سفارش تبلیغ
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

طی هفته های آتی، ترامپ سعی خواهد کرد با گره زدن مستقیم برجام به اعتراضات و نا آرامی های اخیر، زمینه را جهت اعمال فشار بیشتر اقتصادی و سیاسی به کشورمان فراهم کند. در چنین شرایطی لازم است قوای سه گانه و خصوصا مسئولین دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان با هشیاری و هوشمندی کامل وارد عمل شوند

پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/فخرالدین اسدی

فرمول جدید کاخ سفید برای مقابله با ملت ایرانطی روزهای اخیر، شاهد تشدید حمایت دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و دیگر اعضای کابینه وی از اغتشاشات در ایران هستیم. این حمایت ها در حالی صورت می گیرد که ترامپ چندی پیش و در سخنانی جنجالی ضمن استفاده از واژه جعلی«خلیج عربی»، ملت ایران را تروریست خواند. در چنین شرایطی طرفدارای ترامپ از آنچه وی آزادی ! ملت ایران می خواند، جای بسی تامل دارد. از سوی دیگر، طی روزهای آتی قرار است کاخ سفید مواضع خود در قبال توافق هسته ای با ایران را اعلام کند. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:


1- دولت ترامپ می خواهد میان «برجام» و «اغتشاشات ایران» ارتباطی مستقیم برقرار کند. به عبارت بهتر، کاخ سفید قصد دارد برجام را نه به عنوان یک «پدیده مستقل حقوقی»، بلکه به یک «متغیر وابسته سیاسی» تبدیل کند. بر این اساس احتمال خروج ایالات متحده آمریکا از توافق هسته ای با ایران وجود دارد. 

در این خصوص سارا سندرز سخنگوی کاخ سفید عنوان کرد:

«گزینه‌های متعددی برای واکنش به اعتراضات در ایران در دست داریم، تحریم و تصمیم‌گیری درباره (تمدید) تعلیق تحریم‌ها یکی از آنها است. اما رئیس‌جمهور هنوز در این رابطه تصمیم نگرفته است. به عبارت بهتر، امکان دارد دولت دونالد ترامپ در نخستین ماه سال جدید میلادی (ماهی که در آن به سر می بریم) تعلیق تحریم ها علیه ایران را مطابق برجام تمدید نکند و به این وسیله به طور کامل از توافق هسته ای خارج شود.»

یکی از اصلی ترین مشوقین ترامپ در این خصوص نیکی هیلی است. جان بولتون، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد نیز به ترامپ پیشنهاد داده است تا با هدف حمایت از اغتشاشگران در ایران هر چه سریع تر از برجام خارج شود و تحریم های یکجانبه خود را مجددا علیه کشورمان اعمال کند. مقامات آمریکایی در صددند با تزریق نارضایتی اقتصادی در جامعه، دست به تحریک افکار عمومی و در نهایت حمایت جدّی تر از اغتشاشات بپردازند. این در حالیست که ملت ایران با رصد هوشمندانه ای که نسبت به رفتار آمریکا در طول 4 دهه اخیر داشته است، این بار نیز اجازه دخالت به کاخ سفید و عمّال آن را نخواهد داد. 

نیکی هیلی طی روزهای اخیر نیز سعی کرده است نقش پررنگی را در حمایت از اعتراضات و اغتشاشات در ایران ایفا کند. سفیر آمریکا در سازمان ملل در ادامه اقدامات و اظهارات مداخله‌جویانه مقامات این کشور، خواستار تشکیل نشست اضطراری در مورد ناآرامی‌های ایران شد. نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل خواستار تشکیل نشست فوق‌العاده شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک و شورای حقوق بشر این سازمان در ژنو شد. وی گفت: «ما نباید ساکت بمانیم. مردم ایران در تلاش برای رسیدن به آزادی خود هستند!» هیلی همچنین مدعی شد که اعتراضات انجام شده در ایران از سوی عوامل خارجی ترتیب داده نشده است. همچنینن نیکی هیلی در اظهاراتی دیگر مدعی شده است که آمریکا در صدد است صدای معترضین ایرانی به صورتی رساتر به دنیا مخابره شود!


2- بدون شک، کمترین شبهه ای در حمایت نیکی هیلی و دیگر اعضای دولت ترامپ از توسعه نا آرامی ها در ایران وجود ندارد. با این حال نوع بیان نیکی هیلی و حمایت وی از آزادی خواهی ! و مطالبه گری ملت ایران در حالی صورت می گیرد که وی تا کنون از هیچ گونه تلاشی در راستای مواجهه تمام عیار با مردم ایران فروگذار نکرده است. اظهارات نیکی هیلی سبب شد تا دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد نسبت به وی واکنش نشان دهد. نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک، در بیانیه‌ای نمایش نیکی هیلی سفیر و نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل را «اشک تمساحی تهوع‌آور» خواند. در بخشی از این بیانیه آمده است:

«تهدیدات و یاوه گویی‌های نماینده آمریکا در سازمان ملل، حمایت از خشونت طلبی و آتش افروزی در ایران محسوب می‌شود. امنیت و ثبات ایران در چهار دهه گذشته متکی به مردم خودش بوده و مردم ایران علیرغم جوسازی‌های اخیر از این حقوق و دستاوردهای آن حفاظت کرده و اجازه نخواهند داد خشونت و ویرانگری، این حقوق ذاتی و دستاوردهای تاریخی را تخریب کنند، چرا که حافظه تاریخی ملت ایران هنوز خاطره جنایات و ذلت تحمیلی توسط رژیم دیکتاتوری تحت حمایت آمریکا را فراموش نکرده است.»

اظهارات ضد ایرانی نیکی هیلی، با واکنش «ماریا زاخاروا» سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه روسیه رو به رو شد. زاخاروا در صفحه "فیس بوک" خود در این باره به طعنه نوشته است: «قطعا هیئت نمایندگی آمریکا توصیه های زیادی در این رابطه دارد که با جهان در میان بگذارد. برای مثال "نیکی هیلی" می تواند تجربه نیروهای امنیتی آمریکایی در سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم آمریکا در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، یا دستگیری‌های گسترده و اعمال فشار بر جنبش "اشغال وال استریت" یا برخورد پلیس آمریکا با اعتراضات ضدنژادپرستی در فرگوسن، را با بقیه در میان بگذارد.»


3- نکته دیگر در این خصوص، به پیش فرض های نادرست و دروغی باز می گردد که از سوی مقامات آمریکایی و صهیونیستی در خصوص اعتراضات اخیر ایران مخابره می شود. 

در یکی از این موارد، "مایک پنس" معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا مدعی شده است که دولت ترامپ دیگر اشتباه دولت قبلی (دولت اوباما) را در قبال معترضین در ایران دنبال نمی کند! همچنین سفیر سابق رژیم صهیونیستی در ایالات متحده آمریکا در اظهاراتی جنجالی مدعی شده است که باراک اوباما در سال 2009 میلادی با هدف به ثمر رساندن توافق هسته ای با ایران، عملا از اغتشاشات در کشورمان حمایت نکرده است! این گزاره ها، صرفا ادعاهایی نادرست محسوب می شود. بر همگان مسجل است که در جریان اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام توان در حمایت از اغتشاشگران با یکدیگر متحد شدند. اسناد و مدارک زیادی در این خصوص وجود دارد که بخشی از آنها نیز منتشر شده و مورد توجه افکار عمومی کشورمان قرار گرفته است، بنابراین، در این معادله تفاوتی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و متعاقبا دولت های ترامپ و اوباما وجود ندارد.

حمایت افرادی مانند جان کری، هیلاری کلینتون و حتی برنی سندرز از اغتشاشات اخیر در ایران نشان می دهد که سران و سناتورهای هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا نسبت به استراتژی کلان تعریف شده در سیاست خارجی ایالات متحده مبنی بر تقابل تمام عیار با ملت و نظام ایران پایبند هستند! 

در نهایت اینکه طی هفته های آتی، ترامپ سعی خواهد کرد با گره زدن مستقیم برجام به اعتراضات و نا آرامی های اخیر، زمینه را جهت اعمال فشار بیشتر اقتصادی و سیاسی به کشورمان فراهم کند. در چنین شرایطی لازم است قوای سه گانه و خصوصا مسئولین دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان با هشیاری و هوشمندی کامل وارد عمل شوند. در برهه فعلی، اتحاد مردم و مسئولین کشورمان از اهمیت وافری برخوردار ست. در سایه این اتحاد می توان ضمن غلبه بر فضای اغتشاش، رفتار دشمنانی که بر روی این موج سوار شده اند را نیز مدیریت کرد./ 


منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 96/10/16 ] [ 4:7 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

در ریشه یابی علت این اعتراضات و عوامل دخیل در آن، چالشهای اقتصادی موجود درکشور را می توان ابتدایی ترین دلیل این موضوع دانست. مسائل و مشکلات اقتصادی موجود درکشور را می توان با دو سطح تحلیل(عوامل زمینه ساز و عوامل شتاب دهنده) مورد بررسی قرار داد.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ فرهاد کوچک زاده

ریشه های اقتصادی اعتراضات اخیرهفته گذشته کشور درگیر تجمع اعتراضی در بعضی از شهرها بود. اعتراضاتی که روز اول از مشهد شروع و روزهای بعد به دیگر نقاط کشور سرایت کرد. در ریشه یابی علت این اعتراضات و عوامل دخیل در آن، چالشهای اقتصادی موجود درکشور را می توان ابتدایی ترین دلیل این موضوع دانست. (البته نگاه تک علتی به چنین حوادثی نمی تواند تمام وجوه این حادثه را به صورت کامل بیان کند و برای تحلیل جامع این حادثه می بایست زمینه های امنیتی و لایه های خارجی که با فراخوان، ناراضیان موجود در جامعه را تحریک و هدایت می کنند و جنبه جامعه شناختی به معنی فهم درست تغییرات ایجاد شده در ایستارهای جامعه در سال های اخیر را مورد بررسی و تحلیل قرار داد که مجال بحث در این نوشتار نمی باشد.) لذا در این نوشتار، نویسنده در صدد است زمینه های اقتصادسیاسی بوجود آورنده اعتراضات روزهای اخیر را مورد بررسی قرار دهد.

در غرب مکاتبی همچون مکتب کینز، سوسیالیسم تخیلی، مکتب اصالت طبیعت، مکتب سوداگری، اخلاق گرایی اقتصادی، مکتب اتریش، مکتب ویرجینیا، مکتب استکهلم، نئو لیبرالیسم، مکتب شیکاگو، اقتصاد نهادگرایی و اقتصاد نهادگرایی به موضوع اقتصاد نگاه ویژه و پررنگی داشته اند. تعدد مکاتب صاحب نظر در امر اقتصادی در غرب نشان دهنده اهمیت این موضوع و دغدغه نظریه پردازان نسبت به آن می باشد تا با بهره برداری از نظریات بتوانند وضعیت مطلوب اقتصادی برای کشور خود ایجاد کنند.[1]

دین اسلام فقر و تنگدستی را جزء یکی از مصیبت های بزرگ جامعه برمی شمارد و ریشه کنی آن از اجتماع را اصلی ترین هدف و وجهه همت خود قرار داده است.به همین سبب تمامی افراد جامعه مسلمان باید در جهت تامین نیازهای اولیه معیشت خویش و ایجاد وضعیت اقتصادی مطلوب تلاش نمایند تا رفاه عمومی در جامعه برقرار گردد. امام علی(ع) فقر را موجب نقض عقیده و دین( حکمت 319)، ناتوانی و غربت( حکمت 3)، ذلت و خواری( خطبه 225)، زمینه سازی بی عفتی( 163)، انحراف اخلاقی (غرور الحکم جلد 2) بر می شمارد. بنابراین یکی از وظایف دولت اسلامی همواره باید برطرف کردن مشکلات اقتصادی ملت باشد.

 مسائل اقتصادی همواره در سخنرانی های مقام معظم رهبری نیز مورد توجه قرار گرفته است. ایشان همچنین در نام گذاری سال ها که معطوف به مهمترین چالش های کشور است، غالب سال ها در دهه اخیر را با عنوان اقتصادی نام نهاده اند. همت مضاعف و کار مضاعف، جهاد اقتصادی، تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، حماسه‌ سیاسی و حماسه‌ اقتصادی، حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف، اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی، اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل، اقتصاد مقاومتی، تولید – اشتغال و ... . با این وجود ایشان در دیدار با شرکت‌کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» تاریخ 22/7/94 فرمودند: «اسم اقتصاد مقاومتی هم زیاد تکرار میشود ... من البتّه خیلی خشنود نیستم از مقدار پیشرفت این فکر و این بنیان مهم در کشور.» که نشان از کم توجهی مدیران اجرائی و مسئولین کشور به این موضوع است.

مسائل و مشکلات اقتصادی موجود درکشور را می توان با دو سطح تحلیل(عوامل زمینه ساز و عوامل شتاب دهنده) مورد بررسی قرار داد. 


1- بیکاری: بیکاری یکی از مهمترین معضلات کشور در سال های اخیر است. بر اساس سایت مرکز آمار نرخ بیکاری در کشور 12/6 در صد از جمعیت فعال کشور می باشد و شاخص نرخ بیکاری فصلی جوانان به 28/8 درصد رسید تا رکورد این نرخ در شانزده سال گذشته شکسته شود[2].

2- برآورده نشدن انتظارات مردم از ریاست جمهوری: با وجود محاسن برگزاری مناظرات در جریان انتخابات ریاست جمهوری، موضوعی که در افکار برخی از بینندگان در این سالها برجسته شد بحث عدم سلامت اقتصادی مقامات اجرائی است. در جریان مناظرات انتخاباتی نامزدها ، نامزد رقیب یا اطرافیانش را به فساد اقتصادی متهم می کردند با توجه به عدم اثبات و پیگیری قضائی این نوع تهمت زنی ها،‌ بیشترین تاثیر آن را می توان در ناامیدی جامعه مشاهده کرد که مخاطبین را به جمع بندی برساند که جریانات سیاسی کشور از سلامت اقتصادی برخوردار نمی باشند. در حقیقت مردم انتظار ندارند کسانی که سلامت اقتصادی ندارند در پست های اجرایی بالا قرار گیرند.

موضوع دیگر عدم تحقق وعده های اقتصادی می باشد زیرا نامزدها و از جمله رئیس جمهور منتخب به منظور کسب رای، وعده ها و شعارهای اقتصادی زیادی را مطرح کردند که از توان آنها خارج و یا با کم کاری تحقق پیدا نکرده است. این موضوع باعث افزایش نارضایتی مردم می شود چراکه مردم با وعده های داده شده به فرد مورد نظر رای می دهند اما بعد مشاهده می کنند که وعده ها تحقق پیدا نکرده است.

در حقیقت دو موضوع بالا باعث می شود که فاصله بین انتظارات و واقعیات زیاد باشد و این اختلاف منجر به نارضایتی و اعتراض می شود.

3- عدم برخورد مناسب با مفسدان اقتصادی: فساد اقتصادی یکی از مشکلات و مسائلی است که این سال ها جمهوری اسلامی با آن درگیر بوده است از پرونده های فساد اقتصادی در کشور در سال های اخیر می توان به محکومیت محمدرضا رحیمی معاون اول دکتر احمدی نژاد درارتباط با پرونده اختلاس از بیمه ایران به پنج سال و 91 روزحبس و پرداخت دو میلیارد و 850 میلیون تومان رد مال و یک میلیارد تومان جزای نقدی، محکومیت مهدی هاشمی رفسنجانی به 10 سال حبس به جرم اختلاس، ارتشاء و مسائل امنیتی، پرونده فروش نفت توسط بنیاد تعاون نیروی انتظامی، فساد در صندوق ذخیره فرهنگیان، اتهامات مهدی جهانگیری ، اتهامات حسین فریدون و ... نام برد.

از آنجا که اکثر پرونده های فساد اقتصادی از طرف سیاسیون مطرح و قوه قضائیه نیز دادگاه های را به صورت غیر علنی و طولانی مدت برگزار می کند. روند ناامیدی مردم از این روند افزایش پیدا کرده است. ضمن اینکه عدم شفاف سازی جرائم در دادگاه ها و بزرگنمایی آنها در فضای مجازی و... باعث شده است که در نگاه بخشی از جامعه محکومیت ها با جرائم ارتکابی تناسب نداشته باشد!

4- عدم برخورد با مدیران نجومی بگیر: در بررسی روند مواجهه دولت با موضوع فیش‌های نجومی متاسفانه به این مسئله پی می‌بریم که انگیزه و اراده‌ای در دولت برای برخورد با این مفاسد وجود ندارد و تا به امروز رویای برخورد با مدیران نجومی تعبیر نشده است بنا به اظهارات محمد حسینی «نماینده تفرش و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس» برخی مدیران برای بازپس گرفتن حقوق‌های نجومی مسترد شده شکایت کرده‌اند و برخی در همان محلی که حقوق‌ها را دریافت کرده‌اند مشغول به کار هستند. جالب آنکه سخنگوی دولت در اظهاراتی تأمل‌برانگیز یکی از مدیران نجومی بگیر را از ذخایره نظام و امانت‌دار بزرگ کشور دانست. قطغا عدم برخورد مناسب با کسانی که حقوق غیرمتعارف می گیرند برای جامعه قابل هضم نمی باشد و این اشکال را به کل نظام نسبت می دهند.[3]

در شرایطی که بخش قابل توجهی از مردم به خاطر چالش های اقتصادی ناشی از تحریم و سیاست های دولت ها تحت فشار قرار گرفته اند. مجموعه عوامل دیگری در روزها و ماه های پایانی سال 1396 رخ داده است که باعث ناامیدی هرچه بیشتر مردم از بهبود وضع معیشت و شتاب دهنده اعتراضات شد. 

الف) بلاتکلیفی مال باختگان در موسسات اعتباری: در ماههای گذشته تعدادی از موسسات مالی و اعتباری اعلام ورشکستگی کرده اند این موضوع باعث اعتراض و تجمعات مال باختگان در برخی مناطق مختلف کشور شد که بعضی از تجمعات با شعارهای تند علیه مسئولین حکومتی نیز همراه بوده است.

ب) نگرانی نسبت به بودجه 97: موضوع موسسات اعتباری درصد کمی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده بود اما در این روزها اخبار متعدد در خصوص افزایش دوباره قیمت سوخت، حذف یارانه ها و ... در بودجه 97 از سوی مسئولین به گوش مردم رسید و این پیام به مردم داده شد که تورم جدیدی در راه است. این در حالی است که مردم می دانند افزایش قیمت سوخت تورم و جو روانی نامناسبی را در جامعه بوجود می آورد. 

در نهایت باید ذکر نمود نارضایتی اقتصادی موجود در کشور که بخش اعظم آن برگرفته از سیاست های غلط اقتصادی مسئولین می باشد و باعث ایجاد ناامیدی در برخی از مردم شده است یکی از عوامل ابتدایی اعتراضات اخیر است. اما این اعتراضات خیلی سریع از خواستگاه اصلی خود فاصله گرفت و گروه های دیگری که اصلا دغدغه اقتصادی ندارند مدیریت اعتراضات را در دست گرفتند. اگرچه بیگانگان توانستند با بهره برداری و برنامه ریزی برای آن، فعالیت در شبکه های مجازی و تحریک و نفوذ در بین معترضان، مشکلات و خسارات مالی و جانی را بر مردم تحمیل کنند اما قطعا این ناارامی ها در روزهای آینده به صورت کامل به اتمام خواهد رسید و موضوعی که مهم است تصمیمات آینده مسئولین اجرائی کشور است که باید با اتخاذ سیاسیت های اقتصادی مناسب برای حل مشکلات اقتصادی مردم گام های اساسی را بردارند و امیدواری به آینده را بیش از پیش افزایش دهند .


1. fa.wikipedia.org

2. www.amar.org & www.mehrnews.com

3. www.mashreghnews.ir & www. Tasnimnews.com



مق/ج

منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 96/10/16 ] [ 4:5 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]


احمدی‌نژاد و حلقه پیرامونی‌اش که سابقه تولید دوقطبی‌های سیاسی را با حمله به مرحوم هاشمی‌رفسنجانی در پرونده سیاسی‌اش دارد، این بار به اهداف سیاسی خود پوششی عدالتخواهانه و حتی انقلابی داده و با بهره‌گیری از برخی مفاهیم و اطلاعات به ظاهر موجه، ژستی انتقادی و خیرخواهانه برای آینده نظام و انقلاب گرفته و ادعاهایی را مطرح کرده است

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/رسول سنایی راد

در چند ماه گذشته، حلقه انحراف که پرونده تخلفات و فساد برخی اعضای هسته مرکزی آن در مسیر رسیدگی و صدور حکم قضایی قرار دارد، با هدف سیاسی کردن این محاکمات و تولید دوقطبی سیاسی کاذب دیگر برای حضور در عرصه قدرت با استفاده از فشار اجتماعی، اقدام به اتهام‌زنی علیه قوه قضائیه کرده و با تکرار ادعاهای بخش افراطی و فتنه‌گر یک جریان سیاسی دیگر علیه رئیس آن قوه، تلاش می‌کند محاکمه اطرافیان خود را دعوایی خانواده‌ای و سوء‌استفاده لاریجانی‌ها از قدرت جلوه دهد.

احمدی‌نژاد و حلقه پیرامونی‌اش که سابقه تولید دوقطبی‌های سیاسی را با حمله به مرحوم هاشمی‌رفسنجانی در پرونده سیاسی‌اش دارد، این بار به اهداف سیاسی خود پوششی عدالتخواهانه و حتی انقلابی داده و با بهره‌گیری از برخی مفاهیم و اطلاعات به ظاهر موجه، ژستی انتقادی و خیرخواهانه برای آینده نظام و انقلاب گرفته و ادعاهایی را مطرح کرده است که بخشی از آن را باید خود وی در دوران ریاست‌جمهوری حل می‌کرد یا به جای لفاظی و ابزار قرار دادن برای جنجال‌آفرینی و پیشبرد اهداف سیاسی، در تعامل با مجمع تشخیص مصلحت و دیگر مسئولان عضو آن، دنبال می‌کرد.

با توجه به نحوه طرح این ادعاها و اینکه خود حلقه انحراف سابقه مسئولیت در درون نظام را داشته است، چنین اقداماتی که شکل تخریبی علیه مسئولان قوا گرفته، تنها به ذوق‌زدگی دشمنان بیرونی، ضد انقلاب و بخش فتنه‌گر یک جریان سیاسی انجامیده که با استقبال از این اقدامات و ادعاها، مرتب آن را در فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی بازتاب می‌دهند؛ چرا که پیامدها و نتایج برآمده از اقدامات و ادعاهای حلقه انحراف، اهداف براندازانه و ضد انقلابی آنان را نیز پوشش می‌دهد. پیامدها و نتایجی، همچون:

1ـ ایجاد یأس و ناامیدی در مردم که پشتوانه اصلی نظام برای پیشرفت و تعالی کشور و مقابله با امواج سهمگین تهدید و توطئه و موتور محرکه توانایی و سربلندی کشور محسوب می‌شوند.

2ـ تولید دوقطبی‌ها و شکاف‌های کاذب و ایجاد زمینه منازعات بیهوده که انرژی‌ها و توانمندی‌های مثبت را در عرصه تقابل‌های داخلی فرسایش می‌دهد.

3ـ لطمه به اعتبار و منزلت مسئولان، قوا و دستگاه‌هایی که باید با اقتدار و توانمندی نقش‌های محوری را انجام داده و مسائل و نیازهای مردم و کشور را برآورده کنند و وقتی به اعتبار آنها لطمه می‌خورد، روند ایفای نقش و وظایف نیز مختل می‌شود.

4‌ـ به حاشیه افتادن مسائل اساسی کشور و سرگرم‌سازی به مسائل حاشیه‌ای که حل نشدن این مسائل و مورد غفلت قرار گرفتن، به ضعف در کارآمدی دستگا‌ه‌ها و ایجاد نارضایتی مردم می‌انجامد.


انقلابی‌نمایی در حلقه انحراف


با توجه به این پیامدهای منفی و خسارت‌بار است که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیرشان تأکید کردند: «نمی‌شود که انسان یک دهه همه‌کاره کشور باشد،‌ یک دهه بعد تبدیل شود به مخالف‌خوان کشور، 9 دی که آنقد‌ر عظمت دارد، پاسخ ملت به این بازی‌ها بود.» به عبارتی، این نوع ادعاها و اقدامات یک بازی سیاسی از ناحیه کسانی است که خودشان می‌توانستند آن را با استفاده از جایگاه و اختیارات قانونی حل کنند؛‌ اما امروز از آن چماقی برای تسویه‌حساب‌های سیاسی ساخته‌اند که بوی همسویی با دشمن و فتنه‌گری علیه انقلاب می‌دهد؛ از این رو نه تنها نقد منصفانه و دلسوزی به شمار نمی‌آید؛ بلکه تنها تخریب محسوب شده و وقتی با تهمت‌زنی مخلوط می‌شود، اقدامی حرام شمرده می‌شود؛ از این رو امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به صراحت آن را مغایر با تقوا و انقلابی‌گری می‌دانند و به صراحت فرمودند: «نقد منصفانه،‌ نقد و نقدپذیری واجب است، تهمت و لجن‌پراکنی حرام است. هنر این است که انسان خدا را در نظر بگیرد و برای قدرت‌یابی حرف نزند. انقلابی‌نمایی غیر از انقلابی‌گری است. انقلابی‌گری، پایبندی و تدین لازم دارد.»

آقای احمدی‌نژاد همواره از تکنیک تولید دوقطبی و شکاف سیاسی و موج‌سواری بر روی آن برای نیل به اهداف بهره برده و این بار نیز سعی دارد از آن به شکل پیچیده‌ای استفاده کند؛ اما باید بداند که در گذشته مردم به تابلوها و نمادهای ارزشی و انقلابی که او سر دست گرفته بود و به اعتبار آن ارزش‌ها به او اقبال نشان می‌دادند. درست از همان زمان که معلوم شد او از این ارزش‌ها فاصله گرفته و برای نیل به قدرت تنها این نمادها و ارزش‌ها را ابزار قرار می‌دهد، به او و اطرافیانش حلقه انحراف می‌گفتند که کنایه از انحراف از این ارزش‌ها بود و انقلابی‌نمایی او را به فاصله گرفتن از انقلابی‌گری معنا می‌کنند. سال‌ها است که مردم بین احمدی‌نژاد سال 84 و پس از 11 روز خانه‌نشینی و لجبازی تفاوت قائلند./


منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 96/10/9 ] [ 2:54 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

برخی افراد فرصت‌طلب و سودجو، بر این فضا موج‌سواری کرده و تلاش کردند تا اعتراضات اقتصادی مردم را کانالیزه کرده و سمت‌وسوی ضدیت با نظام به خود بگیرد. طبیعتاً اینها از هر فرصتی برای ضربه به نظام استفاده می‌کنند و باید مراقب تحرکات آنها بود.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی قربانی

چهار نکته درباره‌ تجمعات اعتراضیتجمعات اعتراضی اخیر که ابتدا در شهر مشهد شروع شد و به برخی از شهرهای دیگر کشور نیز سرایت کرد، اگرچه در ابتدا به دلیل مشکلات اقتصادی، بیکاری، گرانی، بحران مؤسسات مالی و اعتباری و... شکل گرفت، اما با تداوم آن، سمت و سوی سیاسی به خود گرفت. در خصوص چیستی و چرایی این اعتراضات نیز اظهارنظرها و تحلیل‌های متعددی ارائه شده است؛ برخی آن را سازماندهی‌شده از جانب مخالفان و منتقدان دولت ارزیابی کردند، برخی دیگر آن را واکنش طبیعی مردم در برابر وضع نابسامان اقتصادی موجود قلمداد کردند و برخی دیگر، آن را سازماندهی شده از سوی مخالفان نظام و کانالیزه کردن مطالبات اقتصادی مردم به ضدیت با نظام و زیرسؤال بردن شعارهای نظام دانستند. به هر حال در این خصوص می‌توان به ذکر چند نکته پرداخت:


1- آن بخش از تجمعات اعتراضی اخیر که مسالمت‌آمیز بود و در اعتراض به اوضاع اقتصادی شکل گرفته بود، طبیعی و خودجوش بود و جا دارد که مسئولان امر به مطالبات مردم در این حوزه توجه جدی داشته باشند. درواقع، انباشته شدن حجم مشکلات و مطالبات اقتصادی مردم برای چند سال متوالی مسأله‌ای جدی است و باید به طور قاطع و هرچه سریع‌تر حل‌ورفع شود.


2- به طور طبیعی و عقلانی، کسانی که مشکلات اقتصادی دارند و یا در مؤسسات مالی و اعتباری با مشکل مواجه شده‌اند، راه‌حل مشکلات خود را در افزایش آشوب و به هم ریختن وضع و نظم موجود نمی‌دانند، بلکه برعکس برای آنکه مطالبات آنها محقق شود، محتاط بوده و حفظ آرامش و امنیت کشور را لازمه‌ی رسیدگی به مشکلات خود می‌دانند. به تعبیر دیگر، مردمی که با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و افرادی که بخشی از دارایی آنها در مؤسسات مالی و اعتباری با مشکل مواجه شده است، نیک می‌دانند که شعارهای اعتراضی ساختارشکنانه و امنیتی کردن فضا، راه‌حل مشکلات آنها نیست.


3- باتوجه به آنچه گفته شد، عمده‌ مشکل در اینجا این است که برخی افراد فرصت‌طلب و سودجو، بر این فضا موج‌سواری کرده و تلاش کردند تا اعتراضات اقتصادی مردم را کانالیزه کرده و سمت‌وسوی ضدیت با نظام به خود بگیرد. طبیعتاً اینها از هر فرصتی برای ضربه به نظام استفاده می‌کنند و باید مراقب تحرکات آنها بود. قابل‌ذکر است که اقدامات همین قبیل افراد، خوراک تبلیغاتی و روانی لازم برای رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب فراهم کرد. در همین راستا می‌توان گفت که بخشی از تلاش آنها معطوف به تحت‌الشعاع قراردادن گرامی‌داشت حماسه‌ی 9 دی است.


4- آنگونه که برخی ادعا می‌کنند، شکل‌گیری این اعتراضات نمی‌تواند از سوی جریان سیاسی رقیب، منتقد و یا مخالف دولت سازماندهی شده باشد؛ زیرا تجربه ثابت کرده است که جریان سیاسی رقیب دولت، در موازنه‌ میان رقابت‌های سیاسی و حفظ موجودیت و اقتدار نظام، هیچ‌‌گاه حاضر به تغییر معادله‌ رقابت و بازی سیاسی به ضرر نظام نیست. حتی می‌توان گفت که عقلای جریان رقیب دولت خواهان موفقیت دولت هستند؛ زیرا از دیدگاه آنها کارآمدی و موفقیت دولت به پای نظام نیز نوشته می‌شود. علاوه بر این، اکنون نه کشور در فضای انتخاباتی قرار دارد و نه دیگر دولت برای دور آینده انتخابات می‌تواند خود را در معرض رأی مردم قرار دهد و میان وی و رقبای سیاسی‌اش رقابتی شکل بگیرد. بنابراین، هیچ‌ عقل سلیمی نمی‌تواند بپذیرد که تجمعات اعتراضی اخیر را رقبای دولت سازماندهی کرده باشند. درواقع، تنها و مهمترین خواسته‌ی رقبای دولت و مردم، تلاش برای حل مشکلات و ارتقای درجه‌ی کارآمدی از سوی دولت است و البته عقل سلیم نیز حکم می‌کند که رقبای دولت نیز در این زمینه از نگاه‌های سیاسی و جریانی فاصله بگیرند و ظرفیت خود را برای حل مشکلات مردم،‌ کمک به دولت و افزایش کارآمدی آن بسیج کنند. در نقطه‌ی مقابل نیز دولت باید به جریان رقیب خود به عنوان بخشی از ظرفیت‌های نظام بنگرد و دست همکاری و هم‌افزایی به سوی آنها دراز کند. واقعیت آن است که حجم مشکلات کشور بحدی است که همکاری، هم‌نوایی و هماهنگی مجموعه‌ی نخبگان کشور را می‌طلبد.



منبع: سایت بصیرت


[ شنبه 96/10/9 ] [ 2:50 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]

در امکان‌سنجی تداوم ائتلاف اصلاح‌طلبان و دولت باید گفت، واقعیت این است که دولت بیش از هر چیز دیگری به شرایط توجه می‌کند و در تنظیم روابط خود با نیروها و جریان‌های سیاسی فعال در کشور، شرایط را می‌سنجد؛ از این‌ رو، بنا به شرایط و آنچه منافع و مصلحت خود تشخیص می‌دهد، به این یا آن جریان نزدیک می‌شود.

پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی قربانی

امکان‌سنجی تداوم ائتلاف اصلاح‌طلبان و دولترابطه‌ دولت یازدهم و اصلاح‌طلبان که با توجه به حمایت‌های اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، حاوی امیدهای فراوانی برای اصلا‌ح‌طلبان و نویدبخش بازگشت مجدد آنها به قدرت بود، در همه دوره‌ زمامداری دولت یازدهم، هرچند بر اساس نیاز متقابل بود؛ اما به طور نسبی خوب بود و با توجه نسبی دولت به خواسته‌های آنان تداوم داشت تا اینکه با حمایت مجدد اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در انتخابات دوازدهمین دوره‌ ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان امیدوار بودند که دولت دوازدهم،‌ بیش از پیش به خواسته‌های آنها توجه کند و به نوعی کارکرد انتقالی برای آنها به منظور استقرار یک دولت اصلاح‌طلب داشته باشد؛ اما روند اتفاقات بعدی در تشکیل کابینه و نزدیکی دولت به طیف وابسته به آقای علی لاریجانی، انتقاد برخی اصلاح‌طلبان از دولت را در پی داشت. در واقع، در اوضاع کنونی اظهارنظرها و تحلیل‌های متعددی درباره‌ امکان تداوم ائتلاف و همکاری دولت و اصلاح‌طلبان منتشر و مطرح می‌شود که هر یک در جای خود امکان بررسی دارد.

با این حال، در امکان‌سنجی تداوم ائتلاف این دو باید گفت، واقعیت این است که دولت بیش از هر چیز دیگری به شرایط توجه می‌کند و در تنظیم روابط خود با نیروها و جریان‌های سیاسی فعال در کشور، شرایط را می‌سنجد؛ از این‌ رو، بنا به شرایط و آنچه منافع و مصلحت خود تشخیص می‌دهد، به این یا آن جریان نزدیک می‌شود. از سوی دیگر، در میان اصلاح‌طلبان نیز به دولت این‌گونه نگاهی وجود دارد؛ به این معنا که آنها در حداکثرترین و محتمل‌ترین حالت، کارکرد دولت را زمینه‌سازی برای قدرت‌گیری خود در دور بعدی انتخابات یا همان کارکرد «رحم اجاره‌ای» می‌دانند؛ یعنی آنها به امتیازهایی که دولت یازدهم و دوازدهم تاکنون به اصلاح‌طلبان داده، راضی نبوده و اکنون برخی لایه‌های این جریان معتقدند، یک دولت صددرصد اصلاح‌طلبی باید مستقر شود تا بتواند به خواسته‌های آنها جامه‌ عمل بپوشاند.

در این میان، به نظر می‌رسد دولت و به ویژه شخص رئیس‌جمهور، با وجود همه امتیازاتی که به اصلاح‌طلبان داده‌ و فرصت‌های متعددی که برای آنها فراهم کرده‌ است، حاضر نیست بیش از پیش به این جریان میدان بدهد. مهم‌ترین دلایل و ملاحظات دولت در تلاش برای نوعی فاصله‌گیری از اصلاح‌طلبان به ویژه پس از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری را می‌توان به طور مختصر این‌گونه بیان کرد:

1ـ دولت و طیف اعتدالی فعال در آن، ‌به ویژه اعضای حزب اعتدال و توسعه با فاصله‌گیری از اصلاح‌طلبان درصدد هستند نوعی هویت متمایز و متفاوت از اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی برای خود تعریف کنند؛ به همین منظور آنها نیازمندند مرزها‌ی خود را بیش از پیش با دیگران مشخص کنند.

2ـ هرچند دولت به دلیل ضعف در پایگاه اجتماعی در دو دور متوالی به اصلاح‌طلبان روی آورد؛ اما اکنون دیگر چندان نیازی به حمایت اصلاح‌طلبان ندارد و شاید از این نظر، خود را مجبور نمی‌داند که به خواسته‌های آنها توجه کند. در همین راستا، گفتنی است اتفاقاً دولت و به ویژه شخص رئیس‌جمهور به تداوم حیات سیاسی خود پس از پایان دوره‌ زمامداری خود نیز می‌اندیشند و در این میان، تصور آنها این است که چنانچه بیش از پیش به اصلاح‌طلبان میدان بدهند، آنها در چنبره‌ خواسته‌های اصلاح‌طلبان ساختارشکن گرفتار شده و در این صورت، مجبور به رویارویی با نظام هستند. بنابراین، تصور آنها این است که با حفظ فاصله‌ خود از اصلاح‌طلبان، خود را در موقعیتی قرار ندهند که جز خسران، عایدی برای آنها نخواهد داشت.

3ـ رویکرد دولت در اداره‌ کشور با رویکرد اصلاح‌طلبان نیز متمایز است؛ رویکرد دولت در مجموع در قالب «توسعه‌گرایی» قابل تعریف است و بیشتر سویه‌های اقتصادی دارد؛ اما رویکرد اصلاح‌طلبان در قالب توسعه سیاسی تعریف می‌شود. بر این اساس ، چون دولت رویکرد توسعه‌گرایی دارد و توسعه‌گرایی نیازمند جو سیاسی آرام و نوعی فضای غیر جنجالی است، دولت تلاش می‌کند در دور دوم فعالیت خود، هم تکیه‌ بیشتری بر روی رویکرد خود داشته باشد و هم از جنجال‌هایی که خواسته یا ناخواسته در اثر پیگیری خواسته‌های اصلاح‌طلبانه، به ویژه طیف ساختارشکن آنها ایجاد می‌شود و هزینه‌بر است، به دور باشد. 

 

منبع: سایت بصیرت


[ یکشنبه 96/9/19 ] [ 2:40 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
محمد بن سلمان در حال از بین بردن پایه های سنتی و تاریخی حکومت سعودی است که مبتنی بر دو عنصر خاندان سلطنتی و روحانیون می باشد. بن سلمان به دنبال این است که دولتی شبیه به آنچه که در دبی می بینیم، ایجاد کند و زیر نظر امریکایی ها این کار را انجام می دهد. او همچنین به دنبال رابطه با رژیم اسرائیل است
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل
در چند روز اخیر کنفرانس دو روزه «محبان اهل بیت و مساله تکفیری ها» در تهران برگزار شد که حدود 500 شخصیت از علمای شیعه و سنی جهان اسلام در آن شرکت داشتند. یکی از شرکت کنندگان در این کنفرانس دکتر فواد ابراهیم، معارض سعودی بود که خبرنگار بخش عربی پایگاه بصیرت گفتگویی را با وی در زمینه سیاست های عربستان در منطقه، انجام داده است. فؤاد ابراهیم معتقد است: نوعی آگاهی بین المللی درباره ارتباط وهابیت با تروریسم ایجاد شده است و کشورهای اروپایی به دنبال محدودسازی این اندیشه هستند و این موضوع عربستان را تحت تأثیر قرار داده است.
در ادامه متن کامل گفتگوی بصیرت با فؤاد ابراهیم می آید:

جناب آقای دکتر فواد ابراهیم، از این که در این گفتگو حاضر شدید از شما تشکر می کنیم، درآغاز بفرمایید با توجه به شکست گروه تروریستی تکفیری داعش در عراق و سوریه، نظر شما درباره آینده جریان تکفیری و مرحله پسا داعش در منطقه غرب آسیا چیست؟
تردیدی نیست که در حال حاضر و پس از شکست پروژه داعش در عراق و شام، گروه های تکفیری متحمل ضربه سنگینی شده اند. البته این وضعیتی است که تمام گروه های افراطی در سراسر جهان آن را تجربه می کنند؛ معمولا عمر این دسته از گروه ها بسیار کوتاه است و به همین دلیل سرنوشت داعش و گروه های مشابه آن در سراسر جهان زوال و نابودی است. از همین روست که ما ملاحظه می کنیم که در حال حاضر نوعی حرکت اعتراضی در مقابل این گروه به وجود آمده است؛ چرا که باعث شده است تا ضرر و زیان های سنگینی به جهان اسلام  و مسلمانان وارد شده و به ویژه در نگاهی که غیر مسلمانان به جامعه اسلامی پیدا کرده اند.
به همین دلیل است که من بر این باورم که در مرحله آینده ما نوعی بازنگری و نقدی قابل توجه و گسترده نسبت به این گروه و اندیشه ها و برنامه های آن را شاهد خواهیم بود. هرچند که تحولات اخیر باعث شده است تا یک گروه افراطی دیگر تولید شود، اما به نظر من این پروژه شکست خورده است؛ این شکست هم شامل اهداف می شود و هم ناتوانی در جذب تعداد نیروی بیشتر. ضمن این که در عرصه میدانی هم داعش شکست خورده است که این شکست بازتابی از شکست فکری و ایدئولوژیک آن نیز می باشد.

نظر شما درباره سیاست های آتی عربستان سعودی و حمایت این کشور از جریان تکفیری چیست؟
بدون شک عربستان سعودی همانند یک چتر پوششی برای گروه های تکفیری عمل کرده است؛ عربستان حامی این جریان است و صادر کننده افکار، پول و حتی نیروی انسانی برای این نوع از گروه ها به حساب می آید. من بر این باورم که عربستان سعودی در دو مرحله مورد نقد قرار گرفته است؛ نخست در مرحله پس از حوادث یازدهم سپتامبر است؛ زمانی که یکی از اعضای پنتاگون عربستان سعودی را به عنوان کانون شرارت توصیف کرد. من معتقدم اکنون و پس از فروپاشی داعش نیز دومین ضربه به عربستان سعودی وارد شده است؛ چرا که این کشور به عنوان ارائه کننده ایدئولوژی سازمان های تروریستی به حساب می آید و امروزه هر گونه اقدام تروریستی که در هر نقطه ای از جهان رخ می دهد، به نوعی با وهابیت مرتبط است؛ وهابیتی که اقدامات تروریستی را تشویق می کند.
 به همین دلیل من بر این باورم که امروزه مشخص شده است جهان نیازمند محدود کردن این ایدئولوژی می باشد و اینکه نباید به آن اجازه گسترش بدهد. در همین راستا ما ملاحظه می کنیم که در غرب تلاش می شود تا تمام ائمه مساجدی که از عربستان سعودی می آیند کنار گذاشته شوند؛ برای اینکه این افراد اندیشه های افراطی دارند و اقدامات تحریک آمیزی را نسبت به مسلمانان و غیرمسلمانان انجام می دهند. آنها مسلمانان و غیرمسلمانان را تکفیر می کنند و به همین دلیل هم شاهد موجی جهانی برای مقابله با وهابیت هستیم؛ مساله ای که حتی بر خود عربستان سعودی هم بازتاب داشته است و ملاحظه می کنیم که این کشور به دنبال حذف و کنارگذشتن تدریجی وهابیت می باشد.
در داخل هم سیاست محمد بن سلمان این است که نقش نهاد دینی و نقش ایدئولوژی وهابی کاهش یابد و به باور من این موضوع بازتاب هایی خوبی داشت؛ امریکایی ها در این راستا عربستان سعودی را وادار کردند که شیوه های آموزشی و مواد آموزشی ارائه شده در مدارس خود را تغییر دهد؛ برای اینکه همین شیوه های آموزشی مبتنی بر وهابیت بود که افراط گرایی را در مدارس و خارج از عربستان تشویق و تقویت می کند.

در خصوص مسائل داخلی عربستان و آنچه که اخیرا رخ داده است،  به نظر شما چه سرنوشتی در انتظار محمد بن سلمان و تنش هایی که بر سر قدرت و مساله جانشینی در این کشور به وجود آمده چه نتیجه ای خواهد داشت؟
امروز محمد بن سلمان در داخل عربستان دست به اقداماتی زده است که به آن انقلاب می گوید؛ اما این انقلاب تنها از نظر او انقلاب است. او به دنبال برپایی حکومتی است که طبق معیارهای خودش شکل گیرد. او شیوخ و روحانیون را کنار می زند و با بازرگانان و بسیاری از شخصیت ها و افراد در داخل عربستان به مقابله برخاسته است، برای این که او تشکیل حکومتی را در سر می پروراند که در این حکومت تنها او حاکم است و اوست که تنها تصمیم گیرنده می باشد.
از همین رو ملاحظه می کنیم که محمد بن سلمان در حال از بین بردن پایه های سنتی و تاریخی حکومت سعودی است که مبتنی بر دو عنصر خاندان سلطنتی و روحانیون می باشد. محمد بن سلمان به دنبال این است که دولتی شبیه به آنچه که در دبی می بینیم، ایجاد کند و زیر نظر امریکایی ها این کار را انجام می دهد. او همچنین به دنبال رابطه با رژیم اسرائیل است. من بر این باورم که محمد بن سلمان در آینده این مسیر را دنبال خواهد کرد و تلاش می کند تا از حمایت های خارجی (امریکایی،  اسرائیلی و اروپایی) برخوردار شود؛ چرا که این تغییراتی که او به دنبال آن است در غرب بازتاب خواهد داشت؛ چه تغییرات مربوط به مقابله با وهابیت و چه تغییرات مربوط به مبارزه به فساد و امتیازهایی که به جوانان و زنان داده شده است. این گونه اقدامات مورد استقبال غرب است. البته همان گونه که پیشتر هم گفتم، این گونه اقدامات برای این طراحی شده است که محمد بن سلمان به قدرت برسد و یک فرعون جدید در امت اسلامی تبدیل شود.

به نظر شما ریارویی هایی که اخیرا بین ایران  و عربستان سعودی به وجود آمده است چه نتیجه ای دربرخواهد داشت و آینده این تقابل چه خواهد شد؟
عربستان سعودی درحال حاضر از دشمنی با ایران برای برطرف کردن نیازهای داخلی و خارجی خود بهره برداری می کند؛ این کشور در داخل ناکام بوده است و تلاش می کند برای منصرف کردن افکار عمومی از این ناکامی، در خارج از کشور دشمنی برای خود بسازد. این در حالی است که ملاحظه می کنیم در خارج از کشور هم عربستان همزمان با دشمنی با ایران،  موضوع عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل را هم دنبال می کند. عربستان سعودی گفتمان ضد ایرانی را تقویت می کند و برای دشمنی با ایران هزینه هایی را هم پرداخت می کند؛ مسابقه تسلیحاتی که به راه افتاده است و اقداماتی که در جهت جلب رضایت غرب و رژیم صهیونیستی صورت می گیرد. ضمن این که این دشمنی با ایران است که عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی را در کنار هم جمع کرده است./
از شما بابت حضور در این گفتگو سپاسگذاریم.
مصاحبه از: محمدرضا بلوردی


[ یکشنبه 96/9/12 ] [ 10:29 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران مسائل امنیتی و سیاسی در اروپا معتقدند که روزهای سخت اروپا در پیش است. حتی بسیاری از این تحلیلگران معتقدند که عبور اروپای واحد از این دوران سخت به راحتی امکانپذیر نیست و در چنین شرایطی می توان به گزینه ها و احتمالاتی مانند فروپاشی اتحادیه اروپا و منطقه یورو و از بین رفتن بسیاری از قراردادها و مناسبات ترسیم شده در این مجموعه فکر کرد
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/دکتر حنیف غفاری
شکست آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در تشکیل دولت ائتلافی در آلمان، به سوژه خبری و تحلیلی بسیاری از رسانه های غربی تبدیل شده است. پس از شکست مرکل و حزب دموکرات مسیحی  در تشکیل دولت ائتلافی با احزاب سوسیال مسیحی، سبز و دموکرات های لیبرال، صدر اعظم آلمان دست یاری به سوی حزب سنتی و رقیب خود یعنی سوسیال دموکرات دراز کرده است. اگرچه تا هفته گذشته برخی رسانه های آلمانی با خوشبینی نسبت به احتمال تشکیل دولت ائتلافی میان ائتلاف احزاب مسیحی و سوسیال دموکرات ها می نگریستند، اما اظهارات اخیر زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه فعلی آلمان و یکی از سران حزب سوسیال دموکرات بسیاری از امیدها در این خصوص را نقش بر آب کرده است.

صدر اعظم ناتوان در مقابل اروپای بر هم ریخته

زیگمار گابریل پیش شرط اصلی ائتلاف با ائتلاف احزاب مسیحی را تغییر سیاست های مرکل در قبال منطقه یورو و اتحادیه اروپا دانسته است! بدون شک، تحقق این پیش شرط اساسا با توجه به روحیات مرکل و اصول حزب دموکرات مسیحی امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی برای تشکیل دولت ائتلافی  تنها یک راه باقی می ماند و آن عقب نشینی سوسیال دموکرات ها از شروط سخت خود می باشد. در این صورت نیز طرفداران حزب سوسیال دموکرات از سران خود ناامید شده و آنها را در خصوص امتیازدهی اقتصادی وسیاسی به مرکل متهم خواهند کرد. لازم به ذکر است که پس از شکست سنگین حزب سوسیال دموکرات در انتخابات سراسری امسال در آلمان، سران این حزب تصمیم گرفتند به حضور در دولت ائتلافی خاتمه داده و در قالب اصلی ترین حزب مخالف دولت، به تقابل با مرکل بپردازند. با این حال شکست صدر اعظم آلمان  در شکل دهی ائتلاف موسوم به "جاماییکا"، بار دیگر سران حزب سوسیال دموکرات را بر آن داشته است تا در خصوص تشکیل دولت ائتلافی فکر کنند. در خصوص آنچه در آلمان و اروپا می گذرد نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت:
نخست اینکه حتی اگر دولت ائتلافی میان ائتلاف احزاب مسیحی و حزب سوسیال دموکرات شکل گیرد، مرکل بخش اعظم قدرت خود را طی 4 سال آتی از دست خواهد داد. کمترین شبهه ای وجود ندارد که سوسیال دموکرات ها در صورت حضور در دولت ائتلافی، امتیازاتی از مرکل خواهند گرفت. این در حالیست که اختلافات  دو حزب سنتی آلمان بر سر موضوعاتی مانند سیاستگذاری اقتصادی در منطقه یورو، تعیین مناسبات درون آتلانتیکی با اعضای ناتو و نحوه مقابله با بحران پناهجویان به قوت خود باقی خواهد ماند. در جریان رقابت های انتخابات سراسری امسال در آلمان، مارتین شولتز و مرکل به عنوان دو نامزد احزاب پست صدر اعظمی آلمان، به تخریب یکدیگر پرداخته و نهایت تلاش خود را جهت حذف سیاسی یکدیگر به کار گرفتند. در چنین شرایطی تشکیل دوباره دولت ائتلافی در آلمان میان ائتلاف احزاب مسیحی و سوسیال دموکرات ها برای بسیاری از شهروندان آلمانی مطلوبیت ندارد.
نکته دوم، به کاهش قدرت مانور مرکل در معادلات سیاسی و اجرایی آلمان و اروپا باز می گردد. اگرچه مرکل بار دیگر به عنوان صدر اعظم آلمان در رأس هرم قدرت در این کشور قرار خواهد گرفت، اما قدرت تاثیرگذاری وی در معادلات اجتماعی و سیاسی برلین کاهش شدیدی خواهد یافت. طی سال های 2013 تا 2017 میلادی و در پی تشکیل دولت ائتلافی میان دموکرات مسیحی ها و سوسیال دموکرات ها، قدرت مرکل نسبت به ادوار نخست و دوم صدر اعظمی خود کاهش یافت. همین مسئله باعث شد تا برخی هم حزبی های مرکل از وی بخواهند تا برای مرتبه چهارم برای صدر اعظمی آلمان نامزد نشود.
با این حال مرکل در نهایت تصمیم گرفت به صحنه بیاید و با رقبای خود برای احزاب این پست رقابت کند. محصول این رقابت در ظاهر پیروزی مرکل بوده است، اما ترکیب آرای انتخابات نشان می دهد که مرکل از صدر اعظمی قوی به سیاستمداری ضعیف در برلین تبدیل شده است. بدون شک این مسئله بر روی قدرت مانور مرکل در اتحادیه اروپا و منطقه یورو نیز تاثیر گذار خواهد بود. بسیاری از بحران های منطقه یورو و اتحادیه اروپا در حالی ادامه دارند که هرگونه مواجهه با آنها، نیازمند وجود قدرتی متمرکز و یک مدیر سیاسی و اقتصادی قوی است. مرکل هم اکنون از این قدرت عملا بی بهره است. همین مسئله سبب شده تا اتحادیه اروپا در سخت ترین شرایط ممکن، اصلی ترین هدایتگر خود را از دست بدهد. حتی در چنین شرایطی ممکن است امانوئل مکرون رئیس جمهور جوان فرانسه سعی کند جایگاه مرکل را به عنوان قوی ترین سیاستمدار اروپا تصاحب کند.
نکته سوم اینکه افول جایگاه سیاسی هر دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات در آلمان از یک سو و رشد تصاعدی آرای حزب "جایگزینی برای آلمان " که جریانی ضد اسلام و ضد مهاجرت (وابسته به جریان راست افراطی) محسوب می شود، نشان می دهد که احزاب سنتی جایگاه قبلی خود را در اروپای واحد از دست داده اند. هم اکنون احزاب وابسته به جریان راست افراطی با رویکردی ناسیونالیستی و ضد اروپایی توانسته اند گوی سبقت را از احزاب طرفدار اروپای واحد و منطقه یورو بربایند.

صدر اعظم ناتوان در مقابل اروپای بر هم ریخته

بنابراین، اروپا به سمت احیای ناسیونالیسم و بازگشت به فضای قبل از تشکیل اروپای واحد و منطقه یورو پیش می رود. بدیهی است که سیاستمداران جریان راست میانه و سوسیالیست در اروپا مقصر اصلی ایجاد وضعیت فعلی در قاره سبز محسوب می شوند. حتی این امکان وجود دارد که در انتخابات سراسری آینده در آلمان که در سال 2021 میلادی برگزاری خواهد شد، حزب جایگزینی برای آلمان بتواند با کسب اکثریت آرا، به نخستین و تاثیرگذار ترین حزب در این کشور تبدیل شود. رشد همزمان جریان های راست افراطی و ملی گرا در اروپا نشان می دهد که رویکرد جمعی سران اروپایی نتوانسته است موجبات رضایت و اقناع شهروندان کشورهای مختلف این مجموعه را فراهم آورد.
در نهایت اینکه مرکل هم اکنون به صدر اعظمی ناتوان تبدیل شده است. بدون شک، این صدر اعظم ناتوان قدرت مواجهه با معضلات مزمن و دامنه داری مانند بحران اقتصادی، بحران مهاجرت، بحران های امنیتی و .... را در اروپای واحد نخواهد داشت. از سوی دیگر، با تشدید بحران های جاری در اروپا از یک سو و اقبال شهروندان اروپایی به احزاب وابسته به جریان راست افراطی و ملی گرا از سوی دیگر، احتمال احیای ناسیونالیسم در اروپا افزایش یافته است.
در این صورت، دیگر نمی توان از وجود اروپای واحد و متعاقبا منطقه یورو در آینده ای نزدیک سخن به میان آورد. بی دلیل نیست که بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران مسائل امنیتی و سیاسی در اروپا معتقدند که روزهای سخت اروپا در پیش است. حتی بسیاری از این تحلیلگران معتقدند که عبور اروپای واحد از این دوران سخت به راحتی امکانپذیر نیست و در چنین شرایطی می توان به گزینه ها و احتمالاتی مانند فروپاشی اتحادیه اروپا و منطقه یورو و از بین رفتن بسیاری از قراردادها و مناسبات ترسیم شده در این مجموعه فکر کرد./

منبع: سایت بصیرت
بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران مسائل امنیتی و سیاسی در اروپا معتقدند که روزهای سخت اروپا در پیش است. حتی بسیاری از این تحلیلگران معتقدند که عبور اروپای واحد از این دوران سخت به راحتی امکانپذیر نیست و در چنین شرایطی می توان به گزینه ها و احتمالاتی مانند فروپاشی اتحادیه اروپا و منطقه یورو و از بین رفتن بسیاری از قراردادها و مناسبات ترسیم شده در این مجموعه فکر کرد
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/دکتر حنیف غفاری
شکست آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در تشکیل دولت ائتلافی در آلمان، به سوژه خبری و تحلیلی بسیاری از رسانه های غربی تبدیل شده است. پس از شکست مرکل و حزب دموکرات مسیحی  در تشکیل دولت ائتلافی با احزاب سوسیال مسیحی، سبز و دموکرات های لیبرال، صدر اعظم آلمان دست یاری به سوی حزب سنتی و رقیب خود یعنی سوسیال دموکرات دراز کرده است. اگرچه تا هفته گذشته برخی رسانه های آلمانی با خوشبینی نسبت به احتمال تشکیل دولت ائتلافی میان ائتلاف احزاب مسیحی و سوسیال دموکرات ها می نگریستند، اما اظهارات اخیر زیگمار گابریل، وزیر امور خارجه فعلی آلمان و یکی از سران حزب سوسیال دموکرات بسیاری از امیدها در این خصوص را نقش بر آب کرده است.

صدر اعظم ناتوان در مقابل اروپای بر هم ریخته

زیگمار گابریل پیش شرط اصلی ائتلاف با ائتلاف احزاب مسیحی را تغییر سیاست های مرکل در قبال منطقه یورو و اتحادیه اروپا دانسته است! بدون شک، تحقق این پیش شرط اساسا با توجه به روحیات مرکل و اصول حزب دموکرات مسیحی امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی برای تشکیل دولت ائتلافی  تنها یک راه باقی می ماند و آن عقب نشینی سوسیال دموکرات ها از شروط سخت خود می باشد. در این صورت نیز طرفداران حزب سوسیال دموکرات از سران خود ناامید شده و آنها را در خصوص امتیازدهی اقتصادی وسیاسی به مرکل متهم خواهند کرد. لازم به ذکر است که پس از شکست سنگین حزب سوسیال دموکرات در انتخابات سراسری امسال در آلمان، سران این حزب تصمیم گرفتند به حضور در دولت ائتلافی خاتمه داده و در قالب اصلی ترین حزب مخالف دولت، به تقابل با مرکل بپردازند. با این حال شکست صدر اعظم آلمان  در شکل دهی ائتلاف موسوم به "جاماییکا"، بار دیگر سران حزب سوسیال دموکرات را بر آن داشته است تا در خصوص تشکیل دولت ائتلافی فکر کنند. در خصوص آنچه در آلمان و اروپا می گذرد نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت:
نخست اینکه حتی اگر دولت ائتلافی میان ائتلاف احزاب مسیحی و حزب سوسیال دموکرات شکل گیرد، مرکل بخش اعظم قدرت خود را طی 4 سال آتی از دست خواهد داد. کمترین شبهه ای وجود ندارد که سوسیال دموکرات ها در صورت حضور در دولت ائتلافی، امتیازاتی از مرکل خواهند گرفت. این در حالیست که اختلافات  دو حزب سنتی آلمان بر سر موضوعاتی مانند سیاستگذاری اقتصادی در منطقه یورو، تعیین مناسبات درون آتلانتیکی با اعضای ناتو و نحوه مقابله با بحران پناهجویان به قوت خود باقی خواهد ماند. در جریان رقابت های انتخابات سراسری امسال در آلمان، مارتین شولتز و مرکل به عنوان دو نامزد احزاب پست صدر اعظمی آلمان، به تخریب یکدیگر پرداخته و نهایت تلاش خود را جهت حذف سیاسی یکدیگر به کار گرفتند. در چنین شرایطی تشکیل دوباره دولت ائتلافی در آلمان میان ائتلاف احزاب مسیحی و سوسیال دموکرات ها برای بسیاری از شهروندان آلمانی مطلوبیت ندارد.
نکته دوم، به کاهش قدرت مانور مرکل در معادلات سیاسی و اجرایی آلمان و اروپا باز می گردد. اگرچه مرکل بار دیگر به عنوان صدر اعظم آلمان در رأس هرم قدرت در این کشور قرار خواهد گرفت، اما قدرت تاثیرگذاری وی در معادلات اجتماعی و سیاسی برلین کاهش شدیدی خواهد یافت. طی سال های 2013 تا 2017 میلادی و در پی تشکیل دولت ائتلافی میان دموکرات مسیحی ها و سوسیال دموکرات ها، قدرت مرکل نسبت به ادوار نخست و دوم صدر اعظمی خود کاهش یافت. همین مسئله باعث شد تا برخی هم حزبی های مرکل از وی بخواهند تا برای مرتبه چهارم برای صدر اعظمی آلمان نامزد نشود.
با این حال مرکل در نهایت تصمیم گرفت به صحنه بیاید و با رقبای خود برای احزاب این پست رقابت کند. محصول این رقابت در ظاهر پیروزی مرکل بوده است، اما ترکیب آرای انتخابات نشان می دهد که مرکل از صدر اعظمی قوی به سیاستمداری ضعیف در برلین تبدیل شده است. بدون شک این مسئله بر روی قدرت مانور مرکل در اتحادیه اروپا و منطقه یورو نیز تاثیر گذار خواهد بود. بسیاری از بحران های منطقه یورو و اتحادیه اروپا در حالی ادامه دارند که هرگونه مواجهه با آنها، نیازمند وجود قدرتی متمرکز و یک مدیر سیاسی و اقتصادی قوی است. مرکل هم اکنون از این قدرت عملا بی بهره است. همین مسئله سبب شده تا اتحادیه اروپا در سخت ترین شرایط ممکن، اصلی ترین هدایتگر خود را از دست بدهد. حتی در چنین شرایطی ممکن است امانوئل مکرون رئیس جمهور جوان فرانسه سعی کند جایگاه مرکل را به عنوان قوی ترین سیاستمدار اروپا تصاحب کند.
نکته سوم اینکه افول جایگاه سیاسی هر دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات در آلمان از یک سو و رشد تصاعدی آرای حزب "جایگزینی برای آلمان " که جریانی ضد اسلام و ضد مهاجرت (وابسته به جریان راست افراطی) محسوب می شود، نشان می دهد که احزاب سنتی جایگاه قبلی خود را در اروپای واحد از دست داده اند. هم اکنون احزاب وابسته به جریان راست افراطی با رویکردی ناسیونالیستی و ضد اروپایی توانسته اند گوی سبقت را از احزاب طرفدار اروپای واحد و منطقه یورو بربایند.

صدر اعظم ناتوان در مقابل اروپای بر هم ریخته

بنابراین، اروپا به سمت احیای ناسیونالیسم و بازگشت به فضای قبل از تشکیل اروپای واحد و منطقه یورو پیش می رود. بدیهی است که سیاستمداران جریان راست میانه و سوسیالیست در اروپا مقصر اصلی ایجاد وضعیت فعلی در قاره سبز محسوب می شوند. حتی این امکان وجود دارد که در انتخابات سراسری آینده در آلمان که در سال 2021 میلادی برگزاری خواهد شد، حزب جایگزینی برای آلمان بتواند با کسب اکثریت آرا، به نخستین و تاثیرگذار ترین حزب در این کشور تبدیل شود. رشد همزمان جریان های راست افراطی و ملی گرا در اروپا نشان می دهد که رویکرد جمعی سران اروپایی نتوانسته است موجبات رضایت و اقناع شهروندان کشورهای مختلف این مجموعه را فراهم آورد.
در نهایت اینکه مرکل هم اکنون به صدر اعظمی ناتوان تبدیل شده است. بدون شک، این صدر اعظم ناتوان قدرت مواجهه با معضلات مزمن و دامنه داری مانند بحران اقتصادی، بحران مهاجرت، بحران های امنیتی و .... را در اروپای واحد نخواهد داشت. از سوی دیگر، با تشدید بحران های جاری در اروپا از یک سو و اقبال شهروندان اروپایی به احزاب وابسته به جریان راست افراطی و ملی گرا از سوی دیگر، احتمال احیای ناسیونالیسم در اروپا افزایش یافته است.
در این صورت، دیگر نمی توان از وجود اروپای واحد و متعاقبا منطقه یورو در آینده ای نزدیک سخن به میان آورد. بی دلیل نیست که بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران مسائل امنیتی و سیاسی در اروپا معتقدند که روزهای سخت اروپا در پیش است. حتی بسیاری از این تحلیلگران معتقدند که عبور اروپای واحد از این دوران سخت به راحتی امکانپذیر نیست و در چنین شرایطی می توان به گزینه ها و احتمالاتی مانند فروپاشی اتحادیه اروپا و منطقه یورو و از بین رفتن بسیاری از قراردادها و مناسبات ترسیم شده در این مجموعه فکر کرد./


[ یکشنبه 96/9/12 ] [ 10:29 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
از آنجا که دولت برنامه ای جامع و مدون برای حل مشکلات واقعی کشور در کوتاه مدت ارائه نکرده است، می توان مدعی شد که دولت برای مدیریت فضای سیاسی و سرپوش گذاشتن بر مسائل و مشکلات واقعی کشور ترجیح می دهد با سخنرانی ها جنجالی و فرافکنی در افکار عمومی از واقعیت ها فاصله بگیرد و در این میان اقدامات خودسرانه، همچون شعار دادن علیه رئیس جمهور، این روند را تقویت می کند.


بحران سازی، پوششی برای کتمان واقعیت هادر چند روز اخیر شاهد به وجود آمدن بحران ها و یا حواشی هستیم که باعث ایجاد التهاب در افکار عمومی و فضای مجازی شده است. این حواشی عبارتند از: مبنای حکومت و ولایت و یا نقش مردم در حکومت، نصب یک بنر در محل نماز جمعه تهران در مخالفت با ورود زنان به ورزشگاه (که البته عده ای این اقدام را مشکوک می دانند)، اقدام ناشایست عده ای غیرانقلابی در توهین به رئیس جمهور در راهپیمایی روز قدس و ...
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که این موضوعات در تحقق منافع ملی و اهداف انقلاب اسلامی چه جایگاهی دارند؟ در این رابطه چند نکته قابل بیان است:
1-  نقش مردم در حکومت و ولایت در جمهوری اسلامی ایران بسیار شفاف و روشن است و این مقوله در دیدگاه های امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری به خوبی تبیین شده است. اگر چنین مباحثی با رویکرد تاریخی، فقهی و کلامی مطرح شده است که جای آن پشت تریبون ها نیست و باید در حوزه های علمیه و دانشگاه ها مورد تحلیل و مباحثه قرار گیرد و اگر معطوف به زمان حال و تحولات سیاسی جاری کشور است که جای بحث ندارد. رأی مردم در کشور ما واقعی و اثر گذار است تا جایی که دشمن ما هم (منافقین و سلطنت طلب ها) از مردم برای حضور در انتخابات دعوت می کنند! اینکه نقش مردم در کشور ما فرمایشی نیست را همه می دانند و به آن پایبندند بنا براین پرداختن به این موضوع از طرف هر جریانی و هر مرجعی که باشد در تریبون های افکار عمومی کار شایسته ای نیست و یا حداقل اولویت مباحث و مسائل کشور نمی باشد.
2- فرمان آتش به اختیار مقام معظم رهبری یک تاکتیک برای مقابله با تهاجم فرهنگی همه جانبه دشمن است. دشمن در عرصه جنگ نرم توانسته است به مقرهای فرماندهی ما هم نفوذ کند و در چنین شرایطی فرمان آتش به اختیار صادر می شود. یعنی برای اقدامات فرهنگی و سیاسی در حوزه گفتمانی منتظر دستور و یا اقدام مراجع دولتی و غیر دولتی نباشید. هرچند این اقدامات بسیار ضروری است که خلاف قوانین کشور نباشد، بلکه در جهت و چارچوب قوانین رسمی کشور است. در واقع فرمان آتش به اختیار به هیچ وجه اقدامی را خلاف موازین و قوانین کشور تجویز نمی کند، بلکه از آن نوع اقداماتی حمایت می کند که مبتنی بر قوانین است و مسئولان به دلایلی از اجرای آنها غفلت کرده اند.
آتش به اختیار در حقیقت یک فرمان عام است برای همه نخبگان و فعالان فرهنگی. این را همه پذیرفته اند که اقدامات خودسرانه  و افراطی که منجر به زایل شدن اصل فرمام می شود با آتش به اختیار نسبتی ندارد. در این میان نصب یک بنر جنجالی و یک تهدید مبهم فرهنگی چقدر اهمیت دارد که روزنامه ها و رسانه های ما آن را تیتر یک خود قرار داده اند؟


3- توهین به رئیس جمهور در حاشیه مراسم راهپیمایی روز قدس و توسط  عده ای اندک، قطعا محکوم است و جریان انقلابی در اولین ساعات پخش این خبر بر برائت از آن تأکید کرد و اکثریت مطلق جامعه اعم از مردم عادی و سیاستمداران  بر مطرود بودن این شیوه از اعتراض تأکید کرده اند. این نوع اقدامات از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، هیچ سنخیتی با انقلابی گری ندارد و معظم له در سخنرانی در دیدار مردم آذربایجان شرقی در بهمن 1391، با توجه به اتفاقات سیاسی که آن روزها رخ داده بود و عده ای در قم، علیه رئیس مجلس وقت شعار داده بودند، فرمودند: «این حرفی که من امروز زدم و از بعضی از مسئولان و سران کشور گله‌گزاری کردم، موجب نشود که حالا یک عده‌ای راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌ای راه بیفتند علیه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم. این کارهائی که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهائی که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانی که میتوانند جلوی این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانی که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهی و مؤمنند، خب نکنند.» (28/11/1391)

به دنبال اقدام ناشایست دیروز، جریان رسانه ای ضد انقلاب که یک نمونه بارز آن کانال "آمد نیوز" است با تحریک هواداران دو طرف به دنبال دامن زدن به این تنش هاست. جریان اپوزسیون داخلی نیز در این راهبرد رسانه ای همین خط را دنبال می کند. 
قابل تأمل است که این خط رسانه ای نیز تا حدودی توسط برخی از حامیان دولت نیز دنبال می شود. دلایل اقدامات دشمن و اپوزیسیون داخلی نیاز به تحلیل ندارد، چرا که آنها دشمن هستند و کاری جز دشمنی ندارند، اما نگاهی به دلایل همراه شدن عده ای در بدنه دولت و جریان حامی آن، با این خط رسانه ای می تواند کلید رمزی برای تحلیل این مسأله باشد. بدین منظور نگاهی داریم به اولویت ها و مسائل مهم کشور در چند روز اخیر:
الف) مجلس سنای آمریکا با صراحت تمام برجام را زیر پا می گذارد و با تصویب تحریم های جدید این پیام را به ایران می دهد که ما تعهدی الزام آور در برجام امضا نکرده ایم. دولت یازدهم که با اعتماد به قول دشمن و امضای تفاهم نامه، قول رفع سایر تحریم ها با برجام 2 و 3 را می داد حالا با این واقعیت مواجه شده است که درخت های سیب و گلابی برجام یک هم هنوز به بار ننشسته در حال خشک شدن است. 
ب) اولویت دیگر کشور ما مربوط به تحولات منطقه است. سفر ترامپ به منطقه و امضای قراردادهای سنگین فروش تسلیحات، کودتای نرم در دربار سعودی و تحرکات داعش برای کشاندن ناامنی به ایران و در نهایت حمله غرور آفرین سپاه به مواضع تروریست ها، تحولات منطقه غرب آسیا را در صدر تحولات سیاسی دنیا قرار داده است. بی شک تأثیرگذارترین کشور در منطقه غرب آسیا ایران است و اتحاد و انسجام ملی ایران از ضروریات عبور از بحران های منطقه ای است.
ج) وضعیت بحران زده اقتصادی که هر روز بدتر نیز می شود نمونه دیگری ازاولویت ها و  بحران های واقعی ماست. در اردیبهشت سال جاری چک های برگشتی با 36 درصد رشد مواجه شده است که حاکی از وضعیت وخیم کشور در حوزه اقتصادی است.
از آنجا که دولت برنامه ای جامع و مدون برای حل این مشکلات در کوتاه مدت ارائه نکرده است، لذا می توان مدعی شد که دولت برای مدیریت فضای سیاسی  و سرپوش گذاشتن بر مسائل و مشکلات واقعی کشور ترجیح می دهد با سخنرانی ها جنجالی و فرافکنی در افکار عمومی از واقعیت ها فاصله بگیرد و در این میان اقدامات خودسرانه، همچون شعار دادن علیه رئیس جمهور، این روند را تقویت می کند. در این وضعیت بسیار ضروری است که از رقبای سیاسی دولت نیز غافل نشویم که خواسته یا ناخواسته به سمت تقابل در حوزه های کاذب می روند و یا به اصطلاح در زمینی بازی می کنند که قاعده آن را یا دولت مشخص کرده است و یا سرویس های بیگانه و نپرداختن به این موضوع به منزله نقش نداشتن آنها نیست، بلکه در این نوشتار به دنبال دلایل همراهی دولت با این خط رسانه ای بودیم. نکته پایانی اینکه بر دلسوزان نظام، از هر طیف و جریانی، لازم است که اجازه ندهند انرژی و توان کشور در مسیری هزینه شود که به جز فرصت سوزی هیچ دستاورد دیگری ندارد./

[ یکشنبه 96/4/4 ] [ 9:22 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
تنها 4 روز مانده به انتخابات،‌ محمد باقر قالیباف از کاندیداتوری به نفع جریان انقلاب کناره گیری کرد. با توجه به نظر سنجی ها و موج آفرینی قالیباف در این دوره، شاید کمتر کسی پیش بینی این کناره گیری را داشت. اما در بزنگاه حساس این یادگار دفاع مقدس بار دیگر از تمام فرصت های شخصی به نفع جبهه مردمی نیروهای انقلاب چشم پوشی کرد
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ مصطفی برزکار
ایثار سردار در راه تحقق پیروزی جریان انقلابتنها 4 روز مانده به انتخابات ،‌ محمد باقر قالیباف از کاندیداتوری به نفع جریان انقلاب کناره گیری کرد. با توجه به نظر سنجی ها و موج آفرینی قالیباف در این دوره ، شاید کمتر کسی پیش بینی این کناره گیری را داشت. اما در بزنگاه حساس این یادگار دفاع مقدس بار دیگر از تمام فرصت های شخصی به نفع جبهه مردمی نیروهای انقلاب چشم پوشی کرد . در این خصوص چند نکته قابل تامل است :
1-قالیباف از روز اول ورود به صحنه انتخابات بیان نمود که هدفش تغییر وضع موجود به سود مردم است ، مردمی که در چند سال اخیر شاهد عقب گرد در صحنه های مختلف بوده اند. وجود همین روحیه در قالیباف باعث شد که گرچه در نظر سنجی ها دارای آراء قابل ملاحظه ای است اما ضرورت وحدت جریانی را بر منافع فردی ترجیح داده و به نفع جبهه مردمی انقلاب کناره گیری کند. وی احتمال وحدت حداکثری را در کناره گیری خود دید تا کوچکترین ریزشی حتی درجریانان های خاص حامی آقای رئیسی که مخالف حضور وی بودند، جبهه انقلاب را از هم نگسلد و به ضرر جبهه ارزشی تمام نشود. این از خودگذشتگی قالیباف بود که تصمیمی بزرگ را به همراه داشت.
2-  از آثار این ائتلاف و کناره گیری انقلابی، تعمیم اکسیر وحدت به سطح نخبگانی جریان انقلاب است. با توجه به اینکه در دوره های مختلف یکی از دغدغه ها و البته آسیب پذیری جریان انقلابی ،‌ عدم اجماع برخی از نخبگان بود ، اینبار قالیباف درس کار تشکیلاتی و حزبی را به نخبگان جریان اصولگرایی آموخت، ‌از آن جهت که مطابق نظر سنجی ها سبد رای گسترده ای داشته و احتمال دو مرحله ای شدن وی با نامزد جریان رقیب بالا بود. این از خود گذشتگی آغاز روند جدیدی برای وحدت نخبگانی در جریان انقلابی است . ضمن اینکه این کار باعث دلگرم شدن مردمی شد که در انتخابات سال 92 به دلیل عدم ائتلاف رایشان به صندق رقیب ریخته شد.
3-از نگرانی هایی که با کنار رفتن قالیباف وجود دارد ،‌گرایش احتمالی این آراء به سمت جریان رقیب با توجه به معیشتی بودن سبد رای قالیباف است. این در حالی است که با اقدام هوشمندانه قالیباف در همراهی وی با آقای رئیسی در سخنرانی اصفهان و دیگر میتینگ ها و همایش های سیاسی بویژه تهران می تواند ضمن خنثی سازی طرح فتنه و اختلاف افکنی خناسان ، روند ائتلاف در دولت آینده و استفاده از فکر و نظر و کارآمدی قالیباف در کابینه دولت کار و کرامت را به دنبال داشته باشد و این یعنی همه برای انقلاب در یک صف ایستادن. این مسئله به خودی خود می تواند تا حدود زیادی از  ریزش هایی که ممکن بود به سود و سبد جریان رقیب سرازیر شود جلوگیری نماید. 
4-از دیگر نکات قابل توجه در خصوص چرایی اقدام انقلابی قالیباف، روند ‌رشد آراء حجت الاسلام رئیسی در روزهای گذشته بویژه در استانهای مختلف و شهرستان ها و روستاهای کشور است. همه کارشناسان بر این نکته اذعان دارند که روند افزایش آراء وی روندی پر سرعت است و کناره گیری قالیباف  باعث می شود  در روزهای آینده این امر روند پر شتاب تری به خود بگیرد. 
5-نکته ای که ارزش این ائتلاف را بالاتر می برد این است که قالیباف برای موفقیت شخص کنار نرفته بلکه برای پیروزی تفکر انقلابی ائتلاف هم افزایی برای عبور از وضعیت نابسامانی که جریان همسو با لیبرال دموکراسی منشا ایجاد آن بوده تشکیل داده تا بار دیگر مردم احساس کنند که تفکر کارآمد انقلابی ِ برخواسته از اندیشه و مکتب امام رهبری مردم و محرومان را در هیچ سنگری تنها نمی گذارد./


[ سه شنبه 96/2/26 ] [ 1:34 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 50
بازدید دیروز: 544
کل بازدیدها: 701962
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون