قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
تنها 4 روز مانده به انتخابات،‌ محمد باقر قالیباف از کاندیداتوری به نفع جریان انقلاب کناره گیری کرد. با توجه به نظر سنجی ها و موج آفرینی قالیباف در این دوره، شاید کمتر کسی پیش بینی این کناره گیری را داشت. اما در بزنگاه حساس این یادگار دفاع مقدس بار دیگر از تمام فرصت های شخصی به نفع جبهه مردمی نیروهای انقلاب چشم پوشی کرد
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی برزکار
ایثار سردار در راه تحقق پیروزی جریان انقلابتنها 4 روز مانده به انتخابات ،‌ محمد باقر قالیباف از کاندیداتوری به نفع جریان انقلاب کناره گیری کرد. با توجه به نظر سنجی ها و موج آفرینی قالیباف در این دوره ، شاید کمتر کسی پیش بینی این کناره گیری را داشت. اما در بزنگاه حساس این یادگار دفاع مقدس بار دیگر از تمام فرصت های شخصی به نفع جبهه مردمی نیروهای انقلاب چشم پوشی کرد . در این خصوص چند نکته قابل تامل است :
1-قالیباف از روز اول ورود به صحنه انتخابات بیان نمود که هدفش تغییر وضع موجود به سود مردم است ، مردمی که در چند سال اخیر شاهد عقب گرد در صحنه های مختلف بوده اند. وجود همین روحیه در قالیباف باعث شد که گرچه در نظر سنجی ها دارای آراء قابل ملاحظه ای است اما ضرورت وحدت جریانی را بر منافع فردی ترجیح داده و به نفع جبهه مردمی انقلاب کناره گیری کند. وی احتمال وحدت حداکثری را در کناره گیری خود دید تا کوچکترین ریزشی حتی درجریانان های خاص حامی آقای رئیسی که مخالف حضور وی بودند، جبهه انقلاب را از هم نگسلد و به ضرر جبهه ارزشی تمام نشود. این از خودگذشتگی قالیباف بود که تصمیمی بزرگ را به همراه داشت.
2-  از آثار این ائتلاف و کناره گیری انقلابی، تعمیم اکسیر وحدت به سطح نخبگانی جریان انقلاب است. با توجه به اینکه در دوره های مختلف یکی از دغدغه ها و البته آسیب پذیری جریان انقلابی ،‌ عدم اجماع برخی از نخبگان بود ، اینبار قالیباف درس کار تشکیلاتی و حزبی را به نخبگان جریان اصولگرایی آموخت، ‌از آن جهت که مطابق نظر سنجی ها سبد رای گسترده ای داشته و احتمال دو مرحله ای شدن وی با نامزد جریان رقیب بالا بود. این از خود گذشتگی آغاز روند جدیدی برای وحدت نخبگانی در جریان انقلابی است . ضمن اینکه این کار باعث دلگرم شدن مردمی شد که در انتخابات سال 92 به دلیل عدم ائتلاف رایشان به صندق رقیب ریخته شد.
3-از نگرانی هایی که با کنار رفتن قالیباف وجود دارد ،‌گرایش احتمالی این آراء به سمت جریان رقیب با توجه به معیشتی بودن سبد رای قالیباف است. این در حالی است که با اقدام هوشمندانه قالیباف در همراهی وی با آقای رئیسی در سخنرانی اصفهان و دیگر میتینگ ها و همایش های سیاسی بویژه تهران می تواند ضمن خنثی سازی طرح فتنه و اختلاف افکنی خناسان ، روند ائتلاف در دولت آینده و استفاده از فکر و نظر و کارآمدی قالیباف در کابینه دولت کار و کرامت را به دنبال داشته باشد و این یعنی همه برای انقلاب در یک صف ایستادن. این مسئله به خودی خود می تواند تا حدود زیادی از  ریزش هایی که ممکن بود به سود و سبد جریان رقیب سرازیر شود جلوگیری نماید. 
4-از دیگر نکات قابل توجه در خصوص چرایی اقدام انقلابی قالیباف، روند ‌رشد آراء حجت الاسلام رئیسی در روزهای گذشته بویژه در استانهای مختلف و شهرستان ها و روستاهای کشور است. همه کارشناسان بر این نکته اذعان دارند که روند افزایش آراء وی روندی پر سرعت است و کناره گیری قالیباف  باعث می شود  در روزهای آینده این امر روند پر شتاب تری به خود بگیرد. 
5-نکته ای که ارزش این ائتلاف را بالاتر می برد این است که قالیباف برای موفقیت شخص کنار نرفته بلکه برای پیروزی تفکر انقلابی ائتلاف هم افزایی برای عبور از وضعیت نابسامانی که جریان همسو با لیبرال دموکراسی منشا ایجاد آن بوده تشکیل داده تا بار دیگر مردم احساس کنند که تفکر کارآمد انقلابی ِ برخواسته از اندیشه و مکتب امام رهبری مردم و محرومان را در هیچ سنگری تنها نمی گذارد./


[ سه شنبه 96/2/26 ] [ 1:34 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
عربستان با مشکلات متعددی مواجه است، اما حضور بن سلمان در رأس سیاست های عربستان با توجه به بیماری ملک سلمان باعث شده است تا این کشور سیاست های بسیار افراط گرایانه و مداخله جویانه ای را در پیش گیرد. بن سلمان مرد خطرناکی برای منطقه است و با اتخاذ سیاست هایی که جز شکست برای آل سعود تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است، همچنان طرح های ناشیانه خود را دنبال می کند.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/یوسف شفیعی
دشمنی و رقابت پایان ناپذیر عربستان با ایران در ماه های اخیر شدت بیشتری گرفته است. پس از مرگ ملک عبدالله و روی کارآمدن ملک سلمان، آل سعود با فاصله گرفتن از سیاست محافظه کارانه به سیاست تهاجمی روی آورد. نتیجه این سیاست نیز حمایت از تروریست ها در سوریه و راه اندازی جنگ یمن بود. در همین جهت سیاست های عربستان در برابر ایران نیز تغییری محسوس پیدا کرد و دخالت های عربستان چه از طریق عملیات های کور و چه از طریق حملات رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران تشدید شده است. 
این سیاست تند که با عصبانیت ریاض از توافق هسته‌ای به اوج رسید، اکنون به جایی رسیده است که سران ریاض «تروریست‌ها» در جنوب شرق ایران را «مقاومت» و گارد مرزی ایران را «ارتش اشغالگر فارسی» می‌نامد. شبکه الاخباریه، شبکه دولتی عربستان سعودی، پس از حادثه عملیات تروریستی اخیر در میرجاوه که به شهادت حداقل 10 نیروی مرزی ایران انجامید، حادثه را کاملا معکوس برای افکار عمومی در عربستان و منطقه روایت می‌کند. الاخباریه عربستان چنین گزارش داده است:  «مقاومت بلوچی [در جنوب شرق ایران] عملیاتی علیه نیروهای اشغالگر فارسی انجام داد که به کشته شدن 10 عنصر و جراحت تعدادی دیگر منجر شد. سازمان بلوچی جیش العدل، مسئولیت این عملیات را که نیروهای گارد مرزی را در منطقه مرزی میرجاوه در بلوچستان "اشغالی" هدف قرار داد، بر عهده گرفت.» این شبکه عربستانی که به بلندگوی تروریست ها تبدیل شد است، در ادامه می گوید: «یک منبع در "مقاومت" گفت که "نیروهای مقاومت" کمینی در منطقه میرجاوه برای نیروهای "اشغالگر" زدند و با نیروهای گارد مرزی وابسته به "اشغالگران" درگیر شدند.» 

عربستان و تحریک گسل های قومی علیه ایران

در کنار الاخباریه، فیصل قاسم، مجری مشهور شبکه الجزیره قطر، در توئیتی ضمن اعلام اینکه عربستان رسما بلوچستان ایران را اشغالی توصیف کرده، نوشت:‌ ایران در انتظار بزرگ‌ترین درگیری‌های داخلی و خارجی قرار گرفت.
این در حالی است که اخیرا، «محمد بن سلمان» جانشین ولی‌عهد عربستان، وزیر دفاع این کشور در گفت‌وگو با شبکه دولتی عربستان، اعلام کرد که ریاض و دیگر کشورهای منطقه باید «نبرد را به داخل ایران» منتقل کنند. اقدامات عربستان علیه ایران طی دو سال گذشته به اینجا ختم نشده است و سال گذشته  برای نخستین بار ترکی الفیصل رئیس پیشین اطلاعات عربستان در نشست سالانه گروهک منافقین (مجاهدین خلق) در پاریس حاضر شد و علیه ایران سخنرانی کرد.
همه این موراد نشان دهنده راهبرد جدید عربستان علیه ایران است. البته عربستان همواره به دنبال تحریک قومیت ها در داخل ایران بوده، اما تشدید این نوع از حملات در ماه های اخیر بسیار معنا دار است. عربستان در سطح منطقه ای بنابر اظهارات مقامات غربی زمین بازی را به ایران واگذار کرده است. در لبنان این کشور نتوانست گزینه مورد نظر خود را به ریاست جمهوری برساند و مجبور شد در برابر میشل عون که مورد حمایت حزب الله بود، عقب نشینی کند. در عراق و سوریه تروریست های مورد حمایت عربستان روز به روز در حال عقب نشینی هستند. در یمن نیز که اوضاع سعودی ها کاملا مشخص است و این کشور در باتلاق یمن گرفتار شده است. در واقع تاثیرگذاری فکری ایران بر منطقه و از جمله بر این چهار کشور باعث شده است تا ملت های منطقه پی به نتایج خطرناک اقدامات عربستان در منطقه ببرند و به نقش آل سعود در توسعه تروریسم در غرب اسیا واقف شوند. 
در این میان عربستان برای جبران این شکست ها برنامه دیگری در سر دارد و آن نیز تحریک قومیت های دینی علیه جمهوری اسلامی است. روشن است که کشور ایران دارای گسل های قومی، زبانی و گاه مذهبی است و دشمن نیز از این زوایه قصد ضربه زدن به ایران را دارد. معمولا یک عامل تشدید کننده ای نیاز است تا در یک مقطع زمانی خاص کمک کند که این گسست‌های غیرفعال، فعال شوند، گسست‌های نهفته به صورت گسست‌های آشکار درآیند و گسست‌هایی که می‌توانند حالت تقاطع داشته باشند، متراکم شوند و به مشکلات فعلی دامن بزنند. در این بین کشورهایی مانند عربستان در سیاست‌های اعلامی‌شان مطرح کرده‌اند که از هر ابزاری برای مهار جمهوری اسلامی ایران استفاده خواهند کرد و منطقا با توجه به سوابق این کشور می‌توان متصور بود که عربستان از عملیات تروریستی در جنوب شرق کشور حمایت می کند و عاملان این حوادث را تحت پوشش خود قرار خواهد داد.
 البته نباید به بزرگنمایی قدرت عربستان پرداخت، چرا که امروز عربستان با مشکلات متعددی مواجه است، اما حضور بن سلمان در رأس سیاست های عربستان با توجه به بیماری ملک سلمان باعث شده است تا این کشور سیاست های بسیار افراط گرایانه و مداخله جویانه ای را در پیش گیرد. بن سلمان مرد خطرناکی برای منطقه است و با اتخاذ سیاست هایی که جز شکست برای آل سعود تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است، همچنان طرح های ناشیانه خود را دنبال می کند. 

عربستان و تحریک گسل های قومی علیه ایران

از سوی دیگر همزمان با سفر ترامپ به عربستان خبرگزاری رویترز از انعقاد قرارداد 100 میلیارد دلاری فروش سلاح به ریاض و حتی برخی رسانه های قراردداد 300 میلیادردی را اعلام کرده اند. همه این موراد نشان دهنده نوع نگاه عربستان به منطقه است. در این میان دامن زدن برخی از نامزدهای انتخابتی به مسائل قویم در ایران می تواند خطرات مهمی را به دنبال داشته باشد و سیاستمدار خامی همچون بن سلمان را در جهت تقویت سیاست های قوم گرایانه علیه ایران راسخ تر کند. از سوی دیگر دولت بعدی ایران باید سیاست هوشمندانه ای در مقابل ریاض اتخاذ کند. همه حاکمیت عربستان با سیاست های جنگ طلبانه پسر پادشاه موافق نیستند و دیپلماسی فعال ایران در قبال عربستان، به عناصر مخالف بن سلمان جهت محدودسازی او در توسعه تروریسم در منطقه، انگیزه و روحیه بیشتری می دهد./ب/گ/


[ سه شنبه 96/2/26 ] [ 1:33 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
انتخابات شوراهای شهر وروستا دارای اهمیت ویژه ای است که نباید در هیاهوی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گم شود.
پایگاه بصیرت / خانه طراحان انقلاب اسلامی

برای دانلود باکیفیت این کلیپ بر روی این لینک کلیک کنید


[ سه شنبه 96/2/26 ] [ 1:32 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
با رسیدن به روزهای پایانی، ماموریت جهانگیری نیز به پایان رسیده است، اما در این میان بازنده اصلی این میدان خود اسحاق جهانگیری است. او در میانه ماندن و رفتن مستاصل باقی مانده است. ماندن او تبعات جبران ناپذیری را برای اردوگاه اصلاح طلبان خواهد داشت؛ از دیگر سو کسب آراء بسیار کم او موجب بی‌اعتباری آشکار وی خواهد شد، شاید حضور جهانگیری در این عرصه برای همیشه پایانی بر حیات سیاسی جهانگیری در سطوح بالاتر از معاون اولی ریاست جمهوری باشد.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مهدی سعیدی
پایان کار یار کمکی!اصلاح طلبان بعد از آنکه سناریوی "عبور از روحانی" را با سناریوی "حمایت از روحانی" جایگزین کردند، به دلایل متعددی تلاش نمودند تا این حمایت را با تکمله‌ای همراه سازند که حاصل آن رسیدن به سناریوی به میدان آوردن "نامزد در سایه" یا "یار کمکی" بود.
اصلاح‌طلبان با توجه به نگرانی‌های احتمالی که در مورد رد صلاحیت  احتمالی روحانی دارند، به نامزدی در سایه می‌اندیشند. در همین راستا "محسن رهامی" عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در پاسخ به سوالی در این رابطه گفت: «اگر بگوییم اصلاح‌طلبان هیچ کسی را در قد و قواره آقای روحانی نداریم این حرف برای جریان اصلاحات خیلی بد است و آسیب پذیری آن را بالا می‌برد. ما شخصیت‌هایی داریم که روی آنها فکر می‌کنیم تا اگر مشکلی پیش آمد در صحنه باشند.» 
غلامحسین کرباسچی نیز در این راستا گفته بود: »به نظر حرف زدن از یک نامزد پوششی چندان هم غیرعاقلانه نیست. روحانی اگر در انتخابات حضور داشته باشد و در رقابت انتخاباتی باشد قطعا هیچ کاندیدای اصلاح طلب یا معتدلی با او رقابت نخواهد کرد. اما بالاخره نمی‌شود در مورد وضعیت انسان‌ها به صورت قطعی سخن گفت. شاید خدای نکرده کسالتی یا اتفاقی برای روحانی پیش آمد، باید نامزد پوششی وجود داشته باشد. این موضوع نه یک بلوف است و نه اینکه بخواهند کسی را بترسانند یا امیدوار کنند. نیروهای متعدد توانمند ومستعد برای اداره کشور وجود دارد اما با حضور روحانی در انتخابات سال آینده هیچ نیروی اصلاح طلبی در مقابل او نخواهد بود.»  
برای محوریت یافتن این سناریو، دلایل زیر مورد تاکید اصلاح طلبان قرار گرفت:
1- نگرانی از رد صلاحیت روحانی: اصلاح‌طلبان با توجه به نگرانی‌های احتمالی که در مورد رد صلاحیت  احتمالی روحانی داشتند، به نامزدی در سایه می‌اندیشیدند. 
2- نگرانی از انصراف و کناره گیری روحانی: احتمال کناره‌گیری آقای روحانی به علت ناامیدی و یا افزایش فشار منتقدین نیز مزید بر علت شده و بر احتیاط اصلاح‌طلبان افزوده بود.
3- اهرمی برای تایید صلاحیت روحانی: این اقدام می‌توانست مصونیتی برای آقای روحانی در انتخابات باشد و به مثابه مانعی برای شورای نگهبان عمل کند. اصلاح طلبان نسبت به احراز صلاحیت مجدد آقای روحانی نگران بودند و این الگو می‌توانست رافعی برای این مساله باشد. حضور گزینه‌هایی دیگر می‌توانست هزینه رد صلاحیت روحانی را بالا ببرد، چرا که از نگاه ایشان رد صلاحیت همزمان چند گزینه برای شورای نگهبان میسر نبود.
4- حفظ اصالت جریان اصلاح طلبی: حمایت بدون چون و چرا از روحانی مشکلاتی را برای اصلاح طلبان به همراه داشته و این جریان با این انتقاداتی مواجه شده که چنین حمایتی اصالت جریان اصلاح طلب را با تردید مواجه ساخته است. 
5- خطای محاسباتی اردوگاه رقیب: از سویی دیگر حضور نامزدهایی دیگر می‌تواند اردوگاه رقیب را در برآورد وضیت اصلاح طلبان دچار خطای محاسباتی کند، چرا که همزمان باید با چند نامزد رقابت کرده و در مقابل هم نقدها و انتقاد به اردوگاه رقیب از تریبون‌های متعدد بیان خواهد شد.
6- تریبون‌های بیشتر برای رقابت: همین حضور متکثر تریبون‌های بیشتری را در اختیار این جریان خواهد گذاشت تا حرف‌های خود را در سطح افکار عمومی انتشار دهند. ضمن آنکه این کار با تقسیم کاری برنامه ریزی شده بسیار موثر خواهد بود.
7- ممانعت از ریزش آراء و جمع آوری آراء خاکستری: وجود گزینه‌های وابسته به جریان اصلاحات می‌تواند آراء بخش‌های دیگری از قشر خاکستری را که ممکن است انتقادات و نارضایتی از عملکرد دولت یازدهم موجب واگرایی از این جریان شده باشد را جمع آورد و مانع از ریزش آراء به سبد نامزدهای رقیب گردد. و در نهایت با انصراف به موقع؛ همه این آرا برای آقای روحانی جمع خواهد شد.
8- سهم خواهی از روحانی: نامزد در سایه کارکردهای متفاوت دیگری نیز دارد. او می‌تواند به عنوان اهرمی برای فشاری بر روحانی به کار اصلاح‌طلبان آید و در سهم خواهی از وی در صورت موفقیت در انتخابات موثر افتد و حاصل آن تعداد بیشتری از کرسی‌های وزارت در دولت آینده برای اصلاح‌طلبان باشد. اصلاح طلبان در انتخابات گذشته نیز بابت انصراف عارف به نفع روحانی از دولت یازدهم طلب سهم کرده و سبد رای خود را عامل اصلی پیروزی روحانی دانستند. این بازی در انتخابات آتی نیز برای این جریان بی‌فایده نخواهد بود.
9- آماده سازی برای انتخابات 1400: با نگاهی به آینده نیز این شیوه برای اصلاح‌طلبان دستاوردهایی خواهد داشت. از جمله آنکه نامزدهای ورود کرده به رقابت انتخایاتی سال 96 از این کارنامه برخوردار خواهند شد که خود را در تراز ریاست جمهوری مطرح ساخته و کار نسبتا سهل‌تری برای آماده سازی در انتخابات سال 1400 خواهند داشت.

ورود جهانگیری به صحنه
در مرحله ثبت نام ها هرچند اصلاح‌طلبانی چون عبدالحسین مقتدایی (استاندارسابق خوزستان)، محمد هاشمی، مصطفی هاشمی‌طبا، محمد زارع فومنی، محسن غرویان، مصطفی کواکبیان، محسن رهامی، نیز برای رقبت نام به وزارت کشور رفتند، اما تنها اسحاق جهانگیری بود که برای نقش آفرینی در این سناریو انتخاب شده بود. وی در آخرین ساعات ثبت نام و همزمان با ورود محمدباقر قالیباف به عرصه انتخابات، اقدام به نامزدی کرد و شورای نگهبان نیز صلاحیت وی را در کنار پنج گزینه دیگری احراز نمود. این حضور هر چند از همان ابتدا با مخالفت جدی روحانی همراه بود اما در آخرین لحظات روحانی مجبور شد تا به بازی اصلاح‌طلبان تن دهد و معاون اول خود را به عنوان رقیب انتخاباتی خود بپذیرد. در حالی که چنین اقدامی در تاریخ رقابت‌های سیاسی در جمهوری اسلامی و همچنین دیگر کشورهای دموکراتیک عرف نمی‌باشد.
ورود یار کمکی هرچند مزایای فراوانی برای آقای روحانی می‌توانست داشته باشد، اما حاوی پیام های منفی برای او نیز بود. این حضور همزمان القاء کننده آن بود که روحانی به تنهایی نمی‌تواند در برنامه‌های تبلیغات انتخاباتی موفق بوده و در برابر رقبای انتخاباتی‌اش توانمند حاضر شود. همچنین در ورای این حضور می‌توان چنین سخنی را برداشت کرد که روحانی ناتوان از دفاع از عملکرد و برنامه‌هایش است و حضور جهانگیری به عنوان معاون اول دولت و با توجه به اشراف به آمار و ارقام می‌تواند یاری بخش وی باشد. 
امروز که مناظرات تلویزیونی و بخش عمده تبلیغات نامزدها به پایان رسیده، به صراحت بیشتری می‌توان بر این حقیقت اشاره کرد که واقعا اگر جهانگیری در مناظرات تلویزیونی نبود، معلوم نبود که چه سرنوشت تلخی برای آقای روحانی عصبانی که اشراف دقیقی بر برنامههایش نیز نداشت متصور بود! جهانگیری نسبت به روحانی بر اطلاعات و آمار و ارقام و عملکرد دولت یازدهم تسلط بیشتری داشت و در برخی مواقع کمی‌ها و کاستی‌های روحانی را به خوبی پوشش می‌داد. در تقسیم کاری که انجام گرفته بود، بخش عمده‌ای از تهاجمات به رقیبان بر عهده جهانگیری گذاشته شده بود و روحانی تلاش می‌کرد چهره آرامتری از خود نشان دهد.
در ادامه تقسیم کار جهانگیری و روحانی، یارگیری مستقیم قالیباف به جهانگیری سپرده شده بود و تهاجم به رئیسی و درگیری با او، به عنوان اولویت اول روحانی تعریف شد.
جهانگیری عملا وقت را برای دولت یازدهم دو برابر کرد و حرفهایی را زد که روحانی فرصت زدن آن را نیافته بود. اقدام انتحاری جهانگیری در مناظره آخر نشان داد که وی هیچ چیز برای از دست دادن ندارد و اصلا برای پیروزی در انتخابات نیامده است. وی پیروزی خود را در این انتخابات، یاری رساندن به روحانی و تخریب رقیب تعریف کرده بود! وی عملا برنامه مشخصی جز دفاع از دولت روحانی ارائه نکرد. در همایش‌های روحانی شرکت کرد و به حمایت از او پرداخت و خود را در سطح بازیگری غیر واقعی تقلیل داد.
این تقسیم کار تا بدانجا آشکار و مبتذل بود که افکار عمومی نیز هیچگاه اسحاق جهانگیری را جدی نگرفت و کاملا آشکار شد که وی برای ریاست جمهوری به میدان انتخابات وارد نشده و این بازی لو رفته‌ای است که هرچند جهانگیری با صراحت اعلام کند که برای ماندن آمده است! اما این سخن لطیفه ای بیش نبوده است.
البته این همه ابعاد این مساله نبود. جهانگیری با بحران هویت مواجه بود و این حضور تبعی برای او که خود را در طول آن سالها در تراز ریاست جمهوری می‌دانسته، به شدت پرهزینه و تضعیف کننده بود. درست مشابه وضعیتی که در سال 1392 برای محمدرضا عارف ایجاد شد و موجب سرخوردگی او گردید.
وی باید برای حل این معضل راهکاری ارائه می‌کرد، تا در مواجهه با سوال رقبای سیاسی اش که چرایی حضور او را به سخره گرفتند و موجب عصبانیتش را فراهم آوردند، بدون پاسخ نباشد. پاسخ او برای این چالش، معرفی خود به عنوان نامزد جریان اصلاح طلب بود. تا به موجب آن مرز خود را تا حدودی با آقای روحانی پررنگ نماید تا این شعبده بازی را واقعی نشان دهد. وی تلاش کرد برای این عنوان مسمایی ارائه کند، لذا در برنامه‌های مختلف خود با صراحت از سران فتنه و رئیس دولت اصلاحات سخن گفت و با اتخاذ ادبیات دوم خردادی در مسیر هویت بخشی برای خود حرکت نمود. وی پیشینه اصلاح‌طلبی و نقش آفرینی‌اش در دولت اصلاحات را بازخوانی کرد و برجسته نمود.
ژست اصلاح طلبی دستاورد دیگری هم برای او داشت و می‌توانست در تحریک آراء خاموش اصلاح‌طلبان موثر بوده و بخشی از آنها را متقاعد به آمدن به صحنه انتخابات نماید. اما حتی این ژست هم چندان حقیقی نبود و خیلی زود باطل و بدلی بودن آن آشکار گردید. بالاخص آنگاه که پیام ویدئویی سیدمحمدخاتمی به عنوان لیدر اصلاح‌طلبان انتشار یافت و وی با صراحت حسن روحانی را نامزد مورد علاقه خود معرفی نمود!

پایان جهانگیری
با رسیدن به روزهای پایانی، ماموریت جهانگیری نیز به پایان رسیده است، اما در این میان بازنده اصلی این میدان خود اسحاق جهانگیری است. او در میانه ماندن و رفتن مستاصل باقی مانده است. 
ماندن او تبعات جبران ناپذیری را برای اردوگاه اصلاح طلبان خواهد داشت و بدون شک انتخابات را به مرحله دوم خواهد برد. از دیگر سو کسب آراء بسیار کم او موجب بی‌اعتباری آشکار وی شده و به مانعی برای فرصت‌های آینده بدل خواهد گردید و شاید برای همیشه پایانی بر حیات سیاسی جهانگیری در سطوح بالاتر از معاون اولی ریاست جمهوری باشد. مواضع رادیکال وی در برنامه‌های انتخاباتی و عبور از برخی خط قرمزها نیز در کارنامه وی ثبت گردیده که شورای نگهبان در اداور بعدی بی‌توجه به آن نخواهد بود!
رفتن وی نیز اثباتی بر ادعاهای رقبای وی خواهد بود. به واقع در این انتخابات سطح او تا حد یار کمکی تنزل یافت به نحوی که این بی‌اعتباری در آراء مردمی نیز عیان گردیده و هیچ نظرسنجی معتبری، حتی همانهایی که اصلاح‌طلبان بدان استناد می‌کنند، رای بیش از 2 درصد را برای او پیش بینی نمی‌کند.
آخرین نقش آفرینی اسحاق جهانگیری شرکت در برنامه زنده گفتگوی ویژه خبری شبکه دو صداوسیما است که حرفهایی نهایی خود را خواهد زد و بعد از آن احتمالا شاهد انصراف وی به نفع آقای حسن روحانی خواهیم بود. اقدامی که ضعیف‌تر و کم‌اثرتر از آن است که اصلاح‌طلبان بتوانند از آن به عنوان یکی از شوک‌های روزهای آخر انتخابات یاد کنند!



[ سه شنبه 96/2/26 ] [ 1:32 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
ترامپ معتقد است چین از توانایی تاثیر گذاری بر کره شمالی برخوردار است و می تواند با کاهش روابط تجاریش، این کشور را بابت رفتارهای غیر سازنده اش تحت فشار قرار دهد. در مقابل کارشناسان چینی عنوان می کنند که پکن سالهاست که دیگر به کره شمالی به عنوان یک دارایی استراتژیک نگاه نمی کند و آن را یک دردسر می داند
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حسن مولایی
رئیس جمهور چین در اولین سفر خود بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، در رأس هیاتی عالی رتبه روز پنجشنبه بعد از ظهر به وقت محلی وارد فلوریدا شد و مورد استقبال رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا قرار گرفت. بعد از رایزنی های مقدماتی، دیروز ترامپ و خانم مالانیا در تفرجگاه ساحلی شخصی شان از شی ژینگ پینگ و همسرش پنگ لی یوان استقبال کردند و رایزنی های سران دو کشور تا صرف یک شام کاری همچنان ادامه پیدا کرد.
چند ساعت بعد از شروع رسمی نشست، ترامپ در توییتی "مذاکره بسیار سختی را پیش بینی کرد" که خیلی زود به تیتر رسانه ها تبدیل شد. او همچنین در بخش دیگری از توییتش نوشت ما به این کسری تجاری بزرگ با چین و از دست رفتن شغل ها در امریکا باید خاتمه دهیم؛ شرکت های امریکایی باید رویه سابق خود را تغییر دهند و به فکر یک راه جایگزین باشند.
ساعتی بعد معاون وزیر خارجه چین در پاسخی دیپلماتیک در جواب سوال خبرنگاران گفت که دو طرف به دنبال یک نشست سازنده و موفقیت آمیز هستند، به گونه ای که یک هدایت درست می تواند به ارتقاء بیش از پیش روابط دو کشور کمک کند. او همچنین از آمادگی کشورش در رسیدن به یک تعادل در حجم روابط دو کشور خبر داد.

چین و آمریکا؛ تعامل یا تقابل؟

همانگونه که از حرف های مبارزات انتخاباتی ترامپ مشخص بود مباحث اقتصادی، مساله کره شمالی و دریای جنوبی چین از اولویت های اصلی طرف امریکایی در این نشست بود. به عبارت دیگر تا آنجا که مشخص بود این نگرانی ها و اولویت های امریکا بود که بر نشست سایه افکنده بود تا نگرانی های چین.
آمریکا از ابتدای روی کار آمدن ترامپ دنبال این مساله بود که با تهدید به افزایش فشار های اقتصادی، سیاستمداران چینی را در ارتباط با روابط حمایتی خود در حوزه اقتصادی و امنیتی از کره شمالی، مجبور به تغییر رفتار کنند. کارشناسان غربی معتقدند که چین روابط بسیار گسترده اقتصادی با پیونگ یانگ دارد و تا زمانی که این رابطه حمایتی وجود دارد به زانو در آوردن کره شمالی از راه تحریم های اقتصادی غیر ممکن است.
از این رو به گزارش رسانه های غربی یکی از اولین مباحث مطروحه بین دو طرف مساله کره شمالی بود. ترامپ در راه سفر به فلوریدا به خبرنگاران گفت که فکر می کند چین آمادگی برداشتن قدم هایی در این راستا را دارد.
آمریکا هفته گذشته برای نشان دادن حساسیتش در ارتباط با رفتارهای کره شمالی، چند شرکت چینی را تحت نام عدم رعایت هنجارهای عدم اشاعه و انتقال فناوری های حساس به کره شمالی و ایران تحریم کرد. این هفته ژاپن نیز به طور رسمی از اراده خود برای تحریم شرکت های کره شمالی و جلوگیری از پهلو گیری کشتی های تجاری متعلق به این کشور خبر داد.
ترامپ معتقد است چین از توانایی تاثیر گذاری بر کره شمالی برخوردار است و می تواند با کاهش روابط تجاریش، این کشور را بابت رفتارهای غیر سازنده اش تحت فشار قرار دهد. در مقابل کارشناسان چینی عنوان می کنند که پکن سالهاست که دیگر به کره شمالی به عنوان یک دارایی استراتژیک نگاه نمی کند و آن را یک دردسر می داند، اما مساله این است که چین نمی خواهد با تحریک کره شمالی و رفتن به سمت یک رابطه خصمانه در همسایگی خود، برای خودش یک دشمن هسته ای بتراشد. شی ژینگ پینگ به دنبال این بود ترامپ را قانع کند تا از سیاست تهاجمی صرف در مورد کره شمالی دست بردارد و فشارهای غیر منطقی به شرکت های چینی را با مذاکره مستقیم با آمریکا کم کند و از تصاعد تهدید در این منطقه بکاهد.
در مقابل اظهارات ترامپ مثل این جمله که دیگر صبر استراتژیک امریکا در ارتباط با کره شمالی به پایان رسیده است نشان از خواست او برای یک رفتار ضربتی و قاطع در این زمینه داشت.

چین و آمریکا؛ تعامل یا تقابل؟

دونالد ترامپ به صراحت از روی میز بودن گزینه مستقیم نظامی و یا حملات پیش دستانه علیه کره شمالی خبر داد. هر چند کارشناسان نظامی گزینه مستقیم نظامی را بسیار پُر هزینه برای متحدین منطقه ای امریکا می دانند و بر غیر واقعی بودن آن تاکید دارند، اما در مقابل استقرار سیستم های دفاع هوایی پیشرفته آمریکا در کره جنوبی به بهانه تهدیدات فزاینده پیونگ یانگ می تواند به شدت برای چین تهدید آمیز باشد.
از طرف دیگر مساله دریای جنوبی چین و رویکرد توسعه طلبانه چین از نگاه آمریکایی ها در این منطقه و نوع تعامل ایالات متحده با این موضوع -که قرار است اساس سیاست شرق آسیایی دولت ترامپ را شکل دهد- در حال حاضر در حال ریل گذاری است و بر این اساس دولت آمریکا ضروری دیده است که قبل از اتخاذ هر گونه رویکردی چه تهاجمی و یا تعاملی، در عالی ترین سطح با رهبران چین در این زمینه گفتگو کند.
در مقابل این دیدار از آن رو نیز برای چین حائز اهمیت است که این کشور تنظیم یک رابطه سازنده و بدون تنش با ایالات متحده را هسته اصلی سیاست خارجی خود می داند و همواره تلاش می کند از هر عامل سومی که می تواند این رابطه بدون تنش را که اصلی ترین عامل رشد پیوسته اقتصادی چین در چهار دهه گذشته به حساب می آید، استفاده کند. بنابراین شی ژینگ پینگ در این سفر تلاش می کند تا با از بین بردن ابهامات تا آنجایی که به منافع اساسی چین ضربه وارد نمی کند، سیاست هماهنگی را با ایالات متحده در پیش گیرد.
دومین موضوع مهم بین دو کشور، موضوع اقتصادی بود که روابط دو غول اقتصادی دنیا را بعد از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب امریکا با توجه به اظهارت انتخاباتی او در هاله ای از ابهام فرو برده بود. ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی خود، چین را به در پیش گرفتن یک رویه ای ناعادلانه در تجارت با امریکا متهم کرد و گفت: می خواهد میزان مالیات بر وارادت کالاهای چینی به ایالات متحده را بالا ببرد. او همچنین چین را به دستکاری در ارزش یوان در مقابل دلار متهم کرد. در دو دهه گذشته چین همواره سعی می کرد با پایین نگه داشتن ارزش پول خود در مقابل دلار یک مزیت نسبی برای صادر کنندگان کالا به امریکا در مقابل وارد کنندگان ایجاد کند.
همچنین دونالد ترامپ با زیر پا گذاشتن سیاست "چین واحد" که از سال 1979 زمان ریاست جمهوری کارتر با قطع روابط ایالات متحده با تایوان، ادامه داشت، به صورت مستقیم با خانم تسای رییس جمهور جدایی طلب تایوان به صورت تلفنی گفتگو کرد و رویکرد خانم تسای را ستود. هر چند در آن زمان برای بسیاری این گونه رفتارهای ترامپ غیر حرفه ای، بی هدف  و غریزی به نظر می رسید، اما ترامپ به خوبی می دانست که چین را به مرگ گرفته تا به تب راضی شود، چرا که ترامپ معتقد است چین در چهارچوب یک سیاست کنترل تنش با ایالات متحده کم کم دارد، خون امریکا را می مکد و این روند هر چقدر زودتر باید متوقف شود. یکی از این راه ها بالابردن هزینه های سرمایه گذاری در چهارچوب یک تنش کنترل شده در چین است.
از این رو ترامپ امروز به رسانه ها گفت که در ارتباط با تعادل در تراز تجاری دو کشور و برگشت شرکت های امریکایی از چین به خاک امریکا با همتای چینی خود صحبت کرده است. واقعیت این است که در سال های گذشته شرکت های بزرگ امریکایی برای دسترسی به کارگر ارزان و بازارهای جدید یا به طور کامل به خارج از ایالات متحده مثل چین و  مکزیک منتقل شده اند و یا شعبات جدید خود را در این کشورها توسعه داده اند. جالب اینجاست که در برخی موارد بازار هدف تولید این شرکت های امریکایی را خود ایالات متحده شکل داده است.

نتیجه گیری
هر چند بسیاری بر اساس اظهارات بسیار تند ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی و دوره انتقالی دولت، روابطی بسیار متشنج را بین ایالات متحده و چین پیش بینی می کردند، اما واقعیت آن است که هدف اصلی ترامپ همواره برگرداندن اعتبار از دست رفته آمریکا در مقابل چین است. با این حال این موضوع ظاهر قضیه است و در واقع باید گفت استفاده حداکثری و نمایشی ترامپ از برگ های بازی امریکا در مناطق مختلف نشان از کاهش اعتماد به نفس ایالات متحده دارد. ترامپ هر چند که خوب می داند برای کنترل این روند نزول قدرت امریکا، چاره ای جز همکاری با قدرت های جهانی مثل چین، روسیه و اتحادیه اروپا ندارد، اما این حقیقت را نافی ایجاد یک وضعیتی برای گرفتن امتیازات بیشتر از حریف نمی داند. از طرف دیگر با توجه به این موضوع که بنیان سیاست خارجی چین نیز بر اساس تعامل با قدرت های بزرگ و خصوصا ایالات متحده است به نظر می رسد بر خلاف انتظار، ریل گذاری جدید در روابط دو کشور به سمت یک تعادل تجاری در روابط پگن-واشنگتن تمایل یابد./   


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:21 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
رسانه ملی و دیگر رسانه های فعال کشور همچون خبرگزاری ها و مطبوعات همانند اتاق فکر و بازوی مهم در توسعه و فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی محسوب می شوند و می توانند به عنوان شاه کلید اصلی پیوند فرهنگ سازی باشند وجریان سازی مهمی در این عرصه از خود نشان دهند.
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/روح الله فرقانی
موضوع اقتصاد از مسایل مهم جامعه امروز ایران اسلامی است و ضرورت دارد تا برای پیمودن مسیر تکامل مطلوب و استقلال کشور بیش از پیش به آن توجه و حساسیت داشته باشیم. یکی از ایده های محوری مقام معظم رهبری که از سال 1389 تا کنون بارها به آن توجه داده شد طرح  اقتصاد مقاومتی و ایجاد تحولات زیر ساختی در اقتصاد کشور و بخش‌های مربوط برای تحقق این مهم بوده است. شعاری که به ادعای برخی اقتصاد دانان با این مختصات و عمق مضمونی و گستره بی سابقه است.هر چند مدتی است که نظریه اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شده است اما پرداختن به این موضوع به دلایل مختلف امری مهم و ضروری است از یک طرف دشمنان ایران اسلامی تلاش دارند تا نسبت به درهم ریختگی اقتصاد ایران بپردازند. در میان ادبیات رایج،  علم اقتصاد مقاومتی به عنوان مجموعه ای از راهبردها و تاکتیک های اقتصاد جهانی در برخی از کشورهای  دارای وضعیت مشابه ، با عناوین مختلف اجرا شده و در مراکز علمی و پژوهشی آن کشورها از آن سخن رفته است اما برای مفهومی در ادبیات رایج علم اقتصاد، اقدام کنند و از سویی دیگر ضرباتی جبران ناپذیر به اقتصاد کشورمان وارد کنند تا کشور از مسیر رشد و توسعه بازماند.
دلیل ماهیت زمینه ای و متن محور بودن و قاعدتا وابستگی زیاد به شرایط و اقتضائات محیطی  تا کنون منطق مدل و الگوی از این رو مقام معظم رهبری خود به عنوان مبدع این شعار راهبردی در ضمن فرمایشاتی به واکاوی ابعاد مفهومی و نظری آن همت گماردند  با توجه به اینکه تحقق الگوی اقتصاد مقاومتی در وضعیت موجود کشور شرایط و الزاماتی دارد رهبری معظم انقلاب در این خصوص می فرمایند:
1- اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط تحریم در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده رشد و جهان شمول و مفاهیم و مشترکی از آن به دست نیامده است.
2 -  در اقتصاد مقاومتی  از همه ظرفیت های دولتی و مردمی استفاده شود.
2- بنیان گذاری کارهای اقتصادی بر پایه دانش و تبدیل شدن اقتصاد دانش بنیان و حمایت از از تولید ملی در نظر گرفته شود.
3- فعال کردن واحدهای تولیدی کوچک و متوسط و تعادل در مصرف و مدیریت مصرف با جایگزینی و ترجیح تولیدات داخلی با  کالاهای خارجی لحاظ شود.
4- مبارزه با مفاسد اقتصادی و مدیریت مصرف و فرهنگ سازی برای جلوگیری از اسراف دیده شود.
امروزه  جامعه ای توسعه یافته تلقی می شود که بتواند در کنار شاخص های اقتصادی مانند درآمد سرانه ، توزیع ناخالص ملی و نرخ مرگ ومیر بر معیار آموزش و اطلاعات و در حقیقت عنصر دانایی اجتماعی تاکید داشته باشد. در چنین جامعه‌ای  رسانه ها و مطبوعات با تولید  و توزیع مطلوب اطلاعات نقش زیادی در بالابردن آگاهی های گوناگون  و ضروری بر عهده رسانه ملی در زمینه توسعه فرهنگی می تواند عامل آمیختگی، توازن و نیز قوام و پیوند باورهای اصیل اعتقادی و سنت‌های بارور جامعه باشند و باعث پویایی افکار شوند.
رسانه ها از جمله صدا و سیما سودمندترین فراوان ترین و با پذیرش این موضوع که توسعه فرآیندی چند بعدی است و توسعه اقتصادی در این میان از برجستگی خاصی برخوردار است تا جایی که این توسعه به عبارت دقیق تر صنعتی شدن به عنوان محور اصلی وموتور حرکت هر گونه توسعه قلمداد شده است واقعیت این است که توسعه اقتصادی و فرهنگی به آموزش و آگاه سازی و آماده کردن افکار عمومی بهره می گیرند و جامعه را در نیل به تعالی و ترقی همه جانبه یاری می کنند.
برای اجرای موفق هر برنامه ای لازم است افکار عمومی ضرورت اجرای آن را درک کنند و آماده اجرای آن باشند رسانه ها زبان گویای تمایلات فکری و خاستگاه اجتماعی هستند بدون شک مجموعه اطلاعات نوشتاری یا دیداری و شنیداری با توجه  به فرهنگ مردم، سطح تحصیلات، حوادث، رخدادها و اتفاقات در جامعه مورد استقبال و تاثیرگذاری قرار می گیرد از این رو رسانه ها مقبولیت و بقای  خود را مدیون باورها ، ارزش ها، هنجارها و مطالبات واقعی آن ها در جامعه هستند و می توانند مانند دانشگاهی بزرگ مولد هنجارمندی و مانع از آسیب ها و ناهنجاری ها شوند.
طراحی یک الگوی اقتصاد مقاومتی در چارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و بهره گیری از کلیه مولفه ها و ظرفیت‌ها برای مقابله با تهدیدات همه جانبه دشمنان از اهم ضروریات است.
رسانه ملی و دیگر رسانه های فعال کشور همچون خبرگزاری ها و مطبوعات همانند اتاق فکر و بازوی مهم در توسعه و فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی محسوب می شوند و می توانند به عنوان شاه کلید اصلی پیوند فرهنگ سازی باشند وجریان سازی مهمی در این عرصه از خود نشان دهند.
امروزه خبرنگاران و رسانه های گروهی با رسالت بسیار مهمی که در زمینه نقل و انتقال اطلاعات ایده ها وافکار به افراد جامعه دارند  دارای وظیفه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار مهمی برای مقابله با جنگ نرم و ترویج اقتصاد مقاومتی می توانند ایفا کنند و با انتقال صحیح، هوشمندانه و سریع اطلاعات به افراد جامعه تقویت فرهنگی و اقتصادی مردم و تحکیم پیوند دولت و مردم و حاکمیت صورت داده و آن را مدیریت نمایند.
بنابراین الگو دهی های ارایه شده از پیام های اولویت دار برای مخاطب نه تنها باعث تسهیل در پذیرش پیام ها و الگوگیری در نگرش ها و رفتارهای مخاطبان صرف  می شود بلکه برجسته سازی مقاهیم محتوای مورد تاکید به صورت ناخود آگاه تثبیت پیام را در ذهن مخاطبان در پی دارد که می توان گفت نوعی القا و الگو دهی به مخاطبان با استفاده از روش های تاثیر پیام رسانه در مخاطبان به حساب می آید .بنابراین متناسب با موضوع اقتصاد مقاومتی که ایده پردازی طراحی و راهکارهای ارایه پیام به اشکال و قالب های گوناگون رسانه ای ما را به دو نظریه ارتباطی – رسانه ای همچون برجسته سازی ، مدل سازی  و ایده پردازی رهنمون می کند و با به تصویر کشاندن آن ها می توان  الگوهای رفتاری را به مخاطبان ارایه داد پذیرش این رفتارها از روی الگو و مدل یک نوع جامعه پذیری محسوب می شود.
باید گفت ؛‌ اقتصاد مقاومتی نیازمند طرح و برنامه، همت والا و مدیریت صحیح است.اگر چه عوامل موثر دیگری این جهاد را تقویت و تبیین می کند اما نیروی انسانی که بتواند به خوبی برنامه ریزی کرده و کمر همت قوی بسته و مدیریت صحیح کند از ضروریات اجتناب ناپذیر و سرمایه اصلی اقتصاد مقاومتی است.از این رو در ابعاد مدیریتی،‌ مدیریت رسانه را به عنوان یک علم میان رشته ای مورد بحث قرار دهیم و هدف از مدیریت رسانه را بازگو کنیم وظیفه اصلی مدیریت رسانه ایجاد پل میان اصول کلی نظری مدیریت رسانه در سایه اقتصاد رسانه رشد پیدا کرده است. کار اقتصاد رسانه به کار بستن اصول و مفاهیم اقتصادی در و ویژگی های خاص صنعت رسانه  است.
از این رو سازمان صدا  و سیما می تواند به عنوان رسانه دیداری و شنیداری با پیشگامی در پرداختن به مسایل اقتصادی وکمک به ایجاد شفافیت اقتصادی به پیشبرد اقتصاد مقاومتی کمک نماید و با تولید ، تامین و پخش برنامه و سریال در زمینه های اقتصادی از جمله فرهنگ مصرف، کارآفرینی، فرهنگ کار و حمایت از تولید ملی بر اساس مولفه های اصلی اقتصاد مقاومتی از جمله، مردم بنیاد بودن، عدالت محور بودن، دانش بنیان بودن، درون زا وبرون گرا بودن ، با بهره گیری از پشتوانه مبانی دینی به گفتمان سازی در همین راستا رهبر معظم انقلاب در تبیین سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، گفتمان سازی پیرامون اقتصاد مقاومتی را از الزامات مهم بر می شمارند و فرمودند: « باید تصویر درستی از اقتصاد مقاومتی ارایه بشود، البته صدا وسیما و رسانه های کشور موظفند اما مخصوص آن ها نیست.دستگاه های تبلیغاتی مخالف با کشور، مخالف با انقلاب، مخالف با پیشرفت ملی ما، خیلی چیزها در چنته دارند و شروع هم کرده اند، ما دیدیم، بعد از این هم بیشتر. درباره اقتصاد مقاومتی ، اشکال تراشی، مانع تراشی، گاهی هو کردن، بی اهمیت جلوه دادن آنچه که در کمال اهمیت و نهایت اهمیت است، از این کارها می کنند.نقطه مقابل آن ها بایستی کار بشود، مسئولین، صاحبان فکر و دلسوزان بایستی تصویر درستی از این حرکت بزرگو عمومی ارایه بدهند و گفتمان سازی بشود تا مردم بدانند و معتقد باشند و بخواهند، د ر این صورت کار عملی خواهد شد.»
از این رو است که رهبر انقلاب بار دیگر در پیام های نوروزی سال 96 اولویت امروز ملت ایران را مسئله اقتصادی توصیف کردند و بر تولید و اشتغال در نقشه راه اقتصاد کشور تاکید کردند. فرهنگ سازی این مقوله از سوی رسانه های جمعی می تواند اقتصاد کشور را از ساحل رکود و تورم به دریای ثبات و رشد پایدار برساند./
ب/ مق


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:19 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
و قطبی سازی فرصتی را در اختیار اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار می دهد که جهت این دوقطبی را عوض کنند یعنی رقابت بین جریان ها را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل کنند. یکی از آن کارها این است که یک جریان را منسوب به نظام و نماینده نظام عنوان نموده و جریان دیگر را مخالف نظام معرفی می کنند. در این حالت رقابت به بازی در زمین دشمن تبدیل می شود. بدترین نوع دوقطبی سازی، همین نوع است
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ علی کارگر

دوقطبی سازی انتخابات بیم ها و امیدهابا نزدیک شدن به جدال نهایی نامزدهای ریاست جمهوری در اواخر اردیبهشت ماه، بحث دوقطبی شدن و یا حتی سه قطبی سازی انتخابات داغ تر از همیشه شده است. این در حالی است که مقام معظم رهبری ماه ها قبل و در توصیه ای که به آقای احمدی نژاد برای عدم حضور در انتخابات داشت دلیل این توصیه را جلوگیری از دوقطبی سازی کشور عنوان نمودند. از طرف دیگر انتخابات با یک قطب اصلا انتخابات نیست و به نظر می رسد همواره انتخابات ها حداقل دارای دو قطب هستند. چند نکته در قطبی سازی انتخابات وجود دارد که در زیر به آن اشاره می شود:

1- دو قطبی سازی و یا به طور کلی چند قطبی سازی در صورتی که رقبا دارای وزن سیاسی نسبتا یکسانی در افکار عمومی باشند فضای انتخابات را پر شورنموده و حضور پای صندوق های رأی را افزایش می دهد. در این حالت رقابت به معنای واقعی کلمه شکل می گیرد. رقبای سیاسی در جریان مناظره ها و میتینگ های تبلیغاتی در صورتی که به اخلاق پایبند باشند برنامه های رقیب را نقد نموده و به چالش می کشند که مطرح شدن چنین بحث هایی سطح دانش سیاسی مخاطبین که مردم هستند را بالا می برد. با این نگاه چند قطبی بودن انتخابات لازمه یک رقابت و بخش جدایی ناپذیر آن است.

دوقطبی سازی انتخابات بیم ها و امیدها2- چند قطبی شدن انتخابات زمانی سودمند است که الزامات آن رعایت شود. یکی از این الزامات عبارتند از رعایت اخلاق انتخاباتی؛ اهمیت این موضوع به حدی است که اگر رقیب یا طرفداران او اخلاق را رعایت نکرده و تهمتی ناروا به طرف مقابل وارد کنند فضای فتنه آلودی شروع می شود که تشخیص حق و باطل برای مردم سخت می شود. از دیگر نمونه های عدم رعایت اخلاق انتخاباتی سیاه نمایی وضعیت و سوابق رقیب است. در برخی موارد نیز افشاگری برخی مسائل با اخلاق و مصالح جامعه مغایرات دارد و در یک کلام لازمه تشکیل دوقطبی سودمند رعایت اخلاق انتخاباتی است.

 3- دو قطبی سازی فرصتی را در اختیار اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار می دهد که جهت این دوقطبی را عوض کنند یعنی رقابت بین جریان ها را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل کنند. یکی از آن کارها این است که یک جریان را منسوب به نظام و نماینده نظام عنوان نموده و جریان دیگر را مخالف نظام معرفی می کنند. در این حالت رقابت به بازی در زمین دشمن تبدیل می شود. بدترین نوع دوقطبی سازی همین نوع است و منعی  که مقام معظم رهبری برای جلوگیری از دوقطبی سازی انجام داد نیز معطوف به همین نگاه است. در این حالت دشمنان، پیروزی جریان منسوب به نظام را به فرمایشی بودن انتخابات و یا انتخابات سازمان یافته تفسیر می کنند و پیروزی جریان رقیب را به معنی شکست نظام تلقی نموده و به دنبال تعمیق شکاف اجتماعی بین مردم و حاکمیت هستند. بنابراین هم نامزدهای انتخابات و هم طرفداران آنها باید متوجه این خطر باشند و رقابت بین جریانی را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل نکنند.

4- چهارمین نکته در این خصوص به موضوع دوقطبی سازی برمی گردد. در حقیقت همواره فضای دو قطبی مبتنی بر یک محتوا شکل می گیرد. اگر این محتوا مبتنی بر نیازهای واقعی مردم باشد دوقطبی شکل گرفته سودمند خواهد بود و اگر این دوقطبی مبتنی بر نقاط ضعف طرفین و گاهی مدیریت شده توسط دشمن باشد کاملا مضر و بر خلاف منافع ملی است. به عنوان نمونه تلاش گسترده جریان های ضد نظام در خارج از کشور و در فضای مجازی برای تطهیر منافقین در جریان انتخابات و محور قرار دادن اعدام منافقین در سال 1367 به جای رقابت بر سر حل مشکلات اولویت دار مردم (که قطعا رکود اقتصادی و مسأله معیشت است) در این راستا قابل تفسیر است. بنابراین لازم است جریانات داخلی هوشیاری خود را حفظ کرده و در دام آن نیفتند و به آن دامن نزنند. شاید بتوان یکی از دلایل مطرح شدن اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال به عنوان شعار سال 96 را تلاشی برای جهت دادن صحیح به رقابت های انتخاباتی و محتوایی برای دوقطبی ها دانست.


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:18 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب در سراسر کشور و در شهرستان ها و استان ها، اتفاق کوچکی نیست و به معنای سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولان است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی بصیرت

سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولانبا رسیدن به ماه های پایان دولت یازدهم، کم کم فضای سیاسی کشور انتخاباتی شده است. یکی از جریان های فعال در این عرصه که ضلع مهمی از رقابت را شکل می دهد، جبهه مردمی نیروهای انقلاب است که با سازو کاری جدید در این انتخابات حضور پیدا کرده است. گفتگویی کوتاه انجام داده ایم با مهدی محمدی یکی از اعضای شورای مرکزی این جبهه که در ادامه می آید.

لطفا بفرمایید تفاوت و تازگی این جبهه را در مقایسه با تشکل های سابق در چه می بینید؟

درباره اهمیت و تازگی حرکت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نکاتی وجود دارد که لازم است به آن ها اشاره شود. در این رابطه باید گفت برای اولین بار چند اتفاق مهم در حال رخ دادن است، اتفاق اول این است که یک تشکل سراسری در کشور در حال ایجاد شدن است که می‌خواهد مطالبات و اعتراضات مردم نسبت به وضع موجود را پیگیری کند.

در حال حاضر با دولتی مواجه هستیم که صدای مردم را نمی شنود و همچنین حجم انبوهی از گرفتاری‌ها دامن مردم را گرفته که جایی برای بیان مطالبات و اعتراضات خود ندارند و دسترسی مردم به مقامات دولت تقریباً صفر است و در مواردی که دسترسی ایجاد می‌شود مردم عموما با بی اعتنایی و وعده دادن مواجه می‌شوند.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یکی از مهم ترین ماموریت‌های خود را پیگیری مطالبات و اعتراضات مردم می‌داند و می‌خواهد و زبان گویای مردم باشد.

ما در شهرستان‌ها و استان‌ها تلاش می‌کنیم که اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در هر مساله جدی مردم حضور داشته باشند و حتی اگر نتوانند مشکلات مردم را حل کنند، حداقل صدای آنها باشند و حرف مردم را به گوش مسئولان برسانند، بنابراین این حرکت اتفاق کوچکی نیست و به معنای سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولان است.

نکته دوم اهمیت حرکت این جبهه به موضوع صیانت و دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی است؛ برای صیانت از ارزش‌های انقلابی، یک تشکل ملی در حال شکل‌گیری است؛ چراکه تهدیدات مهمی در راه است، همان‌طور که انقلاب اسلامی با فرصت‌های زیادی مواجه است، طراحی‌های پیچیده‌ای نیز از سوی دشمن در ماه‌ها و سال‌های آینده علیه کشورمان وجود خواهد داشت، بنابراین برای صیانت از نظام در مقابل این تهدیدات، نیاز به یک تشکل بزرگ در سراسر کشور وجود دارد.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب، تشکلی است که دور خود یک حصار و مرز آهنی نکشیده است و ادعا نمی‌کند هر کس بیرون این تشکل قرار دارد، انقلابی نیست، بلکه ما ادعا می‌کنیم خادم انقلابیم و ازاین‌رو درهای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به روی هر کسی که بخواهد از ظرفیت و استعدادهای خود برای دفاع از نظام و کم کردن تهدیدات و افزودن فرصت‌ها استفاده کند، باز خواهد بود.

سومین اتفاقی که با تشکیل این جبهه مردمی در حال رخ دادن است، شکل‌گیری یک مکانیسم و شیوه برای اجماع و وحدت نیروهای انقلاب در انتخابات ریاست جمهوری 96 است، در حال حاضر ما امید توفیق‌مان بیش از گذشته است؛ چراکه هیچ‌یک از کاندیداهای انتخابات در این فرآیند نیستند و بدنه نیروهای انقلابی درباره عبور از وضع موجود به جمع‌بندی رسیده است.

مکانیسم این جبهه تا کنون چگونه بوده است و آیا به اندازه کافی اقناع کننده است؟

هیچ چهره شاخصی وجود ندارد که با اساس حرکت این جبهه مردمی مخالفت کرده باشد؛ چراکه ما از یک مکانیسم شفاف با مشارکت بدنه و برگرفته از حرکت پایین به بالا که دارای قدرت اصلاح درونی خود است، برخورداریم .ما نگاه می‌کنیم تا ببینیم بدنه مردمی از ما چه انتظاراتی دارد، ما این انتظارات را در ساختار، تصمیمات و رفتارمان اعمال خواهیم کرد، بنابراین امیدواریم تجارب شکست‌خورده قبل تکرار نشود، هرچند می‌دانیم در این راه دشواری‌های فراوانی نیز وجود دارد.

نخستین مجمع ملی جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم که چندی پیش برگزار شد در تاریخ فعالیت سیاسی احزاب و تشکل‌ها در ایران بی‌سابقه است چرا که هیچ تشکلی نه اصولگرا و نه اصلاح طلب تا به امروز در یک فرآیند انتخاباتی پایین به بالا برای تصمیم‌گیری‌های مهم سیاسی مثل انتخابات ریاست جمهوری به بدنه خود مراجعه نکرده است.

کسانی در این مجمع حاضر بودند که برای اولین بار در زندگی‌شان در یک جلسه سیاسی شرکت می کردند، برخی حاضرین در این مجمع از شهرستان‌هایی آمده بودند که تاکنون پای هیچ مقام دولتی به آنجا نرسیده و ما از این افراد دعوت کردیم که برای رای‌گیری در این مجمع حضور یابند لذا اگر سیاسیون در برابر رای بدنه مقاومت کنند، با هزینه‌های سنگین اجتماعی و مردمی مواجه خواهند شد، این بار هیات موسس، یک حلقه بسته نیست که تصمیم می‌گیرد بلکه تصمیم با مردم خواهد بود.

ما حتی اعضای هیات موسس را که شروع کننده این حرکت هستند به رای گذاشتیم که ممکن است برخی رای نیاورند که این هم بی‌سابقه است؛ چون هیچ تشکل سیاسی کشور تاکنون موسسین خود را در برابر رای بدنه قرار نداده است.

موسسین را به رای گذاشتیم چون معتقدیم اعتماد بدنه نیروهای انقلاب، مهم‌ترین فاکتور برای ماست. به هر صورت هیچ حلقه بسته‌ای که در آن بخواهیم تصمیمی بگیریم که رضای بدنه در آن لحاظ نشده باشد وجود ندارد و ما مقید به این هستیم که نگذاریم چنین حلقه‌ای شکل بگیرد. 





[ دوشنبه 95/12/23 ] [ 4:40 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

در حوزه سرمایه‌گذاری داخلی و حمایت از بخش خصوصی روند خصوصی‌سازی در دوران دولت یازدهم کند شده و دولت در عمل به شعار بهبود فضای کسب‌وکار هم نتوانسته موفق عمل کند.قانون رفع موانع تولید هم از سوی دولت به مجلس رفته که از اقدامات خوب دولت به شمار می‌رود، ولی اجرای این قانون همچنان نمودی عینی در فضای اقتصادی کشور ندارد. در بخش سرمایه‌گذاری خارجی هم گزارش سازمان کسب‌وکار ملل متحد (آنکتاد) نشان از کاهش 50 درصدی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دارد که این مسئله با شعارهای دولت در زمینه تعامل با جهان و ورود حدود 150 هیئت تجاری از کشورهای خارجی، سازگار نیست.

 

پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/ سعید مهدوی

کارنامه اقتصادی دولت یازدهم

ماه‌های پایانی عمر دولت یازدهم در حالی سپری می‌شود که گروه اقتصادی دولت یازدهم هنوز نتوانسته‌اند حداقل انتظارات مردم را برآورده کنند. از خرداد 92 تاکنون که اقتصاد کشور با سیاست­ها و برنامه‌های این گروه حرکت کرده است، دستخوش تغییرات بسیاری شده است؛ لذا در ادامه گزارشی از وضعیت اقتصادی کشور در دوره تصدی‌گری دکتر روحانی منتهی به اسفند 95 ارائه می‌شود. اقتصاد مقاومتی در حد حرف رهبر معظم انقلاب در بهمن ماه 1392 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را با هدف تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا ابلاغ کردند. اما اقتصاد مقاومتی با وجود ابلاغ شدن در سال‌های فعالیت دولت تدبیر و امید تنها در حد حرف و شعار باقی ماند، به طوری که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها از بی‌توجهی حسن روحانی و یارانش به آن انتقاد کردند. دولت یازدهم در دو سال اول خود مشغول نگارش برنامه برای اقتصاد مقاومتی بود که در نهایت با اضافه شدن آن به لایحه برنامه ششم توسعه و تعویق در رسیدگی به آن از سوی بهارستان‌نشینان عملاً روی هوا رفت. اقدامات مختلف دولت مانند واردات بی‌رویه، اجرا نکردن قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و رونق خام‌فروشی هم درست برخلاف اقتصاد مقاومتی انجام شد و صدای بسیاری از منتقدان را درآورد. تداوم رکود بازار مسکن پس از روی کار آمدن این دولت تاکنون، از سویی تکمیل واحدهای مسکن مهر به کندی پیش رفته و بسیاری از مردم موفق به دریافت واحدهای خود نشده‌اند و از سویی طرح مسکن اجتماعی دولت هم که صحبت‌های زیادی درباره آن انجام شده بود همچنان در حد حرف باقی مانده و اقدام عملی از سوی عباس آخوندی وزیر را‌ه‌وشهرسازی و مدیران وی دیده نشده است. در طول عمر دولت یازدهم همواره بازار مسکن در حالت رکود به سر برده؛ حالتی که نه نفعی به حال اقتصاد کشور دارد و نه برای خانوارهای بدون مسکن که برای ساخت یا خرید انتظار می‌کشند. در همین زمینه دولت به منظور برون‌رفت از این شرایط سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان میان وزارت راه و شهرسازی و بانک مرکزی، افزایش وام مسکن را به تصویب رساند و شورای پول و اعتبار مبالغ جدید وام مسکن را تصویب کردند که باز نتوانست رونقی هر چند مقطعی در این بازار ایجاد کند. رشد منفی و رکوردزنی بیکاری مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود به وضعیت بیکاری و جمعیت فعال کشور در تابستان امسال پرداخته است. طبق گزارش مرکز آمار ایران، نرخ رسمی بیکاری در تابستان سال جاری با رشد 1/8 درصدی نسبت به تابستان سال گذشته به 12/7 درصد رسید؛ موضوعی که مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور نیز در برنامه شبکه خبر به آن اشاره کرد. مسعود نیلی گفت: «اکنون تعداد بیکاران از دو و نیم میلیون نفر در سال 93 به بیش از سه میلیون و 300 هزار نفر در پایان نیمه نخست سال 95 افزایش یافته است.» کاهش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در حوزه سرمایه‌گذاری داخلی و حمایت از بخش خصوصی روند خصوصی‌سازی در دوران دولت یازدهم کند شده و دولت در عمل به شعار بهبود فضای کسب‌وکار هم نتوانسته موفق عمل کند. قانون رفع موانع تولید هم از سوی دولت به مجلس رفته که از اقدامات خوب دولت به شمار می‌رود، ولی اجرای این قانون همچنان نمودی عینی در فضای اقتصادی کشور ندارد. در بخش سرمایه‌گذاری خارجی هم گزارش سازمان کسب‌وکار ملل متحد (آنکتاد) نشان از کاهش 50 درصدی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دارد که این مسئله با شعارهای دولت در زمینه تعامل با جهان و ورود حدود 150 هیئت تجاری از کشورهای خارجی، سازگار نیست. رشد جهشی نرخ ارز از ابتدای روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، ارتقای ارزش پول ملی، به عنوان یکی از شعارهای کلیدی و وعده‌های دولت مطرح شد و همواره جهش نرخ ارز در دولت سابق مورد انتقاد قرار می‌گرفت. اما در بازار شرایط کاملاً متفاوت است، به نحوی که از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم تاکنون، نرخ ارز چه در بازار آزاد و چه ارز دولتی روند افزایشی داشته است. در پایان مرداد سال 92 هر دلار در بازار آزاد 3180 تومان خرید و فروش می‌شد که این رقم در دی ماه 95 به 4150 تومان افزایش یافته است. بنابراین تاکنون رکورد گران‌ترین دلار برای دولت روحانی ثبت شده است. افزایش سه برابری بودجه جاری دولت بر مبنای لایحه بودجه سال 96، دولت رقم هزینه‌های جاری را 236 هزار میلیارد تومان پیشنهاد کرده است. این در حالی است که رقم هزینه‌های جاری دولت در سال 91 کمتر از 100 هزار میلیارد تومان بوده است. بر این اساس، هزینه‌های جاری دولت از ابتدا تا آخرین سال فعالیت دولت یازدهم حدود سه برابر شده است. مطابق گزارش بانک مرکزی، در چهار ماه اول امسال هزینه‌های جاری دولت یازدهم به 60/4 هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به آخرین عملکرد دولت دهم در چهار ماه اول سال 1392 نزدیک به 150 درصد افزایش را نشان می‌دهد. آمارها نشان می‌دهد دولت فعلی به مراتب پرخرج‌تر از دولت گذشته است. افزایش بی‌رویه نقدینگی جدیدترین گزارش بانک مرکزی از حجم نقدینگی موجود در کشور، نشان از رشد جهشی این شاخص در دولت روحانی دارد و میزان آن در آبان ‌ماه سال جاری به بیش از به 1161 هزار و 820 میلیارد تومان رسیده است. در این میان نقدینگی در حالی در کشور وجود دارد که بررسی آمارها نشان از افزایش 136 درصدی در دوران ریاست روحانی دارد. در مرداد ماه سال 92، حجم نقدینگی موجود در کشور به رقمی در حدود 492 هزار میلیارد تومان رسیده بود که پس از گذشت حدود سه سال رشد 670 هزار میلیارد تومانی را تجربه کرده است. پایه پولی هم حدود 50 هزار میلیارد تومان افزایش یافته و از رقم 150 هزار میلیارد تومان هم بالاتر رفت. می‌توان نتیجه گرفت دولت روحانی ضعیف‌ترین دولت پس از انقلاب در مهار رشد نقدینگی و پایه پولی بوده است. دستاورد تورم تک‌رقمی و رشد اقتصادی از جمله دستاوردهای اقتصادی این دولت تورم تک رقمی (9 درصدی) است که گزارش‌های مرکز آمار نیز این موضوع را تصدیق می‌کند، اما باید دانست که در حوزه کنترل گرانی و سطح عمومی قیمت‌ها گروه اقتصادی دولت تنها موفق به مهار تورم شدند، اما نتوانستند جلوی گرانی کالاهای اساسی را بگیرند. بسیاری از کارشناسان درباره کاهش تورم و تک‌رقمی شدن آن در دولت تدبیر و امید هم معتقدند که پایین آمدن نرخ تورم بیشتر به دلیل رکورد اقتصادی سنگین در وضعیت موجود است. نرخ رشد اقتصادی نیز در ابتدای شروع به کار دولت یازدهم منفی بود، اما به مدد افزایش فروش نفت خام در حال حاضر بر اساس گزارش‌های رسمی در بهار سال جاری به 4/4 رسیده است. البته، بررسی وضعیت بازار بورس، وضعیت تولید ملی و رکود حادث شده، وضعیت کشاورزی، حقوق‌ها و اختلاس‌های نجومی و بسیاری دیگر از موضوعات مهم اقتصادی در این گزارش نمی‌گنجد، ولی همچنان که از نظر گذشت دولت یازدهم در زمینه اقتصاد نمره قبولی را در کارنامه خود نخواهد داشت و این خود می‌تواند برای دولت بعدی یک معضل و آسیب جدی باشد. منبع: سایت بصیرت


[ یکشنبه 95/12/22 ] [ 5:2 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 37
بازدید دیروز: 100
کل بازدیدها: 667616
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون