قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
ترامپ معتقد است چین از توانایی تاثیر گذاری بر کره شمالی برخوردار است و می تواند با کاهش روابط تجاریش، این کشور را بابت رفتارهای غیر سازنده اش تحت فشار قرار دهد. در مقابل کارشناسان چینی عنوان می کنند که پکن سالهاست که دیگر به کره شمالی به عنوان یک دارایی استراتژیک نگاه نمی کند و آن را یک دردسر می داند
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حسن مولایی
رئیس جمهور چین در اولین سفر خود بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، در رأس هیاتی عالی رتبه روز پنجشنبه بعد از ظهر به وقت محلی وارد فلوریدا شد و مورد استقبال رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا قرار گرفت. بعد از رایزنی های مقدماتی، دیروز ترامپ و خانم مالانیا در تفرجگاه ساحلی شخصی شان از شی ژینگ پینگ و همسرش پنگ لی یوان استقبال کردند و رایزنی های سران دو کشور تا صرف یک شام کاری همچنان ادامه پیدا کرد.
چند ساعت بعد از شروع رسمی نشست، ترامپ در توییتی "مذاکره بسیار سختی را پیش بینی کرد" که خیلی زود به تیتر رسانه ها تبدیل شد. او همچنین در بخش دیگری از توییتش نوشت ما به این کسری تجاری بزرگ با چین و از دست رفتن شغل ها در امریکا باید خاتمه دهیم؛ شرکت های امریکایی باید رویه سابق خود را تغییر دهند و به فکر یک راه جایگزین باشند.
ساعتی بعد معاون وزیر خارجه چین در پاسخی دیپلماتیک در جواب سوال خبرنگاران گفت که دو طرف به دنبال یک نشست سازنده و موفقیت آمیز هستند، به گونه ای که یک هدایت درست می تواند به ارتقاء بیش از پیش روابط دو کشور کمک کند. او همچنین از آمادگی کشورش در رسیدن به یک تعادل در حجم روابط دو کشور خبر داد.

چین و آمریکا؛ تعامل یا تقابل؟

همانگونه که از حرف های مبارزات انتخاباتی ترامپ مشخص بود مباحث اقتصادی، مساله کره شمالی و دریای جنوبی چین از اولویت های اصلی طرف امریکایی در این نشست بود. به عبارت دیگر تا آنجا که مشخص بود این نگرانی ها و اولویت های امریکا بود که بر نشست سایه افکنده بود تا نگرانی های چین.
آمریکا از ابتدای روی کار آمدن ترامپ دنبال این مساله بود که با تهدید به افزایش فشار های اقتصادی، سیاستمداران چینی را در ارتباط با روابط حمایتی خود در حوزه اقتصادی و امنیتی از کره شمالی، مجبور به تغییر رفتار کنند. کارشناسان غربی معتقدند که چین روابط بسیار گسترده اقتصادی با پیونگ یانگ دارد و تا زمانی که این رابطه حمایتی وجود دارد به زانو در آوردن کره شمالی از راه تحریم های اقتصادی غیر ممکن است.
از این رو به گزارش رسانه های غربی یکی از اولین مباحث مطروحه بین دو طرف مساله کره شمالی بود. ترامپ در راه سفر به فلوریدا به خبرنگاران گفت که فکر می کند چین آمادگی برداشتن قدم هایی در این راستا را دارد.
آمریکا هفته گذشته برای نشان دادن حساسیتش در ارتباط با رفتارهای کره شمالی، چند شرکت چینی را تحت نام عدم رعایت هنجارهای عدم اشاعه و انتقال فناوری های حساس به کره شمالی و ایران تحریم کرد. این هفته ژاپن نیز به طور رسمی از اراده خود برای تحریم شرکت های کره شمالی و جلوگیری از پهلو گیری کشتی های تجاری متعلق به این کشور خبر داد.
ترامپ معتقد است چین از توانایی تاثیر گذاری بر کره شمالی برخوردار است و می تواند با کاهش روابط تجاریش، این کشور را بابت رفتارهای غیر سازنده اش تحت فشار قرار دهد. در مقابل کارشناسان چینی عنوان می کنند که پکن سالهاست که دیگر به کره شمالی به عنوان یک دارایی استراتژیک نگاه نمی کند و آن را یک دردسر می داند، اما مساله این است که چین نمی خواهد با تحریک کره شمالی و رفتن به سمت یک رابطه خصمانه در همسایگی خود، برای خودش یک دشمن هسته ای بتراشد. شی ژینگ پینگ به دنبال این بود ترامپ را قانع کند تا از سیاست تهاجمی صرف در مورد کره شمالی دست بردارد و فشارهای غیر منطقی به شرکت های چینی را با مذاکره مستقیم با آمریکا کم کند و از تصاعد تهدید در این منطقه بکاهد.
در مقابل اظهارات ترامپ مثل این جمله که دیگر صبر استراتژیک امریکا در ارتباط با کره شمالی به پایان رسیده است نشان از خواست او برای یک رفتار ضربتی و قاطع در این زمینه داشت.

چین و آمریکا؛ تعامل یا تقابل؟

دونالد ترامپ به صراحت از روی میز بودن گزینه مستقیم نظامی و یا حملات پیش دستانه علیه کره شمالی خبر داد. هر چند کارشناسان نظامی گزینه مستقیم نظامی را بسیار پُر هزینه برای متحدین منطقه ای امریکا می دانند و بر غیر واقعی بودن آن تاکید دارند، اما در مقابل استقرار سیستم های دفاع هوایی پیشرفته آمریکا در کره جنوبی به بهانه تهدیدات فزاینده پیونگ یانگ می تواند به شدت برای چین تهدید آمیز باشد.
از طرف دیگر مساله دریای جنوبی چین و رویکرد توسعه طلبانه چین از نگاه آمریکایی ها در این منطقه و نوع تعامل ایالات متحده با این موضوع -که قرار است اساس سیاست شرق آسیایی دولت ترامپ را شکل دهد- در حال حاضر در حال ریل گذاری است و بر این اساس دولت آمریکا ضروری دیده است که قبل از اتخاذ هر گونه رویکردی چه تهاجمی و یا تعاملی، در عالی ترین سطح با رهبران چین در این زمینه گفتگو کند.
در مقابل این دیدار از آن رو نیز برای چین حائز اهمیت است که این کشور تنظیم یک رابطه سازنده و بدون تنش با ایالات متحده را هسته اصلی سیاست خارجی خود می داند و همواره تلاش می کند از هر عامل سومی که می تواند این رابطه بدون تنش را که اصلی ترین عامل رشد پیوسته اقتصادی چین در چهار دهه گذشته به حساب می آید، استفاده کند. بنابراین شی ژینگ پینگ در این سفر تلاش می کند تا با از بین بردن ابهامات تا آنجایی که به منافع اساسی چین ضربه وارد نمی کند، سیاست هماهنگی را با ایالات متحده در پیش گیرد.
دومین موضوع مهم بین دو کشور، موضوع اقتصادی بود که روابط دو غول اقتصادی دنیا را بعد از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب امریکا با توجه به اظهارت انتخاباتی او در هاله ای از ابهام فرو برده بود. ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی خود، چین را به در پیش گرفتن یک رویه ای ناعادلانه در تجارت با امریکا متهم کرد و گفت: می خواهد میزان مالیات بر وارادت کالاهای چینی به ایالات متحده را بالا ببرد. او همچنین چین را به دستکاری در ارزش یوان در مقابل دلار متهم کرد. در دو دهه گذشته چین همواره سعی می کرد با پایین نگه داشتن ارزش پول خود در مقابل دلار یک مزیت نسبی برای صادر کنندگان کالا به امریکا در مقابل وارد کنندگان ایجاد کند.
همچنین دونالد ترامپ با زیر پا گذاشتن سیاست "چین واحد" که از سال 1979 زمان ریاست جمهوری کارتر با قطع روابط ایالات متحده با تایوان، ادامه داشت، به صورت مستقیم با خانم تسای رییس جمهور جدایی طلب تایوان به صورت تلفنی گفتگو کرد و رویکرد خانم تسای را ستود. هر چند در آن زمان برای بسیاری این گونه رفتارهای ترامپ غیر حرفه ای، بی هدف  و غریزی به نظر می رسید، اما ترامپ به خوبی می دانست که چین را به مرگ گرفته تا به تب راضی شود، چرا که ترامپ معتقد است چین در چهارچوب یک سیاست کنترل تنش با ایالات متحده کم کم دارد، خون امریکا را می مکد و این روند هر چقدر زودتر باید متوقف شود. یکی از این راه ها بالابردن هزینه های سرمایه گذاری در چهارچوب یک تنش کنترل شده در چین است.
از این رو ترامپ امروز به رسانه ها گفت که در ارتباط با تعادل در تراز تجاری دو کشور و برگشت شرکت های امریکایی از چین به خاک امریکا با همتای چینی خود صحبت کرده است. واقعیت این است که در سال های گذشته شرکت های بزرگ امریکایی برای دسترسی به کارگر ارزان و بازارهای جدید یا به طور کامل به خارج از ایالات متحده مثل چین و  مکزیک منتقل شده اند و یا شعبات جدید خود را در این کشورها توسعه داده اند. جالب اینجاست که در برخی موارد بازار هدف تولید این شرکت های امریکایی را خود ایالات متحده شکل داده است.

نتیجه گیری
هر چند بسیاری بر اساس اظهارات بسیار تند ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی و دوره انتقالی دولت، روابطی بسیار متشنج را بین ایالات متحده و چین پیش بینی می کردند، اما واقعیت آن است که هدف اصلی ترامپ همواره برگرداندن اعتبار از دست رفته آمریکا در مقابل چین است. با این حال این موضوع ظاهر قضیه است و در واقع باید گفت استفاده حداکثری و نمایشی ترامپ از برگ های بازی امریکا در مناطق مختلف نشان از کاهش اعتماد به نفس ایالات متحده دارد. ترامپ هر چند که خوب می داند برای کنترل این روند نزول قدرت امریکا، چاره ای جز همکاری با قدرت های جهانی مثل چین، روسیه و اتحادیه اروپا ندارد، اما این حقیقت را نافی ایجاد یک وضعیتی برای گرفتن امتیازات بیشتر از حریف نمی داند. از طرف دیگر با توجه به این موضوع که بنیان سیاست خارجی چین نیز بر اساس تعامل با قدرت های بزرگ و خصوصا ایالات متحده است به نظر می رسد بر خلاف انتظار، ریل گذاری جدید در روابط دو کشور به سمت یک تعادل تجاری در روابط پگن-واشنگتن تمایل یابد./   


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:21 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
رسانه ملی و دیگر رسانه های فعال کشور همچون خبرگزاری ها و مطبوعات همانند اتاق فکر و بازوی مهم در توسعه و فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی محسوب می شوند و می توانند به عنوان شاه کلید اصلی پیوند فرهنگ سازی باشند وجریان سازی مهمی در این عرصه از خود نشان دهند.
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/روح الله فرقانی
موضوع اقتصاد از مسایل مهم جامعه امروز ایران اسلامی است و ضرورت دارد تا برای پیمودن مسیر تکامل مطلوب و استقلال کشور بیش از پیش به آن توجه و حساسیت داشته باشیم. یکی از ایده های محوری مقام معظم رهبری که از سال 1389 تا کنون بارها به آن توجه داده شد طرح  اقتصاد مقاومتی و ایجاد تحولات زیر ساختی در اقتصاد کشور و بخش‌های مربوط برای تحقق این مهم بوده است. شعاری که به ادعای برخی اقتصاد دانان با این مختصات و عمق مضمونی و گستره بی سابقه است.هر چند مدتی است که نظریه اقتصاد مقاومتی توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شده است اما پرداختن به این موضوع به دلایل مختلف امری مهم و ضروری است از یک طرف دشمنان ایران اسلامی تلاش دارند تا نسبت به درهم ریختگی اقتصاد ایران بپردازند. در میان ادبیات رایج،  علم اقتصاد مقاومتی به عنوان مجموعه ای از راهبردها و تاکتیک های اقتصاد جهانی در برخی از کشورهای  دارای وضعیت مشابه ، با عناوین مختلف اجرا شده و در مراکز علمی و پژوهشی آن کشورها از آن سخن رفته است اما برای مفهومی در ادبیات رایج علم اقتصاد، اقدام کنند و از سویی دیگر ضرباتی جبران ناپذیر به اقتصاد کشورمان وارد کنند تا کشور از مسیر رشد و توسعه بازماند.
دلیل ماهیت زمینه ای و متن محور بودن و قاعدتا وابستگی زیاد به شرایط و اقتضائات محیطی  تا کنون منطق مدل و الگوی از این رو مقام معظم رهبری خود به عنوان مبدع این شعار راهبردی در ضمن فرمایشاتی به واکاوی ابعاد مفهومی و نظری آن همت گماردند  با توجه به اینکه تحقق الگوی اقتصاد مقاومتی در وضعیت موجود کشور شرایط و الزاماتی دارد رهبری معظم انقلاب در این خصوص می فرمایند:
1- اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط تحریم در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده رشد و جهان شمول و مفاهیم و مشترکی از آن به دست نیامده است.
2 -  در اقتصاد مقاومتی  از همه ظرفیت های دولتی و مردمی استفاده شود.
2- بنیان گذاری کارهای اقتصادی بر پایه دانش و تبدیل شدن اقتصاد دانش بنیان و حمایت از از تولید ملی در نظر گرفته شود.
3- فعال کردن واحدهای تولیدی کوچک و متوسط و تعادل در مصرف و مدیریت مصرف با جایگزینی و ترجیح تولیدات داخلی با  کالاهای خارجی لحاظ شود.
4- مبارزه با مفاسد اقتصادی و مدیریت مصرف و فرهنگ سازی برای جلوگیری از اسراف دیده شود.
امروزه  جامعه ای توسعه یافته تلقی می شود که بتواند در کنار شاخص های اقتصادی مانند درآمد سرانه ، توزیع ناخالص ملی و نرخ مرگ ومیر بر معیار آموزش و اطلاعات و در حقیقت عنصر دانایی اجتماعی تاکید داشته باشد. در چنین جامعه‌ای  رسانه ها و مطبوعات با تولید  و توزیع مطلوب اطلاعات نقش زیادی در بالابردن آگاهی های گوناگون  و ضروری بر عهده رسانه ملی در زمینه توسعه فرهنگی می تواند عامل آمیختگی، توازن و نیز قوام و پیوند باورهای اصیل اعتقادی و سنت‌های بارور جامعه باشند و باعث پویایی افکار شوند.
رسانه ها از جمله صدا و سیما سودمندترین فراوان ترین و با پذیرش این موضوع که توسعه فرآیندی چند بعدی است و توسعه اقتصادی در این میان از برجستگی خاصی برخوردار است تا جایی که این توسعه به عبارت دقیق تر صنعتی شدن به عنوان محور اصلی وموتور حرکت هر گونه توسعه قلمداد شده است واقعیت این است که توسعه اقتصادی و فرهنگی به آموزش و آگاه سازی و آماده کردن افکار عمومی بهره می گیرند و جامعه را در نیل به تعالی و ترقی همه جانبه یاری می کنند.
برای اجرای موفق هر برنامه ای لازم است افکار عمومی ضرورت اجرای آن را درک کنند و آماده اجرای آن باشند رسانه ها زبان گویای تمایلات فکری و خاستگاه اجتماعی هستند بدون شک مجموعه اطلاعات نوشتاری یا دیداری و شنیداری با توجه  به فرهنگ مردم، سطح تحصیلات، حوادث، رخدادها و اتفاقات در جامعه مورد استقبال و تاثیرگذاری قرار می گیرد از این رو رسانه ها مقبولیت و بقای  خود را مدیون باورها ، ارزش ها، هنجارها و مطالبات واقعی آن ها در جامعه هستند و می توانند مانند دانشگاهی بزرگ مولد هنجارمندی و مانع از آسیب ها و ناهنجاری ها شوند.
طراحی یک الگوی اقتصاد مقاومتی در چارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و بهره گیری از کلیه مولفه ها و ظرفیت‌ها برای مقابله با تهدیدات همه جانبه دشمنان از اهم ضروریات است.
رسانه ملی و دیگر رسانه های فعال کشور همچون خبرگزاری ها و مطبوعات همانند اتاق فکر و بازوی مهم در توسعه و فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی محسوب می شوند و می توانند به عنوان شاه کلید اصلی پیوند فرهنگ سازی باشند وجریان سازی مهمی در این عرصه از خود نشان دهند.
امروزه خبرنگاران و رسانه های گروهی با رسالت بسیار مهمی که در زمینه نقل و انتقال اطلاعات ایده ها وافکار به افراد جامعه دارند  دارای وظیفه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار مهمی برای مقابله با جنگ نرم و ترویج اقتصاد مقاومتی می توانند ایفا کنند و با انتقال صحیح، هوشمندانه و سریع اطلاعات به افراد جامعه تقویت فرهنگی و اقتصادی مردم و تحکیم پیوند دولت و مردم و حاکمیت صورت داده و آن را مدیریت نمایند.
بنابراین الگو دهی های ارایه شده از پیام های اولویت دار برای مخاطب نه تنها باعث تسهیل در پذیرش پیام ها و الگوگیری در نگرش ها و رفتارهای مخاطبان صرف  می شود بلکه برجسته سازی مقاهیم محتوای مورد تاکید به صورت ناخود آگاه تثبیت پیام را در ذهن مخاطبان در پی دارد که می توان گفت نوعی القا و الگو دهی به مخاطبان با استفاده از روش های تاثیر پیام رسانه در مخاطبان به حساب می آید .بنابراین متناسب با موضوع اقتصاد مقاومتی که ایده پردازی طراحی و راهکارهای ارایه پیام به اشکال و قالب های گوناگون رسانه ای ما را به دو نظریه ارتباطی – رسانه ای همچون برجسته سازی ، مدل سازی  و ایده پردازی رهنمون می کند و با به تصویر کشاندن آن ها می توان  الگوهای رفتاری را به مخاطبان ارایه داد پذیرش این رفتارها از روی الگو و مدل یک نوع جامعه پذیری محسوب می شود.
باید گفت ؛‌ اقتصاد مقاومتی نیازمند طرح و برنامه، همت والا و مدیریت صحیح است.اگر چه عوامل موثر دیگری این جهاد را تقویت و تبیین می کند اما نیروی انسانی که بتواند به خوبی برنامه ریزی کرده و کمر همت قوی بسته و مدیریت صحیح کند از ضروریات اجتناب ناپذیر و سرمایه اصلی اقتصاد مقاومتی است.از این رو در ابعاد مدیریتی،‌ مدیریت رسانه را به عنوان یک علم میان رشته ای مورد بحث قرار دهیم و هدف از مدیریت رسانه را بازگو کنیم وظیفه اصلی مدیریت رسانه ایجاد پل میان اصول کلی نظری مدیریت رسانه در سایه اقتصاد رسانه رشد پیدا کرده است. کار اقتصاد رسانه به کار بستن اصول و مفاهیم اقتصادی در و ویژگی های خاص صنعت رسانه  است.
از این رو سازمان صدا  و سیما می تواند به عنوان رسانه دیداری و شنیداری با پیشگامی در پرداختن به مسایل اقتصادی وکمک به ایجاد شفافیت اقتصادی به پیشبرد اقتصاد مقاومتی کمک نماید و با تولید ، تامین و پخش برنامه و سریال در زمینه های اقتصادی از جمله فرهنگ مصرف، کارآفرینی، فرهنگ کار و حمایت از تولید ملی بر اساس مولفه های اصلی اقتصاد مقاومتی از جمله، مردم بنیاد بودن، عدالت محور بودن، دانش بنیان بودن، درون زا وبرون گرا بودن ، با بهره گیری از پشتوانه مبانی دینی به گفتمان سازی در همین راستا رهبر معظم انقلاب در تبیین سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، گفتمان سازی پیرامون اقتصاد مقاومتی را از الزامات مهم بر می شمارند و فرمودند: « باید تصویر درستی از اقتصاد مقاومتی ارایه بشود، البته صدا وسیما و رسانه های کشور موظفند اما مخصوص آن ها نیست.دستگاه های تبلیغاتی مخالف با کشور، مخالف با انقلاب، مخالف با پیشرفت ملی ما، خیلی چیزها در چنته دارند و شروع هم کرده اند، ما دیدیم، بعد از این هم بیشتر. درباره اقتصاد مقاومتی ، اشکال تراشی، مانع تراشی، گاهی هو کردن، بی اهمیت جلوه دادن آنچه که در کمال اهمیت و نهایت اهمیت است، از این کارها می کنند.نقطه مقابل آن ها بایستی کار بشود، مسئولین، صاحبان فکر و دلسوزان بایستی تصویر درستی از این حرکت بزرگو عمومی ارایه بدهند و گفتمان سازی بشود تا مردم بدانند و معتقد باشند و بخواهند، د ر این صورت کار عملی خواهد شد.»
از این رو است که رهبر انقلاب بار دیگر در پیام های نوروزی سال 96 اولویت امروز ملت ایران را مسئله اقتصادی توصیف کردند و بر تولید و اشتغال در نقشه راه اقتصاد کشور تاکید کردند. فرهنگ سازی این مقوله از سوی رسانه های جمعی می تواند اقتصاد کشور را از ساحل رکود و تورم به دریای ثبات و رشد پایدار برساند./
ب/ مق


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:19 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
و قطبی سازی فرصتی را در اختیار اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار می دهد که جهت این دوقطبی را عوض کنند یعنی رقابت بین جریان ها را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل کنند. یکی از آن کارها این است که یک جریان را منسوب به نظام و نماینده نظام عنوان نموده و جریان دیگر را مخالف نظام معرفی می کنند. در این حالت رقابت به بازی در زمین دشمن تبدیل می شود. بدترین نوع دوقطبی سازی، همین نوع است
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ علی کارگر

دوقطبی سازی انتخابات بیم ها و امیدهابا نزدیک شدن به جدال نهایی نامزدهای ریاست جمهوری در اواخر اردیبهشت ماه، بحث دوقطبی شدن و یا حتی سه قطبی سازی انتخابات داغ تر از همیشه شده است. این در حالی است که مقام معظم رهبری ماه ها قبل و در توصیه ای که به آقای احمدی نژاد برای عدم حضور در انتخابات داشت دلیل این توصیه را جلوگیری از دوقطبی سازی کشور عنوان نمودند. از طرف دیگر انتخابات با یک قطب اصلا انتخابات نیست و به نظر می رسد همواره انتخابات ها حداقل دارای دو قطب هستند. چند نکته در قطبی سازی انتخابات وجود دارد که در زیر به آن اشاره می شود:

1- دو قطبی سازی و یا به طور کلی چند قطبی سازی در صورتی که رقبا دارای وزن سیاسی نسبتا یکسانی در افکار عمومی باشند فضای انتخابات را پر شورنموده و حضور پای صندوق های رأی را افزایش می دهد. در این حالت رقابت به معنای واقعی کلمه شکل می گیرد. رقبای سیاسی در جریان مناظره ها و میتینگ های تبلیغاتی در صورتی که به اخلاق پایبند باشند برنامه های رقیب را نقد نموده و به چالش می کشند که مطرح شدن چنین بحث هایی سطح دانش سیاسی مخاطبین که مردم هستند را بالا می برد. با این نگاه چند قطبی بودن انتخابات لازمه یک رقابت و بخش جدایی ناپذیر آن است.

دوقطبی سازی انتخابات بیم ها و امیدها2- چند قطبی شدن انتخابات زمانی سودمند است که الزامات آن رعایت شود. یکی از این الزامات عبارتند از رعایت اخلاق انتخاباتی؛ اهمیت این موضوع به حدی است که اگر رقیب یا طرفداران او اخلاق را رعایت نکرده و تهمتی ناروا به طرف مقابل وارد کنند فضای فتنه آلودی شروع می شود که تشخیص حق و باطل برای مردم سخت می شود. از دیگر نمونه های عدم رعایت اخلاق انتخاباتی سیاه نمایی وضعیت و سوابق رقیب است. در برخی موارد نیز افشاگری برخی مسائل با اخلاق و مصالح جامعه مغایرات دارد و در یک کلام لازمه تشکیل دوقطبی سودمند رعایت اخلاق انتخاباتی است.

 3- دو قطبی سازی فرصتی را در اختیار اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار می دهد که جهت این دوقطبی را عوض کنند یعنی رقابت بین جریان ها را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل کنند. یکی از آن کارها این است که یک جریان را منسوب به نظام و نماینده نظام عنوان نموده و جریان دیگر را مخالف نظام معرفی می کنند. در این حالت رقابت به بازی در زمین دشمن تبدیل می شود. بدترین نوع دوقطبی سازی همین نوع است و منعی  که مقام معظم رهبری برای جلوگیری از دوقطبی سازی انجام داد نیز معطوف به همین نگاه است. در این حالت دشمنان، پیروزی جریان منسوب به نظام را به فرمایشی بودن انتخابات و یا انتخابات سازمان یافته تفسیر می کنند و پیروزی جریان رقیب را به معنی شکست نظام تلقی نموده و به دنبال تعمیق شکاف اجتماعی بین مردم و حاکمیت هستند. بنابراین هم نامزدهای انتخابات و هم طرفداران آنها باید متوجه این خطر باشند و رقابت بین جریانی را به رقابت بین یک جریان و نظام تبدیل نکنند.

4- چهارمین نکته در این خصوص به موضوع دوقطبی سازی برمی گردد. در حقیقت همواره فضای دو قطبی مبتنی بر یک محتوا شکل می گیرد. اگر این محتوا مبتنی بر نیازهای واقعی مردم باشد دوقطبی شکل گرفته سودمند خواهد بود و اگر این دوقطبی مبتنی بر نقاط ضعف طرفین و گاهی مدیریت شده توسط دشمن باشد کاملا مضر و بر خلاف منافع ملی است. به عنوان نمونه تلاش گسترده جریان های ضد نظام در خارج از کشور و در فضای مجازی برای تطهیر منافقین در جریان انتخابات و محور قرار دادن اعدام منافقین در سال 1367 به جای رقابت بر سر حل مشکلات اولویت دار مردم (که قطعا رکود اقتصادی و مسأله معیشت است) در این راستا قابل تفسیر است. بنابراین لازم است جریانات داخلی هوشیاری خود را حفظ کرده و در دام آن نیفتند و به آن دامن نزنند. شاید بتوان یکی از دلایل مطرح شدن اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال به عنوان شعار سال 96 را تلاشی برای جهت دادن صحیح به رقابت های انتخاباتی و محتوایی برای دوقطبی ها دانست.


[ یکشنبه 96/1/20 ] [ 7:18 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب در سراسر کشور و در شهرستان ها و استان ها، اتفاق کوچکی نیست و به معنای سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولان است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی بصیرت

سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولانبا رسیدن به ماه های پایان دولت یازدهم، کم کم فضای سیاسی کشور انتخاباتی شده است. یکی از جریان های فعال در این عرصه که ضلع مهمی از رقابت را شکل می دهد، جبهه مردمی نیروهای انقلاب است که با سازو کاری جدید در این انتخابات حضور پیدا کرده است. گفتگویی کوتاه انجام داده ایم با مهدی محمدی یکی از اعضای شورای مرکزی این جبهه که در ادامه می آید.

لطفا بفرمایید تفاوت و تازگی این جبهه را در مقایسه با تشکل های سابق در چه می بینید؟

درباره اهمیت و تازگی حرکت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی نکاتی وجود دارد که لازم است به آن ها اشاره شود. در این رابطه باید گفت برای اولین بار چند اتفاق مهم در حال رخ دادن است، اتفاق اول این است که یک تشکل سراسری در کشور در حال ایجاد شدن است که می‌خواهد مطالبات و اعتراضات مردم نسبت به وضع موجود را پیگیری کند.

در حال حاضر با دولتی مواجه هستیم که صدای مردم را نمی شنود و همچنین حجم انبوهی از گرفتاری‌ها دامن مردم را گرفته که جایی برای بیان مطالبات و اعتراضات خود ندارند و دسترسی مردم به مقامات دولت تقریباً صفر است و در مواردی که دسترسی ایجاد می‌شود مردم عموما با بی اعتنایی و وعده دادن مواجه می‌شوند.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یکی از مهم ترین ماموریت‌های خود را پیگیری مطالبات و اعتراضات مردم می‌داند و می‌خواهد و زبان گویای مردم باشد.

ما در شهرستان‌ها و استان‌ها تلاش می‌کنیم که اعضای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در هر مساله جدی مردم حضور داشته باشند و حتی اگر نتوانند مشکلات مردم را حل کنند، حداقل صدای آنها باشند و حرف مردم را به گوش مسئولان برسانند، بنابراین این حرکت اتفاق کوچکی نیست و به معنای سازمان دادن یک حرکت بزرگ برای رساندن صدای مردم به گوش مسئولان است.

نکته دوم اهمیت حرکت این جبهه به موضوع صیانت و دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی است؛ برای صیانت از ارزش‌های انقلابی، یک تشکل ملی در حال شکل‌گیری است؛ چراکه تهدیدات مهمی در راه است، همان‌طور که انقلاب اسلامی با فرصت‌های زیادی مواجه است، طراحی‌های پیچیده‌ای نیز از سوی دشمن در ماه‌ها و سال‌های آینده علیه کشورمان وجود خواهد داشت، بنابراین برای صیانت از نظام در مقابل این تهدیدات، نیاز به یک تشکل بزرگ در سراسر کشور وجود دارد.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب، تشکلی است که دور خود یک حصار و مرز آهنی نکشیده است و ادعا نمی‌کند هر کس بیرون این تشکل قرار دارد، انقلابی نیست، بلکه ما ادعا می‌کنیم خادم انقلابیم و ازاین‌رو درهای جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به روی هر کسی که بخواهد از ظرفیت و استعدادهای خود برای دفاع از نظام و کم کردن تهدیدات و افزودن فرصت‌ها استفاده کند، باز خواهد بود.

سومین اتفاقی که با تشکیل این جبهه مردمی در حال رخ دادن است، شکل‌گیری یک مکانیسم و شیوه برای اجماع و وحدت نیروهای انقلاب در انتخابات ریاست جمهوری 96 است، در حال حاضر ما امید توفیق‌مان بیش از گذشته است؛ چراکه هیچ‌یک از کاندیداهای انتخابات در این فرآیند نیستند و بدنه نیروهای انقلابی درباره عبور از وضع موجود به جمع‌بندی رسیده است.

مکانیسم این جبهه تا کنون چگونه بوده است و آیا به اندازه کافی اقناع کننده است؟

هیچ چهره شاخصی وجود ندارد که با اساس حرکت این جبهه مردمی مخالفت کرده باشد؛ چراکه ما از یک مکانیسم شفاف با مشارکت بدنه و برگرفته از حرکت پایین به بالا که دارای قدرت اصلاح درونی خود است، برخورداریم .ما نگاه می‌کنیم تا ببینیم بدنه مردمی از ما چه انتظاراتی دارد، ما این انتظارات را در ساختار، تصمیمات و رفتارمان اعمال خواهیم کرد، بنابراین امیدواریم تجارب شکست‌خورده قبل تکرار نشود، هرچند می‌دانیم در این راه دشواری‌های فراوانی نیز وجود دارد.

نخستین مجمع ملی جبهه مردمی نیروهای انقلاب هم که چندی پیش برگزار شد در تاریخ فعالیت سیاسی احزاب و تشکل‌ها در ایران بی‌سابقه است چرا که هیچ تشکلی نه اصولگرا و نه اصلاح طلب تا به امروز در یک فرآیند انتخاباتی پایین به بالا برای تصمیم‌گیری‌های مهم سیاسی مثل انتخابات ریاست جمهوری به بدنه خود مراجعه نکرده است.

کسانی در این مجمع حاضر بودند که برای اولین بار در زندگی‌شان در یک جلسه سیاسی شرکت می کردند، برخی حاضرین در این مجمع از شهرستان‌هایی آمده بودند که تاکنون پای هیچ مقام دولتی به آنجا نرسیده و ما از این افراد دعوت کردیم که برای رای‌گیری در این مجمع حضور یابند لذا اگر سیاسیون در برابر رای بدنه مقاومت کنند، با هزینه‌های سنگین اجتماعی و مردمی مواجه خواهند شد، این بار هیات موسس، یک حلقه بسته نیست که تصمیم می‌گیرد بلکه تصمیم با مردم خواهد بود.

ما حتی اعضای هیات موسس را که شروع کننده این حرکت هستند به رای گذاشتیم که ممکن است برخی رای نیاورند که این هم بی‌سابقه است؛ چون هیچ تشکل سیاسی کشور تاکنون موسسین خود را در برابر رای بدنه قرار نداده است.

موسسین را به رای گذاشتیم چون معتقدیم اعتماد بدنه نیروهای انقلاب، مهم‌ترین فاکتور برای ماست. به هر صورت هیچ حلقه بسته‌ای که در آن بخواهیم تصمیمی بگیریم که رضای بدنه در آن لحاظ نشده باشد وجود ندارد و ما مقید به این هستیم که نگذاریم چنین حلقه‌ای شکل بگیرد. 





[ دوشنبه 95/12/23 ] [ 4:40 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

در حوزه سرمایه‌گذاری داخلی و حمایت از بخش خصوصی روند خصوصی‌سازی در دوران دولت یازدهم کند شده و دولت در عمل به شعار بهبود فضای کسب‌وکار هم نتوانسته موفق عمل کند.قانون رفع موانع تولید هم از سوی دولت به مجلس رفته که از اقدامات خوب دولت به شمار می‌رود، ولی اجرای این قانون همچنان نمودی عینی در فضای اقتصادی کشور ندارد. در بخش سرمایه‌گذاری خارجی هم گزارش سازمان کسب‌وکار ملل متحد (آنکتاد) نشان از کاهش 50 درصدی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دارد که این مسئله با شعارهای دولت در زمینه تعامل با جهان و ورود حدود 150 هیئت تجاری از کشورهای خارجی، سازگار نیست.

 

پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/ سعید مهدوی

کارنامه اقتصادی دولت یازدهم

ماه‌های پایانی عمر دولت یازدهم در حالی سپری می‌شود که گروه اقتصادی دولت یازدهم هنوز نتوانسته‌اند حداقل انتظارات مردم را برآورده کنند. از خرداد 92 تاکنون که اقتصاد کشور با سیاست­ها و برنامه‌های این گروه حرکت کرده است، دستخوش تغییرات بسیاری شده است؛ لذا در ادامه گزارشی از وضعیت اقتصادی کشور در دوره تصدی‌گری دکتر روحانی منتهی به اسفند 95 ارائه می‌شود. اقتصاد مقاومتی در حد حرف رهبر معظم انقلاب در بهمن ماه 1392 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را با هدف تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا ابلاغ کردند. اما اقتصاد مقاومتی با وجود ابلاغ شدن در سال‌های فعالیت دولت تدبیر و امید تنها در حد حرف و شعار باقی ماند، به طوری که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها از بی‌توجهی حسن روحانی و یارانش به آن انتقاد کردند. دولت یازدهم در دو سال اول خود مشغول نگارش برنامه برای اقتصاد مقاومتی بود که در نهایت با اضافه شدن آن به لایحه برنامه ششم توسعه و تعویق در رسیدگی به آن از سوی بهارستان‌نشینان عملاً روی هوا رفت. اقدامات مختلف دولت مانند واردات بی‌رویه، اجرا نکردن قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و رونق خام‌فروشی هم درست برخلاف اقتصاد مقاومتی انجام شد و صدای بسیاری از منتقدان را درآورد. تداوم رکود بازار مسکن پس از روی کار آمدن این دولت تاکنون، از سویی تکمیل واحدهای مسکن مهر به کندی پیش رفته و بسیاری از مردم موفق به دریافت واحدهای خود نشده‌اند و از سویی طرح مسکن اجتماعی دولت هم که صحبت‌های زیادی درباره آن انجام شده بود همچنان در حد حرف باقی مانده و اقدام عملی از سوی عباس آخوندی وزیر را‌ه‌وشهرسازی و مدیران وی دیده نشده است. در طول عمر دولت یازدهم همواره بازار مسکن در حالت رکود به سر برده؛ حالتی که نه نفعی به حال اقتصاد کشور دارد و نه برای خانوارهای بدون مسکن که برای ساخت یا خرید انتظار می‌کشند. در همین زمینه دولت به منظور برون‌رفت از این شرایط سرانجام پس از کش‌وقوس‌های فراوان میان وزارت راه و شهرسازی و بانک مرکزی، افزایش وام مسکن را به تصویب رساند و شورای پول و اعتبار مبالغ جدید وام مسکن را تصویب کردند که باز نتوانست رونقی هر چند مقطعی در این بازار ایجاد کند. رشد منفی و رکوردزنی بیکاری مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود به وضعیت بیکاری و جمعیت فعال کشور در تابستان امسال پرداخته است. طبق گزارش مرکز آمار ایران، نرخ رسمی بیکاری در تابستان سال جاری با رشد 1/8 درصدی نسبت به تابستان سال گذشته به 12/7 درصد رسید؛ موضوعی که مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور نیز در برنامه شبکه خبر به آن اشاره کرد. مسعود نیلی گفت: «اکنون تعداد بیکاران از دو و نیم میلیون نفر در سال 93 به بیش از سه میلیون و 300 هزار نفر در پایان نیمه نخست سال 95 افزایش یافته است.» کاهش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در حوزه سرمایه‌گذاری داخلی و حمایت از بخش خصوصی روند خصوصی‌سازی در دوران دولت یازدهم کند شده و دولت در عمل به شعار بهبود فضای کسب‌وکار هم نتوانسته موفق عمل کند. قانون رفع موانع تولید هم از سوی دولت به مجلس رفته که از اقدامات خوب دولت به شمار می‌رود، ولی اجرای این قانون همچنان نمودی عینی در فضای اقتصادی کشور ندارد. در بخش سرمایه‌گذاری خارجی هم گزارش سازمان کسب‌وکار ملل متحد (آنکتاد) نشان از کاهش 50 درصدی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دارد که این مسئله با شعارهای دولت در زمینه تعامل با جهان و ورود حدود 150 هیئت تجاری از کشورهای خارجی، سازگار نیست. رشد جهشی نرخ ارز از ابتدای روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، ارتقای ارزش پول ملی، به عنوان یکی از شعارهای کلیدی و وعده‌های دولت مطرح شد و همواره جهش نرخ ارز در دولت سابق مورد انتقاد قرار می‌گرفت. اما در بازار شرایط کاملاً متفاوت است، به نحوی که از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم تاکنون، نرخ ارز چه در بازار آزاد و چه ارز دولتی روند افزایشی داشته است. در پایان مرداد سال 92 هر دلار در بازار آزاد 3180 تومان خرید و فروش می‌شد که این رقم در دی ماه 95 به 4150 تومان افزایش یافته است. بنابراین تاکنون رکورد گران‌ترین دلار برای دولت روحانی ثبت شده است. افزایش سه برابری بودجه جاری دولت بر مبنای لایحه بودجه سال 96، دولت رقم هزینه‌های جاری را 236 هزار میلیارد تومان پیشنهاد کرده است. این در حالی است که رقم هزینه‌های جاری دولت در سال 91 کمتر از 100 هزار میلیارد تومان بوده است. بر این اساس، هزینه‌های جاری دولت از ابتدا تا آخرین سال فعالیت دولت یازدهم حدود سه برابر شده است. مطابق گزارش بانک مرکزی، در چهار ماه اول امسال هزینه‌های جاری دولت یازدهم به 60/4 هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به آخرین عملکرد دولت دهم در چهار ماه اول سال 1392 نزدیک به 150 درصد افزایش را نشان می‌دهد. آمارها نشان می‌دهد دولت فعلی به مراتب پرخرج‌تر از دولت گذشته است. افزایش بی‌رویه نقدینگی جدیدترین گزارش بانک مرکزی از حجم نقدینگی موجود در کشور، نشان از رشد جهشی این شاخص در دولت روحانی دارد و میزان آن در آبان ‌ماه سال جاری به بیش از به 1161 هزار و 820 میلیارد تومان رسیده است. در این میان نقدینگی در حالی در کشور وجود دارد که بررسی آمارها نشان از افزایش 136 درصدی در دوران ریاست روحانی دارد. در مرداد ماه سال 92، حجم نقدینگی موجود در کشور به رقمی در حدود 492 هزار میلیارد تومان رسیده بود که پس از گذشت حدود سه سال رشد 670 هزار میلیارد تومانی را تجربه کرده است. پایه پولی هم حدود 50 هزار میلیارد تومان افزایش یافته و از رقم 150 هزار میلیارد تومان هم بالاتر رفت. می‌توان نتیجه گرفت دولت روحانی ضعیف‌ترین دولت پس از انقلاب در مهار رشد نقدینگی و پایه پولی بوده است. دستاورد تورم تک‌رقمی و رشد اقتصادی از جمله دستاوردهای اقتصادی این دولت تورم تک رقمی (9 درصدی) است که گزارش‌های مرکز آمار نیز این موضوع را تصدیق می‌کند، اما باید دانست که در حوزه کنترل گرانی و سطح عمومی قیمت‌ها گروه اقتصادی دولت تنها موفق به مهار تورم شدند، اما نتوانستند جلوی گرانی کالاهای اساسی را بگیرند. بسیاری از کارشناسان درباره کاهش تورم و تک‌رقمی شدن آن در دولت تدبیر و امید هم معتقدند که پایین آمدن نرخ تورم بیشتر به دلیل رکورد اقتصادی سنگین در وضعیت موجود است. نرخ رشد اقتصادی نیز در ابتدای شروع به کار دولت یازدهم منفی بود، اما به مدد افزایش فروش نفت خام در حال حاضر بر اساس گزارش‌های رسمی در بهار سال جاری به 4/4 رسیده است. البته، بررسی وضعیت بازار بورس، وضعیت تولید ملی و رکود حادث شده، وضعیت کشاورزی، حقوق‌ها و اختلاس‌های نجومی و بسیاری دیگر از موضوعات مهم اقتصادی در این گزارش نمی‌گنجد، ولی همچنان که از نظر گذشت دولت یازدهم در زمینه اقتصاد نمره قبولی را در کارنامه خود نخواهد داشت و این خود می‌تواند برای دولت بعدی یک معضل و آسیب جدی باشد. منبع: سایت بصیرت


[ یکشنبه 95/12/22 ] [ 5:2 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
در سال های اخیر، صنعت مد و لباس، پیشرفت چشمگیری داشته است به طوری که آمارها نشان می دهد مبلغی که مردم برای خرید لباس هزینه می کنند، هر ساله افزایش بیشتری نسبت به سال گذشته پیدا می کند و همین آمار، شرکت های تولید داخلی را بر آن داشته است تا با رویکردی جدید در این حوزه مشغول به فعالیت شوند. در این میان عده ای هم نگرانی عدم رقابت لباس های اسلامی- ایرانی با مد روز دنیا را دارند و روند رو به رشد فروش لباس های خارجی را دلیل این موضوع می دانند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/شیرین زارع پور
پس از برگزاری جشنواره  مد و لباس فجر که از سوم اسفند ماه آغاز شد و به گفته دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس، 25 برند ایرانی و اسلامی محصولات خود را درتالار وحدت، برج میلاد و برج آزادی عرضه کردند، شاید اولین چیزی که به ذهن بعضی از بازدید کنندگان می رسید، این بود که مد و لباس در بازار خرید سال نو، ساماندهی شده و لباس ها با پوشش مناسب تری نسبت به  چند سال اخیر به خریداران عرضه خواهد شد، چرا که در اثنای برگزاری نمایشگاه، دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس از اطمینان خود سخن گفته بود که بالغ بر 50 درصد از آثار سال گذشته جشنواره مد و لباس به تولید انبوه رسیده است و اما ماموریت این کارگروه جریان سازی طراحی لباس ایرانی و اسلامی از طریق برگزاری این جشنواره هاست.

عفت و حیا حلقه مفقوده در مد و پوشش

نگاهی به تاریخچه  پوشش در ایران نشان می دهد، پیشینه ای به درازای تمدن بشریت در این زمینه وجود دارد.  میل به مستور بودن و مصون ماندن در فطرت بشر نهاده شده و پیروان تمامی ادیان معتقد به پوششی کامل تر در مراسم عبادی و مذهبی خود هستند.
در سال های اخیر، صنعت مد و لباس، پیشرفت چشمگیری داشته است به طوری که آمارها نشان می دهد مبلغی که مردم برای خرید لباس هزینه می کنند، هر ساله افزایش بیشتری نسبت به سال گذشته پیدا می کند و همین آمار، شرکت های تولید داخلی را بر آن داشته است تا با رویکردی جدید در این حوزه مشغول به فعالیت شوند. در این میان عده ای هم نگرانی عدم  رقابت لباس های اسلامی- ایرانی با مد روز دنیا را دارند و روند رو به رشد فروش لباس های خارجی را دلیل این موضوع می دانند. این هم  بهانه ای شده است تا طراحی هایی با سبک دیگران وارد بازار البسه  شود و نوع طراحی ها نشان از دست های پشت  پرده ای دارد که تعریفی متفاوت از زیبایی و پوشش ارائه می دهند و الزامات آن را به سمت تلفیقی از پوشش و عریانی هدایت می کنند.  این نگرانی وقتی بیشتر بروز می کند که امکان تهیه لباس مناسب در بازار جامعه اسلامی برای زنان و دختران مذهبی  بسیار کاسته می شود و مانتوهایی بدون دکمه و باز، همراه آستین هایی تا آرنج، رگال  فروشگاه ها را به خود اختصاص می دهند.

با نگاهی میدانی در فضای فروشگاه ها، تنوع و تفاوت محسوس در نوع طراحی ها را می توان به وضوح مشاهده کرد. ولی در این زمینه با سوالاتی از این قبیل مواجه هستیم :

بازار جامعه اسلامی تا چه اندازه پوشش های اسلامی را ترویج می کند و چه موانع و چالش هایی در این زمینه وجود دارد؟

الف: مطابقت عرضه و تقاضا در اثر تغییر ذائقه و سلیقه 

یکی از موانع موجود در این زمینه را باید،  کمرنگ شدن اهمیت حجاب و پوشش اسلامی دانست. این مساله ابعاد مختلفی دارد که یک بعد آن مسئله فرهنگ و آموزش و درونی سازی در این زمینه است، و بعد دیگر فضای جامعه است که باید با فرهنگ آن جامعه تناسب داشته باشد. پیش رفتن به سمت سبک زندگی غربی در زمینه های متفاوت از جمله مد و پوشش، عرضه و تقاضا را تحت امر خود قرار می دهد و افراد آن جامعه پوششی را برمی گزینند که با فرهنگ پذیرفته شده مطابقت داشته باشد.  با وجود شبکه های متعدد فارسی زبان ماهواره و فعالان عرصه فضای مجازی در زمینه مد و پوشش غربی، سلیقه  افراد به سمت عریانی تدریجی کشانده می شود و در نتیجه ترویج پوشش اسلامی در این جامعه آرام و خزنده کمرنگ می گردد. 

 ب: عدم سرمایه گذاری کافی تولید کنندگان داخلی در طراحی مدل های اسلامی

یکی از وظایف تولید کنندگان داخلی این است که در طراحی مدل ها سرمایه گذاری کنند، تا بدین ترتیب ارزش افزوده محصولات بالا برود و مدل لباس ها نیز مطابق هویت اسلامی طراحی شود، ولی در این زمینه هم با کاستی هایی مواجه هستیم.


ج: عدم نظارت و کنترل دقیق واردات کالاهای خارجی

به دلیل عدم کنترل واردات کالا، مدل هایی وارد بازار عرضه می شوند که با ارزش های اسلامی فاصله دارند و این موضوع هم دلیلی می شود تا بعضی از تولیدکنندگان داخلی علاوه بر اینکه مدل هایی را تولید کنند که با هویت ایرانی همگونی ندارد، کالاهای تولیدی خود را با برچسب و مارک خارجی روانه بازار کنند. 
آیا لباس هایی با پوشش مناسب، به گستردگی لباس هایی که با شرایط حیا و عفاف منافات دارد، یافت می شود؟
بررسی ابعاد مختلف عفاف و گستره آن در شئونات فردی و اجتماعی دامنه وسیعی را در بر می گیرد که عفاف در اندیشه،  نگاه،  معاشرت و پوشش را شامل می شود. ترویج عفاف در قالب پوشش نیز مستلزم ارائه طرح ها و برنامه های کاربردی و هدفمند است. هدفمند نبودن طراحی لباس و مطابقت نداشتن با حیا و عفاف، اختلاف قیمت های فراوان مدل های اسلامی و غیر اسلامی، دلیل روشنی است بر اینکه در این حوزه قصور وجود دارد و بازار عرضه پاسخگوی قشر مذهبی جامعه نیست. 

عفت و حیا حلقه مفقوده در مد و پوشش

وعده هایی که برای جلوگیری از ورود فرهنگ غربی در این زمینه داده شده، چقدر جامه عمل پوشیده است؟

بر اساس ماده یک قانون ساماندهی  مد و لباس، به منظور حفظ و تقویت فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی، ارج نهادن، تبیین، ترویج و تثبیت الگوهای بومی و ملی، هدایت بازار تولید و عرضه البسه و پوشاک بر اساس طرح ها و الگوهای داخلی و نیز در جهت ترغیب مردم به پرهیز از انتخاب و پرهیز ازمصرف الگوهای بیگانه و غیر مانوس با فرهنگ و هویت ایرانی بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد گذاشته شد، اما به لحاظ اجرا و محتوا با چالش هایی رو به رو شد. این قانون که نیاز به بازنگری داشت، همچنان در لا به لای اوراق باقی ماند و در صحنه عملی به اجرا نرسید. 


غفلت مسئولین مشکلات زیادی را در زمینه مد ولباس ایجاد کرده است. 

فعالیت بی دغدغه برندهای ایرانی که طراحان آنها ساکن امریکا هستند، همچون برندهای "نیمانی" که خطوط نستعلیق را بر البسه نقشینه کرده و توسط (نیما بهنود) پسر مسعود بهنود، مدیریت می شود و برند "پوش" که معروف است به طراحی های غیر متعارف و آغازگر سبک مدرن پوشش جوانان و طراح سبک مد خیابانی است، توسط فرناز عبدلی که خود از افرادی است که تلاش های زیادی برای آزادی های مدنی داشته است، به راحتی در حال عرضه  مدل های خود است.
 همین طور ورود انبوه البسه از کشورهای اروپایی و امریکایی،  نشان می دهد کنترل لازم در این زمینه صورت نمی گیرد. لباس های تنگ، تن نما و تحریک کننده از جمله طراحی هایی هستند که در سایه فرهنگ غربی جزئی از پوشش محسوب و عنوان "مد" به خود گرفته اند.

سخن آخر:

با توجه به گزارش حاضر، معلوم است مسئله پوشش در کشور نیاز به بررسی عمیق و کارشناسانه دارد و تصمیم گیری های مقطعی کارساز نیست. در عین حال  می طلبد که اصلاحاتی در قانون ساماندهی مد و لباس صورت پذیرفته و  توجه به زیرساخت های اقتصادی، حمایت و ارائه تسهیلات به طراحان مدل های اسلامی و تمرکز نظارت بر واحدهای تولیدی عمده به جای واحدهای صنفی و خرده فروشی ها در درجه اهمیت قرار گیرند./


[ یکشنبه 95/12/22 ] [ 5:2 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
برجام خواسته یا ناخواسته یک دوقطبی را در کشور به وجود آورده که یک طرف آن را موافقین گرفته اند و طرف دیگر را مخالفین! دفاع از برجام توسط جناح موافق تبدیل به حیثیت شده و از سایر موضوعات برای آن هزینه می کنند؛ از طرف دیگر کوبیدن برجام بر سر دولت از طرف منتقدین آن را بیشتر به یک چماق تشبیه کرده است. این جدل ها در حالی انجام می گیرد که ادامه آن می تواند هزینه های سنگینی را در پی داشته باشد!
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ علی کارگر

بخشی نگری به برجام و هزینه های سنگین آنبرجام از جمله موضوعاتی است که پس از امضای آن هرگز از کانون مسائل سیاسی کشور خارج نشد و اگرچه فراز و فرودهای کوچکی داشته است ولی همواره یکی از مهمترین مباحث بین جناح های سیاسی کشور بوده است. برجام خواسته یا ناخواسته یک دوقطبی را در کشور به وجود آورده که یک طرف آن را موافقین گرفته اند و طرف دیگر را مخالفین! دفاع از برجام توسط جناح موافق تبدیل به حیثیت شده و از سایر موضوعات برای آن هزینه می کنند؛ از طرف دیگر کوبیدن برجام بر سر دولت از طرف منتقدین آن را بیشتر به یک چماق تشبیه کرده است. این جدل ها در حالی انجام می گیرد که ادامه آن می تواند هزینه های سنگینی را در پی داشته باشد! در زیر به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم.

1- تغییر در ساخت اجتماعی- سیاسی جامعه و انحراف در نیل به اهداف انقلاب: از آنجا که ما یک کشور انقلابی هستیم و اکثریت جامعه نشان داده اند که هنوز دل در گرو آرمان های انقلاب دارند رقابت جریانات سیاسی و خط بندی های سیاسی باید حافظ و مقوم جبهه انقلاب باشد. تشکیل دوقطبی برجامیان و نابرجامیان خط بندی جدیدی در جامعه ایجاد می کند که چه بسا به مصالح و حتی اهداف عالی انقلاب و نظام آسیب جدی وارد می کند! به عنوان نمونه توجیه بد عهدی آمریکا برای دفاع از برجام با روح استکبار ستیزی انقلاب منافات دارد! اظهار عجز در مقابل تحریم ها و اصرار بر حل مشکلات از طریق برجام با استقلال که یکی از مهمترین مبانی فکری و انقلابی مردم ایران است سازگاری ندارد! از طرف دیگر علی رغم مشکلاتی که در برجام و اجرای آن از ناحیه داخلی وجود دارد برخی از مخالفین از شکست برجام و رسوا شدن رقیب ابراز رضایت می کنند! این در حالی است که خود را دوستدار انقلاب و نظام می دانند. به نظر می رسد یکی از آسیب های جدی ادامه این روند، تحریف انقلاب از اهدافش است. 

  2- در حاشیه قرار گرفتن مسائل اصلی: اصولا پرداختن به موضوعات حاشیه ای باعث می شود که مسائل اصلی فراموش شوند و برای جلوگیری از چنین اتفاقی است برنامه ریزی، چشم انداز و حتی شعار سال مطرح می شود. امروز مردم شاهد هستند که مسائل و مشکلات اصلی آنها در حاشیه قرار گرفته است؛ دغدغه دولت محترم اشتغال و خروج از رکود از طریق حمایت از تولید داخلی نیست و یا لااقل اینچنین به نظر نمی رسد و منتقدین برجامی نیز مطالبه گری خود را در مسائل اقتصادی و حمایت از تولید و یا فرهنگ قرار نداده اند، اگرچه گاهی وقتها اشاره هایی به این بحث ها می شود اما نه دولت تمایلی دارد که به این مباحث بپردازد و نه منتقدین پیشنهاد سازنده ای که هدفشان کمک به دولت باشد را مطرح کرده اند. مسأله اصلی امروز کشور عمل و اقدام به اقتصاد مقاومتی است، موضوعی که اگر گاهی هم مطرح می شود فقط جنبه شعاری دارد! به هر حال ادامه این روند هرگز منجر به حل مشکلات و مسائل اصلی کشور نمی شود.

3- تنزل جایگاه مدیران در دید مردم و کاهش امید به آینده: مهمترین موتور محرکه هر حرکتی را امید می دانند و اگر امید را جامعه ای از بین برود، آن جامعه در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. امید و اعتماد به مسئولین نظام، بزرگترین سرمایه نظام است. جدل بر سر موضوع هسته ای و سخنانی که گاهی وقتها نه در شأن دولت است و نه در شأن مخالفین، در میان مدت و دراز مدت اعتماد و امید مردم نسبت به مسئولین را از بین می برد. این خسران را می توان به آب ریخته تشبیه کرد که جبران آن تقریبا غیر ممکن است.

4- امیدواری طرف غربی به تکرار برجام: از دیگر هزینه های ادامه این روند، امیدواری دشمن به تکرار چنین سناریویی است. طرف غربی، جدل موافقین و مخالفین برجام را به عنوان دستاوردی بزرگ محسوب نموده که پایه های نظام ایران را سست می کند. از نظر آنها مطالبه بیشتر و ترغیب به ادامه مذاکرات در موضوعات دیگر، می تواند این وضع را تشدید کند و لذا با تغییر دولت آمریکا، پیام هایی به گوش می رسد که برای ادامه برجام ایران باید در حوزه های دیگر و از جمله مسائل منطقه ای و موشکی نیز امتیازاتی بدهد. اگر همه مسئولین همانند ید واحده و با یک صدا حقوق خود را مطالبه می کردند، طرف غربی هرگز چنین طمعی در مورد ایران نداشت.

موارد فوق بخش هایی از هزینه های گزاف جدال بیش از حد در موضوع برجام است. امید می رود مسئولین و منتقدین با نگاه راهبردی به مسائل کلان جامعه و کشور منافع ملی را در راه دفاع از منافع حزبی هزینه نکنند.



[ دوشنبه 95/11/4 ] [ 8:15 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]
اظهارات ترامپ در خصوص اینکه وی نمی گوید با برجام چه برخوردی خواهد کرد، از یک سو ناشی از سردرگمی او در قبال توافق هسته ای با ایران است و از سوی دیگر، نشان دهنده عدم تمایل وی نسبت به پایبندی به توافقی مشترک است
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/فخرالدین اسدی
سرانجام دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا سوگند یاد کرد و راهی کاخ سفید شد! مقامات دولت اوباما در روزهای آخر حضور خود در کاخ سفید، بر لزوم حفظ برجام به عنوان دستاوردی بزرگ تاکید کردند. جان کری وزیر امور خارجه دولت اوباما که در مذاکرات هسته ای نیز نقشی پررنگ داشت،به ترامپ در خصوص خروج از برجام و عواقب جبران ناپذیر آن هشدار داد.
کری در این خصوص گفت:
"قول  می‌دهم که دوستان و متحدان ما که برای دستیابی به این توافق مذاکره کردند، با هم هم‌پیمان خواهند شد - و روسیه، چین، آلمان، فرانسه و بریتانیا خواهند گفت، این توافق خوبی است و ما می‌خواهیم آن را نگاه داریم. ایران هم آن (برجام) را نگاه خواهد داشت." کری در ادامه تصریح کرد خروج کشورش از توافق هسته‌ای چندجانبه با ایران صدمات جبران‌ناپذیری به اعتبار واشنگتن در دنیا وارد خواهد کرد. وی با لحنی مزاح‌آمیز گفت در صورتی که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور منتخب این کشور توافق هسته‌ای ایران را لغو کند، دولتش بیش از یکی دو سال دوام نخواهد آورد.

حرکت مارپیچی ترامپ در قبال برجام

از سوی دیگر، مقامات اروپایی نیز طی روزهای اخیر بر لزوم پایبندی همه بازیگران به برجام تاکید کردند. به نظر می رسد، مخاطب اصلی آنها در این سخنان دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید ایالات متحده است. این در حالیست که برخی منابع خبری در غرب از ملاقات هایی میان مقامات اروپایی و اعضای دولت ترامپ بر سر توافق هسته ای (با هدف اقناع دولت جدید آمریکا در قبال برجام ) خبر داده اند. همه این موارد در حالی صورت می گیرد که اعضای دولت جدید آمریکا مواضع ضد و نقیضی در خصوص برجام و نحوه و میزان پایبندی به توافق هسته ای مطرح می کنند.
از یک سو تیلرسون، وزیر امور خارجه پیشنهادی ترامپ، از بازنگری برجام سخن می گوید و در مقابل، جیمز ماتیس وزیر دفاع پیشنهادی رئیس جمهور جدید آمریکا بر لزوم تعهد پذیری کشورش در قبال برجام تاکید می کند! فراتر از این موارد، مواضع اخیر دونالد ترامپ در خصوص توافق هسته ای، نشان می دهد که دیدگاه های خوشبینانه اخیر مبنی بر اینکه دولت جدید آمریکا برجام را اجرا خواهد کرد، محلی از اعراب ندارد!
ترامپ با اعلام نارضایتی از توافق هسته ای ایران، گفت: فکر می‌کنم یکی از بدترین توافق‌هایی است که تاکنون حاصل شده است، اما نمی خواهم بگویم که قصد دارم با این توافق چه کار کنم!
از سوی دیگر، همزمان با سالگرد اجرایی شدن برجام, شورای اتحادیه اروپا با اصلاح مصوبات قبلی خود، تصمیم به لغو تحریم شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت (اوپیک) گرفت و بدین ترتیب این شرکت که از سال 2012 در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپایی قرار گرفته بود، از تحریم خارج شد. لازم به ذکر است شرکت اوپیک یکی از زیر مجموعه‌های مهم صنعت نفت، خصوصاً در حوزه تامین مالی و سرمایه گذاری پروژه‌های کلان نفتی به شمار می‌آید که تحریم آن باعث محدود شدن ظرفیت ها و توانمندی‌های گسترده این شرکت در ارتقای صنعت نفت کشور شده بود.
علاوه بر اوپیک، شرکت وست سان ترید و شرکت نکا نوین (نیکسار نیرو) که از سال 2011 تحت تحریم قرار گرفته بودند نیز از فهرست تحریم‌های اتحادیه خارج شدند. همچنین اتحادیه اروپا خروج بانک صادرات از تحریم ها را نیز اخیرا اعلام کرد.
به نظر می رسد مقامات اروپایی نیز نسبت به رفتار غیر قابل پیش بینی دولت ترامپ در قبال توافق هسته ای تا حدودی نگران هستند. هر چند که در نشست کمیسیون مشترک برجام که اخیرا در وین برگزار شد رویکرد سختی را در مقابل نقض برجام از سوی آمریکا اتخاذ نکردند، اما تاکید آنها بر لزوم پایبندی همه بازیگران نسبت به برجام، نشان دهنده نگرانی های موجود در خصوص توافق هسته ای میان ایران و اعضای 1+5 است.
آنچه مسلم است اینکه اظهارات ترامپ در خصوص اینکه وی نمی گوید با برجام چه برخوردی خواهد کرد، از یک سو ناشی از سردرگمی او در قبال توافق هسته ای با ایران است و از سوی دیگر، نشان دهنده عدم تمایل وی نسبت به  پایبندی به  توافقی مشترک است؛ توافق مشترکی که میان ایران و اعضای 1+5 انجام گرفته و به تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز رسیده است. در چنین شرایطی بسیار ساده انگارانه است که با استناد به سخنان برخی از اعضای کابینه ترامپ مانند جیمز ماتیس وزیر دفاع این کشور، واشنگتن را بازیگری متعهد (حتی نسبت به کلیت برجام) معرفی کنیم.
در اینجا دوباره لازم به تاکید است که  دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باید مراقب بازی چندگانه دولت ترامپ در قبال توافق هسته ای باشد. چندی پیش، ولید فارس، مشاور ترامپ، نیز در اظهار نظری تاکید کرده بود که دولت جدید آمریکا مایل است بار دیگر در خصوص برجام و بخش هایی از آن مذاکره کند! از سوی دیگر، منابع خبری از تلاش دولت ترامپ برای وضع تحریم های جدید علیه ایران به بهانه هایی از جمله مسائل موشکی، حقوق بشر و .....خبر داده اند. ترامپ سعی دارد در عین اینکه به عنوان ناقض برجام شناخته نشود، تحریم های جدیدی را علیه ایران وضع کند و البته تحریم های قبلی آمریکا علیه ایران را نیز حفظ کند. بدیهی است که در دوران ریاست جمهوری ترامپ، بدعهدی های ایالات متحده آمریکا در قبال مسائلی مانند مراودات بانکی با کشورمان و ...ادامه پیدا خواهد کرد. یک دست بودن کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا نیز این روند را تسریع خواهد کرد. از این رو تحریم های جدید آمریکا علیه کشورمان در راه است.
اظهارات وزرای دفاع و امور خارجه پیشنهادی ترامپ، نه تنها نباید در میان مسئولین دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ما حس خوشبینی ایجاد کند، بلکه باید مقاومت آنها را در مقابل بدعهدی های احتمالی ایالات متحده آمریکا محکم تر کند. در ماورای اظهارات تناقض آمیز جیمز ماتیس و تیلرسون می تواند نقطه آشکار ساز بازی زیگراگی دولت ترامپ در قبال توافق هسته ای با ایران وجود داشته باشد. در ضمن، نباید مسئله وضع تحریم های جدید غیر هسته ای علیه کشورمان را نیز در برهه زمانی فعلی نادیده انگاشت؛ اتفاقی که ممکن است در آینده ای نه چندان دور و با همکاری دولت و کنگره جدید ایالات متحده آمریکا رخ دهد.
در هر حال، باید اصل مهمی به نام ابطال پذیری برجام در محاسبات ما در خصوص توافق هسته ای میان ایران و اعضای 1+5 در نظر گرفته شود. به عبارت بهتر، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باید خود را برای مقابله با هر گزینه  و رفتاری از سوی طرف بدعهد مقابل (ایالات متحده آمریکا) آماده کند و بر توانمندی ایران جهت بازگرداندن صنعت صلح آمیز هسته ای ایران به دوران قبل از برجام، تاکید نمایند./


[ دوشنبه 95/11/4 ] [ 8:14 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]
امروز به نظر می‌رسد که یک جریان سیاسی مصر است نوعی دو قطبی برجام- مذاکره را مقابل مخالفین با برجام قرار بدهد که این رویکرد بیشتر کاربرد انتخاباتی دارد تا اقدامی مؤثر برای حل مشکلات و معضلات کشور.

دوقطبی برجام- مذاکره کارکرد انتخاباتی داردبرجام، پروسه‌ای بود که تقریباً از ابتدای شروع به کار دولت تدبیر و امید، در آرا و نظرات دولتمردان، سیاسیون و برخی رسانه‌ها مطرح بوده و امروز نیز کماکان ادامه دارد. کشیده شدن این موضعگیری‌ها به افکار عمومی و تداوم یافتن آن علاوه بر ایجاد دوقطبی موافق- مخالف در موضوع برجام به نوعی دلسردی و ناامیدی جامعه از آینده کشور را می‌تواند رقم بزند و موجب به زمین ماندن موضوعات و مسائل اولویت‌دار کشور شود. در خصوص بررسی علل این موضوع و عواقب ناشی از آن بر جامعه گفتگویی با معاون سیاسی سپاه، سردار رسول سنائی‌راد، انجام گرفته که در ادامه آورده می‌شود:


سردار، به نظر می‌رسد در بین نهادهای سیاسی و رسانه‌ای همچنان نوعی بزرگنمایی از ناحیه موافقین و مخالفین برجام وجود دارد، نظر شما در این زمینه چیست؟

واقعیت این است که متأسفانه امروز برجام یک نوع ابزار تبلیغ انتخاباتی در جریانات سیاسی مطرح شده و از کارکرد واقعی خود دور افتاده است به این معنا که در مقطعی بنا به اقتضائاتی نظام به سمت مذاکره پیرامون مسائل هسته‌ای رفت و توافقی که متنی چالشی است، با عنوان برجام حاصل شد.چالش به این معنا که هم در آن متن فرصت‌هایی بوده و هم تهدیداتی، مهم چگونگی اجرای این برجام و نوع مواجهه با طرف‌های بد عهد و بدحسابی بود که نباید به آن‌ها اعتماد می‌شد، به این معنا که هم در تهیه متن و هم اجرا باید مقداری حوصله به خرج داده و از تعجیل اجتناب می‌شد. اگر هر اقدام در قبال ما به ازای آن و به صورت گام به گام انجام می‌گرفت، شاید دستاوردهایی هم برای ما می‌داشت؛ اما از آنجایی که نوعی شتاب‌زدگی به عمل آمد، به دشمن این پیام را داد که ما در هر شرایطی برجام را ادامه می‌دهیم و حاضر به ترک آن نیستیم. فلذا آن‌ها در صدد زیاده‌خواهی و امتیاز طلبی بیشتر برآمدند. با توجه به شرایطی که پیش آمده و این واقعیت که ما بعد از انقلاب در صحنه‌های گوناگون بخصوص در دفاع مقدس به این جمع‌بندی رسیدیم که بایستی روی پای خودمان بایستیم و هیچگاه نمی‌توانیم با تکیه بر منابع بیرونی مشکلات خودمان را حل بکنیم. لیکن به نظر می‌رسد که این اشتباه در برخی افراد به وجود آمده که ما می‌توانیم با برجام و گشایش‌های حاصل از آن، مسائل و مشکلاتمان را حل کنیم.

امروز نوعی منازعه بیهوده در بین جریانات سیاسی اتفاق افتاده است که یک جریان با نگاه به بیرون تصورش این است که برجام یک فتح‌الفتوح و آفتاب تابانی است که می‌تواند مشکلات را حل بکند و یک جریان هم به جای بیان منطقی چگونگی حل مشکلات به صرف نفی مذاکره و برجام روی آورده و حال آن که واقعیت آن است که امروز ما در شرایطی هستیم که بایستی تمامی نیروهای سیاسی به این واقعیت رسیده باشند که کلید حل مشکلات نظام در داخل و با تکیه بر منابع داخلی است که کم هم نیست. مثلاً همین پول سرگردان و نقدینگی موجود، رقم قابل توجهی است که اگر به خوبی مدیریت و بهره‌برداری شود، ما را از نیاز به سرمایه‌گذاری بیرونی در عرصه‌هایی معاف می‌دارد. به عبارت دیگر ما اگر برنامه‌ریزی برای همین ارقام داخلی داشته باشیم، می‌توانیم بخشی از مشکلاتمان را حل بکنیم. این به آن معنی نیست که هر گونه تعامل با بیرون را هم کنار بگذاریم. اصلاً و ابداً این نباید مدنظر باشد. ما بایستی در عین تکیه بر منابع داخلی برای تعامل با بیرون به شکل منطقی و سنجیده هم برنامه داشته باشیم. بنابراین امروز به نظر می‌رسد که یک جریان سیاسی مصر است نوعی دو قطبی برجام- مذاکره را مقابل مخالفین با برجام قرار بدهد که این رویکرد بیشتر کاربرد انتخاباتی دارد تا اقدامی مؤثر برای حل مشکلات و معضلات کشور. لذا نیروهای انقلابی هم بایستی دقت کنند که درون این پازل نیفتند. تبیین این موضوع نیز برای مردم خیلی مهم است که به معنی مخالفت با اصل مذاکره و تعامل با دنیای بیرون تلقی نشود و قطعاً می‌توان با تکیه بر منابع داخلی مشکلات را حل کرد و حل مشکلات مردم از سوی نیروهای انقلابی بایستی مورد توجه قرار بگیرد تا چنین دو قطبی کاذبی پدید نیاید. کما اینکه امروز از وارد شدن یک فروند هواپیما نوعی ذوق زدگی مشاهده می‌شود که اگر بخواهیم خوب توصیف کنیم باید بگوییم شبیه رفتارهای عصر قجری و نوعی تحقیر ملی است. دلیلش هم این است که می‌خواهند این گونه امور را در پیوند با برجام معرفی و آن را به عنوان نوعی دستاورد به موافقین برجام القاء کنند.


به نظر شما چه مسائل مهم و راهبردی وجود دارد که با طرح بی‌رویه موضوع برجام، توجه و رسیدگی به آن‌ها از سوی دولت و سیاسیون نظام موجب غفلت واقع شده است؟

واقعیت این است که ما باید امروز به مسائل و موضوعاتی توجه کنیم که جامعه با آن‌ها مواجه است. مطالبات واقعی مردم امروز موضوعات اجتماعی و اقتصادی است به این معنا که امروز مردم اشتغال، معیشت و مبارزه با فساد را از اولویت‌های اصلی می‌دانند. البته گاهی نوعی جنگ زرگری از ناحیه برخی جریانات سیاسی برای فرار از پاسخگویی در این حوزه‌ها را می‌بینیم و برای همین بنده تأکید دارم که نبایستی نیروهای انقلاب به درون این پازل کشیده شوند لذا هم نظرسنجی‌ها و هم نگاه به دغدغه نخبگانی که در افکار عمومی مطرح است، نشان می‌دهد که مشکلات واقعی مردم مشکلات اقتصادی- اجتماعی است. امروز در ساحت اجتماع، مسائلی مثل حاشیه نشینی، افزایش نرخ طلاق، آمار اعتیاد و امثال این‌ها وجود دارد که بایستی از آنها به عنوان آسیب‌های خفته یاد کرد که در صورت فعال شدن می‌تواند مشکلات جدی‌ای را به وجود بیاورد. این مشکلات را با شعار و نگاه به بیرون نمی‌توان حل کرد و بایستی به عنوان اولویت به آن توجه بشود و حل آن‌ها با همت و روحیه جهادی در دستور کار قرار گیرد.


نظر برخی دولتمردان این است که همین مسائل اجتماعی و اقتصادی که جنابعالی به تعدادی از آن‌ها اشاره کردید، را می‌توان با دنبال کردن و پیش بردن برجام به سامان رساند. مهم‌ترین شعار رئیس‌جمهور محترم هم در تبلیغات انتخاباتی دوره یازدهم ریاست جمهوری و نیز تأکید امروز دولت بر چرخیدن چرخ‌های هسته‌ای در کنار اقتصاد کشور می‌باشد که از دل آن برجام بیرون آمد. نظر شما در این زمینه چیست؟

حدود یک سال از اجرای برجام سپری شده و نگاه بنده به برجام این است که برجام برای ما یک چالش است. به این معنا که در برجام هم فرصت و هم تهدید نهفته است و چگونگی برخورد ما با این ماجرا می‌تواند ما را به سمت فرصت‌ها پیش ببرد و یا خدای نکرده از تهدیدات آن آسیب ببینیم. خود این یک مجال و فرصتی بود برای برخی اقدامات در حوزه اقتصاد مقاومتی و در واقع حاشیه‌ای که این برجام می‌توانست پدید بیاورد. به عبارت بهتر فرصت‌هایی که در برجام نهفته بود، می‌توانست در این عرصه بکارگیری بشود که به نظر می‌رسد مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است. ما می‌بینیم امروز برخی افراد نسبت به روی کار آمدن ترامپ دغدغه دارند چرا؟ چون که فرصت را از دست رفته می‌بینند. دیدگاه مقام معظم رهبری این است که ما از روی کار آمدن او نه خوشحال هستیم و نه عزا می‌گیریم برای این که بایستی روی قدرت خودمان حساب باز کنیم.

امروز این تصور وجود دارد که گشایش های ناشی از برجام به تنهایی و بدون اقدام و عمل داخلی می‌تواند مشکلات کشور را حل بکند، گرچه ناصحیح بودن این طرز نگاه مشخص شده است. بنابراین نوع برخورد با این ماجرا و ارائه نوعی تلقی از برجام به عنوان کلید حل مشکلات می‌تواند منتهی به افزایش سطح مطالباتی در جامعه بشود که وقتی واقعیتی مثل همان چیزی که امروز اتفاق افتاده پیش می‌آید نوعی یأس و دل‌مردگی را در جامعه و بدبینی را هم نسبت به مسئولین رقم می‌زند. لذا کسانی که برجام را با خوش‌بینی بیش از حد کلید مشکلات معرفی می‌کنند و این طرز تلقی را در جامعه ایجاد می‌کنند که در انتظار گشایش‌های برجامی باشند، چگونه می‌توانند در آینده به این مطالبات پاسخ دهند؛ همانطور که قبل از این برخی از آقایان وعده حل مشکلات اقتصادی را در صد روز می‌دادند و حال آن که واقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ما چنین تلقی را غیرواقعی نشان داد. اما به نظر می‌رسد که همین روند همچنان ادامه دارد و شاید برخی تصورشان این است که فعلاً از برجام به عنوان نیل به اهداف انتخاباتی استفاده بکنیم و بعد از عبور از انتخابات می‌شود تدبیری برای چگونگی مواجهه با واقعیت‌ها اندیشید. در صورتی که به نظر می‌رسد عقلانیت ایجاب می‌کند که واقع بینانه با این موضوع مواجه شویم. از وعده وعید‌های قبل از برجام، تا بعد از گشایش‌های روزنه‌ای و قطره چکانی، اتفاقی نیفتاده است. لذا همین روند هم اگر ادامه پیدا بکند به نظر می‌آید که هیچ جای خوش‌بینی نسبت به آینده برجام باقی نمی‌ماند. بخصوص این که الآن نوع برخورد با این ماجرا در زمان پایانی دولت اوباما، که هم نقض توافق برجام توسط نمایندگان امریکا اتفاق افتاد و هم تمدید شرایط اضطراری توسط اوباما. بعلاوه شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور جدید امریکا،‌دونالد ترامپ که در برخورد با برجام حتی نگاه متفاوت‌تر از دولت پیشین و تقابلی‌تر را دنبال می‌کند، ضرورت احتیاط و دور اندیشی بیشتر در مواجهه با برجام را گوشزد می‌کند. این نوع نگاه خوش‌‌بینانه به جز برانگیختن مطالبات بی‌ثمر، خروجی دیگری نخواهد داشت که می‌تواند در عرصه سیاسی پیامدهای منفی‌ای رقم زند گرچه شاید در این مقطع این القای خوش‌بینانه به برجام نوعی ابزار انتخاباتی به حساب بیاید اما بعد از انتخابات زمان پاسخگویی خواهد بود و جای این سؤال مطرح خواهد شد که آیا دامن زنندگان به این مطالبات توانایی متقاعد کردن مردم را خواهند داشت؟ مگر این که تصور این باشد که در واقع نوعی خطر پذیری است که اگر میدان را به دیگران واگذار کنند مشکل را هم به دیگران واگذار خواهند کرد. به عبارتی به نظر می‌رسد در مواردی به پیامدهای آن در صورت دو دوره‌ای بودن ریاست‌جمهوری توجه ندارند یا امیدی به آینده ندارند، لذا شرایطی را می‌خواهند به وجود بیاورند که اگر جریان دیگری به قدرت برسد اداره مملکت برایش سخت‌تر باشد.


اشاره کردید به قابلیت‌هایی که در برجام وجود دارد و ما می‌توانیم در حوزه اقتصاد مقاومتی از آن‌ها استفاده بکنیم. این قابلیت‌ها را بیش‌تر توضیح می‌دهید؟

حداقل در مقطعی ما می‌توانستیم از فضای روانی به وجود آمده پس از برجام استفاده بکنیم. مثلاً نسبت به وارد کردن برخی اقلام راهبردی و فناوری در این فرصت استفاده بکنیم. حتی فضای خوش‌بینی که در داخل به وجود آمده بود می‌توانست کمک بکند به خروج از رکود و افزایش سطح تولید ملی و ایجاد نشاط در بازار کار. اما به نظر می‌آید که عملاً در این حوزه‌ها اقدامی صورت نگرفت. امروز ادعا در حوزه نفت این است که ما توانسته‌ایم در این حوزه هم افزایش تولید و هم افزایش صادرات داشته باشیم اما در بازار ما آثار چنین پیامدی را آنگونه که باید، نمی‌بینیم در صورتی که اگر چنین فرصتی اتفاق افتاد، باید از آن بهره‌گیری می‌شد، نه این که شاهد افزایش واردات اقلام مصرفی بیشتر باشیم. بایستی اقلامی وارد می‌شد که به ارتقاء سطح تکنولوژی و تولید ما می‌انجامید. مثلاً اگر از ناحیه برجام اروپایی‌ها بیشتر به کشور ما آمد و شد داشتند، اما از این رفت و آمدهای بیش از 3000 نفر در قالب تیم‌های اقتصادی و سیاسی چه بهره‌ای در عرصه اقتصاد برده‌ایم؟ به نظر می‌رسد اتفاق قابل توجهی نیفتاده است. لذا این موارد از جمله فرصت‌هایی بود که باید از آن‌ها بیشتر استفاده می‌شد.


علی‌رغم وجود سیاست‌های تقابل‌گرایانه دولت جدید امریکا در قبال کشورمان، آیا امکان ایجاد گشایش‌های اقتصادی مقطعی از سوی این کشور و یا کشورهای غربی برای مثبت جلوه دادن برجام و روند اجرایی شدن آن با هدف جهت دادن به افکار عمومی داخل کشور و اثرگذاری آن بر نتایج انتخابات آتی وجود دارد؟

در این که امروز کشورهای استعمارگر به جای استفاده از شیوه‌های قبلی به شیوه‌های جدیدی روی آورده‌اند و تلاششان این است که به جای اقدام مستقیم از اقدامات غیر مستقیم استفاده کنند، تردیدی نیست. چنین سیاستی هم در دولت گذشته دنبال شد و به احتمال قوی در دولت جدید نیز ادامه خواهد یافت.اما زمانی آن‌ها از این ابزار یعنی ایجاد گشایش‌ها برای کمک به یک جریان داخلی استفاده خواهند کرد که احساس بکنند این جریان شانسی برای رأی آوری هم خواهد داشت و از قبل توانسته زیرساخت‌هایی برای تقویت خودش در حوزه رقابت‌های سیاسی استفاده کند. با توجه به این که به نظر می‌آید نگاه آن‌ها این است که آن تغییر لازم اتفاق نیفتاده، بعلاوه با نگاه به روندی که برجام تا به امروز داشته نشان می‌دهد که امریکایی‌ها در کارایی این شیوه برای کمک به یک جریان سیاسی داخلی تردید دارند. مگر این که هزینه- فایده کنند و ببینند سودی برایشان در پی دارد. سخنرانی آقای ترامپ در روز شروع به کارش، نشان دهنده این است که او اولویت خودش را به داخل امریکا متمرکز خواهد کرد و لذا در این عرصه نمی‌شود به این محکمی ادعا کرد که آن‌ها در ماه‌های پیش رو دست به گشایش‌های جدی بزنند. ضمن این که به نظر می‌رسد حداقل از زمان روی کار آمدن دولت جدید امریکا تا امکان اتخاذ تصمیمات راهبردی چند ماهی طول می‌کشد و در این فاصله امریکایی‌ها در کمای انتخاباتی به سر می‌برند. مگر این که در قالب برنامه‌های دراز مدتی که به منافع ملی آن‌ها وصل بوده و فراتر از نگاه حزبی- جریانی آن‌ها است، بخواهند اقداماتی انجام دهند. ولی خود تیم جدید فرصت آنچنانی ندارد و تا بخواهد از کمای انتخاباتی در بیاید در واقع ما عملاً به آستانه انتخابات نزدیک شده‌ایم.

بنابراین به نظر می‌رسد هر جریانی بخواهد در انتخابات آینده شانسی برای پیروزی داشته باشد باید قبل از این که چشمش به بیگانه و بیرون باشد به نگاه به درون روی آورده و به اقدام و عمل بخصوص در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی که اولویت‌های اصلی امروز جامعه است، بپردازد.

با تشکر از سردار سنایی راد که وقت خود را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی بصیرت قرار دادند.

مصاحبه: اکبر کریمی


[ دوشنبه 95/11/4 ] [ 8:13 صبح ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 27
کل بازدیدها: 664677
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون