم ارتباط دارد اعتراضاتی را در پی دارد و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز این بحران ها را پشت سر گذاشته و یا با آن درگیرند. دشمنان خارجی نیز از آنجا که می دانستند نظام جمهوری اسلامی ایران چاره ای جز اتخاذ چنین تصمیمی ندارد، در محاسبات خود مترصد چنین فرصتی بودند که اغتشاشات را در داخل خاک ایران دامن بزنند. در این میان مهمترین نقش را شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی آنها بر عهده دارند.

 

5) بسترهای شکل گیری ناآرامی های اخیر

1- پایین آمدن ارزش پول ملی و تورم شدید باعث شده است بخش قابل توجهی از مردم (بویژه کسانی که یا شغل ندارند و یا حقوق ثابتی دریافت می کنند و پس اندازی ندارند) با مشکلات معیشتی زیادی مواجه شوند به گونه ای که حتی سبد غذایی آنها نیز متأثر از مشکلات معیشتی تغییر کرده و منتظرند که دولت و مسئولین نظام کاری در حمایت از آنها انجام دهند. گسترش مشکلات معیشتی در چند سال اخیر یکی از مهمترین بسترهای شکل گیری این ناآرامی ها می باشد.

2- اگرچه تصمیم اتخاذ شده در راستای منافع ملی و در نهایت اقشار ضعیف جامعه و گسترش عدالت است ولیکن متأسفانه در این باره با مردم صحبت نشده و مردم نسبت به نحوه، هدف، تبعات و پیامدهای این طرح قانع نشده اند. عدم اقناع مردم نسبت به تصمیم اتخاذ شده یکی دیگر از دلایل گسترش ناآرامی ها بوده است.

3- ضعف هماهنگی بین مجریان و قانون گذاران از دیگر بسترهای به وجود آمدن این ناآرامی ها بوده است. در حالی که این موضوع تصمیم نظام بوده، برخی از نمایندگان مجلس در تریبون ها علم مخالفت را بلند کرده و حتی پیشنهاد طرح سه فوریتی برای لغو آن را می دهند. حتی جریان های ارزشی و مدافع نظام نیز اگرچه از اغتشاشگران و تجمعات اعتراضی حمایت نمی کنند ولیکن در ذهن خود این ناهماهنگی را قابل هضم نمی دانند. ضعف در هماهنگی مسئولین بویژه مجلس شورای اسلامی و اقدام عجولانه تعدادی از نمایندگان خود یکی از بسترهای گسترش این ناآرامی ها بود است.

4- در اینجا نباید از نقش رسانه های معاند که همواره به دنبال ناامید کردن مردم و بزرگنمایی مشکلات بوده اند غافل شد اما موضوع مهم عملکرد بسیار ضعیف بسیاری از رسانه های داخلی است. در حالی که جریان اصلاحات خود را حامی دولت می داند، رسانه های این جریان موج شدید انتقادات خود را بیشتر به سمت دولت سوق داده اند و حتی روزنامه صدای اصلاحات هشتک استعفا را برجسته کرد؛ این در حالی بود که هیچ کدام از این نشریات ضرورت مدیریت مصرف سوخت را تبیین نکردند. رسانه های جریان اصولگرا به ویژه در شبکه های اجتماعی نیز از این موضوع برای نقد عملکرد دولت استفاده کردند و در مجموع رسانه های داخلی که هدایت افکار عمومی را بر عهده دارند نه تنها اقدام مثبت چشمگیری در راستای کنترل اعتراضات نداشتند بلکه خود به عامل محرک مردم تبدیل شدند. جریان رسانه ای خارجی و داخلی را می‌توان چهارمین عامل بسترساز ناآرامی های اخیر دانست.

 

سخن پایانی

1- امنیت و آرامش کشور مهمترین سرمایه ملی ماست که نباید به هیچ قیمتی از بین برود، چراکه با از بین رفتن امنیت همه دستاوردها اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و علمی از بین می‌رود. نمونه آشکار این وضعیت در تعدادی از کشورهای منطقه قابل مشاهده است و همه مردم و مسئولین باید در حفظ امنیت باهم همکاری داشته و ملاحظات سیاسی را کنار بگذارند.

2- فرمایشات صریح مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه روز 26 آبان مبنای تحلیل و رفتار همه دوستداران نظام و فصل الخطاب همه جریان ها و فعالان سیاسی باشد.

3- نباید لغو تصمیم اتخاذ شده به عنوان یک مطالبه مردمی بیان شود چرا که اگر تصمیمات نظام تحت فشارهای خارجی و داخلی لغو شود اقتدار نظام از بین می رود که آثار سوء بسیار زیادی دارد. در اینجا باید مطالبات مردم به بازتوزیع منابع در قالب افزایش یارانه‌ها، کنترل قیمت کالاها و تورم احتمالی ناشی از سهمیه بندی سوخت سوق داده شود.

4- ناآرامی و تخریب اموال عمومی نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه هزینه تخریب های صورت گرفته از جیب خود مردم یعنی بیت المال پرداخت می شود و همه باید در حفاظت از اموال عمومی مشارکت نمایند.

5- جریان فتنه‌گر در صدد هستند تا خشونت را به نیروهای ارزشی مدافع نظام نسبت دهند. این در حالی است که عامل خشونت تعدادی آشوبگر بوده‌اند که نه تنها جهت اعتراضات را به سمت اقدامات ساختارشکنانه و همچنین حرکت به سمت حوزه ها و پایگاه های مقاومت بسیج سوق داده‌اند بلکه از سلاح گرم نیز برای کشته سازی و گسترش اعتراضات استفاده کرده اند.

منبع: سایت بصیرت


[ یکشنبه 98/8/26 ] [ 7:10 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

مارک دوبوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی از معماران اصلی بسیاری از تحریم هایی است که اکنون علیه ایران به اجرا در می آیند. وی در مورد تحریم ها مشاوره زیادی به وزارت خزانه داری و کاخ سفید ارائه کرده است. جنیفر رابین یادداشت نویس واشنگتن پست وی را « آموزگار تحریم ها» خطاب کرده است.

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل / شیرین زارعپور

دوم شهریور ماه وزارت امور خارجه با صدور اطلاعیه ای، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و مدیر آن را در فهرست تحریمی جمهوری اسلامی ایران قرار داد و در پی آن، جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا در توییتی مدعی شد "تهدید ایران علیه یک اندیشکده آمریکا و مدیرعاملش از عرف خارج است. بنیاد دفاع از دموکراسی کار محشری را در افشای فساد و فعالیت‌های خصمانه ایرانیان انجام داده است و بعید می‌دانم که این اقدام بی‌اعتبار جلوی آن‌ها را بگیرد. ایران مسئول تمام اقداماتی که به بنیاد دفاع از دموکراسی یا هر شهروند آمریکایی لطمه بزند، خواهد بود"

در بخشی از اطلاعیه وزارت خارجه آمده است: با عنایت به اینکه موسسه آمریکایی با نام متقلبانه «بنیاد دفاع از دموکراسی ها» - و به ویژه مارک دوبوویتس مدیر این بنیاد - آگاهانه و عامدانه از طریق اقداماتی از قبیل تولید و انتشار دروغ، تشویق، مشورت، لابیگری و کارزار تبلیغاتی منفی به نحوی موثر در طراحی، اعمال و تشدید اثرات تروریسم اقتصادی علیه کشورمان مشارکت داشته و دارند؛ و به شکلی جدی و فعال در جهت آسیب وارد کردن به امنیت و منافع حیاتی مردم ایران تلاش کرده و می کنند، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در اجرای تکالیف مقرر در تبصره یک ماده 4 و تبصره یک ماده 5 از قانون مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه مصوب 1396/5/22، به دنبال هماهنگی های صورت گرفته با مراجع ذیربط، بدینوسیله این بنیاد و "مارک دوبوویتس" مدیر آن را در فهرست تحریمی موضوع قانون مذکور قرار می دهد و لذا نامبردگان مشمول آثار قانونی مواد 6 تا 8 قانون موصوف خواهند بود.

گزارشگر خزانه داری امریکا

بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها (Foundation for Defense of Democracies) با علامت اختصادی (FDD) یک اتاق فکر و اندیشکده سیاسی مستقر در واشینگتن دی سی است که تمرکز فعالیت های آن بر امنیت ملی و سیاست خارجی ست. این بنیاد نقش مهمی در شکل گیری سیاست خارجی واشینگتن و طراحی اقدامات خصمانه در قبال ایران دارد. در جنگ اقتصادی تحمیلی که اتاق فکر ان خزانه داری امریکاست، موسساتی با عناوین اندیشکده و بنیادها نقش محوری را ایفا می کنند تا کمترین تحرکات اقتصادی را به خزانه داری امریکا فهرست و گزارش دهند. در این میان نقش موسسه صهیونیستی دفاع از دموکراسی ها تعیین کننده است. 

«هجوم به اقتصاد ایران» یکی از راهکارهایی است که برای مهار و براندازی جمهوری اسلامی در نظر گرفته شده. کلیفور دی می (Clifford D. May)مدیر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در خصوص مهار ایران معتقد است که آمریکا و کنگره‌ی این کشور به‌عنوان مخالفان توافق با ایران ‌می‌بایست با هجوم اقتصادی، بهره‌برداری اقتصادی ایران را کند کنند. باراک اوباما، رئیس‌جمهورسابق آمریکا نیز در جریان مبارزات جمهوری‌خواهان و دموکرات‌های سنا برای به چالش کشیدن اقدامات اوباما در زمینه‌ی توافق هسته‌ای با ایران، طی نامه‌ای به سناتورها قول داده بود که فشار اقتصادی علیه ایران را به‌عنوان یک استراتژی دائمی همچنان حفظ کند.

بازیگران کازینوی صهیونیستی

این موسسه متعلق به «شلدون ادلسون» کازینودار و میلیاردر یهودی و دوست مشترک بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و امارات‌متحده است.

مارک دوبوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی از معماران اصلی بسیاری از تحریم هایی است که اکنون علیه ایران به اجرا در می آیند. وی در مورد تحریم ها مشاوره زیادی به وزارت خزانه داری و کاخ سفید ارائه کرده است. جنیفر رابین یادداشت نویس واشنگتن پست وی را « آموزگار تحریم ها» خطاب کرده است. در گزارشی از نیویورک تایمز اقدامات مارک دوبوویتز برای نابودی توافق هسته ای، یکی از مهم ترین اقدامات رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی خوانده شده است. بر اساس اعلام وب سایت بنیاد دوبوویتز، وی ریاست یک تیم متشکل از 40 تحلیلگر سیاسی را بر عهده دارد که در طی سال های گذشته یادداشت و تحلیل های زیادی را در انتقاد از برجام به نگارش در اورده اند. بسیاری از تحلیلگران آن ها در شبکه فاکس نیوز حضور پیدا کرده اند. 

یکی از اعضای مهم بنیاد دفاع از دموکراسی، رائول مارک گرشت است. رائول مارک گرشت، نویسنده چند جلد کتاب، و از کارشناسان ارشد حوزه تروریسم در ایران، عراق و افغانستان در بنیاد دفاع از دمکراسی است. او همچنین به عنوان ویراستار در نشریه " The Weekly Standard" فعالیت داشته و به عنوان خبرنگار در نشریات دیگر همچون " The Atlantic Monthly " قلم فرسایی کرده است. از رائول مارک گرشت تالیفاتی نیز در نشریه های وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز به چاپ رسیده است. عضو میهمان در " the American Enterprise Institute"، مدیریت طرح ابتکار عمل در خاور میانه در موسسه " New American Century" و حضور در اداره عملیات سازمان سیا به عنوان کارشناس خاورمیانه ازجمله فعالیت هایی است که در کارنامه رائول مارک گرچت به چشم می خورد. 

«سعید قاسمی نژاد» عضو «پژوهشی» پیوسته‌ی اندیشکده‌ی فوق‌صهیونیستی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» یا FDD است که به عنوان یکی از مراکز لابی حزب لیکود در سیاست ایالات متحده شناخته می‌شود.وی فعال دانشجویی، دبیرکل تشکیلاتی موسوم به «دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران» و مدیر مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم در زمان دولت اصلاحات بود که در سال 82 به اتهام اغتشاش و اخلال در نظم عمومی به دو سال حبس محکوم شد و اکنون به عنوان تحلیلگر درباره? موضوعات مرتبط با سیاست و اقتصاد ایران با تلویزیون صدای آمریکا، فرانس 24، رادیو بین‌المللی فرانسه، رادیو فردا، تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، رادیو زمانه‌، رادیو دوچه‌وله، شبکه توانا و دیگر رسانه‌های ضدایرانی مصاحبه و همکاری می‌کند. او دانش‌آموخته‌ی رشته مهندسی عمران در دانشکده فنی دانشگاه تهران است. قاسمی‌نژاد اکنون از مبلغان رضا پهلوی است و به شدت در حوزه‌ی تحریم ایران فعال است و با دولت آمریکا همکاری می‌کند.در یکی از مقالاتی که قاسمی نژاد با عنوان «تورم در ایران اوج می گیرد» در سایت بنیاد دفاع از دموکراسی ها منتشر کرده مقامات کاخ سفید را به ادامه سیاست افزایش تحریم ها با هدف به زانو درآوردن کامل اقتصاد ایران تشویق کرده و از اعمال فشار اقتصادی بر ایران ابراز خوشحالی می کند. وی درخط آخر مقاله اش می نویسد: " استمرار کمپین حقیقی فشار حداکثری، تهران را به انتخاب میان بقای رژیم یا رها کردن برنامه‌هایش برای سلطه بر منطقه وادار خواهد کرد. واشینگتن باید به فشار روی ایران و نیروهای نیابتی ان ادامه دهد و برای مذاکره عجله نکند. صبر کلیدی برای پیروزی است."

وی از کسانی است که همراه مجید محمدی، احمدباطبی، امیر حسین اعتمادی، آرش سبحانی و... نامه تشدید تحریم های ایران را به ترامپ فرستادند که در این نامه درخواست شده بود یک ائتلاف بین المللی برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی و وادار کردن ایران به متوقف کردن برنامه موشک های بالستیک دوربرد وتحریم سپاه ایجاد شود. این افراد سال گذشته تشکیلاتی با نام "فَرَشگرد" را در امریکا برای هواداری از رضا پهلوی و تقدیس ترامپ و رژیم صهیونیستی و به منظور فعالیت نرم جهت براندازی راه انداختند. 

مقابله مهم تر از تحریم

اقدام وزارت خارجه در تحریم این موسسه صهیونیستی بجا ارزیابی می شود اما با توجه به رفتار بنیاد دفاع از دموکراسی که حالت تهاجمی دارد، این اقدام فقط می تواند جنبه تبلیغاتی داشته باشد از طرفی موکول کردن اعلان اسامی این افراد به آینده، فرصت کافی را در اختیار اعضای این بنیاد در داخل و خارج از کشور قرار می دهد تا تصمیم های لازم را در مقابل اقدامات حافظان امنیت بگیرند در حالی که اعضای وابسته به آن با پوشش استاد دانشگاه یا خبرنگار بارها به صورت رسمی وارد کشور شده و اطلاعات مورد نیازشان را به شکل های مختلف جمع آوری و در اختیار آمریکا قرار داده اند.

منبع: سایت بصیرت

 

 


[ سه شنبه 98/6/12 ] [ 11:59 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

ترامپ چند روز پیش از تاریخ اعلام شده ی اولیه که گفته بود در 12 می نظر خود را درباره ی برجام اعلام خواهد کرد،روز سه شنبه18 خرداد در مقابل رسانه ها قرار گرفت و رسما خروج آمریکا از توافق هسته ای را اعلام کرد.در این زمینه توجه به چند نکته حائز اهمیت است

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/عزیز غضنفری

ترامپ چند روز پیش از تاریخ اعلام شده ی اولیه که گفته بود در 22 اردیبهشت نظر خود را درباره ی برجام اعلام خواهد کرد،روز سه شنبه18 اردیبهشت در مقابل رسانه ها قرار گرفت و رسما خروج آمریکا از توافق هسته ای را اعلام کرد.در این زمینه توجه به چند نکته حائز اهمیت است:


نخستین مسئله ای که ممکن است پیش آید درک و ارزیابی چرایی خروج ترامپ از برجام است.در این زمینه بحث هایی فراوانی قابلیت طرح دارد، اما یکی از نکات مهم در این زمینه آن است که برداشت و دریافت اولیه ی مقامات آمریکایی از توافق هسته ای آن بود که جمهوری اسلامی ایران بعد از اعلام برجام به سمت استاندارد کردن اقدامات و مواضع منطقه ای خود پیش خواهد رفت؛آرزویی که هیچ گاه رنگ واقعیت به خود نگرفت و نمی گیرد.لازم به ذکر است که اگر بگوییم کشورهایی اروپایی نیز چنین انتظار مشابه ای از ایران داشته اند سخن بیراهی نگفته ایم؛با این تفاوت که اروپا مایل بودد بحث های معطوف به نرمال کردن رفتار منطقه ای و توان موشکی ایران- که این روزها از آن به برجام موشکی و منطقه ای نام برده می شود- را با حفظ برجام هسته ای پی بگیرد.


مسئله ی اساسی دیگری نیز در این باره قابل ارائه است و آن اینکه آمریکا مشخصا با اقدام خروج از برجام بدنبال چیست؟این سئوال که ناظر بر اهداف آمریکا از اعلام خروج برجام است،نیازمند تفصیل زیادی دارد، اما آمریکا که احساس کرد با بودن در برجام توانایی و امکان رسیدن به اهدافش را ندارد اینک در خارج از برجام بدنبال طراحی و اقدام علیه جمهوری اسلامی است.هسته مرکزی راهبرد جدید آمریکا در مقطع کنونی و در راستای تقابل با جمهوری اسلامی نیز فعال ساختن شکاف های سیاسی و اقتصادی با هدف بی ثبات سازی اجتماعی درون کشور است؛برگرداندن فضای سیاسی و روانی کشور به سال های82 به بعد،یعنی زمانی که ایران به بهانه ساخت سلاح اتمی مورد تحریم آمریکا قرار گرفت،هم اینک نیز در حال تکرار شدن است که با تجربه ای که از گذشته وجود دارد نباید اجازه تداوم این مسیر را داد.در این خصوص آمریکایی ها قصد داردند با کشاندن موضوعات موشکی و منطقه ای به لایه های اجتماعی کشور و همزمان با تشدید تحریم ها،دوگانه هایی نظیر«موشک- اقتصاد» را ادراک سازی نمایند.


نکته سوم از آن جهت که معطوف به شکل گیری فضاسازی رسانه ای در روزهای آینده است بسیار حساس و سرنوشت ساز به نظر می رسد، و آن اینکه مردم و مسئولان نباید مقهور جنگ روانی آمریکا شوند و احیانا در بازی تیم سیاسی ترامپ گرفتار آیند.از حالا به بعد خط تبلیغاتی بخش رسانه ای و عملیات روانی آمریکا معطوف به ایجاد و یا تقویت دو دستگی در بین مردم و مسئولان خواهد بود؛از این رو باید از هر گونه اقدام که مناسبات قدرت و سیاست در ایران را به سمت اختلاف افکنی سوق می دهد جدا اجتناب کرد.نباید برخی گروههای سیاسی اتفاق پیش آمده را فرصتی برای تسویه حساب های سیاسی تلقی کنند و فضای آرامش بخشی که اینک محتاج به آنیم تبدیل به مناقشه شود؛ از آن سو بخش های منسوب به دولت و یا افراد و گروههای دولتی نیز نباید با طرح دیدگاه های حاشیه ای و انحرافی جامعه را به سمت اختلافات و منازعات داخلی بکشانند،کاری که مدت هاست در حال ارتکاب آن هستند.هدف دیگر خط تبلیغاتی و عملیات روانی نظام سلطه کوشش برای القای پروژه ناامید سازی مردم و تحریک به آشوب طبقات اجتماعی و نیز تغییر محاسبات مسئولان ایرانی است؛ بر این اساس تلاش می کنند که در نبود آمریکا در برجام،اروپا را به عنوان ناجی و شریک قابل اعتماد معرفی کنند و آنچه که آمریکا در خصوص توانمندی موشکی و منطقه ای ایران نشانه گذاری و طراحی کرده و بدان دست نیافته بود،حالا توسط اروپا پی گیری شده و به اجرا درآید.این سناریو دقیقا همان وضعیتی است که کشورمان در آینده با آن روبرو خواهد شد و لازم است مسئولان اجرائی و بخش قانونگذاری کشور با تجربه های متراکم و البته تلخی که اینک پیش رویشان قرار گرفته است با هوشمندی و تدبیر با آن مواجه شوند.چرا که دیگر فرصتی برای خطا و اشتباه وجود ندارد 



منبع: سایت بصیرت


[ چهارشنبه 97/2/19 ] [ 6:27 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در دومین روز سفر به خراسان رضوی در نشست شورای اداری این استان در موضوع شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/علی کارگر


حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در دومین روز سفر به خراسان رضوی در نشست شورای اداری این استان در موضوع شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی گفت: «ما نمی توانیم چون برخی موارد از فضای مجازی شکل می گیرد آن را تعطیل کنیم... به عنوان مثال ممکن است فردی از بنزین خریداری شده از پمپ بنزین ها برای سوزاندن خودش یا آسیب رساندن به جای دیگر استفاده کند. نمی توان همه پمپ بنزین های کشور را تعطیل کرد، چون پمپ بنزین که عامل جنایت نیست... می پذیرم که عده ای در فضای مجازی گاهی لحن های ناجوری داشته و حتی در انتقاد از دولت لحن تخریبی دارند، حتی فحش هم می دهند و مسلما خوشمان نمی آید اما نمی توان ارتباط مردم را با فضای مجازی قطع کرد. هرچند در فضای مجازی حرف هایی گفته می شود که خوشایند نیست اما اجازه دهید مردم نفس بکشند و این قدر آنان را اذیت نکنید.»


این بخش از سخنان رئیس جمهور بازتاب نسبی در رسانه ها و نشریات نزدیک به دولت داشت به گونه ای که روزنامه امین و همبستگی تیتر یک خود را به این موضوع اختصاص دادند ولی نشریات مطرح و پر مخاطب این جریان ترجیح دادند نسبت به این موضوع سکوت کنند. دلیل این موضوع به تناقض در سخنان رئیس جمهور برمی گردد. آقای روحانی در حالی از فیلترینگ تلگرام به شدت انتقاد می کند که دکتر فیروزآبادی رئیس شورای عالی فضای مجازی و منصوب رئیس جمهور از فیلتر شدن این پیام رسان حمایت می کند و حتی عنوان نموده است که دولت با این کار موافق است. خطرات ناشی از تلگرام که باعث فیلتر شدن این پیام رسان در بسیاری از کشورها از جمله روسیه و تعداد زیادی از کشورهای اروپایی شده است کشور و ملت ایران را نیز تهدید می کند. این تهدید زمانی بیشتر می شود که رئیس تلگرام روابط بسیار عمیق و دوستانه ای با بزرگترین دشمن ما یعنی رژیم صهیونیستی دارد. علاوه بر این، تلگرام حاضر به پذیرفتن قوانین و مقررات ایران برای فعالیت در کشور ما نشد و چهار خواسته دولت که توسط شورای عالی فضای مجازی مطرح شده بود را در عمل نپذیرفت. مقایسه تهدیدات این رسانه با تهدیدات پمپ بنزین مقایسه دقیق و معناداری نیست!


آقای رئیس جمهور در حالی از فیلترینگ تلگرام انتقاد می کند که این اقدام، تصمیم نظام و همه مسئولین بوده است و شیوه معمول برای اعمال چنین محدودیت هایی از طریق دستگاه قضایی است. در آمریکا، روسیه و دیگر کشورها نیز اعمال چنین محدودیت هایی توسط دستگاه قضایی صورت می گیرد. صحبت های آقای سیف در مجلس شورای اسلامی و دکتر فیروزآبادی با رسانه ها در مورد خطرات اقتصادی تلگرام حاکی از آن است که دولت نیز از این موضوع استقبال می کند. در چنین شرایطی انتظار می رود همه مسئولین در حمایت از عقلانیت و تدبیر نظام غبار تردید را از افکار عمومی بزدایند نه اینکه با القاء وجود اختلاف در بین مسئولین، مردم را نسبت به همدلی مسئولین در حل مشکلاتشان ناامید کنند. این در حالی است که آقای روحانی در همین سفر یک روز قبل از این درخواست وحدت مسئولین در این مقطع را داشت!


نکته سوم در تحلیل این بخش از سخنان رئیس جمهور به فضای تنفس مردم برمی گردد. آقای روحانی بهتر از هرکسی می داند که نوسان شدید قیمت ارز و طلا چه تأثیراتی عمیقی بر معیشت مردم گذاشته است. تورم شدید در یک ماه گذشته باعث شده است مسئولین دولت که همواره با اعلام نرخ تورم، افتخار حسن عملکرد دولت در کنترل آن را به اطلاع مردم می رساندند امروز سکوت را ترجیح دهند. بیکاری جوانان امروز نفس مردم را بریده است. در حالی که کالای قاچاق به صورت گسترده و از مبادی رسمی وارد کشور می شود محدود کردن کولبران نفس مردم را به شماره انداخته است. نگرانی های عمده مردم که به تعبیری تنفس را بر مردم سخت کرده است به زندگی و معیشت آنها بر می گردد. لذا این قبیل موضع گیری ها را تنها با یک جمله می توان تحلیل کرد و آن فرافکنی دولت برای فرار از پاسخگویی به مردم است.


[ چهارشنبه 97/2/19 ] [ 6:25 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

ترامپ همچنان نسبت به واکنش جمهوری اسلامی ایران در قبال خروج ایالات متحده آمریکا از برجام نگران است و این نگرانی روز به روز بیشتر می شود

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حسین یاری

دستان خالی نتانیاهو

نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس، بنیامین نتانیاهو، طی روزهای اخیر تلاش مضاعفی را برای ترغیب ایالات متحده آمریکا و دولت ترامپ برای خروج از برجام دنبال می کند. این اقدامات در حالی صورت می گیرد که در سال 2015 میلادی و در جریان تصویب توافق هسته ای در کنگره آمریکا نیز، وی از طریق لابی آیپک تلاش کرد تا مانع از شکل گیری نهایی برجام و اجرایی شدن آن شود. با این حال به نظر می رسد این بار نتانیاهو روی حضور ترامپ در رأس معادلات سیاسی و اجرایی آمریکا حساب ویژه ای باز کرده است. نخست وزیر رژیم صهیونیستی در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا، صراحتا حمایت خود را از جمهوریخواهان و مخالفان برجام اعلام کرد.. وی در حال حاضر قصد دارد با تکیه بر شوی برجامی بی پایه و اساسی (که پرونده آن از سوی آژانس یک بار برای همیشه بسته شده است) بار دیگر به صورت مستقیم بر روند اجرایی شدن توافق هسته ای با ایران تأثیر گذارد. 

هفته گذشته نتانیاهو در یک سخنرانی نمایشی اسنادی را نشان داد و مدعی شد که با استناد به آنها، ایران علیرغم وجود برجام، به شکل مخفیانه جنبه نظامی برنامه هسته ای خود را حفظ کرده است، اما حتی در داخل سرزمین های اشغالی نیز ادعاهای نتانیاهو مورد استقبال قرار نگرفت! بسیاری از سیاستمداران صهیونیستی صراحتا از اقدام وی به عنوان نمایشی غیر مستند یاد کرده و آن را خلاف منافع رژیم اشغالگر قدس دانستند. همچنین آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز ادعاهای نتانیاهو را موضوعی جدید ندانست و ارنست مونیز، وزیر انرژی دولت اوباما که مسئولیت نظارت بر بخش های فنی برنامه هسته ای ایران در دولت اوباما بود، در پاسخ به نتانیاهو گفت: کسی با سی دی و کاغذ، بمب اتم نمی سازد. به این ترتیب عملا شوی برجامی نخست وزیر صهیونیست ها بی اثر جلوه داده شود. 

این ادعاهای بی اساس نتانیاهو در حالی است که رژیم اشغالگر قدس، از دارندگان اصلی سلاح اتمی محسوب می شود و طبق آنچه خبرگزاری اسپوتنیک گزارش داده است، تعداد کلاهک های اتمی اسرائیل تا 200 عدد تخمین زده می شود. این عدد را کالین پاول، زمانی که وزیر خارجه جرج بوش پسر بود، در مکاتبات خود لو داد.

نتانیاهو اما با وقاحت تلاش های خود را ادامه داد و در تماس تلفنی با همتایان استرالیایی، هندی و انگلیسی خود، درباره اسناد ادعایی مبنی بر فعالیت‌های مخفیانه ایران در زمینه ساخت تسلیحات اتمی (!) به گفتگو پرداخت. جوسازی های برجامی نتانیاهو در حالی صورت می گیرد که دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را در خصوص توافق هسته ای اتخاذ نکرده است. بسیاری از منابع آمریکایی تاکید کرده اند که رئیس جمهور آمریکا از یک سو تمایل به خروج از برجام دارد، اما از سوی دیگر، نسبت به هزینه های بین المللی این اقدام نگران است. فراتر از آن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا هنوز نتوانسته است متحدان اروپایی اش را نسبت به بازی مطلق و یکدست در زمین خود (در قبال خروج کامل از برجام) قانع کند. اگرچه افرادی مانند امانوئل مکرونف رئیس جمهور فرانسه، ترزا می، نخست وزیر انگلیس و حتی آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، طی ماه های گذشته به صورت نسبی در زمین آمریکا بازی کرده و سخن از اصلاح (تغییر) برجام به میان آورده اند، اما خروج یکجانبه آمریکا از برجام مورد استقبال آنها قرار نگرفته است. 

از سوی دیگر، ترامپ همچنان نسبت به واکنش جمهوری اسلامی ایران در قبال خروج ایالات متحده آمریکا از برجام نگران است و این نگرانی روز به روز بیشتر می شود. مقامات کشورمان صراحتا اعلام کرده اند که پاسخ تهران نسبت به خروج واشنگتن از برجام برای آمریکا پشیمان کننده خواهد بود. در هر حال، بازی نتانیاهو و شوی برجامی وی در تقابل با توافق هسته ای با ایران، موضوعی غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی نبوده است. انجام چنین اقداماتی از سوی نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس مسبوق به سابقه بوده و در آینده نیز شاهد شانتاژ تبلیغاتی و سیاسی وی علیه کشورمان خواهیم بود، اما نوع واکنش جامعه جهانی نسبت به اقدامات نتانیاهو بار دیگر نشان داد که رژیم صهیونیستی همچنان در نظام بین الملل به سوی انزوا و سقوط گام بر می دارد. به گونه ای که حتی متحدان سنتی تل آویو نیز حاضر به استقبال از نمایش مضحکانه نتانیاهو نشده و در قبال آن سکوت کرده اند./


منبع: سایت بصیرت


[ دوشنبه 97/2/17 ] [ 1:13 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

روز یک‌شنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حین حفاری در محدوده حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، جسدی کشف شد. با توجه به نزدیکی محل حفاری به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکس‌هایی از این جسد در فضای مجازی با عنوان جسد رضاخان انتشار یافت.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ یدالله جوانی

روز یک‌شنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حین حفاری در محدوده حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، جسدی کشف شد. با توجه به نزدیکی محل حفاری به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکس‌هایی از این جسد در فضای مجازی با عنوان جسد رضاخان انتشار یافت. جریان سلطنت‌طلب که هر از چندگاهی در فضای سیاسی کشور فعال می‌شود، این فرصت را مغتنم شمرده، با پشتیبانی رسانه‌ای بیگانه و استفاده از فضای مجازی، تحریک افکار عمومی و جلب نظر جوانان به رضاخان به عنوان خادم ملت و کشور را در دستور کار قرار داد.

سالیانی است که غربی‌ها در راستای انقلاب‌زدایی از ایران و بدبین کردن جوانان نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، با سیاه‌نمایی از وضعیت کشور و برجسته‌سازی مشکلات، به تطهیر رژیم گذشته روی آورده، رضاخان را پرچمدار توسعه و پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. در داخل کشور هم کسانی به طرق گوناگون، رضاشاه را فردی خدمتگزار به کشور و مردم معرفی کرده، او را عامل پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. نتیجه این نوع تبلیغات در سال‌های اخیر، موجب شده است تا بخشی از مردم و به ویژه جوانان از واقعیات مسائل تاریخی، به دور مانده و قضاوت‌های نادرست داشته باشند.

برخی از شعارها در اغتشاشات و ناآرامی‌های دی ماه 96 و همچنین بخشی از مطالب منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی به دنبال اعلام خبر کشف جسدی که کالبد مومیایی شده رضاخان خوانده شد، نشان می‌دهد که صاحب‌نظران منصف و حقیقت‌گرا، باید بیشتر به بازخوانی واقعیت‌های تاریخی برای مردم همت گماشته، از گرفتار شدن عده‌ای به قضاوت‌های ناصحیحی تاریخی جلوگیری کنند.

جدای از این که جسد کشف شده متعلق به چه کسی است؛ با توجه به فضاسازی‌های سیاسی‌ـ تبلیغی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، پاسخ به این پرسش مهم است که بر اساس منطق قرآن و آموزه‌های دینی، رضاخان مستحق لعن و نفرین است، یا به زعم عده‌ای باید از او تعریف و تمجید کرد و به روح او درود فرستاد؟

برای رسیدن به یک قضاوت درست تاریخی، باید چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت سیاسی را بررسی کرد. رضاخان چگونه به قدرت رسید؟ مردم ایران در به قدرت رسیدن او چه نقشی داشتند؟ در پشت صحنه کودتای رضاخان در سوم اسفند 1299 که منجر به سقوط رژیم قاجار و بنیان منحوس رژیم پهلوی شد، کدام قدرت خارجی و با کدامین اهداف قرار داشت؟

کسانی که از خدمات رضاشاه می‌گویند و او را ستایش می‌کنند، به طور کلی نقش انگلیس در کودتای رضاخانی را نفی کرده، رضاشاه را عامل به ثبات رساندن کشور و برقرار کردن امنیت در آن دوران ناامنی و بی‌ثباتی معرفی می‌کنند. صادق زیباکلام که نقش مؤثری در تطهیر رژیم پهلوی از جنایت‌ها و خیانت‌های بی‌شمار دارد، در مناظره با خسرو معتضد در دانشگاه هنر اصفهان، ضمن اجتناب‌ناپذیر دانستن کودتای رضاخانی در آن وضعیت هرج‌ومرج‌گونه، با صراحت می‌گوید: «معتقدم که در کودتای سوم اسفند 1299، روح دولت انگلستان خبر نداشت که چنین کودتایی اتفاق می‌افتد!»

البته نکته جالب توجه آنکه، آقای زیبا‌کلام در این مناظره با تأکید بر اینکه نباید به سخن مورخ استناد کرد، می‌گوید: «مورخ به طور ناخودآگاه دروغ می‌گوید.» آیا زیباکلام خود مصداق این گزاره‌ای که می‌گوید، نیست؟ آیا او با یک دروغ تاریخی به دنبال تحریف تاریخ معاصر و تطهیر رژیم پهلوی نیست؟برای قضاوت در این زمینه، باید به اسناد تاریخی و عقل تحلیلگر رجوع کرد. آیا از نظر عقلی می‌توان پذیرفت که رضاخان بدون پشتوانه مردمی و بدون حمایت یک قدرت خارجی در آن شرایط ایران، از طریق کودتا به قدرت برسد؟


درباره چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت، سه دیدگاه وجود دارد:

1ـ انگلیس نقشی در کودتا نداشت

تعداد بسیار کمی از پژوهشگران جدید، مانند «محمدعلی کاتوزیان»، «پیترآوری» و «صادق زیباکلام» می‌گویند، انگلیس هیچ نقشی در کودتای رضاخانی نداشت. این افراد به دلایل یا انگیزه‌های خاص معتقدند، رضاخان نظامی ماهری بود که توانست با تکیه بر اراده نظامی خود، قدرت را به دست گرفته و از تجزیه ایران جلوگیری کند.

2ـ انگلیس نقش غیرمستقیم در کودتا داشت

عده‌ای هم مانند «نیکی کدی» و «جان فوران» معتقدند، انگلیس در طراحی کودتا نقشی نداشت، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق واداشتن احمدشاه به اخراج افسران بریگاد قزاق، به رضاخان در کودتا کمک کرد.

3ـ انگلیس عامل اصلی کودتا بود

بسیاری از مورخان و پژوهشگران قدیم و جدید، با استناد به اسناد تاریخی و به ویژه اسناد منتشر شده در انگلیس، معتقدند انگلیس به دلیل شکست در اجرای قرارداد 1919، درصدد بود با طراحی و اجرای کودتا در ایران از طریق یک نیروی سرسپرده، به مطامع سیاسی و اقتصادی خود دست یابد. طبق بسیاری از اسناد به جا مانده، کودتا به دست رضاخان و با همدستی سیدضیاء‌الدین طباطبایی و برنامه‌ریزی افسر انگلیسی «آیرون ساید» طراحی و اجرا شد. درباره انتخاب رضاخان برای فرماندهی کودتای نظامی، اردشیر ریپورتر عامل و جاسوس انگلیس در ایران نقش مهمی داشت.

با وجود دلایل تاریخی بسیار مبنی بر نقش انگلیس در کودتا، انگلیسی‌ها به دلایل گوناگون، تلاش کردند نقش خود را پنهان کنند. بر همین اساس، رضاخان پس از کودتا، تلاش کرد تا خود را به تنهایی عامل اجرای کودتا معرفی کند. عبدالله مستوفی به نقل از شهید مدرس گفته است، این حربه ابزاری به منظور مصون ماندن انگلیس از اقدامات مداخله‌گرانه در آینده و مخدوش شدن چهره‌اش در میان مردم بود. مستوفی می‌گوید: «در یکی از همین روزها به دیدار سیدحسن مدرس رفته بودم. سید مخصوصاً از این شرایط خیلی عصبی بود و می‌گفت، انگلیسی‌ها حاضر بودند دو میلیون خرج کنند تا این وصله (کودتا) را از خود بِکَنند. این مرد (رضاخان) به رایگان تمامی این گناهان را به گردن گرفت و آنها را در این مخمصه بین‌المللی فارغ کرد که در آینده دولت ایران نتواند گله‌گذاری در این زمینه بنماید.»

در حالی‌که رضاخان با این کودتا زمینه سلطه 57 ساله آمریکا و انگلیس را بر ایران فراهم کرد و با وجود دلایل بسیار عده‌ای نقش انگلیس را در کودتا نفی و تلاش می‌کنند از رضاخان یک چهره ملی و خدمتگزار کشور و مردم بسازند. این جماعت از ساختن راه، کشیدن خط ‌آهن، ساختن مدرسه و دانشگاه، نوسازی ارتش و امثالهم، به عنوان خدمات رضاخان یاد می‌کنند. بسیار روشن است که هر حکومتی از این نوع کارها می‌کند، کما اینکه الآن رژیم سعودی در عربستان، همین نوع کارها را در عین وابستگی به آمریکا و انجام جنایات و خیانت‌های بی‌شمار انجام می‌دهد.

بهترین نوع نگاه واقع‌بینانه نسبت به رضاخان را، در کلام حضرت امام خمینی(ره) می‌توان یافت. امام(ره) چهار سال پیش از مشروطه چشم به جهان گشودند و هنگام کودتای رضاخانی در سوم اسفند 1299، هجده ساله و در عنفوان جوانی به سر می‌بردند. بنابراین، ایشان دوران آشفتگی ایران و ناامنی را از نزدیک شاهد و ناظر بودند و چنانکه خود می‌فرمایند، در برابر خان‌هایی که منطقه را ناامن کرده بودند، ایستادگی کرده‌اند. دوران رضاخانی که دوران سرکوب آزادی‌خواهان، به ویژه روحانیت، کشف حجاب و مبارزه با ارزش‌های دینی و اسلامی است، دوران تکوین اندیشه‌های سیاسی حضرت امام خمینی(ره) نیز به حساب می‌آید. نخستین واکنش رسمی و آشکار امام(ره) به حکومت رضاخانی، سه سال پیش از سقوط دولت رضاخان با صدور یک اعلامیه انقلابی بود. حضرت امام(ره) در این اعلامیه، مردم و روحانیون را به قیام برای خدا و مبارزه با بدعت‌ها و ظلم‌های رضاخانی دعوت کرد. در دیدگاه امام(ره)، رضاخان عامل و مزدور انگلیسی‌ها بود که در ابتدای کار با ریاکاری مردم را فریب داد و پس از استحکام پایه‌های قدرتش، طبق نقشه بیگانه با دین، مذهب، روحانیت و حتی مظاهر و شعائر دینی مبارزه کرد.

ایشان رضاخان را این‌گونه توصیف می‌کنند: «ابتدا با ظاهری مقدس و علاقه به اسلام، علاقه به روضه‌‌خوانی حضرت سیدالشهداء، این‌طور علاقه را به او نشان دادند و او هم خوب عمل کرد… ابتدا با این سلاح وارد شد در کشور ما، یعنی آوردندش در کشور با قلدری، آنها را که در مراکز قدرت بودند کنار گذاشتند. آنها را با قلدری و نقشه شکست داد… نقشه دوم این بود که اسلام را هرچه می‌تواند قیچی کند… روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدایی از آنها بلند می‌شد و یک قیامی می‌کردند آن را خفه می‌کردند.»

نکته کلیدی در نگاه امام(ره) نسبت به رضاخان، وابستگی او به انگلیس برای اجرای نقشه‌های اجانب است. آن عزیر سفر کرده در این زمینه می‌فرمایند: «در این عصر که من درک کردم و گمان دارم هیچ یک از آقایان درک نکرده‌اید، ابتلای رضاخان است که انگلیسی‌ها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند.» اما نکته بسیار ظریف در نگاه تیزبین رهبر کبیر انقلاب اسلامی نسبت به رضاخان، خیانت‌های وی به کشور و ملت ایران است.

حضرت امام(ره) ضمن مقایسه رضاخان و پسرش با پادشاهان قجری، معتقد بودند شاهان قجر در این مملکت جنایت کردند، ولی رضاخان و محمدرضا شاه، با قرار دادن منابع کشور در اختیار بیگانگان و اجرای نقشه‌های آنان در راستای مبارزه با اسلام و مظاهر و شعائر دینی، به کشور و مردم خیانت کردند. امام(ره) در بیانی این خیانت دودمان پهلوی را، این‌گونه توصیف می‌کنند: «ایران در این مدتی که خودمان یادمان هست… این است که از آن اولی که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالایی که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول این پنجاه سال که شاید سخت‌ترین ایام بود بر ملت ایران، اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند. ممکن است کسی بود آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمدخان قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر برای مملکت، منابع مملکت خودش را داده باشد، جنایتکار بود؛ اما خیانتکار نبود.»

 


[ دوشنبه 97/2/10 ] [ 8:58 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]

در شرایطی که بحث رفع انحصار پیام رسان های خارجی، بنا به دلایل مختلف، مدتی است که در کشور بالا گرفته است، اقدام هماهنگ و منسجم مسئولان مختلف در خروج از شبکه‌ اجتماعی تلگرام و همزمان با آن، بخشنامه‌ ریاست جمهوری به کلیه دستگاه‌های اجرایی، درباره‌ ممنوعیت استفاده از پیام‌ رسان‌های خارجی در تمامی نهادها و مؤسسات دولتی و عمومی غیردولتی، بسیار امیدوار کننده است.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی قربانی

اجماع تحسین‌برانگیزدر شرایطی که بحث رفع انحصار پیام رسان های خارجی، بنا به دلایل مختلف، مدتی است که در کشور بالا گرفته است، اقدام هماهنگ و منسجم مسئولان مختلف در خروج از شبکه‌ اجتماعی تلگرام و همزمان با آن، بخشنامه‌ ریاست جمهوری به کلیه دستگاه‌های اجرایی، درباره‌ ممنوعیت استفاده از پیام‌ رسان‌های خارجی در تمامی نهادها و مؤسسات دولتی و عمومی غیردولتی، موجی از ترک تلگرام و مهاجرت به پیام‌رسان‌های داخلی، بویژه در میان دستگاه‌های مختلف ایجاد کرد.

درواقع، آنچه این رویداد را جالب‌توجه کرده، اجماع، هم‌صدایی و انسجام دستگاه‌ها و مسئولان مختلف در مواجهه با آن، به عنوان پدیده‌ای آسیب‌زا است. به عبارت دیگر، این موضوع که به نوعی حمایت از کالای ایرانی و اعتماد به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های درون‌زای جوانان و متخصصان این مرز و بوم است، در جای خود تحسین‌برانگیز بوده و می‌تواند در حوزه‌های دیگر نیز مدنظر قرار گرفته و تکرار شود. 

بنابراین، انتظار آن است که اینگونه اجماع و انسجامی در میان مسئولان مختلف در حوزه‌های مهم دیگری که عدم‌اجماع و انعکاس صداهای متعدد در آنها آسیب‌زا است نیز مدنظر قرار گیرد. علاوه بر این، بویژه باید این اجماع و هماهنگی در تلاش برای رسیدگی به مسائل و چالش‌های روزمره زندگی مردم از قبیل مسائل معیشتی و آسیب‌های اجتماعی، برخورد با مفسدان، جاسوسان و شبکه‌های مافیایی و... به منظور حل مشکلات، امید و اعتمادآفرینی در فضای اجتماعی نیز ایجاد شود. به طور مشخص باید گفت که در حوزه‌ اقتصادی انتظار از مسئولان آن است که در اتخاذ راهبردها و برنامه‌های اقتصادی براساس اسناد بالادستی و ملاحظه‌ شرایط موجود کشور و تجربیات گذشته، اجماع‌نظر جدی و اساسی بر سر بکارگیری ظرفیت‌های درونی کشور و اعتماد به آنها در حوزه‌های مختلف شکل بگیرد. 

در هر صورت، به نظر می‌رسد که ضرورت اجماع، انسجام و هماهنگی در میان دستگاه‌ها و قوای مختلف کشور در شرایط کنونی، انکارناپذیر بوده و گریزی از آن نیست؛ زیرا اجماع و انسجام نخبگانی در کشور و در میان مسئولان، انسجام اجتماعی را به دنبال می‌آورد که خود گام مهمی برای حل مسائل مختلف است. به بیان دیگر، حجم انبوه و متنوع مشکلات کشور و ضرورت تمرکز انرژی و ظرفیت‌های کشور برای حل و رفع این مسائل و مشکلات، ایجاب می‌کند که اجماع‌نظر جدی و عملی در میان مسئولان برای مواجهه و حل این مسائل ایجاد شود. درواقع، وضع موجود به گونه‌ای است که باید از نگاه‌ها و شیوه‌های سیاسی فاصله گرفته و بر کارآمدی، خدمت‌رسانی، معضل‌گشایی، بن‌بست‌شکنی و افق‌آفرینی تمرکز شود. در این میان، مشخص است که قدم اول و مقدمه‌ اساسی برای تحقق این مطلوب، وجود اجماع‌نظر، انسجام و هماهنگی در میان مسئولان مختلف است.

علاوه بر این، حال که با گذر چهار دهه از حیات جمهوری اسلامی که ناکارآمدی سیاست حزبی و آفت‌ها و آسیب‌های ویران‌گر قبیله‌گرایی سیاسی و جناحی بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند، مسئولان باید از این فضا فاصله گرفته و وجهه‌ی اصلی همت خود را معطوف به خدمت‌رسانی و رسیدگی به مسائل مختلف جامعه کنند و بدانند که هرگونه نگاه سیاسی و معیار قرار دادن جناح و حزب متبوع خود، آفت بسیار بزرگی در این مسیر است. 

به عنوان نکته‌ آخر می‌توان گفت که هرچند ممکن است پیام‌رسان‌های داخلی در ابتدای امر با نمونه‌های خارجی قابل رقابت نباشند، اما خروش اجماعی و تحسین‌برانگیز مسئولان و دستگاه‌های مختلف در حمایت از این پیام‌رسان‌ها، می‌تواند ضمانتی برای تقویت این پیام‌رسان‌ها باشد و چنانچه ان شاءالله استفاده از این پیام‌رسان‌ها با موفقیت همراه شود، حاوی این پیام بسیار مهم است که انسجام و اجماع درونی در کشور راه‌کاری بسیار موثر در حل مشکلات بوده و این راه‌کار باید به سایر حوزه‌ها نیز تعمیم و تسری یابد.



منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 97/2/1 ] [ 5:6 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

جنگ واقعی جای دیگری بود و سپاه باید به جهاد خودکفایی می رفت و باید با فقر و بی‌سوادی مبارزه می کرد و باید می ساخت برای مردمی که دِینشان را به انقلاب ادا کرده بودند.

پایگاه بصیرت / گروه حماسه و جهاد/ سیدعلی موسوی

سرزمین آبا واجدادی ما زیر چکمه های استعمار و استبداد چون مزرعه لم یزرعی شده بود که تخم هیچ در آن رشد و نمو داشت و زیر آسمان این کشور ایرانیان را وحشی نامیده می شدند و به دشمنانشان حق توحش پرداخت می‌شد، آن هم نه توسط بیگانگان و غربی ها که توسط خود حاکمانی که خود را صاحب مردم می پنداشتند.

اما دیگر ملت نمی توانست این حقارت ها را که از سوی مقامات کشور خودشان بر آن ها تحمیل می شد را تحمل کند. ملت از خواب ذلت بیدار شد و بر جاده اراده با مشت گره کرده محکم قدم نهاد و برای رسیدن به آسمان آبی و زمین سرسبز و آزاد خون داد.

آری آزادی و آزادگی حاصل شده بود و جوانان زیادی در راه اهداف جانشان را نثار کرده بودند. اما هیچ تضمینی وجود نداشت که دوباره دیکتاتورها بازنگردند و انقلاب مردم را مصادره نکنند. در میان شور و شوق حضور در هوای آزادی برای حفاظت از این آزادی جوانان و مردمان این سرزمین شروع به تاسیس نیرویی برای پاسداری از ارزشهایشان کردند.

مردم نیروی خود را برای حفاظت و پاسداشت انقلابشان بسیج کردند تا هیچ دشمنی به خودش اجازه ندهد این مردم سربلند و آزاده را به بند استبداد و استعمار بکشاند و همه حاکمان زر و زور و تزویر دندان طمع به ایران را از ریشه درآورند. 

تازه این نیروی تازه تاسیس وخود جوش داشت سازمان و تشکیلات پیدا می‌کرد و با ساختار سازمانی و حاکمیتی آشنا می‌شد و امنیت را در کوی و برزن اقامه می‌کرد تا مردم این آب و خاک چند صباحی طعم آزادی را در زیر آسمان آبی بچشند که؛

دیوانه ای از قفس پرید...

آن هم دیوانه ای که چون ضحاک ماردوش فقط با خون سیراب می‌شد.

صدام چون حیوانی وحشی به سرزمین آزاد شده ای حمله کرد که مردمانش خوب قدر آزادی و آزادگی را می‌دانستند، آنها برای به دست آوردن آزادی آن روزهایشان جنگیده بودند و با چنگ و دندان آن را به کف آورده بودند و حاضر بودند برای این که از انقلابشان و آزادگی و حریتشان در دنیا دفاع کنند تا آخرین قطره خون بجنگند.

حالا نیروهای مردمی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل داده بودند همه به سوی جبهه‌ها روان شدن تا برای ایران زمین و مردم مومن آن تا پای جان پاسداری کنند.

سپاه انقلاب از سال های 59 و 60 در جاده های خاکی خوزستان، شرهانی، فکه و شلمچه تا سردشت، قصر شیرین و سومار داشت جهاد می‌کرد.

مردان میدان عمل همه به میدان های جهاد آمده بودند تا قسم پاسداری از اسلام را در سرزمین ایران در برهه زمانی که به اسم خمینی شناخته می‌شد اجرا کنند، مردان و زنان پاسداری که لباس سبز جهاد را انتخاب کرده و در سنگرها همه با هم یکدل و یک زبان بودند. مهندس و کارگر، روستایی و شهری، پیر و جوان، سرباز و فرمانده و همه و همه بودند تا وحدت را برای هدف مقدس دفاع معنا کنند. الحق که دریای معرفت در جبهه ها موج می‌زد.

جبهه ها آسمان را خجل کرده بودند، جایگاه خاک هایی که قدمگاه باکری و زین الدین و چمران و همت، علی هاشمی و جهان آرا و پلارک، احمد متوسلیان و چیت سازیان، علم الهدی و خیل عظیم پاسداران و جهاد گران بود از همه آسمان ها بالاتر بود.

اینان جهادگران شب و روز بودند و عابدان شب و روز، عابدانی که اول از سیم خاردار نفسشان گذشته بودند تا به سیم خاردارهای دشمن نفوذ کنند.

هشت سال محکم ایستادند، خون دادند و ساختند و شهید دادند. جنگیدند و استقلال این کشور را تضمین کردند و پای برگه آزادی ایران رد خون پاسدار هایی بود که راه رسیدن به قدس را نشان میدادند. همان پاسدارهایی که در دنیا حسرت یک بار زیارت کربلا و نجف دلشان را آتش زده بود، ولی کربلایشان جبهه بود و امامشان خمینی بت شکن.

جنگ تمام شد و در این جنگ خون پیروز میدان بود، همان خونی که در سرزمین های داغ و تفتیده خوزستان ریخته شده بود تا حدود و صغور این سرزمین را چونان تیر آرش کمانگیر ثبت کند.

خون همه یک رنگ داشت از بچه های اطلاعات عملیات گرفته تا سپاه مهندسی و سنگر سازی و بهیاری همه با هم و در کنار هم جنگیده بودند و پیروزی حاصل شده بود.

اما برای آینده انقلاب باید خدا ذخایری نگه می‌داشت تا باز هم بجنگند و این لباس در تاریخ سبزتر از گذشته بدرخشد. 

آری جنگ تمام شد اما ایران جنگ زده باید ساخته می‌شد. و این سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پای در میدان سازندگی نهاد تا ایران سر از آوار استبداد و استعمار وجنگ بلند کند. 

جنگ پایان یافته بود، اما مردم امنیت می‌خواستند و بازهم این سپاه بود که بر آن شد تا امنیت مرزها و دریا ها و پروازها را تامین کند. 


پاسداشت پاسدار


جنگ واقعی جای دیگری بود و سپاه باید به جهاد خودکفایی می رفت و باید با فقر و بی‌سوادی مبارزه می کرد و باید می ساخت برای مردمی که دِینشان را به انقلاب ادا کرده بودند. 

هنوز لباس خدمت سبز است و خاکی و هنوز نسل مردان جبهه دارند می‌جنگند، هنوز ادامه راه خرازی و باقری می‌شود احمد کاظمی و شوشتری و طهرانی مقدم؛ 

مردان مردی که همیشه پاسداری می‌کنند و همیشه آماده جهادند تا به رفقای شهیدشان بپیوندند. و خدا برای این مردان درب های آسمان را باز نگه داشته تا پاسداشت واقعی پاسدارها به دست خدا رقم بخورد.

جنگ تمام شده بود و روزگار ساختن فرا رسیده بود فرقی نمی کرد زلزله، فقر زدایی، داستان حمله داعش به قلب تهران همه و همه نشان از اخلاص و ایستادگی دلیر مردانی است که برای پاسداری از انقلاب خمینی کبیر هرکاری لازم باشد انجام خواهند داد و نیش و کنایه های بدخواهان اندک خللی در مسیرشان ایجاد نخواهد کرد.

و حالا روزگار مظلومیت فرزندان سبز پوشی که هزارن کیلومتر دورتر از جماران موقع شهادت به خمینی لبیک می‌گویند، همان جوانان خمینی ندیده ای که پا در راهی می‌گذارند که آغازگرش خمینی کبیر بوده است.

این فرزندان غیور ایران زمین سرچشمه انقلاب خمینی را خوب میشناسند و همه برای یک ارباب پاسداری می‌دهند، آن‌ها امروز پاسدار خیمه های حسینی هستند، همان خیمگانی که دیگر تاریخ آتش گرفتن آنها را نخواهد دید.


و هنوز سراسر آسمان به این خاک غبطه می‌خورد.



منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 97/2/1 ] [ 5:3 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 19
بازدید دیروز: 119
کل بازدیدها: 818173
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون