سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
موضوع کنسرت‌ها می‌تواند مسایل مهمی چون معضل اشتغال، تورم، تعطیلی کارخانه ها، قاچاق کالا، حقوق های نجومی و ... را -که مساله اصلی زندگی مردم است - تحت الشعاع خود قرار دهد و از این جهت ماندن یا نماندن بر روی خط خبری، کارکردهای خود را برای جریان‌های سیاسی خواهد داشت! این در حالی است که به گفته رحمانی فضلی وزیر کشور؛ تنها یک درصد از کنسرت‌ها لغو شده است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی - شیرین زارعپور

  "کنسرت ها"موضوعی که این روزها نقل محافل فرهنگی و سیاسی شده و "قانون" کلید واژه‌ای که به صورت یکسان پس از حواشی به وجود آمده در رابطه با برگزاری کنسرت ها در مشهد از زبان موافقین اجرا و مخالفین لغو، شنیده می‌شود. این سوژه خیلی زود از خاستگاه فرهنگی خود خارج شد و به مناقشه ای سیاسی در کشور تبدیل گردید تا طیف‌بندی حامیان و مخالفان آن بر طیف بندی سیاسی کشور نیز تطبیق بیابد.  

پس از اینکه علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با مصاحبه ای در حاشیه شورای استانداری اردبیل، دیدگاه خود را در مورد برگزاری کنسرت ها در مشهد روشن و شفاف اعلام کرد و وظیفه اصلی وزارت ارشاد را صدور مجوز برای "کل" اجراهای صحنه ای همچون موسیقی،تئاتر و نمایش دانست، صراحتا گفت: هیچ کس جای دیگری نمی تواند برای این مجوزها محدودیت ایجاد کند و بدون اینکه هیچ توضیحی از دلیل مخالفت برخی در برگزاری کنسرت ها بدهد، امام جمعه این شهر را عامل اصلی لغو کنسرت ها در مشهد دانست و با این جمله که: اجازه نمی‌دهند حتی کنسرت های سنتی و محلی نیز برگزار شود، موجی از از انتقاد را به سمت مشهد روانه کرد و رئیس جمهور هم به حمایت از وزیر ارشاد در مراسمی که به عنوان روز پزشک برگزار شد، در جمع پزشکان اظهار تاسف کرد از مخالفت‌هایی که در برگزاری کنسرت‌ها صورت گرفته و با عنوان اینکه: در کشور مان فقط یک مجلس شورای اسلامی به عنوان مجلس قانونگذاری وجود دارد و هر کس که تریبون در اختیار می‌گیرد، نمی‌تواند قانونگذاری کند وزیر هم نمی تواند از این خواسته تبعیت کند بلکه وزیر باید تابع قانون باشد، برگزاری کنسرت ها را مساوی با اجرای قانون دانست وآن را در سبد مجلس قرار داده و ادامه داد: همه افتخار ما این است که کشور ما کشور قانون است.

در این خصوص برخی از هنرمندان هم عرصه مخالفت با لغو کنسرت ها را بی نصیب نگذاشتند و با احساسی کردن فضای ایجاد شده، به تهییج مخاطبان پرداختند. حسین علیزاده در بخشی از اجرای خود در تالار وحدت، با این جمله که اگر موسیقی شهید بخواهد در صف اولّم، موضوع را امنیتی جلوه داد و او هم حرف از "عمل به قانون" را پیش کشید و به حالت اعتراض گفت: چرا به هنر و وسیله ای که این قدر از آن استفاده می شود مدام توهین می کنند... ببینیم قانون چه گفته است ... اگر موسیقی را حذف کنید، اعتقادات مردم را حذف کرده اید.

روزنامه های حامی دولت نیز به صورت زنجیره وار این خبر را پوشش دادند و با تیترهایی چون: "طبق قانون برگزاری کنسرت در همه شهرها بلامانع است". "ایستادن در برابر بی قانونی". "کشور قانون دارد"، مواضع خود را همسو با دولت، در معرض نگاهها قرار دادند.

در این میان اما، شبکه بهائی "من و تو" هم درست از همین نقطه یعنی"عدم رعایت قانون" با موافقان برگزاری، همنوائی کرد، ولی بی بی سی بر طبق سیاست‌های زیر پوستی معلوم‌الحالش سعی کرد موضوع کنسرت ها را از سالن اجرای موسیقی به دانشگاه ها تسرّی دهد و "جوادی حصار" از تریبون بی.بی.سی وارد ماجرا شد و نظرآیت الله علم الهدی را در زمینه موسیقی متفاوت با نظر رهبر معظم انقلاب دانست و عنوان کرد: آقای خامنه ای به درستی ذات دانشگاه را علمی می‌داند و بر اساس این دیدگاه اجازه ترویج موسیقی را در دانشگاه نمی‌دهد تا دانشگاه جولانگاه مسائل سطحی و هیجانی نگردد اما نظر او درباره کنسرت‌ها به مراتب نرم‌تر از آقای علم الهدی است.

فضای مجازی هم بر اساس ذاتیاتش وارد عرصه موافقت و مخالفت گردید و پست‌هایی از قبیل اینکه چرا مردم مشهد حق شادی ندارند و چرا در حالیکه موسیقی مجاز است، با آن مخالفت می‌کنند؛ فضای موج سواری برای مخالفان لغو، را ایجاد کرد.

سخنان دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خراسان رضوی در رابطه با لغو یکی از کنسرت‌ها در سبزوار، مبنی بر مشکلاتی که در محتوا و اجرای کنسرت ها و نحوه حضور شرکت کنندگان در سالن وجود داشته و موجبات اعتراض حوزه علمیه و علما و مردم را فراهم کرده است؛ مهر تائیدی بر بیانات آیت الله علم الهدی بود که با مطرح کردن این موضوع در سال 92، مردم را به حاشیه‌های ابتذال آفرین و ابتذال گستر کنسرت‌ها توجه داده بودند. نظر نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد هم در نشستی خبری به گزارش خبرگذاری فارس در مورد لغو کنسرت ها در مشهد هم تائیدی بر نظر موافقان لغو کنسرت بود که علت آن را احترام به حرم مطهر رضوی دانست و حمایت علما و بیانیه‌های دانشجویی دانشگاه های مشهد نیز بر بیانات آیت الله علم الهدی صحّه گذاشت.

محور نظرات مخالفین لغو کنسرت ها به مسئله "اطاعت از قانون" بازمی‌گردد که به نظر می رسد در این خصوص هم بازی با کلمات صورت گرفته است. نوش آبادی در نشست خبری ذکر شده این موضوع را عنوان می‌کند که (تا الان مجوزی برای مشهد نداشته‌ایم که لغو شده باشد). این نشان می‌دهد که اساسا مجوزی برای اجرا در شهر مشهد صادر نشده بود که لغو شده باشد، ضمن اینکه در سخنان وزیر ارشاد هم عنوان شده بود 11 سال است که در مشهد کنسرت اجرا نمی شود و این مسئله اختصاص به دولت یازدهم ندارد.

در این خصوص باید به افرادی که قانون را دستاویز سیاست های خود قرار داده اند یادآوری کرد که خوب بود در مورد پخش فیلم‌هایی چون رستاخیز و 50 کیلو آلبالو و بارکد که حاوی شوخی‌های جنسی نمایان بود، هم تا این حد موضوع قانون برجسته می‌شد و حساسیت نشان داده می‌شد نه اینکه پس از رفتن بر روی پرده سینما، مسئولین فرهنگی کشور بگویند: ما مطلع نبودیم!

سخن پایانی آنکه موضوع کنسرت‌ها می‌تواند مسایل مهمی چون معضل اشتغال، تورم، تعطیلی کارخانه ها، قاچاق کالا، حقوق های نجومی و ... را -که مساله اصلی زندگی مردم است - تحت الشعاع خود قرار دهد و از این جهت ماندن یا نماندن بر روی خط خبری، کارکردهای خود را برای جریان‌های سیاسی خواهد داشت! و این در حالی است که به گفته رحمانی فضلی وزیر کشور؛ تنها یک درصد از کنسرت‌ها لغو شده است.



[ چهارشنبه 95/6/10 ] [ 2:20 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
آمریکا به دنبال یک سیاست چند بعدی و استفاده از تمام بازیگران بدون غالب شدن یک طرف است. در واقع آمریکا از یک سو با بازی بازیگران دخیل در سوریه به دنبال درگیری و تنش بین آنهاست و از سوی دیگر به دنبال مهار بازیگران برای توازن قوا است، به طوری که هیچ کدام از طرفین بر دیگری غالب نشوند.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/محمدرضا فرهادی
بعد از بیداری اسلامی در منطقه و ظهور گروه های تروریستی در سوریه، اولین اقدامات مسلحانه این گروه ها تحت عناوین مختلف و با تشکیل گروه های جدیدی با رنگ و لعاب هاب های تازه شکل گرفت. داعش، جبهه النصره، ارتش آزاد و ... عناوینی بودند که برای ساقط کردن نظام سوریه توسط کشورهای منطقه‎ای و فرامنطقه ای به وجود آمده بودند تا به نظام سوریه پایان دهند. ورود گروه های مردمی به عرصه نظامی، توازن قوا را به نفع ارتش و نیروهای مقاومت رقم زد و همین امر سبب یک توازن نسبی بین نیروهای درگیر در سوریه شده است. امروزه آنچه بیش از همه نمود دارد پیروزی های ارتش سوریه در عرصه میدانی و سیاسی بر بازیگران معارض داخلی و خارجی خود است. آمریکا و عربستان با طراحی های مختلفی سعی در سرنگونی نظام سوریه را داشتند که تا به امروز این امر ناکام مانده است.

اهداف آمریکا در منطقه
به طور کلی آمریکا در منطقه به دنبال چند هدف مهم است:
1) دسترسی آسان و ارزان به نفت منطقه؛ 2)تامین امنیت رژیم صهیونیستی؛ 3)جلوگیری از ظهور الگوهای جدیدی از انقلاب اسلامی در منطقه؛ 4) تجزیه منطقه و ظهور کشورهای جدیدی همچون کردستان عراق؛ 5)توازن قوا در منطقه و بین بازیگران مهم منطقه ای؛ 6) حمایت از هم پیمانان منطقه ای اش با استفاده از ابزار جنگ های نیابتی(تشکیل ائتلاف های منطقه ای)؛ 7)سیاست سد نفوذ جدید در منطقه در برابر ایران و نظام های هم سو با جمهوری اسلامی؛ 8) از بین بردن و یا تضعیف گروه های مقاومت همچون حزب الله و سایر گروه های مقاومت.

برنامه های آمریکا برای سوریه
واشنگتن در جهت رسیدن به اهداف فوق، به طور کلی سه گام و برنامه مهم را از ابتدای بحران سوریه در پیش گرفته است:
1)برکناری بشار اسد: از ابتدای بحران سوریه، غرب همواره بر برکناری بشار اسد تاکید کرده است. به اذعان آمریکایی ها تا زمانی که بشار اسد در منصب قدرت قرار دارد، وضعیت سوریه تغییر چندانی نخواهد کرد و سوریه کنونی همانند قبل از سال 2011 بلکه با رویکرد و گرایش شدیتری نسبت به مقاومت خواهد بود.  " بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود" (رییس سابق اطلاعات عربستان) در این زمینه گفته بود: ما به دنبال سرنگون کردن "بشار اسد"  هستیم، حتی اگر  این کار به قیمت ویرانی کل سوریه تمام شود.
 علاوه بر دلیل اصلی دشمنی غرب با بشار اسد به دلیل هم پیمانی با جمهوری اسلامی ایران و حزب الله، اهداف دیگر نیز مدنظر غرب از برکناری بشار اسد وجود دارد. "رابرت اف کندی"، وکیل آمریکایی و برادرزاده "جان اف کندی"، رئیس جمهور اسبق آمریکا در این باره عنوان داشت:  آمریکا پس از آنکه اسد از پروژه احداث خط لوله گاز دولت قطر حمایت نکرد، تصمیم به برکناری وی گرفت. وی ادامه داد: «این پروژه 10 میلیارد دلاری نخستین بار در سال 2000 مطرح شد و سرویس اطلاعاتی آمریکا (سیا) این طرح را پیگیری کرد تا آنکه 9 سال بعد  "اسد" اعلام کرد که از طرح خط لوله که به موجب آن قطر می توانست از طریق پایانه‌های ترکیه، مستقیما به بازارهای انرژی اروپا دسترسی داشته باشد حمایت نمی کند. کندی افزود : این خط لوله همچنین به عربستان سعودی امکان می داد نفوذ بیشتری را در منطقه علیه ایران اعمال کند». بنابراین بشار اسد به عنوان فردی که در همه زمینه های سیاسی، نظامی و اقتصادی پشتیبان محور مقاومت وضدیت با محورغربی- عربی است، شناخته می شود و غرب نیز به دنبال الگویی شبیه به مصر برای سوریه است که فردی با گرایش های ناسیونالیستی و معاند با بحث اسلام گرایی و در عین حال وابسته به غرب به قدرت برسد.
2)تشدید درگیری و جنگ فرسایشی در سوریه: برنامه دوم امریکا بعد از عدم به نتیجه رسیدن گام اول، هجمه سنگین و بی سابقه علیه دولت سوریه از طریق گروه های تروریستی مختلف با استفاده از حمایت های کشورهای عربی منطقه همچون عربستان و قطر بود. در این جهت نزدیک به 80 هزار نفر تروریست از 96 کشور جهان وارد جنگ سوریه شده اند. 
اکنون سوال مهم این است که چرا آمریکا برنامه فرسایش سوریه را دنبال می کند؟ جنگ فرسایشی به این دلیل است که اولاً آمریکا خواهان اتمام جنگ در مقطع فعلی نیست و نمی خواهد که هیچ کدام از بازیگران درگیر در جنگ سوریه توازن نسبی کسب کنند و یا پیروز شوند و دوم هم غرب به دنبال تخریب زیرساخت های اقتصادی سوریه است. تا قبل از شروع بحران سوریه، در استان حلب نزدیک به 3000 هزار کارخانه وجود داشت که بعد از بحران، این کارخانه ها اکثراً یا تخریب یا از کار افتاده شدند.

سه گام آمریکا در سوریه

در صورت عدم بحران در سوریه یکی از احتمالاتی که وجود داشت این بود که استان حلب به عنوان منطقه اقتصادی شامات شناخته شود.
3)تجزیه سوریه: برنامه سوم آمریکا در سوریه، تجزیه است. در بحث برنامه های آمریکا برای تجزیه سوریه می توان به طرح حذف حلقه های کسینجر و طرح جدید وی در این اواخر اشاره کرد. کسینجر می گوید: «سوریه را باید به سه منطقه مجزا از هم تقسیم کنیم. یک قسمت در اختیار بشار اسد، یک قسمت نیز در اختیار سنی ها در مرکز و یک قسمت هم در اختیار کردها در شمال قرارگیرد.»
وی در بیان این منطقه شمالی به طور صریح اعلام می کند که مهم ترین برنامه آمریکا نیز همین مورد است و واشنگتن می تواند با دادن استقلال به کردها از پایگاه های نظامی در شمال سوریه استفاده کند و حوزه نفوذی را برای خود به وجود آورد.
اما آنچه امروزه بحث اصلی است، همین بحث استقلال شمال سوریه و تحولاتی است که اخیراً در این منطقه در حال رخ دادن است.
 در این زمینه کردها با حمایت های آمریکا اخیراً پیشروی هایی را در مناطق شمالی سوریه صورت داده اند. این پیشروی ها با گرفتن شهر منبج انجام گرفت که کُردها برنامه اصلی خود را بعد از منبج به گرفتن جرابلس و شهر الباب متمرکز کرده بودند. جرابلس از توابع استان حلب واقع در شمال سوریه است که در فاصله 125کلیومتری شمال شرق این استان یعنی دورترین نقطه شمال سوریه و در ساحل غربی نهر فرات قرار دارد. شهر الباب نیز مرکز دوم داعش بعد از رقه و مسیر ترانزیتی قاچاق نفت داعش به ترکیه است. 
بنابراین آمریکا به دنبال یک سیاست چند بعدی و استفاده از تمام بازیگران بدون غالب شدن یک طرف است. در واقع آمریکا از یک سو با بازی بازیگران دخیل در سوریه به دنبال درگیری و تنش بین آنهاست و از سوی دیگر به دنبال مهار بازیگران برای توازن قوا است، به طوری که هیچ کدام از طرفین بر دیگری غالب نشوند. در واقع هدف اصلی آمریکا این است که بازیگران را دچار فرسایش کند. 
در این میان اما، روسیه که امروزه با تمام امکانات موجود به مبارزه با تروریسم ورود پیدا کرده است به دنبال درگیری با آمریکا نیست و شاید با استفاده از همین اصل به نوعی می خواهد بحران سوریه را از طریق سیاسی حل و فصل کند.
ترکیه نیز بیش از همه به تحولات شمالی سوریه نگاه می کند. ترکیه از قدرت گرفتن کردها واهمه دارد و از الحاق کردستان سوریه به کردستان ترکیه نگرا ن است. از سوی دیگر ترکیه نگران پ. ک.ک و قدرت گرفتن آن نیز است و یکی از دلایلی که ترکیه اخیراً به جرابلس حمله کرد و به بمباران این منطقه پرداخته است، همین موارد است./


[ چهارشنبه 95/6/10 ] [ 2:19 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
در شرایطی که همه کارشناسان و تحلیلگران از زوایای مختلف مشغول تحلیل و واکاوی متن برجام بودند، رهبر معظم انقلاب از دریچه دیگری به این رویداد نگریسته و نگرانی خود در این باره را در بیانات مختلف ابراز داشتند. معظم له برخلاف کارشناسان و تحلیل گران، تمرکز ارزیابی و تحلیل خودشان را به رمزگشایی سناریوی آمریکا پس از برجام قرار داده و در این راستا همه اذهان را به نفوذ دشمن از طریق برجام متوجه کرده اند
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / محمدرضا اسکندری

نفوذ، انقلابی‌گری و جهاد کبیر، سه کلیدواژه اساسی و به بیان دقیق نوع خاصی از گفتمان سازی در ادبیات انقلاب اسلامی می‌باشد که حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی) در طول قریب به یک سال گذشته در بیانات مختلف شان با توجه به دغدغه‌هایی که در دوران پسابرجام در برخی حوزه‌ها ایجاد شده است، آنها را مورد اشاره قرار داده و اهتمام ویژه‌ای نسبت به تبیین و تأمل و تحقق آنها داشته‌اند.

یکی از نکات قابل توجه و تأمل برانگیز در خصوص استعمال واژگان مذکور، ترتیب و توالی خاصی است که رهبر فرزانه انقلاب در این زمینه رعایت نموده اند که از دل آن می توان مسائل متعددی را مورد کنکاش قرار داد. به این معنا که بلافاصله پس از برجام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ضمن تبیین این موضوع که مبادا برجام را به معنای پایان خصومت ورزی دشمن تلقی نمود، از «نفوذ» به عنوان پروژه ای جدید و راهبردی نوین و نرم افزاری که عمدتاً در قامت «تعامل گرایی» خود را نشان می دهد، یاد نموده و مردم و مسئولان را به هوشیاری در مواجهه با این موضوع که حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی را به عنوان موضوعات مورد هدف قرار داده اند، فراخواندند.

انقلابی گری و جهاد کبیر، دو اصطلاح بعدی است که رهبر فرزانه انقلاب همزمان و پس از تبیین پروژه نفوذ دشمن بر آن ها انگشت تأکید نهاده و این دو را مورد تبیین قرار داده اند. نکته قابل توجهی که اینجا وجود دارد، انطباق مفهومی اصطلاحات مذکور است. به این معنا که با اندکی تأمل در بیانات رهبر معظم انقلاب به خوبی می توان دریافت که معظم له برای مواجهه با شکل جدید از تهدید تحت عنوان «نفوذ» که با ماهیت نرم خود را نشان داده است، دو راهبرد مهم با ماهیت نرم و خنثی کننده یعنی «انقلابی گری» و «جهاد کبیر» جهت مقابله با تهدید فوق، معرفی می‌کند. به بیان دیگر رهبر معظم انقلاب ضمن شناسایی دقیق تهدید، متناسب با مقتضیات زمانه و ماهیتی که تهدید از آن برخوردار است، به معرفی و اتخاذ راهبرد مبادرت می‌ورزد که این مسئله نه تنها حاکی از تدبیر و درایت عمیق معظم‌له در حوزه دشمن شناسی است بلکه افزون بر آن برخورداری از نگاه ژرف، حکیمانه و دوراندیشانه در مقابله با تهدیدات دشمن توسط ایشان را نیز نشان می دهد.

با توجه به اهمیت موضوع در ادامه به بازخوانی سه مفهوم نفوذ، انقلابی گری و جهاد کبیر با تکیه اندیشه های امام خامنه‌ای پرداخته می شود.

 

سناریوی نفوذ

با توجه به اینکه «مقابله» با انقلاب اسلامی ایران همواره یکی از رهیافت های کلان و راهبردی ایالات متحده آمریکا طی دوران پس از انقلاب در رابطه با جمهوری اسلامی ایران بوده و تمامی رفتارها و سیاست های آمریکایی در قبال ایران نیز مبتنی بر اصل «تقابل گرایی» و مهار ایران از این طریق شکل گرفته است، لذا ضروری به نظر می رسد تا جدیدترین رویکرد تقابل گرایانه آمریکا که در یک چارچوب نرم تحت عنوان «نفوذ» در لایه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در دستور کار گرفته است مورد بررسی و تبیین واقع گرایانه قرار گیرد.

مقامات و اندیشکده های آمریکایی در زمینه پیشبرد دکترین نفوذ که پس از برجام اظهار نظر کرده و به تبیین حول این محور می‌پردازند، شاید پیش از این تا به این حد سخن نگفته اند و اگر هم گفته اند اندک بوده است. به عنوان مثال پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین المللی و نهادهای جامعه مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد». [1] در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آنها بیش از آنکه به معنای راه یافتن ایران به جامعه بین المللی باشد، به معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.

در حقیقت آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد فضایی برای نفوذ در عرصه سیاسی کشور و یا تغییر در روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری کشور هستند. برای دستیابی به این هدف نیز از سیاست‌هایی چون ایجاد دو دستگی یا دوگانه‌سازی استفاده می‌کنند. خطاب قرار دادن عده‌ای به عنوان «مستعد» [2]، «تجدیدنظرطلب»، «نسل جوان» در اظهارات اوباما، یا «جوانانی که آینده می‌خواهند» [3] و همچنین قلمداد کردن مخالفین رابطه با آمریکا با عنوان «تندروها» در اظهارات جان کری [4] از همین دست دوگانه‌سازی‌ها و ایجاد شکاف در جامعه ایران است. نمود بارز و ترجمان این سیاست را می‌توان در اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا چند روز بعد از مذاکرات وین، در 19 مرداد ماه 1394 در مصاحبه با وب‌سایت مایک   «Mic» مشاهده کرد. وی بیان می دارد: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران، و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله، گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد و کارهایی از این دست، از ایران، در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد». [5]

باراک اوباما ادامه می‌دهد: «به شما قول می‌دهم در لحظه‌ای که رژیم ایران از این نوع گفتار و رفتار دست بردارد، بلافاصله در چشم جهانیان نفوذ و قدرت بیشتری پیدا خواهد کرد. امید من این است که چنین اتفاقی بیفتد. چنین امری نیازمند تغییر در سیاست و رهبری ایران است. تغییر طرز فکر در زمینه رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایی مثل ایالات متحده». [6]

همچنین اظهارات جان کری در کمیته‌ روابط‌خارجی سنا، به‌طور خاص در جهت نیل به پروژه نفوذ بوده است. وی در دوم مردادماه (24 ژولای 2015) در شورای روابط‌خارجی آمریکا در پاسخ به سؤال «ریچارد هاس» مبنی بر اینکه آیا شما معتقدید در این پانزده سال تغییر فاحشی در رفتار ایران صورت می‌گیرد، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده ایران حساب باز کرده بیان می دارد: «من نمی‌دانم تا 15 سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد». [7]

مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز در یادداشتی برای «سی‌ان‌ان» با عنوان «توافق ایران برد ـ برد است» می‌نویسد: «با به صفر رساندن موضوع هسته‌ای، دولت اوباما خطرناکترین تهدید ایران را رفع کرده و جامعه بین‌المللی را در این موضوع گردهم آورد و در مخالفت با تهران کاملاً متحد بودند. تکمیل کردن توافق هسته‌ای مانع پیشرفت در دیگر موضوعات نمی‌شود. در واقع این توافق ابزارهای تازه برای ترسیم و شکل دهی به رفتار ایران می‌دهد».

جو بایدن معاونرئیسجمهورآمریکا هم درسخنانیخطاببهصهیونیست های ساکن درآمریکا تأکیدمی‌کند: «مخالفانتوافقهستهایبهدنبالتغییررژیمدرایرانهستند،هدفیکهتنهاازطریقیکجنگآشفتهوکثیفقابلدستیابیخواهدبود». وی همچنین اذعان می‌دارد: «تنهاچیزیکهمخالفانتوافقایرانازجملهبنیامیننتانیاهونخستوزیراسرائیلراراضیمیکند،تغییررژیمدرایراناست».

روشنگری رهبر معظم انقلاب در خصوص سناریوی نفوذ دشمن

توافق وین یا همان برجام از منظرهای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. در شرایطی که همه کارشناسان و تحلیلگران از زوایای مختلف مشغول تحلیل و واکاوی متن برجام بودند، رهبر معظم انقلاب از دریچه دیگری به این رویداد نگریسته و نگرانی خود در این باره را در بیانات مختلف ابراز داشتند. معظم له برخلاف کارشناسان و تحلیل گران، تمرکز ارزیابی و تحلیل خودشان را به رمزگشایی سناریوی آمریکا پس از برجام قرار داده و در این راستا همه اذهان را به نفوذ دشمن از طریق برجام متوجه کرده اند:

«نیت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آن ها را، نه حضور سیاسی آن ها را، نه نفوذ فرهنگی آن ها را؛ با همه توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد. اجازه نخواهیم داد. در منطقه هم همین‌جور. در منطقه هم آن‌ها می‌خواهند نفوذ ایجاد کنند، حضور برای خودشان دست‌وپا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند». [8]

بنابراین در شرایط کنونی و پس از گذشت 12 سال مذاکره در خصوص پرونده هسته ای ایران، برجام دریچه و روزنه تازه ای از نگرانی ها گشوده است، به طوری که رهبر فرزانه انقلاب در بیانات مختلف شان با هوشمندی خاص و به موقع هشدار می دهند که دشمن از تصویب برجام به دنبال «نفوذ» در ایران و منطقه است:

«شیوه‌های برخورد با اسلام و دشمنی با اسلام هم متنوع [است‌]؛ انواع و اقسام. می‌نشینند فکر می‌کنند، راه پیدا می‌کنند برای نفوذ کردن، برای ضربه زدن... ده‌ها مرکز و کانون... در اروپا، در آمریکا، در رژیم صهیونیستی، در بعضی از کشورهای وابسته و تحت فرمان این‌ها به وجود آمد، برای این‌که ببینند راه‌ها چیست». [9]

«دستگاه‌های مختلف، دستگاه‌های اقتصادی، دستگاه‌های فرهنگی- توجه داشته باشند که ما در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم... من چند روز قبل از این، در صحبت گفتم که این‌ها در صدد نفوذند، در صدد رخنه کردن هستند. این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد. مواظب باشید. یک وقت آدم خبر می‌شود که فرض بفرمایید فلان سازمان آمده یک بخشی از مجموعه فرهنگی ما را - مثلاً فرض کنید مهدکودک‌ها را - به یک شکل خاصی دارد هدایت می‌کند. این را آدم می‌فهمد، بعد که نزدیک می‌شود می‌بیند کار خطرناکی و کار بزرگی است [اما] آدم توجه نداشته. این‌ها رخنه است. در زمینه‌های گوناگون؛ در زمینه‌های اقتصادی، در رفت‌وآمدها، در همه دستگاه‌ها». [10]

«می‌گویند برجام فرصت‌هایی را - هم در داخل ایران و هم در بیرون از ایران و در منطقه- در اختیار آمریکا قرار داده. این را آمریکایی‌ها می‌گویند و جزو حرف‌های آن‌ها است. عرض من به دوستانمان در دولت و در مسؤلیت‌های گوناگون این است که اجازه این فرصت‌طلبی را در داخل مطلقاً به آمریکا ندهید. در خارج هم تلاش کنید که این فرصت‌ها در اختیار آمریکا قرار نگیرد... مطلقاً نباید اجازه داده بشود که این‌ها در داخل کشور از فرصت‌هایی استفاده کنند». [11]

«بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را با این خصوصیات -که از ابلیس بدتر است- بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند. چرا؟ دین به‌کنار، انقلابی‌گری به‌کنار. وفاداری به مصالح کشور چه می‌شود؟ عقل چه می‌شود؟ کدام عقلی و کدام وجدانی اجازه می‌دهد که انسان قدرتی مثل قدرت آمریکا را به‌عنوان دوست، به‌عنوان مورد اعتماد، به‌عنوان فرشته نجات انتخاب بکند؟... ملت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد. نباید بگذاریم دوباره برگردد. نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد. نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند. دشمنی این‌ها تمام نمی‌شود.... دنبال چیزی به نام مذاکره با ایران اند. [اما] مذاکره بهانه است، مذاکره وسیله برای تحمیل خواست‌ها است». [12]

«امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور. دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البته کم‌اهمیت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است و ممکن است که جزو کم‌اهمیت‌ترین [هم‌] نفوذ امنیتی باشد. نفوذ امنیتی چیز کوچکی نیست اما در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمیت است. نفوذ امنیتی عوامل خودش را دارد، مسئولین گوناگون - از جمله خود سپاه- جلوی نفوذ امنیتی دشمن را با کمال قدرت انشالله می‌گیرند.

در زمینه‌های اقتصادی، چشم‌های بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان‌] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند. چون نفوذ دشمن پایه اقتصاد محکم را متزلزل می‌کند. آن‌جاهایی که نفوذ اقتصادی کردند، آن‌جاهایی که توانستند خودشان را بر اقتصاد کشورها و ملت‌ها مثل یک بختکی سوار بکنند، پدر آن کشورها درآمد... از همه مهم‌تر، نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی است. دشمن سعی می‌کند در زمینه فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِ پا نگه دارد جابه‌جا کند، خدشه در آن‌ها وارد کند، اختلال و رخنه در آن‌ها به‌وجود بیاورد. این رخنه و نفوذ فرهنگی است. نفوذ سیاسی هم این است که در مراکز تصمیم‌گیری، و اگر نشد تصمیم‌سازی، نفوذ بکنند. وقتی دستگاه‌های سیاسی و دستگاه‌های مدیریتی یک کشور تحت‌تأثیر دشمنان مستکبر قرار گرفت، آن‌وقت همه تصمیم‌گیری‌ها در این کشور بر طبق خواست و میل و اراده مستکبرین انجام خواهد گرفت... برای آن‌ها بهتر این است که از خود آن ملت کسانی در رأس آن کشور باشند که مثل آن‌ها فکر کنند، مثل آن‌ها اراده کنند، مثل آن‌ها و بر طبق مصالح آن‌ها تصمیم بگیرند. این نفوذ سیاسی است. [هدف این است که‌] در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ کنند، اگر نتوانستند در مراکز تصمیم‌سازی [نفوذ کنند]. زیرا جاهایی هست که تصمیم‌سازی می‌کند. این‌ها کارهایی است که دشمن انجام می‌دهد». [13]

به هر حال رویکرد جدید آمریکایی‌ها به باز مهندسی و بازطراحی سناریوی نفوذ از طریق گشایش در مباحث مذاکرات هسته‌ای و برجام، نشان می‌دهد که آن ها در پرتو همان سیاست کلان به نوعی می‌خواهند از طریق تعامل و نزدیک شدن به ایران از طریق خطوط دیپلماسی رسمی، پنهان و عمومی به تدریج زمینه را برای عملیاتی کردن کلان استراتژی مهار و تغییر ماهیت انقلابی ایران فراهم نمایند که در این باره نیز رهبر معظم انقلاب با هوشمندی و درایت و تیزبینی همچون گذشته به کمک ملت شتافته و در صدد تبیین و جلوگیری از تحقق این سناریو بر آمده است.



[2]- http://mic.com/obama

[3]- http://www.state.gov/secretary/remarks/.htm

[4]- http://www.state.gov/secretary/remarks/.htm

[5]- http://mic.com/obama

[6]- http://mic.com/obama

[8]. بیانات در دیدار میهمانان مجمع جهانی اهل بیت، 26 مرداد 1394

[9]. بیانات در دیدار با مسؤلان و دست اندرکاران حج 31 مرداد 1394

[10]. بیانات در دیدار اعضای هیأت دولت، 4 شهریور 1394

[11]. بیانات در دیدار مجلس خبرگان رهبری، 12 شهریور 1394

[12].بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 18 شهریور 1394

[13]. بیانات در دیدار فرماندها سپاه، 25 شهریور 1394



[ پنج شنبه 95/6/4 ] [ 10:3 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]
از آن زمانی که رهبری در دانشگاه امام حسین(ع) به پاسداران انقلاب اسلامی فرمان جهاد کبیر را داد باید اندیشه کرد نحوه برخورد ما با این فرمان چگونه بوده است و چه مقدار برای تجهیز خود تلاش کرده‌ایم. اگر برای جهاد نظامی تلاش برای آموزش نظامی انجام می‌شود در جهاد کبیر نیز باید روشهای استدلال و برهان آوری و نیز تعمیق بخشی به شعارهای انقلاب آموزش داده شود و تعلیم این مهم نیز باید توسط افراد آگاه و بصیر و فرهیخته انجام گیرد.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / مهدی عامری

اول؛ جنگ احزاب در ماه شوّال، سال پنجم هجری، پنجاه و پنج ماه پس از هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله رخ داد. مشرکان مکه افزون بر این که همه دشمنان اسلام را با خود همراه ساخته بودند، از یهودیان مدینه و خیبر هم قول همکاری گرفته بودند    .     یهودیان با این که پیشتر با پیامبر پیمان همکاری و دفاع مشترک بسته بودند،در اینجا به خیال این که همه احزاب دست به دست هم داده اند تا اسلام و مسلمانان را نابود کنند رو به خیانت آورده و پیمان شکنی کرده بودند. جالب اینجاست در دوران پیشااسلام همین قبایل مدام در حال جنگ و اختلاف و خونریزی بودند و حال همه اینها برای یک هدف دست به ائتلاف زده بودند.

در این پیکار پیامبر برای بستن راه نفوذ دشمنان به پیشنهاد سلمان دستور داد دور تا دور مدینه را خندق حفر نمایند به گونه‌ای دهانه آن به قدری باشد که دشمنان نتوانند حتی با پرش اسب از آن بگذرند، اما در این بین عده‌ای از مسلمین کم کاری کردند و بخشی از خندق را آنگونه که پیامبر دستور داده بود حفاری نکردند و لذا پهنای آن به اندازه سایر جاهای خندق نبود. لذا سپاه کفر دست به عملیات متهوّرانه‌ای زد که از میان آنان پنج پهلوان اسب سوار از همین محل باریک خندق گذشتند.

یکی از این افراد عمر بن عبدود بود که آوازه شهرت و قدرت او لرزه بر اندام رزمندگان می‌انداخت. او با نعره کشیدن و فریاد زدن و رجزخواندن خواهان جنگ تن به تن شد. عملیات روانی عمرو سبب انفعال و ترس بسیاری از افراد در سپاه اسلام گردید. در این میان پیامبر سه بار از سپاهیان خود خواست تا کسی به هماوردی با عمرو برود و فقط علی بن ابیطالب هر سه بار به فرمان مقتدای خویش لبیک گفت و آماده نبرد با قهرمان عرب شد. هنگام عزیمت علی به سوی میدان پیامبر فرمود «بَرَزَ الاْسْلامُ کلُّهُ إلی الشِّرْک کلِّهِ؛ اینک همه اسلام در برابر همه کفر ایستاده است». شکست عمرو توسط علی وقت سپاه اسلام را به شدت بالا برد و روحیه طرف مقابل به همین میزان کاست. این نبرد تن به تن در واقع سرنوشت جنگ را رقم زد و سر بیان پیامبر در همین امر بود.

پیامبر که از این اتفاق مسرور و مشعوف بود مدام تکرار می کرد «ضَرْبَةُ عَلِی فی یوْمِ الْخَنْدَق اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَینِ؛ همانا که یک ضرب شمشیرعلی در جنگ خندق از عبادت جنّ و انس برتر بود.»

 

دوم؛ امروز تنها نقطه‌ای از جهان که سیره علی و عدالت او را فریاد می‌زند - هر چند شاید برخی اعتقاد داشته باشند به آن عمل نمی‌شود- نظام مقدس جمهوری اسلامی است و دشمنان بسیاری سعی در اطفای این فریاد دارند، چرا که مردم دنیا تنها با شنیدن همین فریادها و شعارها منش و روششان نسبت به حکومت‌های جور و مستکبر تغییر می‌کند و چه بسا اگر در کنار این فریاد عمل مناسب و مطابق با آن را هم ببینید کاملا شیفته آن شوند. لذا امروز از عربستان مرتجع گرفته تا آمریکا و فرانسه لیبرال، همگی در یک صف علیه تنها فریاد علوی جهان تلاش می‌کنند و هزینه می‌پردازند. به خوبی روشن است «امروز، همه‌ی ایمان در نظام جمهوری اسلامی در مقابل کفر قرار گرفته است». (15/7/94)

امام خامنه‌ای دوران ما را «محیط حقیقتاً جنگ احزابی»‌ (29/3/1379) عنوان کرده‌اند و رویارویی دشمنان با انقلاب را به جنگ احزاب تشبیه نموده‌اند که برخی رسانه‌ها کارشان این است با نعره کشیدن و بزرگ کردن مسایلی مانند تحریم و تهدید، دلها را ترسان کنند. (20/7/1391) ایشان در دیدار ماه رمضانی خود با دانشجویان فرمودند: « اگر بخواهیم جبهه‌ی امروز دشمن علیه جمهوری اسلامی را در صدر اسلام مشابه‌سازی بکنیم، می‌شود جنگ احزاب. امروز خب مشاهده می‌کنید دیگر؛ همه‌ی دنیاپرستان و قدرت‌طلبان و جنایت‌کاران و اهل زور و ظلم و طغیان در سرتاسر عالم، در رده‌های مختلف اقتدار، در مقابل جمهوری اسلامی صف کشیده‌اند و حمله هم کرده‌اند و دارند از همه‌ی جوانب حمله هم می‌کنند» یا در جایی دیگر فرمودند: «مؤمنین تعجّب نکردند وقتی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا با ایران جنگید، اسراییل با ایران جنگید، شوروی آن روز با ایران جنگید، مرتجعین با ایران جنگیدند، گروههایی که در طول زمان با هم دعوا داشتند، موقّتاً اختلافها را کنار گذاشتند و با ایران جنگیدند و اگر هم اختلافاتشان محفوظ بود، این هم یک نقطه‌ی مشترک بین همه‌شان شد!» (28/6/72)

جدای از این مساله ویژگی جنگ احزاب جدید این است که همراه با ائتلاف سران کفر و نفاق تمام شیوه‌های جنگی نیز در آن به وسیله رسانه‌ها و نهادهای بین المللی در حال انجام پیاده شدن است.

 

سوم؛ حال در میان این جنگ احزاب و نعره‌های مستانه پهلوانان تو خالی سپاه کفر باید افرادی باشند که تن به تن و رو در رو به جنگ در آیند و با رشادت و شجاعت خود دلهای ترسان را قوت قلب دهند. با وجود افراد مخلص و دلاور در این عرصه اما سخنان و عملکرد یک شخص است که قوت قلب امت گشته است و تدابیر و کلام نافذ او سرشار از امید برای دوستان و مملو از هراس در دل دشمنان است. در دنیایی که اینک جنگ افکار و نبرد اندیشه‌هاست و ابزار و سلاح جنگی‌اش تفکر و تعقل و درایت است، سلاح آخته رهبر معظم انقلاب در خط مقدم نبرد جنگ نرم، رجزخوانی‌های دشمن مدعی را بی‌اعتبار کرده است. خود ایشان در رمضان امسال فرمودند: «من گفتم من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم می‌زنیم؛ این‌جوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و اراده‌ها دارند با هم می‌جنگند.» به تعبیر ایشان جنس شمشیر متفاوت شده است و ایشان متناسب با نبرد امروزی در حال ستیز با افکار باطل است.

در دعای عهد که عاشقان امام زمان هر روز صبح خود را با بیعت با مولایشان آغاز می‌کنند؛ عرضه می‌دارند که روزی بیاید در دوران ظهور از قبر بلند شوند و «شاهِراً‌ سَیْفی، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی؛ با شمشیر آخته و نیزه برهنه، پاسخ‌گویان به نداى آن خواننده بزرگوار در شهر و بادیه».

 

چهارم؛ به نظر می‌رسد امروز در جهاد کبیر می‌توان با شمشیر زبان و نیزه عقل به مصاف دشمنان رفت و عملا حضرت صاحب الامر را یاری نمود و بی‌تردید در این عرصه امام خامنه‌ای یل میدان مبارزه است و شاید بتوان گفت ضربات سیدعلی در این جنگ احزاب ثوابی بالاتر از خیلی منابر و سخنرانی‌ها و درس‌هایی دارد که اگر چه یقینا آنها هم منشا اثر هستند ولی نفوذ و تاثیرش قابل قیاس با وسعت و شدت با اقدامات رهبری معظم نیست.

حال پرسش این است یاران و سربازان امام خامنه‌ای در این نبردگاه کجا قرار دارند و شمشیرشان کجاست؟ تیغ لسان و عقل برانی که در جهاد کبیر و روشنگری به یاری اسلام بیاید و از رهبری خود قوت و اعتماد به نفس دریافت کند و در دفاع از دین خدا و انقلاب و نظام اسلامی وقت و آبروی خویش را فدا کنند.

از آن زمانی که رهبری در دانشگاه امام حسین(ع) به پاسداران انقلاب اسلامی فرمان جهاد کبیر را داد باید اندیشه کرد نحوه برخورد ما با این فرمان چگونه بوده است و چه مقدار برای تجهیز خود تلاش کرده‌ایم. اگر برای جهاد نظامی تلاش برای آموزش نظامی انجام می‌شود در جهاد کبیر نیز باید روشهای استدلال و برهان آوری و نیز تعمیق بخشی به شعارهای انقلاب آموزش داده شود و تعلیم این مهم نیز باید توسط افراد آگاه و بصیر و فرهیخته انجام گیرد. از این رو شایسته است بخشهایی از حوزه علمیه که به تعبیر رهبری معظم هدایت سیاسی و دینی مردم را به عهده دارند ضمن اینکه خود را در این باره تقویت می کنند به فرموده انقلاب اسلامی چهارچوبهای اصیل اسلام ناب را در اختیار سایر مردم قرار دهند. هم چنین اساتید و فرهیختگان دانشگاهی که رهبری عزیز آنها را فرماندهان جنگ نرم خطاب کردند بایستی وارد میدان شده و با مدیریت خویش خاکریز جهاد کبیر را بسازند و لشگری بزرگ از جوانان حزب اللهی و آگاه را با سلاح مناسب به جهاد بفرستند.

 



[ پنج شنبه 95/6/4 ] [ 10:2 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]
من سه مقاله در تعریف آقای ظریف نوشتم، در یکی از آن مقالات نوشتم که این شاهکار است که دیپلماتی به این راحتی می‌رود و صحبت می‌کند؛ اما هیچ نتیجه‌ای هم به دست نمی‌آورد. امروز در جهان هیچ کشوری با ما معامله نمی‌کند، سفارت کره‌جنوبی اعلام کرده که من حقوق کارکنانم را چمدانی به ایران می‌آورم، این چه موفقیتی است که رئیس‌جمهور مرتباً اعلام می‌کند ما موفق شده‌ایم

ضرورت ایستادگی و مبارزه منفی در برابر آمریکا
پایگاه بصیرت / خسرو معتضد*

یکی از فنون دیپلماسی این است که هیئت یک کشور مدافع منافع ملی کشور خود باشد و به سادگی به دشمن اطمینان نکند. پس از اجرای برجام خباثت‌های آمریکا برای مردم ایران قابل لمس‌تر می‌شود؛ زیرا آنها نه‌تنها به وعده‌هایی که در انظار بین‌المللی به دیپلمات‌های ایرانی دادند عمل نکردند؛ بلکه فشارها و تحریم‌های خود را نیز بیشتر کردند. به گفته یک نویسنده آمریکایی، آمریکایی‌ها نه‌تنها به تمام جهان دروغ می‌گویند؛ بلکه به خودشان هم دروغ می‌گویند.
در این حال ساده‌اندیشی و فریب خوردن برخی مسئولان برای کشور سبب شرمندگی است. در آمریکا هر روز علیه ایران جلسه تشکیل می‌دهند و قطعنامه صادر می‌کنند؛ اما دستگاه دیپلماسی ما منفعلانه از کنار آن می‌گذرد و حتی ادعا می‌کند که آمریکایی‌ها به برجام عمل کرده‌اند! باید گفت، بهترین برخورد با آمریکا مبارزه منفی و ایستادگی در مقابل آن است، نه تسلیم شدن و اظهار ارادت کردن!
 
بدعهدی دشمن را توجیه نکنیم
وقتی درد دل‌های مردم در روزنامه چاپ می‌شود، با کمی مطالعه و بررسی متوجه می‌شوید که مردم چقدر گرفتار و در رنج هستند. این دولت مسکن مهر را تعطیل کرد، متعاقب آن 122 رشته تعطیل شد. کارگر، بنا، مهندس و بسیاری از اقشار دیگر بیکار شدند، بازار مسکن کساد شده و کسی خرید و فروش نمی‌کند...
من سه مقاله در تعریف آقای ظریف نوشتم، در یکی از آن مقالات نوشتم که این شاهکار است که دیپلماتی به این راحتی می‌رود و صحبت می‌کند؛ اما هیچ نتیجه‌ای هم به دست نمی‌آورد. امروز در جهان هیچ کشوری با ما معامله نمی‌کند، سفارت کره‌جنوبی اعلام کرده که من حقوق کارکنانم را چمدانی به ایران می‌آورم، این چه موفقیتی است که رئیس‌جمهور مرتباً اعلام می‌کند ما موفق شده‌ایم... رئیس‌جمهور ادعا می‌کند که برجام خطر جنگ را از ایران دور کرد؛ این در حالی است که بنا به استنادات اتاق‌های فکر آمریکا هیچ زمانی در میان هیئت حاکمه آمریکا صحبت از جنگ علیه ایران به میان نیامده است؛ اما متأسفانه آقای رئیس‌جمهور گفته است که قرار بود ایران را اشغال کنند! به هیچ‌وجه چنین طرحی برای اشغال ایران وجود نداشته، حتی در زمان اوباما هیچ صحبتی از اشغال ایران نبود. اوباما نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و در آن نامه برای مذاکره التماس کرد که من می‌خواهم صلح برقرار شود.
ضرورت دیپلماسی فعال برای مقابله با اسلام هراسی
به اعتقاد من وزارت خارجه نه دیروز در زمان آقای متّکی خوب عمل کرد و نه امروز در زمان آقای ظریف. به نظر می‌رسد آقایان در وزارت خارجه در حال وقت گذراندن هستند، سیاست خارجی ما مغشوش است، ما از یک کشور بدبخت مثل کویت حرف زور می‌شنویم. من به این انفجارهای مرتبی که در کشور روی می‌دهد مشکوک هستم. دشمنان ما می‌خواهند ایران را ناامن کنند، امروز دولت و مقامات امنیتی کشور باید کاملاً بیدار و هوشیار باشند.
امروز کسانی که فکر می‌کردند فتح‌الفتوح شده است، باید به مردم توضیح دهند. باید یک هیئت عالی‌رتبه دولتی از افراد دلسوز تشکیل شود و گزارش منصفانه بدهد. ما باید در جهان با قدرت حرف بزنیم، سیاستمداران آمریکا خبیث و مردم آمریکا ساده و بی‌اطلاع هستند. باید ذهن مردم آمریکا را روشن کرد، دشمنان ایران علیه ایران تبلیغات گسترده‌ای به راه اندخته‌اند و ایران را در چشم مردم جهان، به‌ویژه آمریکا انسان‌های بسیار وحشی مانند داعشی‌ها جلوه داده‌اند. ایران باید با دیپلماسی فعال خود با ایران‌هراسی مقابله کند و چهره صلح‌دوست خود را به مردم جهان نشان دهد.
 
بدهی‌های آمریکا به ایران
در طول تاریخ سیاست آمریکا همواره با پلیدی و حماقت همراه بوده است. در واقع، از سال 1955 به این سو سیاست آمریکا با ایران بدعهدی بوده است. آمریکا همیشه به دنبال این بوده است که حقوق ایران را در عرصه داخلی و بین‌المللی تضییع کند. برای نمونه قرارداد کذایی الجزیره به ضرر ایران بود. در آن قرارداد منافع ایران رعایت نشد، ایران از آمریکا طلبکار بود، ما 18 میلیون دلار از آمریکا اسلحه خریده بودیم که از این 18 میلیارد، تنها 11 میلیارد آن را تحویل داده بودند و بنی‌صدر که آدم بی‌سوادی بود نتوانست پول‌های ایران را از آمریکا پس بگیرد.
در حال حاضر 56 میلیارد دلار از ایران را بهانه کرده‌اند، در تل‌آویو بمبی منفجر شده، گفته‌اند این بمب از جانب حزب‌الله بوده، حزب‌الله را هم که ایران هدایت می‌کند، بنابراین ایران باید خسارت بدهد.
لوح تخت جمشید را که از زمان رضا پهلوی به شیکاگو بردند می‌خواستند بابت خسارت‌ها و بهانه‌های واهی به یهودی‌ها بدهند، در آن زمان ایران وکیل خوبی داشت که توانست این جریان را منتفی کند و دادگاه این نظر را رد کرد.
هفتصد میلیون دلار از ایران گرفتند و یک سری وسایلی که در انبارشان بود و قرار بود بر اساس اصل 4 به صورت رایگان بدهند به ایرانی‌ها فروختند. متأسفانه مردم ایران از مبانی دزدی، سوءاستفاده و کلاهبرداری آمریکایی‌ها اطلاعی ندارند، رسانه‌ها باید این مسائل را با مردم مطرح کنند، مردم باید بدانند که سیاست آمریکا فریبکارانه است، آنها نه‌تنها به مردم جهان دروغ می‌گویند؛ بلکه به خودشان هم دروغ می‌گویند.
متأسفانه مسئولان ایران رفتند و جلوی آنها کوتاه آمدند، مدام لبخند زدند و با آنها شام و ناهار خوردند و در نهایت هیچ چیزی دست ملت ایران را نگرفت.
 
ساده اندیشی دشمن را به طمع می اندازد.
در سال‌های اولیه انقلاب برخی افراد ساده‌اندیش و حتی نفوذی در مسند کار بودند، این افراد اعلام کردند ما تمام قراردادهای خرید اسلحه را باطل می‌کنیم؛ این افراد که هیچ اطلاعی از سیاست نداشتند، برای اینکه از کمونیست‌ها عقب نیفتند، آمدند و این قراردادها را منتفی کردند. همین افراد گفتند ایران با هیچ کشوری سر جنگ ندارد، در حالی که در همان زمان عراق در حال آماده شدن برای حمله به ایران بود، رئیس‌جمهور کنونی در کتاب خاطرات خود نوشته است؛ مدنی آمد و اعلام کرد که ارتش به مدت یک سال فعالیت نکند، همه خندیدند، شادی کردند و رفتند و همان شد که قدرت نظامی ما به یک‌سوم تقلیل پیدا کرد. به همین دلیل صدام به راحتی توانست به مرزهای ایران حمله کند که اگر غیرت مردم ایران نبود، شاید تا اهواز هم پیشروی می‌کرد. دشمن خرمشهر را تصرف کرد و در تمام قسمت‌های غربی کشور آتش جنگ را شعله‌ور ساخته بود.
* پژوهشگر تاریخ کشور


[ سه شنبه 95/6/2 ] [ 12:22 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

 

نیز دارد. ایرادش در این است که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به آن 7 بند اضافه کرده است. اگر خوب بود و اشکالی نداشت دیگر لازم نبود رهبری چیزی به آن اضافه کند. بنابراین برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابصورت مشروط تایید کرده است.

پایگاه بصیرت / گزارش:مجتبی محمدی

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابا شرایطی تایید کرده است.

به گزارش خبرنگار بصیرت؛سردار سرلشکر محسن رضایی در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) گفت؛اگر شرایط رعایت نشود ویا آمریکائی ها به تعهدات خود عمل نکنند برجام از تعهدات ها کنار گذاشته خواهد شد.

 سپاه در انقلاب اسلامی شبیه به یک معجزه است. به تعبیر رهبر انقلاب باید این معجزه را به مردم معرفی کرد. شهید باقری و باکری و امثالهم معجزه انقلابند و باید معرفی شوند. این رسالت بر دوش پاسداران جوان بیشتر از هرکسی سنگینی می کند. 

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: پس از انقلاب افرادی مانند مهدی بازرگان به مردم گفتند که به خانه هایشان برگردند و ما کشور را اداره خواهیم کرد. ولی تفکر دیگری به نام دفاع از انقلاب وجود داشت که در مقابل این تفکر ایستادگی کرد و قشرهای مختلف مردم هسته های اولیه سپاه را به صورت خودجوش تشکیل دادند. 

فرمانده اسبق سپاه پاسدارن گفت: به محض اینکه سپاه جوانه زد بحران های مختلف را تجربه کرد از ترورهای مختلف تا ناآرامی های داخلی و جنگ خارجی. سپاه به مانند درختی است که از دل سنگ بیرون آمد،در سختی ها رشد کرد وبهمین دلیل شکست ناپذیر شده است.

وی با اشاره به شرایط منطقه ای و تشکیل گروههای خودجوش مردمی برای مقابله با جبهه سعودی – صهیونیستی تکفیریها هم گفت: دفاع وطنی و حشدالشعبی و حزب الله نیز طبق الگو سپاه متولد شده اند. 

سردار سرلشکر محسن رضایی افزود:سپاه همیشه باید با دو بال پرواز کند. یک بال عقلانیت و برنامه ریزی و... و دوم معنویت است. معنویت از نماز شروع می شود تا ولایت و برادری امتداد می یابد. بستر ولایت برادری است. رودخانه معنوی سپاه بسیار مهم است. در زمان جنگ اگر یک نفر به شهادت می رسید بقیه همرزمان آن شهید برگه های مرخصی را پاره می کردند و در جبهه ها می ماندند و این همان برادری بود. امام (ره) نیز بارها بر انس به خدا وانس بین هم تاکید داشتند. امروزه مکتب آموزشی و جهادی سپاه برکات زیادی هم در داخل و بیرون از کشور داشته است. نگاه به تحولات منطقه و اروپا و ناآرامی ها شاهد این مدعا است. این امنیت و اقتدار از برکات خون شهداء ماست. امانتداری میراث شهداء کار بزرگی است. 

سردار رضایی افزود؛ 16 سال فرمانده سپاه بودم که 8سال آن در زمان امام(ره) و 8 سال دیگر آن در زمان حضرت آقا بود. در زمان مقام معظم رهبری 3 سال بود که استعفاء را مطرح کرده بودم. حضرت آقا فرمودند که صبر کنم و در فرصت مناسب به شما اطلاع خواهم داد. سال 76 بود که در جلسه ای با مقام معظم رهبری پس از یک ساعت و 45 دقیقه به این نتیجه رسیدند و فرمودند که بنده قانع شده ام که در فرماندهی نباشید اما یک شرط دارد و آن این است که ما کسی را جای شما پیدا کنیم. و ادامه دادند که این موضوع از 2هفته تا 2سال طول می کشد.پس از دو ماه بعد سرلشکر رحیم صفوی انتخاب شدند و حضرت آقا به ما فرمودند که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شوم. این اصل موضوع بود و شایعات در این مورد را رد می کنم؛ یکی از این شایعات این بود که حضرت آقا اصرار زیادی داشتند که آقای رضایی بماند اما ایشان برخلاف حرف آقا عمل کردند

 محسن رضایی در ادامه گفت: به برجام تصویب شده در شورای امنیت ملی کشورمان ویامجلس انتقاد وارد است؛ برجامی که در مجلس تصویب شده از برجام شورای امنیت ملی بهتر است اما اشکالاتی نیز دارد. ایرادش در این است که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به آن 7 بند اضافه کرده است. اگر خوب بود و اشکالی نداشت دیگر لازم نبود رهبری چیزی به آن اضافه کند. بنابراین برجام مورد قبول ما برجامی است که حضرت آقا آن رابصورت مشروط تایید کرده است.

اگرکسانی به عملکرد رهبر انقلاب در طول مذاکرات برجام انتقادی وارد کنند ولایی نیستند.

البته برجام آمریکارا از یک بن بست بزرگ نجات داد.آنها بین یک جنگ مفتضحانه و عقب نشینی بدون جنگ گیر کرده بودند مذاکرات برجام آنها را از این بن بست بیرون آورد .هرچند که اعلام می شودقدرت های بین المللی غنی سازی و هسته ای بودن  ایران را  امضاء کرده اند اما آنچه که فعلا قابل نقد است عدم اجرای تعهدات آمریکاست ویا نقض برجام می باشد که دولتمردان ما باید به تشکیل پرونده های مربوط در کمسیون شورای امنیت سازمان ملل فشار بر آمریکا را افزایش دهند.


[ یکشنبه 95/5/31 ] [ 9:45 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
در قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغ و ترویج الحاد واباحه گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام ومخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظردین اسلام محترم شمرده می شود؛ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام، اشاعه فحشا، ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه والقای حس عقب ماندگی و تبلیغ صهیونیزم از مواردی است که جزء ممیزی محصولات فرهنگی برشمرده می شود که با تسهیل صدور مجوز، امکان ورود آسیب های ذکر شده در حوزه فرهنگ افزایش خواهد یافت.
پایگاه بصیرت / شیرین زارعپور

نزدیک به یکسال از ابلاغ سیاست های کلی برنامه ششم توسعه از جانب رهبر معظم انقلاب می گذرد و دولت موظف بود دراین مدت، سیاست های کلی نظام را درراستای رسیدن به سند چشم انداز دربرنامه ششم به صورت کامل منعکس کند.چراکه اگر به سیاست های کلی عمل نشود، هر دولتی بر اساس سلیقه  خود برنامه نویسی خواهد کرد و نقش هدایتگری در سند چشم انداز، مغفول خواهد ماند.  
این سیاست های کلی بعد از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام و نظرات نخبگان،از جانب مقام معظم رهبری ابلاغ گردیده و  بر پایه محورهای سه گانه(اقتصادمقاومتی) (پیشتازی در عرصه علم و فن آوری) (تعالی و مقاوم سازی فرهنگی) با در نظر گرفتن واقعیت های موجود در صحنه داخلی و خارجی تنظیم شده تا با تحقق اهداف برنامه ششم به ارائه الگوی برآمده از تفکر اسلامی در زمینه پیشرفت که بکلی مستقل از نظام سرمایه داری جهانی است، کمک کند
فراموشی آرمان های سند چشم انداز در برنامه ششم توسعه
اعمال فرهنگ به معنی اعم آن یعنی آموزش، پژوهش، هنر، فضای مجازی و... و اخص آن یعنی آنچه در سیاست های کلی نظام در بخش فرهنگ، مورد توجه قرار گرفته است، در برنامه ششم بسیار کمرنگ و یا باید گفت اصلا ملاحظه نمی شود.
در ماده 19 برنامه ششم توسعه، آرمان های سند چشم انداز،مبنی بر تحقق توسعه متناسب با مقتضیات فرهنگی و متکی بر حفظ و ارتقای ارزش های اسلامی، ملی و انقلابی، آزادی های مشروع و مردم سالاری دینی، اصول و فضائل اخلاقی، کرامت و حقوق انسانی، هویت و انسجام ملی و همچنین حمایت از تولیدات و محصولات فرهنگی، مذهبی و هنری فاخر، صنایع دستی و میراث فرهنگی ناملموس و تقویت ظرفیت آن در تعاملات بین المللی ونیز ارتقای جایگاه و منزلت اصحاب فرهنگ و نخبگان و پیشکسوتان فرهنگ و هنر کشور ذکر شده و اما اقداماتی که بر اساس این موارد در سند چشم انداز، در لایحه برنامه ششم آمده است، یا مغایر با موارد مذکور و یا اصلا به آنها پرداخته نشده است
در بند یکم ماده نوزده برنامه ششم آمده است:
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است نسبت به تسهیل فرایندهای صدور مجوز و باز نگری و کاهش ضوابط و مقررات محدود کننده تولید و نشر آثار فرهنگی و هنری در چارچوب مقررات شرعی و قانونی اقدام نماید
این ماده اشاره به بحث برداشته شدن محدودیت اعطای مجوز به محصولات فرهنگی دارد.  در اینجا این سئوال پیش میاید که اگر محصولات فرهنگی بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و همینطور سیاست های کلی نظام بوده است، لزوم مطرح کردن این موضوع در بند یکم ماده نوزده چه بوده و در غیر اینصورت، تسهیل فرایند صدورمجوزو کاهش ضوابط تولید و نشر، موازی با برداشته شدن ممیزی این محصولات خواهد بود  
  در قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، تبلیغ و ترویج الحاد واباحه گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام ومخدوش کردن چهره شخصیت هایی که از نظردین اسلام  محترم شمرده می شود؛ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام، اشاعه فحشا، ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه والقای حس عقب ماندگی و تبلیغ صهیونیزم از مواردی است  که جزء ممیزی محصولات فرهنگی برشمرده می شود که با تسهیل صدور مجوز، امکان ورود آسیب های ذکر شده در حوزه فرهنگ افزایش خواهد یافت.  
ماده 26 – به منظور تحقق اهداف مندرج در اصول دهم وبیستم و بیست و یکم قانون اساسی اهداف سند چشم انداز و سیاست های کلی برنامه ششم مبنی بر تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن واستیفای حقوق شرعی و قانونی زنان در همه عرصه ها وتوجه ویژه به نقش سازنده آنان، کلیه دستگاه های اجرایی موظف به همکاری با معاونت امور زنان و خانواده در جهت اجرای برنامه جامع توسعه امور زنان و خانواده  می باشند سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور موظف است اعتبارات کافی را در جهت اجرای برنامه در بودجه سنواتی پیش بینی کند . ارائه گزارش عملکرد اجرای سند به کمیسیون فرهنگی مجلس در پایان هر سال الزامی است
طبق ماده 26 برنامه ششم، دستگاه ها موظف به همکاری با معاونت امور زنان هستند. این در حالی است که معاونت امور زنان موارد زیر را در کارنامه خود دارد:
الف:انعقاد تفاهم با صندوق جمعیت سازمان ملل، تفاهمی که بسیاری از کارشناسان حوزه زنان، از آن به عنوان یک برجام کوچک زنانه یاد می کنند که راه نفوذ را در این زمینه باز کرده است.
ناقص الخلقه دانستن قانون افزایش مرخصی زایمان زنان
ب:این معاونت داشتن بیش از یک یا دو فرزند را عقلانی نمی داند
ج:حامی ورود زنان به ورزشگاه ها و شبکه سازی مدیران زن سراسر کشور
د:برگزاری همایش روسپی گری و حمایت از کارگران جنسی  
و:نظر به اصلاح قانون خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر
و موارد متعددی از این دست که معاونت امور زنان در سه سال دارا بودن این سمت، بدانها پرداخته است .  
به نظر می رسد در برنامه ششم، به بخش فرهنگ که از دغدغه های رهبری حکیم انقلاب است و موضوع بسیار مهمی است که ولنگاری فرهنگی را در اثر توجه نداشتن به این حوزه رقم زده است،هیچ توجهی نشده ضمن اینکه بندهای درج شده در لایحه برنامه ششم، خود ، راه نفوذ فرهنگی را افزایش خواهد داد.  
امور فراموش شده  
موارد ذیل  در سیاست های ابلاغی از جانب رهبر معظم انقلاب به دولت ابلاغ شده است، اما در برنامه ششم توسعه لحاظ نشده اند:
تلاش شایسته برای تبیین ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس و دستاوردهای جمهوری اسلامی -  
- ارائه و ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی و فرهنگ سازی درباره اصلاح الگوی مصرف و سیاست های اقتصاد مقاومتی  
اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور و تهیه پیوست فرهنگی برای طرح های مهم -
-حمایت مادی و معنوی از هنرمندان نوآوران محققان وتولید کنندگان آثار و محصولات فرهنگی وهنری مقوم اخلاق فرهنگ و هویت اسلامی ایرانی  
-حضور موثر نهادهای فرهنگی، دولتی و مردمی در فضای مجازی به منظور توسعه و ترویج فرهنگ، مفاهیم و هویت اسلامی ایرانی و مقابله با تهدیدات  
-توجه ویژه به توسعه و تجلی مفاهیم، نمادها و شاخص های هویت اسلامی ایرانی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور
سخن پایانی: با توجه به برنامه ریزی دقیق و حساب شده  دشمنان درموضوع فرهنگ، انتظار می رفت که در برنامه ششم به صورت مفصل به این موضوع مهم پرداخته شود، ولی متاسفانه شاهد هیچ توجهی در لایحه برنامه ششم به مسئله فرهنگ نبوده ایم و مسائل مهمی چون: خانواده، جمعیت، هنر، فضای مجازی و... از نکات مغفول در برنامه ششم هستند  . با این وجود از نمایندگان مجلس انتظار می رود دقت بیشتری در تصویب برنامه ششم داشته باشند تا شاید اصلاحیه ای در این زمینه صورت گیرد

 


[ شنبه 95/5/16 ] [ 7:23 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نشست اتحادیه عرب در حالی که انفعال جهان عرب در برابر بحران های داخلی خود را به نمایش گذاشت، همانند قبل بازیچه سیاست های عربستان قرار گرفته است و آل سعود که نتیجه سیاست های سلبی خود در منطقه را تبدیل شدن کشورش به بازیگر تخریب گر در افکار عمومی می داند، سعی دارد به سوی سیاست های ایجابی حرکت کند. این سیاست ایجابی چیست؟
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حمزه عالمی
پایان زودهنگام اجلاس اتحادیه عرب در نواکشوت، پایتخت موریتانی، تحلیل هانی عماره، روزنامه نگار سرشناس مصری را به خاطر می آورد که یک ماه قبل با طرح این سؤال که «آیا عرب پایان یافته است؟»، نوشت: «من فروپاشی عرب را در سایه درگیری ها و فرار میلیون ها نفر و همچنین ویرانی و تخریبی که همه چیز را در برگرفته و صحنه وحشتناکی به وجود آورده است می بینم؛ صحنه ای که هنوز تمام نشده و همچنان ادامه دارد.»
تحلیلگران اجلاس اخیر اتحادیه عرب و پایان زودهنگام آن را نشانه انفعال جهان عرب می دانند، در حالی که بسیاری از کشورهای عربی را بحران و درگیری فرا گرفته است. در نشست روز گذشته اتحادیه عرب، ملک سلمان و عبدالفتاح السیسی که سران دو کشور بزرگ جهان عرب هستند، حضور نداشتند و به جای آن ها وزرای خارجه این دو کشور در نشست حاضر شدند. همچنین امیر قطر نیز تنها پس از حضور چند ساعته، این نشست را ترک کرد و دلیل آن را حضور در اجلاس دیگری در آمریکای لاتین اعلام کرد! فؤاد معصوم، رئیس جمهور عراق نیز با اعلام «پرداختن به موضوعات سیاسی ضروری در بغداد» در این نشست حاضر نشد و ابراهیم جعفری، به جای او ریاست هیئت عراقی در نواکشوط را برعهده گرفت. 

عربستان از نفی به اثبات با تکیه بر اتحادیه عرب

بیشتر آنچه در نشست اخیر اتحادیه عرب گذشت، اتهام زنی به ایران و سخنانی انفعالی درباره فلسطین بود. «احمد بن محمد الجروان» رئیس پارلمان عربی با متهم کردن ایران به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی گفت: نیت سوء تهران درباره کشورهای عربی به ویژه درباره بحرین نشان می‌دهد که این کشور دوست کشورهای عربی نیست. «صباح الاحمد الجابر الصباح» امیر کویت نیز ایران را به دخالت در کشورهای عربی متهم کرد. «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهور مستعفی یمن نیز در این نشست به عنوان نماینده یمن سخنرانی کرد و مدعی شد انصار الله یمن و علی عبدالله صالح تحت حمایت ایران علیه آنچه دولت قانونی یمن خواند، عصیان کرده‌اند و گفت این یک پروژه (صفوی) است که برای ناچیز کردن هویت عربی یمن صورت گرفته است. «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین نیز در پیامی که به این اجلاس فرستاده بود، اتهامات بی ادبانه ای را به ایران زد که به لحاظ حقوقی ضرورت دارد توسط دولت ایران در مجامع بین الملل پیگیری شود. وی ایران را به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی، صادرات تروریسم، حمایت لجستکیی از گروه‌های تروریستی و تلاش برای بر هم زدن امنیت و ثبات کشورهای عربی متهم کرد. عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان نیز بار دیگر ایران را به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی متهم کرد و گفت این اقدام در تضاد با قوانین بین المللی است که باید بر اساس قوانین اتحادیه عرب، سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل با آن مقابله شود.
محور مهم دیگری که حاضران در نشست اتحادیه عرب بر آن تأکید داشتند، حمایت از فلسطین و در کنار آن محکوم کردن اقدامات رژیم اسرائیل در توسعه شهرک سازی بود. «محمد ولد عبدالعزیز» رئیس جمهور موریتانی که کشورش ریاست دوره بیست و هفتم اتحادیه عرب را برعهده دارد، تأکید کرد اصلی ترین مسأله کشورهای عربی حل پرونده فلسطین است. وی گفت: باید در حل پرونده فلسطین به لزوم توقف شهرک سازی، عقب نشینی اسرائیل از بلندی‌های جولان و مزارع شبعا، رفع تحریم‌ها از فلسطینیان و توقف کشتار آن‌ها به دست اسرائیلی‌ها توجه شود. محمد ولد عبدالعزیز یادآور شد تا زمانی که بحران پرونده فلسطین حل نشود جهان عرب رنگ ثبات و امنیت را نخواهد دید.
«احمد ابوالغیط» دبیرکل اتحادیه عرب نیز  یادآور شد مسأله فلسطین و پایان دادن به اشغال فلسطین در اولویت اتحادیه عرب خواهد بود و افزود که باید با لجاجت اسرائیل مقابله کرد. همچنین رئیس پارلمان الجزایر ضمن اشاره به خطر تروریسم و لزوم مقابله با آن تأکید کرد که فلسطین همواره در رأس نگرانی‌های جهان عرب است.
«ریاض المالکی» وزیر خارجه فلسطین نیز به نیابت از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از دبیر کل اتحادیه عرب خواست به فلسطین در زمینه اعلام دعوی علیه بریتانیا به دلیل بیانیه بالفور [بیانیه وزیر خارجه وقت انگلیس که سرآغاز تلاش در عرصه بین‌المللی برای اشغال فلسطین بود] کمک کند. وی تأکید کرد اسرائیل همچنان به ادامه سیاست‌های اشغالگری خود اصرار دارد و می‌خواهد چینش جمعیتی قدر را تغییر دهد و افزود: زمان آن رسیده است تا دولت فلسطین بر چارچوب مرزهای 1967 تأسیس شود.
درباره دو محور اصلی نشست اتحادیه عرب چند نکته وجود دارد:
1- همچنان که تاکنون بسیار ثابت شده است، بخش زیادی از کشورهای اتحادیه عرب وابسته به دلارهای نفتی عربستان هستند و از این رو نقش انتقال دهنده و تأیید کننده سیاست های عربستان را در نشست های منطقه ای و بین المللی دارند، هرچند بازیگران مستقلی همچون عراق، لبنان و عمان در بین آن ها حضور دارند و تا حدی الجزایر و گاهی اوقات کویت نیز سیاست های مستقل تری را دنبال می کنند، با این حال سیاست های عربستان، بسیاری اوقات راهبرد کلی نشست های اتحادیه عرب را مشخص می کند و مسئله مهم این است که ریاض خود از سردرگمی و بن بست در سیاست خارجی اش رنج می برد. آل سعود مدت هاست که سیاست ایجابی خود در منطقه را بر جنگ افروزی و حمایت از گروه های تروریستی قرار داده است؛ یعنی در دل سیاست ایجابی عربستان، نفی، تخریب و سلب قرار دارد و آل سعود هر روز بیشتر در این باتلاق گرفتار می شوند. هم اکنون سعودی ها در جنگ یمن گیر افتاده اند، با تروریست هایی که سال ها در سوریه پرورانده اند، نمی دانند چه کنند و قادر نیستند پیوند ساختاری وهابیت در عربستان با تکفیریسم و تروریسم را از بین ببرند. بنابراین تمام سیاست خارجی عربستان را نفی و تخریب تشکیل می دهد و اتهام زدن عصبی برخی سران عرب به جمهوری اسلامی ایران، در نشست اخیر اتحادیه عرب، برگرفته از رویکرد سلبی و مخربانه آل سعود در منطقه است. پیام این رویکرد به سخن هانی عماره نزدیک می شود؛ اتحادیه عرب ذیل سیاست های مخربانه عربستان، به سمت تباهی پیش می رود و بازیگری خود را در نفی و تخریب قرار داده است. آیا این رویکرد می تواند موجودیتی برای اعراب باقی گذارد؟ 
2- شاید آل سعود از لرزان شدن موجودیت خود در جهان عرب و بن بست سیاست های سلبی اش آگاه است و یا شاید این آگاهی را از بیرون به دست آورده است، به هر حال به نظر می رسد سعودی ها به دنبال این هستند که از قِبَل مسئله فلسطین، برای خود جایگاهی در دنیای اسلام و منطقه باز کنند و به نوعی خود را در مدیریت مسائل منطقه دارای سیاستی ایجابی جلوه دهند و در این زمینه اتحادیه عرب و دیگر سازمان های عربی را ابزار قرار داده اند. گفته شد که یکی از محورهای پُر تکرار اعضای اتحادیه عرب در نشست اخیر، صحبت بر سر مسئله فلسطین بود.  
تأکید کشورهای عضو اتحادیه عرب بر مسئله فلسطین، موضوعی است که همواره در نشست های این اتحادیه تکرار می شود و در نشست اخیر نیز بیشتر درباره فلسطین ابراز نگرانی شد، بر جلوگیری از شهرک سازی اسرائیل تأکید شد، پایان اشغالگری رژیم صهیونیستی به شکل کم رنگی خواسته شد و تأسیس فلسطین در چارچوب مرزهای 1967 بار دیگر مطرح شد. این مطالبات در حالی که از دغدغه برخی مقامات عرب درباره مسئله فلسطین حکایت می کند، می تواند در چارچوب سیاست های خاص عربستان درباره فلسطین قرار داشته باشد. 
مصر و عربستان طی ماه های اخیر توسعه روابط خود با اسرائیل را آشکار کرده اند و به شکل غیر مستقیمی در جهت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی حرکت کرده اند. انتشار اخبار دیدار ترکی فیصل، رئیس سابق سازمان اطلاعات رژیم سعودی با یعقوب عمیدور مشاور سابق امنیت داخلی رژیم صهیونیستی و نیز سفر هیئت سعودی به تلاویو و همچنین سفر سامح شکری، وزیر خارجه مصر به تلاویو و انتشار اخباری مبنی بر سفر قریب الوقع نتانیاهو به قاهره، همگی از نشانه های عادی سازی روابط مصر و عربستان با رژیم اسرائیل و به رسمیت شناختن غیرمستقیم این رژیم اشغالگر است. 
رسمیت دادن به رژیم صهیونیستی که با اقدامات عربستان و مصر در جهان عرب دنبال می شود، گام اولیه طرح صلح عربی -اروپایی است که تشکیل «دو دولت» فلسطینی و اسرائیلی را دنبال می کند و مورد حمایت جدی دموکرات های آمریکا و کشورهای اروپایی است، بنابراین سخنان برخی از مقامات عرب درباره فلسطین در اجلاس اخیر از نظر عربستان دور نخواهد بود و می تواند مبتنی بر راهبرد عربستان در موضوع فلسطین باشد. راهبرد عربستان درباره رژیم صهیونیستی پایان دادن به اشغالگری صهیونیست ها و آزادسازی سرزمین های اشغال شده 1948 نیست، بلکه تلاش برای مهار رژیم اسرائیل در مناطق اشغالی کنونی و جلوگیری از توسعه شهرک سازی است. کارشناسان معتقدند این راهبرد مبتنی بر طرح صلح عربی-فرانسوی است که چند ماه قبل در اجلاس پاریس مطرح شد و گام اولیه آن به رسمیت شناختن موجودیت رژیم صهیونیستی و در ادامه تشکیل «دو دولت» فلسطینی و اسرائیلی است. البته روشن است با توسعه مناطق اشغالی توسط رژیم اسرائیل و با حمایتی که این رژیم از سوی آمریکا می شود، تشکیل دو دولت عملا به معنای محو فلسطین درون اسرائیل است.
 این در حالی است که کمیته ملی عالی سالروز نکبت در بیانیه مطبوعاتی خود بعد از برگزاری مراسم روز نکبت امسال در نوار غزه، بر حق مردم فلسطین در خصوص بازگشت به سرزمین مادری شان که سال 1948 از آن آواره شدند تاکید کرد. در این بیانیه آمده است مردم فلسطین هرگز سرزمین آباء و اجدادی خود را فراموش نمی کند و مقاوم باقی می مانند.

نتیجه
نشست اتحادیه عرب در حالی که انفعال جهان عرب در برابر بحران های داخلی خود را به نمایش گذاشت، همانند قبل بازیچه سیاست های عربستان قرار گرفته است و آل سعود که نتیجه سیاست های سلبی خود در منطقه را تبدیل شدن کشورش به بازیگر تخریب گر در افکار عمومی می داند، سعی دارد به سوی سیاست های ایجابی حرکت کند، اما این سیاست ایجابی چیزی جز نقشه آمریکا و غرب نیست و محوریت آن در شرایط کنونی به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است./ 


[ جمعه 95/5/8 ] [ 9:27 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نظرسنجی جدیدی که در آمریکا انجام شده، نشان می‌ دهد حمایت از ترامپ در انتخابات ریاست‌ جمهوری، برای اولین بار در دو ماه گذشته تقریبا با کلینتون برابر شده است و این نامزد جنجالی جمهوری خواهان به یک قدمی نامزد دموکرات ها رسیده است و رقابت شانه به شانه بین دو رقیب پیش می رود.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/روح الله صالحی
پس از چند ماه رقابت تنگاتنگ بین نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه و هیلاری کلینتون از حزب دموکرات به عنوان نامزدهای نهایی برای تصدی ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شدند تا در انتخاباتی که به زعم رسانه ها و نظرسنجی های انجام شده جنجالی ترین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا خواهد بود، به رقابت بپردازند.  
انتخابات آمریکا قرار است در ماه نوامبر برگزار شود. دونالد ترامپ 70 ساله که در سیاست به? اندازه تجارت تجربه کافی ندارد و اظهارات جنجالی ?اش انتقاد بسیاری از سران جمهوری ?خواه آمریکا و حتی مقامات کشورهای غربی را برانگیخته است، با کنار زدن رقبای خود و با اقبال طرفداران مردمی این حزب با کسب اکثریت آرای دلیگیت، «نماینده حزب»، نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شد. با توجه به کناره گیری برنی سندرز، هیلاری کلینتون نیز به عنوان نامزد نهایی حزب دموکرات انتخاب شد و در ماه های باقی مانده برای برگزاری انتخابات ماه نوامبر دو رقیب تلاش همه جانبه ای خواهند کرد تا آرای مردمی و اعضای «الکترال کالج» را برای تصدی پست ریاست جمهوری جلب کنند. انتخاباتی که بیشتر مردم آمریکا آن را جنجالی ترین دوره انتخابات در طول تاریخ آمریکا می دانند، چرا از اردوگاه جمهوری خواهان، فرد جنجالی همچوت ترامپ به دور نهایی راه یافته و نامزد نهایی دموکرات?ها، هیلاری کلینتون، یک زن و همسر رئیس? جمهور سابق آمریکاست و در ماه های اخیر جنگ لفظی دو نامزد علیه یکدیگر تشدید شده است. ایده? هایی چون دیوارکشی در مرز مکزیک، خروج از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، ممنوع یا محدود کردن ورود مسلمانان و مجبور کردن متحدان آمریکا به پرداخت هزینه به خاطر حمایت واشنگتن از آن ها، ترامپ را به جنجالی ?ترین نامزد انتخابات آمریکا در چند دهه اخیر تبدل کرده است تا جایی که تعدادی از اعضای حزب جمهوری ?خواه به دلیل مخالفت با ترامپ اعلام کرده ?اند که رأی خود را به نفع هیلاری کلینتون به صندوق خواهند انداخت. 

کلینتون - ترامپ در ایستگاه پایانی

شاید سال گذشته کمتر کسی تصور می کرد که ترامپ بتواند اکثر آراء جمهوری خواهان را کسب کند و حتی اعضای حزب به تصور این که ترامپ نخواهد توانست نظر مردم را جلب کند با نامزدی وی موافقت کردند، اما برخلاف تصورات ورق به نفع ترامپ برگشت و سخنان جنجالی و پوپولیستی او در کمپین های تبلیغاتی، در نهایت با اقبال مردمی روبرو شد و این مسئله اعضای جمهوری خواه را مجبور کرد که بر خلاف میل خود به نامزدی ترامپ تن دهند. هرچند ترامپ تا چندی پیش در بسیاری از نظرسنجی های انجام شده در داخل آمریکا از لحاظ اقبال عمومی نسبت به هیلاری کلینتون عقب بود، اما نظرسنجی جدیدی که در آمریکا انجام شده، نشان می‌ دهد حمایت از ترامپ در انتخابات ریاست‌ جمهوری، برای اولین بار در دو ماه گذشته تقریبا با کلینتون برابر شده است و این نامزد جنجالی جمهوری خواهان به یک قدمی نامزد دموکرات ها رسیده است و رقابت شانه به شانه بین دو رقیب پیش می رود.  
نظرسنجی های انجام شده از اقبال کم رنگ و حتی نگرانی مردم آمریکا نسبت به دو نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری حکایت دارد. یافته? های یک نظرسنجی که به? طور مشترک توسط خبرگزاری «آسوشیتدپرس» و «جی?اف?کی» انجام?شده، نشان می? دهد که 81 درصد از آمریکایی ?ها می ?گویند از انتخاب یکی از این دو سیاستمدار به? عنوان رئیس ?جمهور آینده نگران هستند و از این واهمه دارند که سیاست های اشتباه آن ها به وجهه آمریکا در نظام بین الملل خدشته وارد کند. 

چرایی اقبال مردم به ترامپ 
هرچند حزب جمهوری خواه ترامپ را به عنوان نامزد نهایی معرفی کرد، اما نسبت به ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری در داخل این حزب چندان تمایلی به نامزدی ترامپ وجود نداشت و تعدادی از سران این حزب با ترامپ مخالف بودند و از ابتدا سعی می کردند تا وی را از نامزدی برکنار کنند. روزنامه «واشنگتن پست» چند ماه پیش در گزارشی افشا کرد که بسیاری از اعضای جمهوری خواه تلاش می کنند تا از نامزد شدن دونالد ترامپ در کنوانسیون ملی حزب جلوگیری کنند. این روزنامه آمریکایی در گزارشی دیگر نوشته بود: «دونالد ترامپ منفورترین نامزد در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست و اگر به عنوان نامزد قطعی حزب جمهوری خواه برای این رقابت انتخاب شود؛ حزب جمهوری خواه بهتر است برای حفظ منزلت و اعتبار خود از خیر ریاست جمهوری آمریکا بگذرد و اجازه ندهد پای ترامپ به کاخ سفید برسد».  
شاید نکته متمایز این دوره از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در بین جمهوری خواهان یکدست و متحد نبودن اعضای این حزب در حمایت از نامزد نهایی است که برخلاف میل خود مجبور به پذیرش او، یعنی ترامپ، شده اند. ترامپ پیشتر تهدید کرده بود بود که در صورت عدم تایید از سوی جمهوری خواهان به طور مستقل در انتخابات شرکت خواهد کرد و جمهوری خواهان برای این که آرای مردمی را از دست ندهند ترامپ را نامزد نهایی اعلام کردند.  
به نظر می رسد، جمهوری ?خواهان الآن از روی ناچاری به ترامپ امیدوارند تا مقتضیات ریاست ?کاخ سفید در صورت انتخاب شدنش، وی را تغییر دهد و او را به چارچوب حکومت بر ?آمریکا بازگرداند. سخنان وی درباره سیاست خارجی آمریکا علاوه بر جمهوری خواهان، متحدان خارجی این کشور را نیز نگران کرده است و آن ها تمایلی به پیروزی ترامپ در انتخابات ندارند و موضع گیری های مقامات غربی علیه ترامپ بیانگر همین امر است. 
در ارتباط با اقبال مردمی به ترامپ می توان گفت که میان اولویت? های حزب و بدنه مردمی جامعه طرفداران آن تفاوت دیدگاه بسیار است. در واقع، طرفداران ترامپ سرخوردگانی هستند که از وضع اقتصادی خوبی بهره مند نبوده و از پدیده مهاجرت دل? خوشی ندارند و بخشی از محبوبیت ترامپ در بین اقشار مختلف جامعه آمریکا به این مسئله ارتباط پیدا می کند. سخنان ترامپ علیه مسلمانان و وضع اقتصادی مردم آمریکا، امیدی را در دل مردم برای آینده ای بهتر به وجود آورده است و از این رو، به باور برخی ناظران اگر حزب جمهوری ?خواه دست به جراحی بزرگ می? زد و شخصی غیر از ترامپ از کنوانسیون حزبی بیرون می ?آمد با ریزش شدید سرمایه? های اجتماعی خود مواجه می? شدند. 
از منظر رهبران جمهوری? خواه و طرفداران آن، یک فرد جنجالی و «پوپولیست» نظیر ترامپ، می? تواند در مسابقه انتخاباتی آمریکا بر منطق زنانه کلینتون غلبه کرده و بر ?کرسی کاخ سفید تکیه بزند. همچنان که بسیاری از مردم از هم اکنون منتظر مناظره ترامپ و کلینتون هستند تا ببینند در نهایت کدام یک بر دیگری چیره و غالب خواهد شد. ترامپ پیشتر گفته بود در ماه نوامبر، زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا با شکست هیلاری کلینتون «کار را تمام خواهم کرد». 
از طرفی، سخنرانی های نژادپرستانه ترامپ علیه مهاجران و مسلمانان، ملی گرایان آمریکا را به این نتیجه رسانده است که ترامپ بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آمریکا است. حملات تروریستی اخیر در آمریکا که توسط مهاجران خارجی انجام شده بود بخشی از جامعه آمریکا را نسبت به بر حق بودن ترامپ درباره مسئله مهاجران مجاب کرده است و آن ها امیدوار هستند تا با روی کار آمدن دونالد ترامپ بتوانند محدودیت هایی را در مورد پذیرش مهاجران اعمال کنند.    
همچنین یکی از دلایل محبوبیت ترامپ در بین اقشار مختلف جامعه، استقلال مالی و عدم وابستگی وی به دلارهای لابی صهیونیستی «آیپک» و شرکت های اقتصادی بزرگ است که شاید بتواند آمریکا را از زیر بار فشارهای صهیونیست ها در سیاست های داخلی و خارجی برهاند. ترامپ خود بارها گفته است که نیازی به حمایت های مالی دیگران ندارد و همین مسئله سبب شده است تا لابی صهیونیستی و حتی سعودی از کلینتون، رقیب ترامپ، حمایت کنند و گزارش هایی منتشر شده است که رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی میلیون ها دلار به کمپین انتخاباتی کلینتون کمک کرده اند تا وی بتواند در انتخابات بر ترامپ پیروز شود، چرا که آن ها ترامپ را گزینه مطلوبی برای اجرای برنامه های مخربانه منطقه ای و جهانی خود نمی بینند.        

چشم انداز رقابت با کلینتون 
اگرچه نتیجه نظرسنجی ها نشان می دهد که دو رقیب دوشادوش یکدیگر پیش می روند، اما آنچه از شواهد و قرائن بر می آید این است که احتمالا شانس کلینتون برای بر عهده گرفتن سکان هدایت کاخ سفید بیشتر است. از یک طرف، کلینتون حمایت همه جانبه دموکرات ها را پشت سر خود دارد و اتحادی بین آن ها برای حمایت از کلینتون وجود دارد، ولی ترامپ از چنین حمایتی برخوردار نیست و برخی از اعضای حزب جمهوری خواه که به ناچار تن به نامزدی ترامپ داده اند گفته اند که به کلینتون رای خواهند داد و این مسئله می تواند در ریزش آرای ترامپ در انتخابات تاثیر گذار باشد، چرا که عدم حمایت اعضای حزب جمهوری خواه در جلب نظر مردم برای رای دادن به ترامپ نتیجه معکوس خواهد داشت. 

کلینتون - ترامپ در ایستگاه پایانی

از سوی دیگر، اگر به تاریخ چند دهه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگاه کنیم، متوجه می شویم که نقش لابی صهیونیستی در این انتخابات مشهود است و بیشتر افرادی در آمریکا رئیس جمهور می شوند که مورد حمایت لابی صهیونیستی باشند و سرمایه گذاری های آن ها بر روی فرد خاص تاثیرگذار است و نقش تعیین کننده ای در نتیجه انتخابات دارد. در این دوره نیز لابی صهیونیستی در کنار کلینتون ایستاده و برای پیروزی وی در انتخابات آتی تلاش می کند و اخیرا لابی سعودی هم در آمریکا فعال شده و به همراه صهیونیست ها از نامزد دموکرات ها حمایت می کند. همچنین اظهارات جنجالی ترامپ علیه مسلمانان و نوع نگاهش به ارتباط با متحدان آمریکا سبب شده تا وی در عرصه بین المللی هم محبوبیت و مقبولیت چندانی نداشته باشد.  
نتیجه گیری
مردم آمریکا با نگرانی به آینده این کشور در صورت از روی کار آمدن ترامپ و کلینتون می نگرند و حتی در بین تحلیلگران نیز نوعی آینده مبهم ترسیم می شود. از یک در بین بخشی از جامعه آمریکا و حتی تحلیل گران خارجی، به لحاظ وابستگی هیلاری کلینتون به سرمایه داران صهیونیستی و اشرافیت حزبی، این تصور وجود دارد که ترامپ به سبب مواضع انزواگرایانه در سیاست خارجی و تمرکز بر اقتصاد داخلی آمریکا نسبت به کلینتون گزینه بهتری برای آمریکا و جهان خواهد بود و می تواند به اوضاع داخلی آمریکا سر و سامان داده و مردم را از وضعیت بدی که دچار آن هستند نجات دهد و از سوی دیگر این مسئله از سوی ناظران بین المللی رد شده است و آن ها بر این باورند که شخصیت ترامپ، اهداف بلند پروازانه او برای احیای ابر‌قدرتی آمریکا، جمع شدن تندروهای جنگ‌ طلب در اطراف او، گرایش های نژاد پرستانه درباره مهاجران و روحیه جنگ طلبانه اش می ‌تواند در آینده موجب فجایع بسیاری در عرصه داخلی و سیاست خارجی شود.
درباره نامزد دموکرات ها، هیلاری کلینتون که در دوره اول اوباما مسئولیت وزارت خارجه آمریکا را برعهده داشت، نقش بارزی در بحران های منطقه ایفا کرد و خود اعتراف کرده است که از جمله اقداماتش کمک به تأسیس داعش بوده است. با این وجود برخی معتقدند به دلیل تعهد و پای بندی او به برنامه‌ های حزب دموکرات، قابل کنترل و مهار بوده و خطر کمتری نسبت به رقیب جنجالی خود خواهد داشت. بنابراین نامزدهای انتخابات آمریکا هر یک از پرونده ای جنجالی برخوردارند و همین موضوع آینده انتخابات این کشور و دوره بعد از اوباما را دچار ابهام کرده است.

 باید به نظاره نشست و دید که ترامپ جنجالی که هزینه بسیاری صرف تبلیغات و جلب نظر شخصیت های قدرتمند کرده، با این حجم حملات رسانه ‌ای که علیه وی وجود دارد، می تواند کلینتون را شکست دهد و به کاخ سفید راه یابد. از طرفی، اگر کلینتون موفق به کسب تصدی مقام ریاست جمهوری آمریکا شود، علاوه بر این که به عنوان اولین زن در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا نام خود را تثبیت خواهد کرد، این شانس را به حزب دموکرات خواهد داد که این حزب بعد از سال 1945 برای اولین بار سه دوره متوالی به کاخ سفید راه یابد و از این حیث از حزب رقیب خود پیشی بگیرد/.    

[ جمعه 95/5/8 ] [ 9:26 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 380
کل بازدیدها: 596151
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون