سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند. درعصر ارتباطات‌ نفس بکشم یا قرون وسطا. وقتی خبری ازتو نباشد. دوره جاهلیت است. اللهم عجل لولیک الفرج .... 
قالب وبلاگ

 

 

جوان ها باید فکر کنند ،بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند.

معلمان روحانی ،متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ،

از دانشگاهی و حوزوی،باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛

بصیرت در هدف. بصیرت در وسیله . بصیرت در شناخت دشمن .

بصیرت در شناخت موانع راه .

بصیرت  در شناخت راه هایجلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع .

این بصیرت ها لازم است.

89/8/4  مقام معظم رهبری (دامت برکاته)



[ یادداشت ثابت - شنبه 91/8/7 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
بسیج ماهیتی اسلامی و مردمی دارد و انقلاب اسلامی نیز در درجه اول یک انقلاب فرهنگی و متکی به مردم بوده است. این مساله حفظ انقلاب اسلامی و گسترش آن را با توجه زمینه های فرهنگی برجسته می کند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/مریم فیله کش
امام خمینی (ره) در پنجم آذرماه سال 1385، یعنی مدتی بعد از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، فرمان تاریخی تشکیل بسیج مستضعفان را صادر فرمودند: «یک مملکت بعد از چند سالی که 20 میلیون جوان دارد باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد و 20 میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست.» و امت اسلامی نیز در راستای تثبیت هر چه بیشتر بیعت خود با بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به این فرمان لبیک گفتند و  گروه های مقاومت مردمی را  در مساجد سراسر کشور  به منظور حفظ و پاسداری از دستاوردهای  انقلاب اسلامی تشکیل دادند. بنابراین بسیج ماهیتی اسلامی و مردمی دارد و انقلاب اسلامی نیز در درجه اول یک انقلاب فرهنگی و متکی به مردم بوده است. این مساله حفظ انقلاب اسلامی و گسترش آن را با توجه زمینه های فرهنگی برجسته می کند و بسیج نیز به عنوان یکی از نیروهای پیش رو در عرصه فرهنگی مطرح است. 
یکی از دستاوردهای مهم بسیج در همین ارتباط صدور الگو و فرهنگ بسیج به کشورهای عراق، لبنان، فلسطین و سوریه است. بنابراین در شرایط کنونی مقاومت نیروهای مردمی در عراق و سوریه با استفاده از الگوی بسیج سازماندهی شده است. تشکیل گروه های مردمی همچون عصائب اهل حق، سپاه بدر در عراق و حشد الشعبی متاثر از تفکر و فرهنگ بسیجی در ایران بوده است. در واکنش به سقوط موصل در ژوئن 2014 میلادی به دست نیروهای داعش، بسیج مردمی عراق به فتوای مراجع دینی تشکیل شد. این نیروهای مردمی به کمک  ارتش عراق توانستند از پیشروی داعش به سمت بغداد جلوگیری کنند. عقیل حسینی رئیس شورای بسیج عراق،  از بسیج عراق به عنوان ادامه بسیج ایران یاد می کند. موفقیت نیروهای مردمی عراق تا آن حد است که رسانه های امریکایی به حماسه های بی نظیر آن اعتراف کرده اند. مجله نیوز ویک در همین رابطه می نویسد: نیروهای مردمی عراق که با داعش مبارزه کرد و معادله پیروزی را برای عراق به ارمغان آورد در سطح دنیا چهارمین قدرت کوبنده و خطرناک پس از نیروهای ویژه دریایی آمریکا نوی سیل، آلفا روسیه و ایکو کبرای اتریش است. 

نقش فرهنگ استراتژیک بسیج در دفاع از انقلاب اسلامی

در سوریه نیز ارتش مردمی «جیش الشعبی» در تابستان سال 2012 میلادی با الهام از نیروی مقاومت بسیج در ایران شکل گرفت که از همان ابتدا تاثیر به سزایی در مهار و شکست تروریست ها در مناطق مختلف این کشور، به خصوص پاک سازی شهر «حلب»، از گروه‌های تروریستی مسلح به خصوص گروه‌ مسلح موسوم به «ارتش آزاد» داشته است. همچنین نیروهای مقاومت مردمی بسیج در سوریه نقش مهمی در بازدارندگی ایالات متحده امریکا در حمله به کشورشان داشته اند؛ چرا که وجود این نیروهای گسترده از یک سو نشان دهنده حمایت وسیع مردم از رژیم بشار اسد است و از سویی دیگر باعث می شود که دشمن نتواند ارزیابی دقیقی از این نیروهای مردمی داشته باشد. 
آنچه گفته شد بخوبی نشان می دهد که امروز اندیشه و فرهنگ بسیجی در کل جهان اسلام فراگیر شده و از مرزهای ایران عبور کرده است. از این موفقیت و دستاورد بسیج می تواند به واسطه فرهنگ استراتژیک بسیج باشد. به این معنی که ما در فرهنگ استراتژیک به روش هایی که بسیج برای دستیابی به اهدافش دنبال می کند، تاکید می کنیم و این روش ها فراتر از اقدامات نظامی صرف است. در ادامه به برخی از عناصر فرهنگ استراتژیک بسیج که نقش غیر قابل انکاری در پاسداری از انقلاب اسلامی داشته است اشاره می کنیم:

1.اشاعه فرهنگ و تفکر بسیجی
دشمنان انقلاب اسلامی وقتی از شکست نظامی جمهوری اسلامی ایران ناامید شدند؛ عرصه فرهنگی را هدف قرار دادند، بنابراین وظیفه بسیجی در درجه نخست کسب آگاهی از اهمیت نبرد فرهنگی و درک موقعیت خطیر فرهنگ بسیجی و اشاعه آن در سطح جامعه است. در اندیشه امام خمینی (ره) ممنوعیت‌، شجاعت‌، ولایت‌، آگاهی و شناخت‌، دشمن شناسی‌ و حریت از شاخص های فرهنگ و تفکر  بسیجی محسوب می ‌شوند‌.

2. مقابله با تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی عرصه های وسیعی دارد؛ اما نقطه کانونی آن از میدان به در کردن دین اسلام است. وقتی بسیج مفهوم پیدا می‌ کند که عده‌ ای معتقد باشند، دینی هست و این دین دارای حقایقی اصیل و ثابت و ارزش هایی معتبر است و همچنین پایه ‌های این دین قابل شناخت و دفاع است. امّا اگر تلاش ‌های عده ‌ای باعث تزلزل و انحراف در این اعتقادات شود و محیط نورانی جامعه را ابرهای تیره و تار برآمده از فضای مغرب ‌زمین تاریک کنند تا جلوی خورشید دین گرفته شود، در این صورت بسیجی نیز مفهومی نخواهد داشت (مصباح یزدی،1385: 69). 

3.مبارزه با ظلم
مبارزه با ظلم یکی از عناصر مهم فرهنگ استراتژیک بسیج است. این محور در عین این که متخذ از ایدئولوژی اسلامی انقلاب است، حوزه ای فراتر از پیروان دین اسلام را در بر می گیرد. امام خمینی (ره) در همین ارتباط می فرمایند «ما در کنار تمام مظلومان جهان ایستاده ایم» بنابراین هر جا که مظلومان جهان صرف نظر از اعتقاد دینی آنها تحت ستم باشند مورد حمایت بسیج قرار می گیرند. بسیج با حرکت در این روند می تواند تفکر مبارزه با ظلم را به فرهنگ سیاسی کشورها و مناطق تحت ستم وارد کند و  یک نهضت فکری جهانی علیه ظلم و ستم به و جود آورد.  

نقش فرهنگ استراتژیک بسیج در دفاع از انقلاب اسلامی

4. فرهنگ ایثار و  شهادت طلبی
فرهنگ ایثار و شهادت طلبی در حفط اسلام و نظام اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. این فرهنگ که برگرفته از واقعه عاشورا است رمز موفقیت انقلاب اسلامی و عامل اصلی پیشبرد جنگ تحمیلی نیز به شمار می رود. در چنین شرایطی عناصر اصلی میدان نبرد شجاعت، فداکاری، قناعت، خودفراموشی، خداخواهی و ...، بود که خیل بسیجیان عاشق امام با روحیه بسیجی توانستند حامل اصلی این ارزش ها باشند و مقاصد دشمنان اسلام را از آغاز جنگ با شکست مواجه نمایند. هسته مرکزی این روحیه همانا نگرش به پدیده های مادی از دریچه نیاز به عنوان وسیله و نه اصالت دادن به آنها است و از سوی دیگر تمامی امور در راستای دین و انقلاب و حفظ آرمان آن مفهوم می یابند. از این رو از خودگذشتگی و فداشدن برای دیندار ماندن امّت، یکی از وجوه برجسته روحیه بسیجیان بود.  (صفری،1389) در شرایط کنونی نیز تداوم فرهنگ شهادت طلبی را در مبارزه با داعش توسط مدافعین حرم شاهد هستیم.

سخن پایانی
عناصر فرهنگ استراتژیک بسیج بسیار گسترده است و در این بیان کوتاه نمی توان به همه آن عناصر اشاره کرد. اما آنچه بیان شد به خوبی نشان می دهد که این عناصر فرهنگی، پتانسیل لازم را برای همه گیر شدن و جهانی شدن دارد و امید است که با زنده نگه داشتن آن ها شاهد بیداری اسلامی و نابودی استکبار و ائتلاف صهیونسیتی در سراسر جهان باشیم. این عناصر راهبردی سبب شده اند تا ارزش های انقلاب اسلامی نه تنها از مرزهای کشور، بلکه از مرزهای منطقه ای فراتر رود و امروز شاهد هستیم که جریانات مقاومت در مناطق مختلف دنیا، از تقابل با نظام سلطه سخن می گویند. برخی از این جریانات همانند آنچه در آمریکای لاتین هستند، با برخی ارزش های بسیج و انقلاب اسلامی همسو می باشند و ترویج بیشتر عناصر راهبردی فرهنگ بسیجی می تواند به تقویت گفتمان مقاومت در دنیا بینجامد.

منابع
مصباح یزدی، محمدتقی (1385) نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
صفری، جلیل (1389) تأثیر نقش فرهنگ ایثار و شهادت بر ارتقای معنوی بسیجیان، حصون، شماره 27.


[ چهارشنبه 95/9/3 ] [ 2:19 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
بنده هیچ قضاوتی در مورد این انتخاباتی که در آمریکا انجام گرفته است ندارم. آمریکا، آمریکا است/ در دنیا عدّه‌ای عزا گرفته‌اند که چرا انتخابات در آن کشور این‌جوری شد؛ یک عدّه‌ای [هم] در دنیا خوشحال شدند و شادی کردند. ما نه عزا میگیریم، نه شادی میکنیم؛ برای ما فرقی ندارد.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی بصیرت
به گزارش گروه سیاسی بصیرت به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) با هزاران نفر از مردم اصفهان دیدار کردند. مشروح سخنان ایشان در زیر آمده است:
 
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (1)
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلوة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

 خیلی خوشوقتم که بحمدالله توفیق دست داد که یک بار دیگر با جمعی از مردم عزیز و برجسته‌ی اصفهان دیداری در این حسینیّه داشته باشیم. حرف با اصفهان و اصفهانی زیاد است لکن این دیدار به مناسبت بیست‌وپنجم آبان است، لذا من عرایضم را از اینجا شروع میکنم. بیست‌وپنجم آبان تا آخر آبان، از روزهایی است که نه‌فقط اصفهان بلکه کشور و تاریخ و معارف ما آن را نباید هرگز فراموش کند. در بیست‌وپنجم آبان سال 61 در یک روز اصفهانی‌ها حدود 360 شهید را تشییع کردند؛ این چیز کوچکی نیست. حدود 360 شهید در یک روز وارد اصفهان شدند و روی دست مردم تشییع شدند. شما جوانها نبودید، آن روزها را ندیدید، آن حماسه و آن شور را ندیدید. چند روز بعد [هم] -اینکه عرض میکنیم تا آخر آبان، چون شاید هنوز به سی‌اُم آبان نرسیده بود- 250 شهید دیگر را وارد اصفهان کردند؛ باز مردم تشییع کردند، روی دست گرفتند و با استحکام، طاقت نشان دادند؛ خیلی طاقت میخواهد، خیلی ظرفیّت میخواهد. ظرفیّت روحی بالاتر است از ظرفیّت جسمی و ظرفیّت اجتماعی. اینکه مردم یک شهر بچّه‌های خودشان را، جوانهای خودشان را ، آن‌هم بهترین جوانها را، بر روی دستشان تشییع کنند و خم به ابرو نیاورند، خیلی مهم است. اینها را اگر در تاریخ نوشته بودند، در کتابها برای ما میخواندند، ما راحت باور نمیکردیم امّا به چشم خودمان دیدیم. چطور طاقت آوردند؟ 

نتیجه انتخابات آمریکا برای ما فرقی نمی‌کند

در همان روز و فردای آن روزی که حدود 360 شهید تشییع شدند، جوانها صف کشیدند برای رفتن به جبهه و رفتند. دو لشکر قَدَر که در شهر اصفهان و شهرهای استان اصفهان بودند -لشکر امام حسین (علیه‌السّلام) و لشکر نجف- دوباره پُر شد از جمعیّت جوان مؤمن و فداکار. نه پدر و مادرها مانع شدند، نه جوانها تردید کردند. دوباره همان دو لشکر خط‌شکن که این ضایعه‌ی سنگین بر آنها وارد شده بود، پُر شد. در عملیّات محرّم بیشتر شهدا اصفهانی بودند؛ اصفهان این است. نباید بگذارید این فراموش بشود.

 عزیزان من! بدانید یکی از نقاط اصلی تهاجم دشمنانِ این کشور و دشمنان این انقلاب، کم‌رنگ کردن همین نقطه‌های برجسته است؛ روی این تکیه دارند که [اینها را] به فراموشی بسپارند، فراموش بشود. شما میبینید [اگر] یک شهید در فلان کشور غربی و اروپایی -که حالا [کاری نداریم] چه‌جوری بوده که به شهادت رسیده؛ کشته شده در راه یک انگیزه‌ای- وجود دارد، نمیگذارند اسمش از کتابها پاک بشود، نمیگذارند از خاطره‌ها محو بشود؛ ما چرا بگذاریم این حرکت عظیم مردم اصفهان فراموش بشود؟ اصفهان این است.

 خب امسال، این ‌روزها مصادف شده با ایّام اربعین. این راهپیمایی را میبینید؟ این حرکت عظیم میلیونی بین نجف و کربلا را، بین نجف و امام حسین را مشاهده میکنید؟ این شور و شوق را میبینید؟ این حرکت را میبینید؟ این حرکت آن‌وقتی که لازم باشد با خطر همراه بشود‌، باز هم این شور و شوق در ملّت ما، در مردم ما، در جوانهای ما وجود دارد؛ این را باید نگه ‌داشت، این آن چیزی است که ضامن بقای این کشور است.

 خب، حالا چند جمله‌ای هم جناب آقای طباطبائی اشاره کردند و فرمودند که بنده درباره‌ی مناقب اصفهان و مردم اصفهان حرفهایی دارم، نظراتی دارم؛ واقعش هم همین است. اصفهان شهر علم، شهر دین، شهر ولایت، شهر کار و ابتکار، شهر هنر و فرهنگ و شهر شهادت است؛ استان شهادت [است]. شهر که میگوییم، یعنی مجموع استان اصفهان، با مرکزیّت این شهر کهن و قدیمی و پُرافتخار. خمینی‌شهر اصفهان که یکی از شهرهای اصفهان است، بیش از بعضی از استانهای کشور شهید دارد. اخیراً برای دو هزار و خرده‌ای از شهدای آنها یادبود گرفتند. یک شهر اصفهان از یک استان گاهی بیشتر شهید داده است؛ اینها معنا دارد. چرا شهید میشوند؟ چرا میروند؟ این چه انگیزه‌ای است؟ این چه روحیّه‌ای است؟ شهر پیشگامی و پیش‌قدمی [است].

 اشاره کردند به حرکات مردم اصفهان در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی؛ بله، بنده هم همین عقیده را دارم. مردم اصفهان در انفاق -انفاق مال در راه خدا- آنچنان گشاده‌دستی میکنند که از دیگران جلو می‌افتند امّا در زندگی معمولی صرفه‌جویی میکنند که باز در این قسمت هم از دیگران جلو می‌‌‌‌‌افتند؛ هردویش خوب است. [اینکه] مال را وقتی میخواهیم در زندگیِ شخصی خرج کنیم، در زندگیِ معمولی خرج کنیم، صرفه‌جویی بکنیم، این همان خصوصیّت اصفهانی است؛ وقتی هم میخواهیم در راه‌های خدایی و عمومی مصرف کنیم، باز گشاده‌دستی کنیم، این‌هم خصوصیّت اصفهانی است. خیّرین بخشهای مختلف در اصفهان [این‌طور هستند]. شهر ظرافت، شهر هنر، شهر شهیدان بزرگ و نام‌آور؛ شهیدی مثل آیت‌? بهشتی در یک سمت، و [در سمت دیگر] شهدائی مثل شهید خرّازی و شهید همّت و شهید کاظمی و شهید ردّانی‌پور و بزرگان و نام‌آورانی که هرکدام از اینها میتوانند مشعلی باشند و راه یک ملّت را روشن کنند و باز کنند. اینها مناقب است، این شناسنامه‌ی شما است؛ شناسنامه‌ی مردم اصفهان این است. ایستادگی در راه درست، [یعنی] شهر انقلاب. قبل از پیروزی انقلاب در دوران طاغوت، در ده پانزده شهر اعلام حکومت نظامی شد؛ در اصفهان چند ماه قبل از همه‌ی شهرها و پیش از همه‌جا اعلام حکومت نظامی شد؛ این اصفهان است. شناسنامه‌ی اصفهان این است: شهر انقلاب، شهر دین، شهر ولایت، شهر خدمت، شهر کار، شهر علم، شهر تربیت نیروی انسانی. من حالا در آن اتاق به دوستان عرض میکردم که در بخشهای مختلف، حضور نیروهای انسانی تربیت‌شده‌ی اصفهانی حضور برجسته و روشن و آشکاری است؛ اینها را باید حفظ کنید، اینها را باید نگه دارید.

 همه‌ی جوانهای عزیز ما بدانند که دشمنان بیکار نمی‌نشینند، نقشه میکشند؛ هنر این است که نقشه‌ی دشمن را،‌ توطئه‌ی دشمن را، نقطه‌ای را که آماج حمله‌ی ‌دشمن است، بشناسیم و برای مواجهه‌ی با او، برای مقابله‌ی با او، برای خنثی کردن کار دشمن، طرح داشته باشیم، انگیزه داشته باشیم، فکر داشته باشیم. وادادگیِ در مقابل دشمن، دروازه‌ی همه‌ی آسیب‌هایی است که بر یک کشوری وارد میشود. ما میخواهیم کشورمان را به برکت اسلام به اوج برسانیم؛ ما میخواهیم ملّت ایران را -آن‌چنان که شایسته‌ی این ملّت است- به نقطه‌ای برسانیم که الگو باشد؛ نه‌فقط برای دنیای اسلام و ملّتهای مسلمان، بلکه برای بشریّت؛ خب این کار بزرگی است، این راه دشوار و طولانی‌ای است. دشمن اسلام نمیخواهد که نام اسلام یک‌چنین عظمت و شکوهی پیدا کند؛ دشمن شیعه هم نمیخواهد؛ بنابراین می‌‌نشینند توطئه میکنند، می‌نشینند فعّالیّت میکنند، می‌نشینند نقشه میکشند. نباید از نقشه‌ی آنها غافل شد.

من آنچه نیازِ امروز میدانم، ایستادگی بر اصول انقلاب در درجه‌ی اوّل است. اصول انقلاب هم همان چیزهایی است که در وصیّت‌نامه‌ی امام و در بیانات امام وجود دارد؛ اینها پایه‌های انقلاب و ستونهای انقلاب است. به جوانها توصیه میکنم وصیّت‌نامه‌‌ی امام را بخوانید؛ شما امام را ندیده‌اید امّا امام مجسّم در همین وصیّت‌نامه است؛ مجسّم در همین بیانات و گفتارها است. محتوای آن امامی که توانست دنیا را تکان بدهد، همین چیزهایی است که در این وصیّت‌نامه و مانند اینها هست؛ نمیشود امام را تأویل کرد، نمیشود امام را برخلاف آنچه بود معنا کرد، حرفهای او موجود است. پافشاری بر اصول انقلاب [لازم است].

 من آن‌روز به جمعی از جوانهای علمی و نخبه‌ای که اینجا بودند گفتم که این از روی لجاجت نیست، از روی تعصّب و حمیّت جاهلیّت نیست، این به‌معنای این است که اگر این کشور میخواهد غبار عقب‌افتادگی قرنها تحمیل را از سر و روی خودش پاک کند، این راه را باید برود؛ اگر میخواهیم مشکلات این کشور حل بشود، اگر میخواهیم این کشور عزّت پیدا کند، رفاه پیدا کند، کشوری بشود که از لحاظ پیشرفتهای مادّی و معنوی و اخلاقی و فرهنگی الگو بشود، باید راه انقلاب را ادامه بدهیم؛ انقلاب، راه علاج منحصر این کشور بود و هست و در آینده هم خواهد بود.

 امروز یکی از چیزهایی که از لحاظ عملی مهم است، مسئله‌ی اقتصاد است؛ دشمن روی اقتصاد کشور ما متمرکز شده. از نظر دشمن، اقتصاد کشور یک نقطه‌ی ضعفی است که [او] میتواند با تکیه‌ی بر آن نقطه‌ی ضعف، مقاصد سوء خودش را در مورد کشور عزیز ما و در مورد جمهوری اسلامی اِعمال بکند؛ باید روی اقتصاد [کار کرد]. من گفتم اقتصاد مقاومتی، یعنی اقتصادی که از درون میجوشد و احتیاج ما را به دیگران کم میکند و استحکام کشور را در مقابل تکانه‌های خارجی افزایش میدهد؛ این معنای اقتصاد مقاومتی است. «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»، این اقدام و عمل باید در جلوی چشم مردم قرار بگیرد و مردم این را ببینند؛ این توقّع و خواسته‌ی ما از مسئولین است که با آنها هم در میان میگذاریم؛ این مسائل را ما با مسئولین مرتّباً در میان میگذاریم و به آنها میگوییم. شاخصه‌های اقدام و عمل را باید نشان داد.

بصیرت سیاسی نیاز امروز جامعه ما

از جمله‌ی چیزهایی که امروز لازم است، بصیرت سیاسی است؛ بصیرت سیاسی! ببینید؛ وقتی بصیرت باشد، انسان میتواند محیط پیرامون خود و محیط‌های دور و نزدیک را بشناسد؛ بصیرت یعنی این. وقتی بصیرت نباشد، انسان مجذوب یک چیزی میشود که واقعاً جاذبه‌ای ندارد؛ یک عدّه‌ای مجذوب آمریکا هستند، امّا این مجذوبیّت، مجذوبیّت دروغین است؛ هیچ جاذبه‌ای ندارد. حالا اینها را ما میگفتیم؛ بعد دیدید که در این انتخابات، برجسته‌ترین شخصیّت‌های سیاسی همان کشور آمدند همان چیزهایی را که ما میگفتیم، بیشتر یا دو برابر و یا چند برابرش را گفتند. این رئیس جمهوری که در آمریکا انتخاب شده است،(2) میگوید اگر آن پولی که در این چند سال ما آمریکایی‌ها خرجِ جنگ کردیم، میخواستیم در داخل آمریکا مصرف کنیم، دو بار میتوانستیم آمریکا را بسازیم و این‌همه جادّه‌ی خراب، این‌همه پل خراب، این‌همه سدّ خراب، این‌همه شهرِ خراب، این‌همه فقیر در آمریکا نداشتیم. آن کسانی که مجذوب آن نقطه‌ی خیالی هستند، اینها را حاضرند بفهمند؟ این خرابی‌ها در آن کشور وجود دارد و پول آن کشور صرف کارهای غیرشرافتمندانه میشود؛ [آیا] این جنگهایی که او میگوید ما  چند تریلیون دلار خرجش کردیم -میگوید چند هزار میلیارد دلار خرج کردیم- اینها جنگهای شرافتمندانه‌ای بوده؟ جنگ هم دو جور است؛ یک جنگ، جنگ شرافتمندانه است که انسان به قوانین انسانی احترام میگذارد. خب یک دشمنی به انسان حمله کرده، انسان در مقابل او مجبور است بجنگد؛ این جنگ، شرافتمندانه است؛ امّا آن جنگی که آمریکا در این چند سال در این منطقه به راه انداخت، جنگ شرافتمندانه نبود. خانه‌های مردم را خراب کردند، چندین ده هزار غیرنظامی را کشتند، زنها را کشتند، بچّه‌ها را کشتند، بمب ریختند، مجلس عزا را و مجلس عروسی را بمباران کردند، زیرساخت‌های چند کشور را خراب کردند. شما ببینید اینها بر سر لیبی و بر سر سوریه و بر سر عراق و بر سر یمن و بر سر افغانستان چه آوردند! این چند تریلیون، خرج این ‌چیزها شده. اینها حرفهایی است که ما همیشه میگفتیم. بصیرت این است که شما بدانید با چه کسی طرفید، بدانید که او درباره‌ی شما چه فکری دارد، بدانید که اگر چشم خودتان را بستید و فکر نکردید، ضربه خواهید خورد؛ این بصیرت است. توقّع ما از نخبگان سیاسی و غیرسیاسی کشور این است که این بصیرت را داشته باشند. مردم خوشبختانه این بصیرت را دارند؛ تعجّب است! مردم معمولی و توده‌های مردم این بصیرت سیاسی را دارند [امّا] بعضی از نخبگان ما با تکیه بر توهّماتی که دارند، این بصیرت را ندارند.

نتیجه انتخابات آمریکا برای ما فرقی نمی کند

 البتّه حالا بنده هیچ قضاوتی در مورد این انتخاباتی که در آمریکا انجام گرفته است ندارم. آمریکا، آمریکا است؛ این حزب یا آن حزب، هر کدامشان سرِ کار آمدند، خیری به ما نرساندند، شر رساندند. یکی تحریم کرد، یکی هواپیما زد، یکی به سکّوی نفتی حمله کرد، یکی به دشمنهای ما کمک کرد. ما نگرانی هم نداریم؛ ما به توفیق الهی برای مواجهه‌ی با هر حادثه‌ی محتمل آماده‌ایم. در دنیا عدّه‌ای عزا گرفته‌اند که چرا انتخابات در آن کشور این‌جوری شد؛ یک عدّه‌ای [هم] در دنیا خوشحال شدند و شادی کردند. ما نه، ما نه عزا میگیریم، نه شادی میکنیم؛ برای ما فرقی ندارد. ما فکر میکنیم که چگونه باید کشور را از مشکلات احتمالی عبور داد؛ ملّت باید به این فکر کند. راه عبور از همه‌ی مشکلاتی که برای کشور محتمل است، چه در این دوره، چه در ده ‌سال دیگر، چه در پنجاه‌ سال دیگر، این است که کشور از درون مستحکم باشد. ببینید چه‌جوری استحکام حاصل میشود. استحکام داخلیِ نظام، اساس کار است؛ هم استحکام سیاسی، هم استحکام اقتصادی، هم استحکام فرهنگی، و هم بالاتر از همه استحکام روحی و روانی افراد، بخصوص نخبگان و بخصوص مسئولان ارشد کشور. این استحکام اگر وجود داشته باشد، هیچ خطری کشور را تهدید نمیکند. کشور در مقابل همه‌ی خطرها آماده است. جوانهای عزیز ما بایستی این رویِشِ مبارکِ روحیّه‌ی انقلابی را ادامه بدهند. بحثها و جنجالها و حاشیه‌سازی‌ها و پرداختن به چیزهای کوچک و جزئی و مانند اینها مسئله‌ی کشور نیست؛ مسئله‌ی کشور، روحیّه‌ی انقلابی است؛ مسئله‌ی کشور، جهت‌گیری انقلابی است؛ و از لحاظ عملی و برنامه‌ریزی، مسئله‌ی کشور، اقتصاد است که بارها عرض کرده‌ایم، پیشرفت علمی است که بارها عرض کرده‌ایم و اتّحاد و انسجام آحاد ملّت است که این را هم بارها عرض کرده‌ایم. اینها مسائل اصلی کشور است.

 مردم اصفهان بحمدالله در گذشته‌ی دور و نزدیک، موفّق بودند و از امتحانها سربلند بیرون آمدند. امتحانهای سخت برای اصفهان در گذشته‌های دور و نزدیک، امتحانهای سازنده بود. امتحان یعنی تمرین، امتحان الهی یعنی تمرین، یعنی رزمایش. رزمایش، نقطه‌ضعف‌های انسان را به او نشان میدهد و [او] سعی میکند آن نقطه‌ضعف‌ها را برطرف کند و تبدیل کند به نقطه‌ی قوّت؛ این چیزی است که برای ملّت ایران وجود دارد. اصفهان هم بحمدالله در این زمینه پیشرو و پیشگام است. امیدواریم همیشه همین‌جور باشد. عزیزان من! بدانید فردای این کشور از امروز این کشور بمراتب بهتر است و به فضل الهی و به حول و قوّه‌ی الهی، این کشور به برکت انقلاب، به برکت آیات الهی، به برکت تکیه‌ی بر ایمانِ به قرآن و اسلام و تعالیم ائمّه‌ی هدا (علیهم‌السّلام) خواهد توانست بر تمام مشکلات فائق بیاید و پیش خواهد رفت و امیدواریم که ان‌شاءالله همین باشد. خیلی خوشحالیم از اینکه شما برادران و خواهران عزیز را زیارت کردیم. سلام ما را هم به همه‌ی برادران و خواهران اصفهانی برسانید.

والسّلام علیکم و رحمةالله


[ پنج شنبه 95/8/27 ] [ 12:55 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
برجام با امضای هفت کشور (ایران و اعضای 1+5) و در شورای امنیت سازمان ملل متحد و در قالب یک قطعنامه به تصویب رسیده است و با اعلام عدم پایبندی یک طرف به عدم اجرای آن ابطال نمی شود. بنابراین، ابطال برجام در وهله اول، برای ترامپ و دولت جدید ایالات متحده آمریکا هزینه های حقوقی و بین المللی خواهد داشت.
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/حسین یاری
آیا ترامپ می تواند توافق هسته ای را بر هم زند؟انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا، مولد بحث های تازه ای در خصوص توافق هسته ای ایران و اعضای 1+5 بوده است. در جریان رقابت های انتخاباتی، ترامپ برجام را بدترین توافق تاریخ قلمداد کرد و حتی یک بار در نشست آیپک، تهدید کرد که در نخستین روز حضور خود در کاخ سفید برجام را پاره خواهد کرد. این ادعا یک بار دیگر نیز توسط معاون وی مایک پنس تکرار شد. با این حال چنین تهدیداتی، با واکنش قاطعانه  و حکیمانه مقام معظم رهبری مواجه گردید. معظم له تاکید فرمودند  که اگر مقامات آمریکایی برجام را پاره کنند، در آن صورت ما آن (برجام) را آتش خواهیم زد....
اخیرا جان بولتون از اعضای نومحافظه کار ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ نیز اظهار کرده است که ترامپ باید در نخستین روز ورود خود به کاخ سفید، برجام را لغو کند. با این حال ولید فارس، مشاور دونالد ترامپ پس از انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تاکید کرد که لغو برجام در دستور کار رئیس جمهور جدید آمریکا نیست!  در عین حال ولید فارس که یک گام از اظهارات پیشین ترامپ عقب نشینی کرده بود تاکید کرد که رئیس جمهور جدید آمریکا قصد دارد بر سر مفادی از برجام دوباره با مقامات ایرانی مذاکره کند.
سوال اصلی اما اینجاست که ترامپ تا چه اندازه ای قادر خواهد بود برجام را لغو کرده یا در آن تغییر ایجاد کند؟ در این صورت، آیا رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا قدرت مدیریت شرایط پس از لغو توافق هسته ای را خواهد داشت؟ در این خصوص سه نکته وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم :
نخست اینکه برجام نقطه عطفی است که پایبندی یا عدم پایبندی بازیگران به تعهدات  بین المللی، خصوصا بازیگران دخیل در امضای سند برجام، با استناد به آن سنجیده می شوند. از این رو اگر ترامپ برجام را لغو کند، بلافاصله از سوی نظام بین الملل 
متهم به بی تعهدی نسبت به مرامنامه ها و توافقات بین المللی خواهد شد. از آنجا که برجام با امضای هفت کشور (ایران و اعضای 1+5) و در شورای امنیت سازمان ملل متحد و در قالب یک قطعنامه به تصویب رسیده است، با اعلام عدم پایبندی یک طرف به عدم اجرای آن ابطال نمی شود. بنابراین، ابطال برجام در وهله اول، برای ترامپ و دولت جدید ایالات متحده آمریکا هزینه های حقوقی و بین المللی خواهد داشت. 
نکته دوم، به مسئله وضع دوباره تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران باز می گردد. بدیهی است که در صورت لغو برجام از سوی ایالات متحده آمریکا، وضع دوباره تحریم های چندجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران  مستلزم همکاری روسیه، چین و اتحادیه اروپا با واشنگتن خواهد بود. این در حالیست که با توجه به بازی یک جانبه ایالات متحده آمریکا در بر هم زدن برجام، جلب همکاری این کشورها برای وضع دوباره تحریم ها علیه ایران بسیار سخت و حتی در مواردی ناممکن خواهد بود. به عنوان مثال، در صورت لغو برجام از سوی ترامپ، روسیه و چین حاضر به وضع دوباره تحریم ها علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد نخواهند بود. حتی اتحادیه اروپا نیز در وضع تحریم های چندجانبه با دولت جدید ترامپ همکاری نخواهد کرد. 
نکته سوم، به واکنش جمهوری اسلامی ایران باز می گردد. بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران در غرب معتقدند در صورتی که ترامپ توافق هسته ای را لغو کند، جمهوری اسلامی ایران نیز برنامه هسته ای خود را از سر خواهد گرفت و بازگشت به وضعیت قبل از برجام (بلکه با شدّت و انگیزه ای بیشتر)  را در دستور کار خود قرار خواهد داد. آنها معتقدند در این صورت، ایالات متحده آمریکا بازنده اصلی چنین معادله ای خواهد بود. در این صورت، واشنگتن از یک سو با ناتوانی در اجماع سازی دوباره بین المللی علیه تهران مواجه می شود و از سوی دیگر، با بازگشت ایران به برنامه هسته ای خود رو به رو خواهد شد. در چنین شرایطی اساسا دونالد ترامپ و همراهانش در کاخ سفید قدرت کنترل و مدیریت اوضاع را از دست خواهند داد. 
در نهایت اینکه ادعای مشاور ترامپ مبنی بر تلاش رئیس جمهور جدید آمریکا برای مذاکره دوباره با ایران بر سر بندهایی از برجام نیز در عمل امکانپذیر نیست. اگرچه اظهارات ولید فارس نوعی عقب نشینی اولیه از ادعای ابطال برجام و پاره کردن آن از سوی ترامپ به شمار می رود، اما حتی ترامپ در همین سطح ( مذاکره بر سر برخی بندهای برجام) نیز به عنوان یکی از 7 بازیگر دخیل در امضای برجام قدرت مانور نخواهد داشت./ 


[ پنج شنبه 95/8/27 ] [ 12:54 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
آمریکای زمان ترامپ آمریکای پرحاشیه و پرسروصدایی خواهد بود و این شاید فرصتی برای ایران است که سیاست‌های خود را در صحنه‌های منطقه‌ای و جهانی یش ببرد. ترامپ وارث بن بست های مختلفی در سیاست خارجی آمریکاست و البته او فردی بی تجربه در سیاست خارجی است و با انتخابش شکاف هایی را در آمریکا ایجاد کرده است و میلیاردر نیویورکی با مسائل مختلفی باید دست و پنجه نرم کند
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/روح الله صالحی
آمریکایی ها سرخورده از تغییری که باراک اوباما 8 سال قبل به آن وعده داده بود، همه پیش بینی های انتخاباتی را کنار زدند و به دونالد ترامپ، نامزد جنجالی و تژادپرست جمهوری خواه، رای دادند؛ کسی که فقط 33 درصد آمریکایی ها به او اعتماد دارند، ولی مردم آمریکا با رای لجوجانه به او، اعتراض خود را به  روند های جاری در ایلات متحده نشان دادند.  
سرانجام پس از ماه ها تبلیغات و جنجال های رسانه ای، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روز سه شنبه (8 نوامبر) برگزار شد و دونالد ترامپ با 274 رای الکترال در مقابل 218 رای هیلاری کلینتون رقیب دموکرات خود را شکست داد و به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا راهی کاخ سفید شد. هرچند ترامپ بیشترین آرای مردمی را به خود اختصاص داده است، اما وی تا ماه دسامبر که نمایندگان الکترال کالج با آراء خود رئیس جمهور را انتخاب خواهند کرد، باید منتظر بماند. با توجه به رای اکثریت مردم، ترامپ بدون تردید پیروز نهایی خواهد بود.   
حالا ترامپ در حالی از چند هفته دیگر وارد کاخ سفید خواهد شد که از مجموع 21 نظرسنجی همزمان که تا شب قبل از انتخابات در سراسر آمریکا انجام شد،  فقط دو نظرسنجی پیروز شدن او را پیش بینی می کردند. همه 19 نظر سنجی دیگر تا شب هشتم نوامبر، می گفتند که هیلاری کلینتون با فاصله یک تا 6 درصد پیروز انتخابات است. اکنون پیروزی میلیاردر نیویورکی که چندان از حمایت حزبش نیز برخوردار نبود، شوک بزرگی ایجاد کرده است، حال آن که محافل سیاسی، نظامی و رسانه ای آمریکا نیز حامی او نبودند، حتی تا جایی که نزدیک بود وی از رقابت های درون حزبی کنار گذاشته شود. روزنامه «واشنگتن پست»، چند ماه پیش در گزارشی مبنی بر اختلاف جمهوری خواهان بر سر ترامپ، نوشت که اعضای ارشد این حزب به دنبال این هستند تا ترامپ را از گردونه رقابت های درون حزبی کنار بگذارند.  

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

بروز شکاف عمیق در جامعه آمریکا
صندوق های آراء نتیجه ای را به ثبت رساند که بسیار مهم تر و خطرناک تر از کسی است که برای چهار سال وارد کاخ سفید می شود، این خطر همان شکاف بزرگ در نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آمریکا است زیرا این انتخابات شکاف و تفاوت بزرگی را در آمریکا به نمایش گذاشت. در این میان همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات کنگره آمریکا هم برگزار شد و نتایج آن هم به نفع جمهوری خواهان بود. جمهوری‌ خواهان توانستند اکثریت 51 رای را در سنا و اکثریت 218 رای مجلس نمایندگان آمریکا را به دست آوردند. این دومین پیروزی پیاپی برای جمهوری‌ خواهان در کنگره محسوب می ‌شود. با این وجود ترامپ برای پیشبرد برنامه ها و تصویب لوایح دولت خود با کنگره به مشکل نخواهد خورد. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در سال های اخیر با توجه به این که کنگره در دست جمهوری خواهان بود، برای تصویب لوایح خود با مشکلاتی روبرو شد. با همه این ها اما وضعیت هنوز دچار چالش های مهمی است. سخنرانی های تند ترامپ و کلینتون علیه یکدیگر و متهم کردن طرف مقابل به فساد اخلاقی و مالی بسیاری از حقایق را در جامعه آمریکا برملا کرد.
انتخابات این دوره آمریکا از لحاظ حجم تخریب های به کار رفته توسط دو نامزد مطرح علیه یکدیگر بی سابقه بود و افشاگری های انجام شده صریح تر و واضح تر از مواردی بود که در طول تمام این سال ها توسط مخالفان و دشمنان آمریکا مطرح می شود. حتی بر اساس نظرسنجی هایی که رسانه های آمریکایی از مردم به عمل آورده بودند، بیش از 70 درصد مردم آمریکا دو نامزد را بدترین گزینه برای ریاست جمهوری اعلام کرده بودند و برخی کارشناسان از این دوره به عنوان غیرقابل اعتماد ترین و زشت ترین انتخابات در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا نام برده بودند. افشای فساد اخلاقی و ورود به حریم خصوصی در مقابل صدها میلیون بیننده تلویزیونی چهره زشت این دور از رقابت ها را نشان داد.

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

به چالش کشیدن نظم حاکم بر آمریکا و شعارهایی علیه سیستم حاکم فعلی بر این کشور، جزو اصلی ترین محورهای فعالیت ترامپ در طول روزهای تبلیغات انتخاباتی بود. به باور برخی کارشناسان، اقبال مردم آمریکا به ترامپ به خاطر این بود که ترامپ مقابل حاکمیت امریکا ایستاد و مردم از این مورد استقبال کردند و به او رأی دادند. زیرا مردم امریکا به یک بیداری رسیده اند و فضای اجتماعی جدیدی در جامعه را به وجود آورده اند. ترامپ با این جمله که به محض ورود به کاخ سفید «سیفون فساد در واشینگتن را خواهد کشید» گفته بود که سیاستمداران به دلیل سازوکارهای تقلب می ‌توانند بدون مواجه شدن با پیامدهای اقداماتشان، قانون‌ شکنی کنند.
جدای از اینکه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک مسئله داخلی برای مردم این کشور است، اما این انتخابات باتوجه به اتخاذ سیاست خارجی واشینگتن در قبال منطقه خاورمیانه و ایران اهمیت خاصی دارد. ترامپ در دوران رقابت های انتخاباتی به گونه ای سخن گفته و مواضعی را در خصوص مسائل جهانی اتخاذ کرده که موجب هراس بسیاری از شخصیت های بین المللی شد و اکنون باید این پرسش را مطرح کرد که آیا اظهارات ترامپ در خصوص مسائل بین المللی، مختص همان دوره رقابت ها بوده یا آن که این مواضع در دوران ریاست جمهوری وی نیز ادامه خواهد داشت؟

موضع ترامپ درباره برجام
دونالد ترامپ که با مواضع تند و جنجالی شناخته می شود، یکی از مخالفان اصلی توافق هسته ای ایران و 1+5 است به همین دلیل با روی کار آمدن ترامپ بسیاری چشم انداز روشنی را برای آینده برجام متصور نیستند. ترامپ بارها گفته است که اولویت نخست کاری اش پس از پیروزی در انتخابات، لغو توافق هسته ای ایران و پاره کردن برجام خواهد بود. وی مدعی است که این توافق یک فاجعه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است و باید نظارت بیشتری روی اجرای آن باشد. ترامپ حتی در ماه جولای در جمع هوادارانش مدعی شد که توافق هسته‌ای با ایران مردم آمریکا را تحقیر کرده است. وی همواره مذاکره کنندگان آمریکایی را به ساده لوح بودن و فریب خوردن از مذاکره کنندگان ایرانی متهم کرده بود. ترامپ چند ماه پیش پرداخت 400 میلیون دلار به ایرن از سوی دولت آمریکا را به باد انتقاد گرفت و مدعی شد که اوباما به ایران باج داده است.
در رسانه‌ های غربی اما همواره این مسئله مطرح بوده است که برجام توافقی چندجانبه است و فقط یک کشور نمی ‌تواند آن را به هم بزند. به هم زدن توافق با ایران از طرف آمریکا، به هم زدن توافق با روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان و تقابل با اتحادیه اروپا نیز هست. از این رو، ضربه زدن مستقیم به برجام توسط ترامپ نه تنها زمینه لغو آن را فراهم نمی ‌کند، بلکه بستر ایجاد اختلافات جدید بین اروپا و امریکا را فراهم می‌ سازد. فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هفته گذشته درباره لغو احتمالی برجام از سوی ترامپ گفت که این توافق یکجانبه نیست، بلکه توافقی بین المللی است و وی مسئول اجرای آن است.
بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات آمریکا، خبرگزاری انگلیسی «رویترز» در تحلیلی پیروزی ترامپ را علیه بقا برجام و توافق اتمی واشنگتن با ایران دانست. به نوشته «رویترز»، پیروزی ترامپ تردید هایی را درباره این که آیا آمریکا از توافق اتمی با ایران که تابستان گذشته آن را امضا کرد و اینکه این کشور با فاصله گرفتن از متحدانش ایران را به طور بالقوه در ادامه امیالش رها خواهد کرد، ایجاد کرده است.
ریچارد نفیو، از مقام‌های سابق دولت اوباما و حاضر در مذاکرات اتمی که از وی به عنوان معمار تحریم‌ های ایران یاد می‌ شود در این زمینه گفت: «با توافق اتمی ایران خداحافظی کنید. احتمال کمی وجود دارد که برجام باقی بماند، زیرا شاید ترامپ تصمیمی عمدی برای پاره کردن توافق بگیرد یا این که آمریکا گامی بردارد که ایران را ترغیب به عقب گرد از برجام نماید.» زاخاری گلدمن، از مقام‌های سابق وزارت خزانه داری آمریکا اما معتقد است: «اگر ما از برجام خارج شویم، این امر بدترین وضع ممکن خواهد بود، زیرا از یک سو ایران از تعهدهای خود دست برداشته و از سویی دیگر ما نیز برای سقوط  توافق سرزنش خواهیم شد.»
به باور برخی ناظران، ترامپ یک معامله گر اقتصادی است. سیاست برای او در منافع اقتصادی تعریف می ‌شود. کسی که به دنبال منافع اقتصادی است، هیچ گاه به جنگ و بحران‌ های سیاسی که می تواند بازار را ملتهب کند، علاقه ندارد مگر آن که جنگ در راستای منافع اقتصادی تعریف شود.  
با توجه به اینکه ترامپ سابقه سیاست خارجی در کارنامه خود ندارد، به نظر می رسد در ماه های اولیه تصمیم درباره ایران را به کنگره بسپارد تا در این زمینه تصمیم گیری کنند. از انجا که کنگره در دست جمهوری خواهان است و آنها مخالف توافق با ایران هستند، احتمال افزایش فشارها به ایران وجود دارد و اگر برجام لغو نشود شاهد نظارت و سخت گیری بیشتر از جانب کنگره آمریکا خواهیم بود.

موضع ترامپ درباره بحران سوریه
هرچند دولت آمریکا در ایجاد بحران سوریه نقش مهمی داشت و با حمایت از تکفیری ها آتش جنگ در این کشور را شعله ور کرد، اما برخلاف دموکرات ها، دونالد ترامپ نظر متفاوتی در قبال بحران سوریه دارد. ترامپ بارها درباره تحولات سوریه اظهارات جالبی را مطرح کرده بود. او اخیرا در اظهارات خود تأکید کرده بود که سوریه بدون «بشار اسد» سقوط خواهد کرد. برخلاف کلینتون، ترامپ رویکرد مداخله گرایانه در سوریه ندارد و بارها اعلام کرده که نباید امریکا نیروهای خود را به سوریه اعزام کند.  
همچنین ترامپ از مداخله نظامی روسیه بر ضد داعش در سوریه استقبال و تاکید کرد که از این بابت صد درصد از ولادیمر پوتین، رئیس جمهور روسیه حمایت می کند. ترامپ در سخنانی گفته است که در صورت پیروزی، رابطه با روسیه را بهبود خواهد بخشید و پیش بینی کرده است روابط خوبی با پوتین داشته باشد. ترامپ حتی پا را از این فراتر گذاشته و با انتقاد از سیاست های خاورمیانه ای اوباما تاکید کرده است که آمریکا دیگر نمی تواند خود را ژاندارم جهان بداند. ترامپ معتقد است که ارتش روسیه، نیروهای ایرانی و نیروهای بشار اسد، اکنون با داعش در حال جنگ هستند و از بین رفتن داعش برای آمریکا و متحدان آمریکا اولویت اول است.
طبق آنچه ترامپ اعلام کرده است وی به دنبال نابودی داعش در سوریه و عراق است و بنابراین همکاری با روسیه را از سر خواهد گرفت، زیرا ادامه حیات داعش و تقویت تکفیری ها در منطقه به ضرر منافع امریکا است. بر این اساس ترامپ معتقد است، راه حل بحران سوریه صرفا سیاسی است و تنها با همکاری و تعامل با روسیه می‌توان به این راه حل دست یافت و در این راستا، آمریکایی‌ها باید از راهبرد براندازی و تغییر حکومت ‌ها و نظام‌ ها با استفاده از زور و قدرت چشم پوشی کنند. بنابراین با توجه به مواضع ترامپ در قبال بحران سوریه، وی خود را در معرض نگاه ها نسبت به تصمیم دولت جدید آمریکا در موضوع سوریه قرار داده است. آیا ترامپ می تواند تغییر محسوسی در روند بحران سوریه ایجاد کند؟ قبل از او کسانی که در سیاست خارجی تجربه زیادی داشتند از این کار ناتوان بودند و اکنون باید دید میلیاردر تازه کار که ادعای دوستی با روسیه دارد با سیاست مسکو در سوریه همراه خواهد شد یا خیر؟


وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

سیاست در قبال شیخ نشین های خلیج فارس
دونالد ترامپ روابط گسترده واشینگتن با آل سعود را به باد انتقاد گرفته است. ترامپ در کمپین های انتخاباتی خود گفته است که عربستان سعودی باید بابت حمایت‌ های بی ‌شائبه واشینگتن از آل ‌سعود، به آمریکا پول بدهد. ترامپ حتی عربستان سعودی را به دست داشتن در حملات 11 سپتامبر 2001، متهم کرده بود و گفته بود که اسناد رسوا کننده ای وجود دارد که نشان می دهد سعودی ها در پشت پرده این حملات قرار داشتند. همه این اظهارات اگر عملی شود می توان ادعا کرد که روابط آمریکا با اعراب در دوره ترامپ دچار تنش های بیشتری خواهد بود.
بدیهی است دولتمردان عربی ترجیح می ‌دادند هیلاری کلینتون را در کاخ سفید ببیند، چرا که در دوره‌ ای که مدیریت دستگاه سیاست خارجی آمریکا در دست او بود، مواضع عربستان سعودی و متحدانش به آمریکا بسیار نزدیک بود، تا حدی که حتی ابتکار عمل به دست سعودی‌ ها افتاده بود و آمریکایی ها از آن پیروی می ‌کردند. سعودی ها و ترامپ نسبت به برجام نگران و بدبین هستند و همین اشتراک منافع می تواند آنها را به هم نزدیک کند. ترامپ گفته است که حاضر است از اعراب مقابل ایران حمایت کند، اما آنها باید هزینه آن را بپردازند.
عربستان و دیگر شیخ نشین های خلیج فارس در تاجر مسلکی، کم از دونالد ترامپ ندارند و همیشه از ابزار توان مالی برای پیشبرد اهداف خود بهره برده ‌اند. بنابراین ترامپ نیز به عنوان یک بیزنسمن اهل معامله است و در ازای پرداخت دلارهای نفتی از سوی اعراب می تواند از مواضع قبلی خود عدول کند. از طرفی، در سال های اخیر اتحاد و همکاری بین اعراب و رژیم صهیونیستی برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه افزایش یافته است و اعراب با استفاده از لابی صهیونیستی می توانند ترامپ را با خود همراه کنند. پس انتظار می رود روابط استراتژیک واشینگتن با شیخ نشین های خلیج فارس به همان شکل سابق اما با کمی هزینه بیشتر برای اعراب ادامه داشته باشد.   

راه پر پیچ و خم مسئله فلسطین
پس از بیداری اسلامی در منطقه، مسئله فلسطین که مهم ترین مساله جهان عرب بود از اولویت افتاد و عدم توجه به این مسئله سبب شد تا رژیم صهیونیستی در مقابل سکوت اعراب، جنگ 51 روزه ای را علیه مردم بی دفاع غزه به راه اندازد و هزاران نفر را شهید و زخمی کند. برخی ناظران بر این باورند که ترامپ به دلیل نداشتن تجربه کافی، خاورمیانه را از عینک رژیم صهیونیستی خواهد دید. به نظر می رسد آزادی عمل رژیم صهیونیستی برای پیشبرد طرح های یکجانبه خود در اراضی اشغالی بیش از گذشته خواهد بود و این رژیم محدودیت های دولت اوباما را نخواهد داشت. با توجه به اکثریت جمهوری خواهان در کنگره که در مشت لابی صهیونیستی «آیپک» قرار دارند، می توان گفت ترامپ نیز به عنوان فردی تلقی می شود که در مشت راستگرایان صهیونیستی است و احتمال این که به مجری تام سیاست های رژیم صهیونیستی تبدیل شود زیاد است. احتمال این که به قدرت رسیدن دونالد ترامپ زمینه را برای تغییر نقشه خاورمیانه فراهم کند و راستگرایان صهیونیستی همانند دوران جورج بوش ابتکار عمل سیاست منطقه ای امریکا را در دست بگیرند و ابرهای سیاه بار دیگر بر منطقه حاکم شود، وجود دارد. همچنانکه یک روز پس از پیروزی ترامپ، رژیم صهیونیستی اعلام کرد که قصد دارد 7000 واحد مسکونی در کرانه باختری احداث کند. جیسون گرین‌بلت، یکی از مشاوران ارشد ترامپ مدعی شد که شاید ترامپ سفارت واشنگتن را از اراضی اشغالی به بیت المقدس انتقال ندهد، اما رئیس جمهور جدید آمریکا گمان نمی‌ کند شهرک‌سازی ‌های رژیم صهیونیستیی در کرانه باختری و دیگر مناطق اراضی اشغالی مانع رسیدن به صلح با فلسطینیان شود.

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

به نظر می رسد، دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، دوران مرگ یا حداقل انجماد هر اقدامی برای احیای روند آشتی میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی خواهد بود و از دولت او انتظار نمی ‌رود گامی در این راستا بردارد. از سوی دیگر، نگاه دیگری هم به رویکرد خاورمیانه ای واشینگتن وجود دارد و آن این است که آمریکا دیگر نفع چندانی برای خود در حضور در خاورمیانه نمی بیند و توجهش معطوف بخش های دیگری از جهان، به ویژه  شرق دور است. از این دیدگاه باید برای خاورمیانه ‌ای حاضر شد که آمریکا دیگر اعتنای چندانی به مداخله در تنش های آن نخواهد کرد و سیاست مهار چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا در دستور کار قرار خواهد گرفت. البته یک دیگاه قوی وجود دارد که ترامپ علاقه ای به دردسرهای شرق دور ندارد و رئیس جدید کاخ سفید اساسا حرفی برای گفتن در این زمینه ندارد.

کلام آخر
با روی کار آمدن ترامپ به نظر می رسد، سیاست چندجانبه گرایی اوباما به یکجانبه گرایی ترامپ تبدیل خواهد شد. یک کنگره در کنترل جمهوری خواهان، راه این انتقال پارادیمی را هموارتر خواهد کرد. بحران های گسترده جهانی در سوریه، عراق، اوکراین، شبه جزیره کره، بروز تنش های فزاینده بین روسیه و غرب و رقابت جهانی با چین، اجازه نمی دهد تا جمهوری خواهان بحران جدید در جهان ایجاد کنند، زیرا بحران جدید می تواند وضعیت را بدتر از قبل کرده و منافع واشنگتن را به خطر بیندازد. باتوجه به نداشتن سابقه سیاسی ترامپ، نمی توان اظهارنظر دقیقی درباره سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه داشت و باید منتظر ماند و دید که چه کسانی در راس وزارت خانه های کلیدی خارجه و دفاع آمریکا قرار می گیرند.
آمریکای زمان ترامپ آمریکای پرحاشیه و پرسروصدایی خواهد بود و این شاید فرصتی برای ایران است که سیاست‌های خود را در صحنه‌های منطقه‌ای و جهانی یش ببرد. در عین حال وقتی فردی که از مناسبات جهانی فقط با بخش تجاری آن آشناست، سکّان کاخ سفید را به دست گرفته است، خطرات غیرمنتظره ای هم می تواند بروز کند.
به رغم ادعای ترامپ درباره پاره کردن توافق هسته ای نخبگان داخلی آمریکا و متحدان اروپایی این اجازه را نخواهند داد تا نقض اساسی برجام از سوی امریکا اتفاق بیفتد، زیرا که این مسئله می تواند وجهه آمریکا در بین کشورهای اروپایی و جهان را از بین ببرد. تاریخ نشان داده است که جمهوری خواهان اهل معامله هستند و به نظر می رسد با دیپلماسی فعال از سوی وزارت خارجه کشورمان در صحنه های مختلف جهانی، می توان دولت ترامپ را به این حقیقت واقف کرد که ایران به عنوان محور ثبات در غرب آسیا است و باید سیاست های واشنگتن در قبال ایران تغییر کند. در مجموع ترامپ وارث بن بست های مختلفی در سیاست خارجی آمریکاست و البته او فردی بی تجربه در سیاست خارجی است و با انتخابش شکاف هایی را در آمریکا ایجاد کرده است و میلیاردر نیویورکی با مسائل مختلفی باید دست و پنجه نرم کند./


[ شنبه 95/8/22 ] [ 1:15 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
نتایج انتخابات آمریکا معادلات اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را به هم زد، چرا که با انتخاب ترامپ نگرانی‌ها نسبت به بر هم خوردن برجام و ادامه روند تعامل با غرب به اوج خود رسیده است. نگرانی‌های جریان اصلاح طلب و اعتدال تنها به ناکام ماندن برجام خلاصه نمی‌شود، بلکه مهمترین دغدغه، تأثیری است که نتیجه انتخابات آمریکا بر سناریوی انتخاباتی این جریان در سال 1396 خواهد گذاشت.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/مهدی سعیدی
اعلام نتایج انتخابات آمریکا و پیروزی ترامپ بر نامزد دموکرات‌ها، خبری شگفت انگیز بود که ارزیابی‌های جهانی را به هم زد و بخش عمده‌ای از سیاستمداران کشورهای مختلف را در شوکی بزرگ فرو برد. این ماجرا همانطور که بسیاری از پیش‌بینی ها را در سطح جهانی بر هم ریخت، بخشی از جریان‌های سیاسی کشور را نیز به محاق برد و برنامه‌ریزی و بازی‌های آتی آنان را بر هم زد. جریان اصلاح طلب و اعتدال که این روزها در اردوگاهی واحد تعریف می‌شوند، دل به پیروزی هیلاری کلینتون خوش کرده بودند. این جریان در ماه‌های اخیر همه تلاش رسانه‌ای خود را معطوف به اهمیت پیروزی کلینتون و خطرات پیروزی ترامپ کرده بود و با اعتماد به آمار و نظرسنجی‌هایی که حکایت از پیروزی نامزدی دموکرات‌ها داشت، خود را مهیای دوران پس از اوباما و با حضور کلینتون می‌کرد.

ترامپ و معادلات اصلاح طلبان

تیم رسانه این جریان آنچنان به پیروزی هیلاری علاقمند بود که با بی‌احتیاطی تمام و در حالی که عقل حکم می‌کرد تا اعلام نتایج قطعی انتخابات صبر کند، دست به ریسک بزرگی زد و تصویر صفحه اول روزنامه شرق در چهارشنبه 19 آبان را به عکس کلینتون در کنار روحانی اختصاص یافت؛ اقدامی ناشیانه که ملعبه مخالفین قرار گرفت و بستر طنزهای نیشدار و تمسخرآمیز را در فضای مجازی فراهم آورد و اعتبار حرفه‌ای تحریریه این روزنامه را زیر سوال برد! رسانه‌های دیگری از اصلاح‌طلبان نیز در این دام افتادند و اعتبار رسانه‌ای خود را به سادگی خرج این آرزوی دست نیافتنی کردند!
نتایج انتخابات آمریکا معادلات اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را به هم زد، چرا که با انتخاب ترامپ نگرانی‌ها نسبت به بر هم خوردن برجام و ادامه روند تعامل با غرب به اوج خود رسیده است. دکتر ظریف که در این روزها در سفر به شرق اروپا بسر می‌برد در واکنش به این خبر اعلام کرد: «هر کس رئیس‌جمهور آمریکا باشد باید واقعیات جهان و منطقه ما را به درستی بشناسد و با آن با واقع‌گرایی مواجه شود. ایران و آمریکا روابط سیاسی ندارند؛ اما آنچه آمریکا به عنوان یک تعهد بین المللی چند جانبه در برجام پذیرفته است را باید اجرا کند.» آقای روحانی نیز در جلسه هیات دولت گفت که نتیجه انتخابات آمریکا، اثری در سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران ندارد. وی همچنین تصریح کرد: «نتیجه انتخابات آمریکا، نشان دهنده آن است که التهابات و عدم ثبات داخلی آمریکا مدت‌ها باقی خواهد ماند و زمان زیادی می‌برد که این اختلافات و مشکلات داخلی حل ‌شود.»
این تعابیر به خوبی نشان می‌دهد که دولت نگران چگونگی مواجهه دولت جدید آمریکا با مساله برجام است و فراموش نباید کرد که ترامپ در برنامه های انتخاباتی خود به شدت به روند این مذاکرات حمله کرده بود. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که بین شعارهای انتخاباتی و اعلام مواضع در جایگاه تصمیم‌گیری فاصله وجود دارد و باید منتظر بود تا ببینیم ترامپ در جایگاه ریاست جمهوری چه سیاستی را در مواجه با برجام اتخاذ خواهد کرد. بدیهی است ایران در برابر نقض برجام دست بسته نیست و کشورهای اروپایی هم به سادگی زیر بار لغو برجام نخواهند رفت.
مسلم است که نقض برجام توسط دولت بعدی آمریکا، مخالفت و اقدام متقابل کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران را به دنبال خواهد داشت، اما در این میان نکته اساسی آن است که نگرانی‌های جریان اصلاح طلب و اعتدال نسبت به آینده برجام بیش از سایر جریانات و نهادهای نظام و با هدفی انتخاباتی است! در واقع علت اصلی نگرانی جریان اصلاح طلب و اعتدال این است که این جریان به صورت ویژه به دنبال بهره برداری انتخاباتی از آینده برجام است، لذا مهمترین دغدغه آنها تأثیری است که نتیجه انتخابات آمریکا بر سناریوی انتخاباتی این جریان در سال 1396 خواهد گذاشت.
واقعیت آن است که این جریان برای موفقیت در انتخابات آتی و کنار گذاشتن رقبای احتمالی، سناریوی حل "مسائل داخلی با اهرم سیاست خارجی" را همچون سال 92 در دستور کار خود قرار داده است. این جریان معتقد است هرچند دستاوردهای برجام تا به امروز آنقدر برجسته نبوده است که رضایت عمومی را جلب کرده و موجب افزایش محبوبیت آقای روحانی باشد، اما انتظارات هم هنوز به سر نرسیده است و می‌توان با وعده بهره برداری از ثمرات برجام در آینده، دولت دوازدهم را به مثابه باغبانی دانست که دسترنج و ثمرات تلاش‌های دولت یازدهم را خواهد چید. این امر موجب خواهد شد تا مردم همچنان به دولت آقای روحانی اعتماد کرده و با حضور وی در قدرت برای برداشت میوه های برجام و حل مشکلات اقتصادی موافقت نمایند.
از نگاه جریان مذکور تحقق این سناریو با حضور هیلاری کلینتون می توانست هموار باشد و این جریان به سادگی می‌توانست در صورت موفقیت دموکرات ها در انتخابات آمریکا، خود را پیروز انتخابات اردیبهشت 96 قلمداد نماید. (ضمن آنکه طبق برخی اخبار و شایعات دموکرات‌ها وعده هایی مبنی بر آزادی بخشی از اموال ایران و تزریق آن به اقتصاد کشور در آستانه انتخابات با هدف حمایت از اعتدالیون در ایران نیز داده بودند!) اما با انتخاب ترامپ همه چیز در آستانه فروپاشی قرار گرفته و نگرانی و اضطراب بر این جریان سایه انداخته است! ترامپ آنقدر کله شق است که به سادگی بازی برجام را بر هم زند و به شکل ناخواسته اجازه ندهد که وعده بهره‌برداری از میوه‌های برجام، رمز موفقیت آقای روحانی در رقابت انتخاباتی گردد.
این مساله دست تیم رسانه اصلاح طلب-اعتدال را در آستانه انتخابات خالی کرده و این جریان را با این سوال مواجه نموده که توده‌های جامعه با توجه به کدام برنامه تبلیغاتی باید به پای صندوق‌های رای آمده و مجددا رای خود را به نفع آنها در صندوق‌ها بریزند؟ عملکرد دولت به عنوان نماینده این جریان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاست داخلی از آنچنان برجستگی برخوردار نیست که رغبتی در هواداران ایجاد کند! و خطای راهبردی سرمایه‌گذاری همه جانبه تنها بر سیاست خارجی و گذاشتن همه تخم مرغ‌ها در سبد برجام، امروز اردوگاه آقای روحانی را در وضعیت بغرنجی قرار داده است که می‌تواند به پاشنل آشیلی برای تداوم این دولت بینجامد و پروژه "رئیس جمهور 4 ساله" را که توسط مخالفین روحانی دنبال می‌شود، برای اولین بار در کشور رقم بزند!
سخن آخر آن که این اتفاق درس بزرگی برای جریان‌های سیاسی داخل کشور به همراه دارد که نباید ثقل برنامه‌ریزی های سیاسی - انتخاباتی خود را مبتنی بر تحولات بیرون از کشور تنظیم کرد، بلکه با توجه به امکانات و توانمندی های داخلی باید برای حل مشکلات کشور چاره‌اندیشی کرد و این برنامه را در آستانه انتخابات در معرض قضاوت مردم قرار داد. باید دید که آیا اتاق فکر اصلاح‌طلبان و اعتدالیون خواهند توانست با جمع‌کردن توانشان این تهدید را به فرصتی برای موفقیت در رقابت انتخاباتی اردیبهشت 96 تبدیل کنند یا خیر؟


[ شنبه 95/8/22 ] [ 12:45 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
اگر بخواهیم نتایج مثبت اشغال سفارت را بازگوییم، باید بگوییم قطع رابطه با آمریکا بسیار بیشتر از رابطه با آن کشور انقلاب و اهداف آن را بیمه می‌کرد. این حرکت از طریق اثرگذاری بر ساختار فرهنگی جامعه تأثیر عمیقی بر اوج گیری مبارزات ضدامپریالیستی و نهادینه شدن فرهنگ استکبارستیزی داشت.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ فهیمه عشرتی خلیل آباد
تسخیر لانه جاسوسی و نهادینه سازی فرهنگ استکبارستیزی
تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان 1358 از جمله وقایع مهم پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می رود؛ شاهکاری که توسط دانشجویان پیرو خط امام با شجاعت و درایت انجام داده شد و توسط امام خمینی (ره) به عنوان «انقلاب دوم» و انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول نام گذاری شد. آنچه در ارتباط با این اتفاق از اهمیت بسیاری برخوردار است این که علاوه بر تغییر در مناسبات داخلی، روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. به طوری که بعد از گذشت نزدیک به سه دهه همچنان قدرت های بزرگ غربی و در رأس آن آمریکا را به چالش کشیده است. حال این سوال پیش می آید که نقش 13 آبان در نهادینه سازی استکبارستیزی چیست؟ چگونه این واقعه به نقطه عطفی در تاریخ روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا تبدیل شد؟
برای پاسخ به این سوال باید به ویژگی های فرهنگی و به تبع آن تجربه تاریخی ملت ایران در برخورد با آمریکا رجوع کرد.

1-  فرهنگ، هویت و سیاست خارجی
عموماً استدلال می شود، فرهنگ ملی یکی از عوامل موثر در سیاست گذاری خارجی محسوب می شود؛ به طوری که می توان گفت تأثیر بر سیاست گذاری خارجی از طریق تأثیر ابزارهای فرهنگی بر رفتار نخبگان و یا کارگزاران حکومتی، جهت نیل به مقاصد سیاسی، امنیتی و اقتصادی، یکی از مهم ترین حوزه های تأثیرگذاری است. از این منظر، هر نظام سیاسی به صورت یک شبکه ارزشی عمل می کند که در آن قدرت را با ارزش ها پیوند می دهد؛ تا آنجا که می توان گفت محیط نظام ارزشی است که جهت گیری های مردم را نسبت به نهادها و ساختارها تعیین می کند و عملکردهای سیاسی نیز فرهنگ سیاسی جامعه را نشان می دهد. بنابراین، مطالعه دقیق فرهنگ سیاسی، فرآیند تبدیل تقاضاها و خواست ها را به سیاست خارجی، استراتژی ها، هدف ها و منافع ملی مشخص می کند. از این رو، رفتار سیاسی خاص هر جامعه در بستر فرهنگ سیاسی همان جامعه شکل می گیرد که آن نیز محصول تاریخ نظام سیاسی و همچنین اعضای منفرد آن با ریشه ای روانشناختی است. این مسئله می تواند در نوع برداشت کارگزاران حکومتی از هویت خود و اجرای نیات آنان تأثیرگذار باشد و در نتیجه، در سیاست خارجی آن کشور نیز در قالب تصور هر کشور از نقش خود و یا ایفای نقش دولت ها نمود خارجی پیدا کند. 
نگاهی به تاریخ جمهوری اسلامی ایران که بیش از سه دهه از عمر آن می گذرد، بیان گر آن است که در سطح روابط بین ایران و آمریکا به واسطه ماهیت حاکم بر فرهنگ سیاسی و ایدئولوژی اسلامی انقلاب ایران، از دشمنی شدید تا انزجار دیپلماتیک در نوسان بوده است. منابع معنایی و ساختارهای هنجاری قوام دهنده به هویت جمهوری اسلامی ایران که نشأت گرفته از مولفه های موجود در فرهنگ سیاسی است، از مهم ترین عواملی است که نشان می دهد این مولفه ها چه ویژگی ها و نیروهای محرکه ای دارد که جمهوری اسلامی ایران تحت تأثیر آن قرار می گیرد (سید جواد امام جمعه زاده و دیگران،1391:9). اگرچه فرهنگ ملی ایران می تواند ویژگی های زیادی داشته باشد، در این نوشتار بر روی دو مولفه ایدئولوژی اسلام و زمینه های تاریخی تأکید می کنیم:

1-1- ایدئولوژی اسلام و مکتب شیعی
نظام ارزشی، رکن اصلی یک نظام فرهنگی است. اگر عوامل پایدار فرهنگ قسمت نامرئی و گاه ناخودآگاه یک مجموعه فرهنگی را تشکیل دهد، نظام ارزشی همیشه رابطه تنگاتنگی با دین و دستورات مذهبی دارد. بر این اساس، با توجه به اینکه انقلاب ایران، اولین انقلاب با محتوای کاملاً مذهبی است. می توان مهم ترین علت آغاز و تداوم منازعه میان ایران و آمریکا را الزامات ایدئولوژی اسلامی (تشیع) به عنوان عنصر کانونی هویت نظام جمهوری اسلامی دانست. مبانی فکری شیعه به‌عنوان شالوده نظریه انقلاب اسلامی که برپایه ظلم ستیزی، فرهنگ عاشورایی و امید به مهدویت شکل گرفته؛ پیام انقلاب را با عدالت ‌طلبی و آرمان ‌گرایی خاصی همراه کرد که کمترین پیام آن را می‌توان در سیاست اعتراضی نسبت به شرایط موجود نظام بین‌ الملل و تلاش برای یافتن وضع مطلوب مشخص کرد؛ جامعه آرمانی که بدون تمسک به مشی و طریق شالوده ‌شکنانه در برابر هنجارهای حاکم بر نظام بین ‌‌الملل امکان تحقق نداشت (غفاری و شریعتی، 1387، 95ـ90). 

فرهنگ استکبار ستیزی، زمینه ها و آثار

از طرف دیگر اصل ولایت که شالوده بنیادین تفکر شیعی در طول تاریخ حیات آن بوده است سبب شده برخی دیگر از تحلیل ‌گران برای تشریح بعد ضدغربی انقلاب اسلامی از رویکردی "تبارشناسانه" بهره برده و معتقدند که این نظریه از طریق تاکید بر گفتمان مسلط "ایدئولوژیک ـ سنت گرا" در قالب ولایت فقیه که نوعی اتصال با واسطه به مقام امامت محسوب می‌ شود، شیوه‌ مبارزه ‌جویانه مبتنی بر ارزش ‌های مبارزه، جهاد و شهادت را سرمنشأ کار خود قرارداده است، رویکردی که زمینه مبارزه ‌جویی با نظام بین ‌الملل و نظم منطقه ‌ای (و جهانی) ناشی از آن را فراهم می‌ آورد (صادقی، 1387: 270).

2-1- زمینه های تاریخی
این عامل گاه به صورت خودآگاه و ناخودآگاه تصمیم گیرندگان سیاست خارجی را تحت تأثیر قرار می دهد؛ بنابراین لازم است به منظور درک چگونگی شکل گیری فرهنگ استکبارستیزی به ساختارشکنی تهدید آمریکا و چگونگی قرار گرفتن آن در گفتمان های امنیتی ایران بپردازیم.  به همین دلیل حوادث سرنوشت ساز در رابطه بین دو کشور که زمینه ذهنی فرهنگ استکبارستیزی را قبل از 13 آبان، ایجاد کرد از اهمیت مهمی برخوردارند. به طور مشخص دو حادثه مهم در این زمینه عبارت بودند از:

الف) کودتا علیه مصدق
سیاست های مداخله گرایانه آمریکا علیه ایران از دهه1950، به عنوان نتیجه اختلافات جاری میان ایران و بریتانیا و تلاش برای ملی کردن صنعت نفت آغاز شد. بریتانیا تلاش داشت حمایت متحد آمریکایی خود را از طریق به تصویر کشیدن رهبر جنبش ملی ایران با عناوینی چون، مکار شرقی، وحشی، بدون تمایل به چپ و راست (بی هدف) و احساسی تحریک کند. در ابتدا در مقابل بریتانیا، ترومن رئیس جمهور آمریکا مصدق را منتخب مردم و آگاه توصیف کرد، اما با روی کار آمدن آیزنهاور جمهوری خواه همدردی و حمایت آمریکا از ایران فرو ریخت و تفاوت مشخصی در هویت آمریکا مشهود شد. در این زمان تصویر مصدق در آمریکا و بریتانیا در هم آمیخت و در نهایت مصدق با کودتای انگلیسی-آمریکایی سقوط کرد. به سبب این حذف خشونت آمیز طیف گسترده  ای از احساسات منفی میان مردم ایران نسبت به دولت آمریکا شکل گرفت (Mansouri, 2010,p:15).

ب) حمایت از رژیم شاه
بعد از کودتای 28 مرداد،  رژیم شاه به بازسازی روابط خود با آمریکا مبادرت کرد. این روابط تا بیست و پنج سال بعد از کودتا ادامه یافت و تمامی دولت  هایی که در ایران در این مدت بر سر کار می آمدند، سعی می ‌کردند روابطشان را با آمریکا بهبود بخشند. روند فوق را می توان زمینه  ساز وابستگی سیاسی و امنیتی ایران به آمریکا و جهان غرب دانست. از این مقطع زمانی دخالت های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در ایران تا حد بسیار زیادی افزایش یافت، به عبارتی ساختار سیاسی ایران در شرایطی شکل گرفت و سازماندهی گردید که نفوذ امنیتی آمریکا نیز در ایران افزایش می یافت و این امر، تضادهای سیاسی و اجتماعی جدیدی را در جامعه ایران به وجود آورد. به موازات ظهور این شرایط بود که کشورهای سرمایه داری و به ویژه آمریکا، با قرار گرفتن در جایگاه «دیگری» در نگرش گروه های اجتماعی ایران، محور اصلی تعارض با کشورهای جهان سوم تلقی می شوند.

 به دنبال این وقایع، ما دارای این حافظه تاریخی شدیم که بیگانگان در امور ما به دخالت می پردازند. این امر نیز به نوبه خود، در بازتوزیع خصلت بیگانه ستیزی بسیار موثر بوده است. در واقع تصرف سفارت آمریکا و مسئله گروگان گیری اتباع آمریکایی در تهران که با هدف جلوگیری از اعمال سیاست های مداخله جویانه ایالات متحده در ایران صورت گرفته بود، از این پس با اصل رابطه ایران و آمریکا گره خورد و حساسیت شدیدی را در میان افکار عمومی آمریکاییان ایجاد کرد. اشغال سفارت آمریکا در تهران برای دولت و ملت آمریکا، موجب سرشکستگی و تحقیر ناشی از روابط دوجانبه شد. همچنان که کودتای انگلیسی و آمریکایی 28مرداد 1332، برای ملت ایران یک سرشکستگی و تحقیر ملی محسوب می ‌شد. از این پس ایالات متحده ایران را هر بار با الفاظی چون بنیادگرا، خیال پرداز متعصب، تروریست و دست آخر، محور شرارت و پلیدی نامید؛ و از آن به عنوان دشمنی یاد کرد که با اصول حاکم بر روابط بین  الملل سازگار نیست (چوپانی‌نجف آبادی،42:1391).
بنابراین حساسیت ایرانیان نسبت به استقلال کشورشان برخاسته از یک احساس ریشه دار تاریخی و جزئی از فرهنگ سیاسی آنهاست. در این بین رویداد محوری بحران گروگان گیری یا همان تسخیر سفارت آمریکا در تهران در تداوم و نهادینه سازی فرهنگ استکبارستیزی اهمیت بسیاری دارد.

1-تسخیر سفارت آمریکا و نهادینه شدن فرهنگ استکبارستیزی
در روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان چهار دانشگاه تهران که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» می ‌نامیدند، سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران را اشغال کردند و دیپلمات ‌های حاضر در ساختمان را به گروگان گرفتند. علت های زیادی را برای تسخیر لانه جاسوسی برشمرده اند که به طور خلاصه می توان به مواردی چون، تبدیل سفارت خانه به مرکز جاسوسی، تلاش سفارت خانه برای جذب دولتمردان، تشدید اقدامات خصمانه آمریکا از جمله قطعنامه 27 اردیبهشت 1358 که ایران را به خاطر اعدام های انقلابی با لحن شدیدی محکوم می کرد، پناه دادن آمریکا به شاه مخلوع ایران و در مقابل همه این ها حمایت دانشجویان انقلابی از مواضع رهبری انقلاب در مخالفت صریح با آمریکا اشاره کرد. این حرکت از طریق اثرگذاری بر ساختار فرهنگی جامعه تأثیر عمیقی بر اوج گیری مبارزات ضدامپریالیستی و نهادینه شدن فرهنگ استکبارستیزی داشت.  برای فهم و بررسی این موضوع به برخی از اثرات تخسیر لانه جاسوسی که منجر به نهادینه شدن فرهنگ استکبارستیزی شده است می پردازیم.

1-2- سقوط دولت موقت:
در حالیکه انقلاب اسلامی از همان ابتدا ضد استبداد و ضداستکبار بود و حتی در بسیاری موارد رهبری نهضت، امام خمینی (ره) ریشه های استبداد را در وجود استکبار و نظام استعماری غرب می جست، دولت موقت در بعد سیاست خارجی ایجاد رابطه حسنه و نزدیکی با امریکا را در دستور کار خود قرار داده بود. ملاقات مهندس بازرگان و ابراهیم یزدی نخست وزیر و وزیر خارجه وقت با برژینسکی و ونس برای حل مشکلات و اختلافات فی ما بین، نمونه ای است که رویکرد دولت موقت را به خوبی نشان می دهد. این منش در عرصه سیاست خارجی خواسته یا ناخواسته، مفاهیم استکبارستیزی و غرب ستیزی را در منظومه فکری دولت موقت به حاشیه راند. از این رو سقوط دولت بازرگان در اعتراض به تسخیر سفارت آمریکا سبب شد بار دیگر ارزش های انقلاب اسلامی به ویژه استکبارستیزی و نفی سلطه پذیری در کانون توجه ملت قرار گیرد.

2-2- انفعال گروه های چپ و تمرکز بر خطر آمریکا: 
همانطور که در سال 32 آمریکا و انگلیس توانسته بودند با برجسته کردن خطر کمونیزم، بخشی از نیروهای انقلابی را جدا کرده و آنان را از روی ترس و توهم، بی تفاوت ساخته و یا در برابر نهضت ملی شدن صنعت نفت قرار دهند؛ در جریان انقلاب اسلامی نیز به دنبال بهره گیری از ده ها گروه ریز و درشت مارکسیستی بودند. با این حال، در پی تصرف لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، موضع نیروهای مذهبی انقلاب از گروه های چپ فراتر رفت و بار دیگر آمریکا را در رأس منازعات و تهدیدها قرار گرفت.

3-2- صدور فرهنگ استکبارستیزی:
اشغال لانه جاسوسی فراتر از مرزهای داخلی دارای اهداف فرامرزی بود. در واقع پیام نهفته در این اقدام این بود که انقلاب اسلامی مدلی است برای بر هم زدن بازی قدرت های بین المللی و برآورده ساختن آزادی مردم (مقابله با مستکبرین و حمایت از مستضعفین). این هدف بنا به اعتراف خود خارجی ها محقق شد و علیرغم کوشش برای انزوای ایران، ایران و انقلاب اسلامی در مرکز توجهات بین المللی قرار گرفت. از این طریق که شعارها و خواسته های انقلاب ایران و اخبار جنایات شاه و امریکا در ایران به همراه اخبار مربوط به گروگان گیری به اقصی نقاط عالم فرستاده شد و تیتر اخبار روزانه جهان را به خدمت گرفت.

4-2- تثبیت آمریکا به عنوان دشمن اصلی:
 در تمام مدت 444 روزی که تسخیر سفارت به طول انجامید، جمهوری اسلامی ایران در ضمن تلاش های متعددی که برای معاوضه گروگان ها با شاه فراری و اموال متروکه ایران انجام داد، با عطوفت اسلامی و بدون کوچکترین خون ریزی و جنایت با گروگان ها برخورد نمود. اما امریکا با اقدامات خصمانه به خصوص حمله نظامی به ایران جهت آزادی گروگان ها و ساقط کردن حکومت مردمی ایران به رفتار مستکبرانه خود ادامه داد. رفتارهایی که تا به امروز از طریق سازماندهی معاندین و معارضین نظام جمهوری اسلامی ایران، تحریم های اقتصادی، افزایش احساسات ضد شیعه و ضد ایران و ایجاد اختلاف بین مردم منطقه و ... تداوم یافته است. تکرار رفتار مستکبرانه آمریکا به واقع ثابت کرد که آمریکا همانطور که امام (ره) فرمودند شیطان بزرگ است. 

فرجام سخن
اگر پیروزی انقلاب اسلامی را پیروزی بر استبداد در نتیجه سرنگونی رژیم شاه بدانیم، قطعا انقلاب دوم به معنای پیروزی در برابر استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بود. در واقع دانشجویان پیرو خط امام می خواستند تفکر امام یعنی مقابله با هر دو جبهه استبداد و استکبار را به سرانجام برسانند. لذا حرکتی را آغاز کردند که هدف و نتیجه آن کمتر کردن تعارضات در جامعه و تقویت اندیشه «خط امام» بود. اما باید گفت اگرچه حرکتی صورت گرفت و تاکنون با وجود کارشکنی های داخلی و خارجی در ایجاد انحراف از مسیر انقلاب و مقابله با استکبار به حیات خود ادامه داده است؛ تداوم آن مانند هر موضوع فرهنگی دیگر نیازمند زنده نگه داشتن آن است. در همین راستا ورود حرفه ای محققان و محافل دانشگاهی به این مسئله و تئوری پردازی در این زمینه می تواند این جنبه تدافعی در سیاست خارجی را حفظ کند. 

منابع:

امام جمعه زاده، سیدجواد، علی ابراهیمی، مریم مسعودی نیا، (1392)، مولفه های مذهبی استقلال طلبی در فرهنگ ملی اران و تأثیر آن در رابطه با آمریکا، پژوهش های سیاسی جهان اسلام، شماره دوم.
چوپانی نجف آبادی، س، (1391)، «کارکرد تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران در سیاست مهار ایران»، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه، تهران.
صادقی، ا (1387)، «تبارشناسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: جایگاه هویت، فرهنگ و تاریخ»، فصلنامه سیاست خارجی، سال 22، شمارة 2.
غفاری، م و شریعتی، ش (1387)، «بنیان‌های آرمان‌خواهی در فرهنگ سیاسی ایرانیان»، راهبرد فرهنگ، شمارة 3.

[ پنج شنبه 95/8/13 ] [ 6:14 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
اگرچه در ظاهر انتظارات ما از برجام محقق نشد، اما نتیجه مهمتری به دست آمد که برجام را مقرون به صرفه کرده است و آن اتحاد و وحدت ملی در تقابل با آمریکا و تمرکز بر روی توان داخلی است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی/ علی کارگر
بزرگترین دستاورد برجام در آستانه تحققطولانی شدن مذاکرات هسته ای در دولت گذشته از یک طرف و تبلیغات جریان سیاسی رقیب به همراه اپوزسیون نظام از طرف دیگر منجر به شکل گیری یک دوقطبی در سطح جامعه شد که موافقین و مخالفین مذاکره دو سوی آن را شکل می دادند. شکل گیری این دوقطبی یک پیروزی بزرگ برای طرف غربی به ویژه آمریکا محسوب می شد؛ زیرا این اتفاق مقدمه تغییر نگاه مردم ایران به آمریکا بود. در این بحبوحه دولت یازدهم با شعار مذاکره هسته ای برای رفع مشکلات اقتصادی پا به عرصه رقابت گذاشت و پیروز این میدان شد.
در چنین شرایطی مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) با طرح سناریوی نرمش قهرمانانه، نقشی تاریخی در مدیریت پرونده هسته ای ایفا کردند و با دعوت منتقدین مذاکرات به صبر، از عمیق شدن این شکاف جلوگیری کردند. ایشان هرگز تفکر مقاومت در برابر زیاده خواهی غرب و عدم اعتنماد به آمریکا را تقبیح نکردند و هرگز سیاست ایستادگی مقابل غرب را اشتباه ندانستند بلکه برعکس در هر تقدیر و تشکری از تیم مذاکره کننده هسته ای تأکید کردند که نباید تسلیم زیاده خواهی طرف مقابل شد. از طرف دیگر حمایت کم نظیری را از تیم مذاکره کننده انجام دادند و اجازه ندادند کسی آنها را سازشگر و خائن بنامد و تعابیر شجاع، انقلابی و متدین را برای آنها به کار بردند. نکته قابل توجه اینکه ایشان تا حد زیادی از روند مذاکرات دفاع نکردند و به صراحت اعلام داشتند که بنده به این مذاکرات خوش بین نیستم.
دولت یازدهم با حمایت و پشتیبانی  رهبری و ملت در عرصه مذاکرات و با تلاش شبانه روزی تیم مذاکره کننده توانست پس از کش و قوس های فراوان برجام را به عنوان دستاورد مذاکرات به ملت ایران تقدیم کند. مهمترین هدفی که در مذاکرات دنبال می شد، رفع تحریم های اقتصادی بود که تا حدودی در برجام و بر روی کاغذ محقق شده بود. اما بد عهدی طرف غربی در اجرای برجام کام ملت را تلخ کرد. علی رغم اجرای مو به موی تعهدات ایران در برجام، طرف غربی حاضر به رفع تحریم ها و یا نشان دادن حسن نیت نشد. در نگاه اول ایران سودی از این مذاکرات نبرده است، چرا که اولا امتیازات گرفته شده و داده شده در برجام متناسب نبوده و از طرف دیگر دشمن به همین تعهدات کم نیز پایبند نیست و هیچ ضمانت اجرای مستحکمی برای این کار وجود ندارد؛ اما این همه ماجرا نیست.
در حالی که آقای رئیس جمهور در جریان مذاکرات از هر اقدامی برای تفسیر و ترویج دیدگاه جریانی خود استفاده کرد و حتی گفت: "تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند" امروز با مشاهده بدعهدی طرف غربی، به تدریج از مواضع خود عدول کرده و با نگاه به درون به حل مشکلات اقتصادی کشور فکر می کند. وی در منزل پدری حضرت امام خمینی (ره) در خمین از نگاه دولت به بیرون از کشور برائت جسته و آن را قویا تکذیب می کند. ده ها نمونه از این نوع اظهارات از طرف سایر سیاسیون جریان اعتدال نیز در ماه های اخیر شنیده شده است که مجال پرداختن به آن نیست.
با توصیف بالا می توان چنین نتیجه گیری کرد که اگرچه در ظاهر انتظارات ما از برجام محقق نشد، اما نتیجه مهمتری به دست آمد که برجام را مقرون به صرفه کرده است و آن اتحاد و وحدت ملی در تقابل با  آمریکا و تمرکز بر روی توان داخلی است. حداد عادل در مصاحبه با روزنامه المیادین این دستاورد را چنین بیان می کند که "امروز دلواپسان و دلخوشان هسته ای را در یک طرف ایستاده اند." با ادامه این روند می توان گفت که بزرگترین دستاورد برجام در آستانه تحقق است.


[ پنج شنبه 95/8/6 ] [ 3:16 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
در حالی که نیروهای انقلابی، نفوذ فرهنگی دشمن را با اولویت دادن به جغرافیای واقعی، بیشتر در پایتخت کشور و کلان شهرها دنبال می کنند، دشمن با تکیه بر جغرافیای مجازی، تمامی محیط واقعی، فکری و فرهنگی ایران اسلامی را نشانه رفته است. در این میان به ویژه حرکت از مناطق حاشیه ای که مورد غفلت مسئولان است، می تواند در اولویت برنامه دشمن قرار داشته باشد تا از این طریق بخش های مرکزی نیز تحت تأثیر قرار گیرند
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ فهیمه عشرتی خلیل آباد
نفوذ فرهنگی؛ حرکت از حاشیه به متن
خبر دستگیری اعضای شبکه مدلینگ در استان سیستان و بلوچستان که توسط سربازان گمنان مرکز اطلاعات سپاه سلمان زاهدان صورت گرفت و این شبکه ترویج فساد را متلاشی کردند، از جمله خبرهایی است که تلنگر مهمی را به نیروهای انقلابی وارد می کند. در یک استانی که مردمش کمترین گرایش را برای پیوستن به چنین شبکه هایی دارند و ساکنان غیور شیعه و سنی استان، با اعتقادات اسلامی محکم، مسئله اصلی خود را رفع مشکلات معیشتی و جلوگیری از شرارت های قاچاقچیان مواد مخدر می دانند، چرا شبکه مدلینگ به جذب نیرو می پردازد؟
روابط عمومی سپاه حضرت سلمان در گزارشی که به دنبال دستگیری اعضای این شبکه صادر کرده است، چنین آورده است: این شبکه مدلینگ با جذب تعداد زیادی از دختران و پسران به طور غیرقانونی و زیرزمینی، آنها را اغفال کرده و در حالت‌های مختلف از آنها تصویربرداری کرده است و خوراک تبلیغاتی برخی از مجلات و شبکه‌های مجازی مدلینگ بین‌المللی را تهیه می‌کرده است.

طبق این گزارش، گردانندگان این شبکه مدلینگ، در ابتدا با وعده حقوق‌های هنگفت، جوانان را جذب خود می‌کردند، اما پس از سوء استفاده از آنها، افراد جذب شده را با تهدید و ارعاب مجبور به همکاری می‌کردند که در نهایت 11 نفر از سرشبکه‌های این تیم که در زاهدان مستقر بودند در عملیات سربازان گمنام امام زمان(عج) مرکز اطلاعات سپاه سلمان، دستگیر و تحویل مراجع قضایی شدند. همچنین بیش از 50 نفر در این رابطه، احضار و مورد ارشاد قرار گرفتند و تعداد سه باب آتلیه زیرزمینی از آنها کشف و پلمپ شد.
روابط عمومی مرکز اطلاعات سپاه اعلام کرد: فراهم کردن فساد و ترویج ابتذال و فحشا در جامعه به خصوص جوانان در شبکه‌های مجازی و آتلیه‌های زیر زمینی، رواج مدلینگ و عکاسی‌های غیرمجاز و انتشار آن در فضای مجازی در جهت کسب درآمد نامشروع و غیر اخلاقی از جمله جرائم این گروه است. تمام صفحات مجازی فعال این شبکه در فضای مجازی توسط سربازان گمنام مرکز اطلاعات سپاه استان مسدود و از دسترس خارج شد.
با توجه به گزارش روشن گرانه سپاه سلمان، چند نکته اساسی و مهم درباره این موضوع می توان گفت:
1- این که نفوذ فرهنگی دشمن را تنها در پایتخت و کلان شهرها رصد کنیم، غفلت بزرگی است که تلاش ها برای جلوگیری از این مسئله را با مانع مواجه می سازد. نفوذ فرهنگی دستور کار دشمن از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی است. در واقع  تضعیف باورهای مذهبی از دیرباز توسط بسیاری از قدرت های استعماری برای نفوذ فرهنگی و تحقق اهداف خود با کمترین هزینه مورد استفاده قرار گرفته است. کشف حجاب در دوره رضا خان و تلاش جهت ترویج فرهنگ مبتذل غربی در ایران گواهی بر این مدعاست. این دست از اقدامات، به ویژه در دهه های اخیر با تسلط قدرت های بزرگ بر تکنولوژی های ارتباطی چون ماهواره، اینترنت، رسانه ها به صورت سازمان یافته تری دنبال می شود و به تبع آن اهداف بزرگ تری را دنبال می کند. از این رو زمین بازی دشمن در شرایط کنونی تغییر بسیار زیادی کرده است و در حالی که نیروهای انقلابی، نفوذ فرهنگی دشمن را با اولویت دادن به جغرافیای واقعی، بیشتر در پایتخت کشور و کلان شهرها دنبال می کنند، دشمن با تکیه بر جغرافیای مجازی، تمامی محیط واقعی، فکری و فرهنگی ایران اسلامی را نشانه رفته است. چنان که برخی اخبار از جمله گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، گویای این است که نه تنها سواحل شمال کشور با مشکل ترویج بی حجابی مواجه است، بلکه این خطر به سواحل شهر متدیّنی همچون بوشهر نیز در حال رسوخ است.

نفوذ فرهنگی؛ حرکت از حاشیه به متن

 بنابراین مسئله مهم نفوذ فرهنگی دشمن از طریق مناطقی که مورد غفلت مسئولان است، می تواند در اولویت برنامه دشمن قرار داشته باشد تا از این طریق بخش های مرکزی نیز تحت تأثیر قرار گیرند. نباید فراموش کرد که استحاله حکومت دینی در دنیایی که فرهنگ مادی و سکولاریسم بر آن حاکم است، امروز به مهم ترین دغدغه مستکبرین جهانی تبدیل شده است؛ از این رو با تلاش جهت تضعیف باورهای دینی و رواج فرهنگ مادی گرایی، تضعیف پایه های مشروعیت سبک زندگی اسلامی را دنبال می کنند. 
2- مناطقی همچون استان سیستان و بلوچستان که با مشکلات معیشتی و اقتصادی و به ویژه بیکاری شدید دست و پنجه نرم می کنند، زمینه های مورد طمع دشمنان هستند تا با وعده های مختلف اقتصادی - که فریبی بیش نیستند- جوانان را اغفال کرده و برنامه های خود را پیش ببرند. سال هاست که این منطقه به سبب همین مشکلات اقتصادی، عرصه تاخت و تاز اشرار قاچاقچی قرار گرفته است. کشف شبکه مدلینگ در این استان نشان داد که برنامه های فرهنگی نیز زمینه دیگری برای نفوذ دشمن و جذب جوانان فریب خورده ای است که با مشکل اقتصادی مواجه هستند و مشکلات آنها تا جایی است که حاضرند به وعده های توخالی اعضای یک شبکه فاسد اعتماد کنند.
3- گزارشات مردمی نقش بسیار مهی در شناسایی و دستگیری اعضای این شبکه داشته است. این موضوع نشان دهنده دو واقعیت تلخ و شیرین است. واقعیت شیرین این که مردم شیعه و سنی استان، همانند دیگر مناطق کشور رابطه ای با این مراکز فساد ندارند و از آن ها بیزاری می جویند و  ماهیت آنها واقفند. واقعیت تلخ اما کم کاری نهادهای فرهنگی در چینن زمینی است که استعداد بسیار زیادی برای پرورش انسان هایی با فرهنگ والای اسلامی و ایرانی دارد. یعنی در حالی که دغدغه های مردم نسبت به نفوذ فرهنگی بالاست و از عوامل آن اجتناب می کنند، نهادهای فرهنگی، مسئله خود را  زارعت در سرزمین فرهنگ خودی نمی دانند. بسیاری از تولیدکنندگان داخلی و طراحان مد و لباس به دنبال الگوبرداری از مد غربی هستند. مانتوهای کوتاه، شلوارهای تنگ و چادرهایی که با طراحی به ظاهر جوان پسند، از ایفای رسالت واقعی خود دور شده اند. رقابت با تولیدکنندگان خارجی و نگاه غیرفرهنگی در اتخاذ مشی تقلید از بیگانگان تأثیر بسزایی داشته است. 
از طرف دیگر روزنامه، تلویزیون، سینما و ... بر گسترش بسیاری از رفتارهای خارج از چارچوب ارزشی جامعه اثرگذار بوده اند. از این طریق که با تبلیغ مصرف گرایی، سبک پوشش و آرایش به پذیرش گسترده تر مدهای غربی کمک می کنند. 
بنابراین نفوذ فرهنگی زمینه مساعدی را برای پا گرفتن در کشور فراهم می بیند و در این میان از حرکت های غافلگیر کننده نیز استفاده می کند و ترویج شبکه مدلینگ که می تواند از طریق فضای مجازی، کل فضای واقعی کشور را تسخیر کند، یکی از این برنامه های جدّی است.
این در حالی است که بحث بسیار کمی در رسانه های کشور پیرامون چگونگی برخورد و مواجهه با پدیده مدلینگ صورت گرفته است. بسیاری از مباحث در این زمینه به اخبار زرد، که خود اشاعه فحشا می کند، اختصاص می یابد و اندیشمندان کمتر در این باره بحث کرده اند. بر این اساس در ادامه این بحث به بررسی راه کارهای مواجهه با شبکه های غیرقانونی مدلینگ بر پایه فرهنگ اسلامی می پردازیم.
از آنجا که فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد؛ لذا پذیرش تغییر در آن به معنای انحراف فرهنگ نخواهد بود. پیرو این دیدگاه باید گفت، در مکتب اسلام هیچ مخالفتی با نوآوری و زیبایی وجود ندارد، بلکه مخالفت با پدیده مدگرایی و مصرف گرایی افراطی است. پدیده ای که نباید به حال خود رها شود، چراکه قطعاً صدمات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد خواهد کرد. در ادامه به برخی از راه کارهای موجود در فرهنگ اسلامی در مواجهه با پدیده مدگرایی و به تبع آن مدلینگ پرداخته می شود.

رعایت اعتدال در مدگرایی: اسلام هرگز جایز نمی داند که مسلمانان در هیچ زمینه ای دچار افراط و تفریط شوند. از این رو دین مبین اسلام به عنوان آیین اعتدال و احترام به تمام وجوه آفرینش انسان، در کنار سفارش به استفاده از لباس های زیبا و آراستگی ظاهر؛ شرط می کند که در استفاده از آنها میانه روی رعایت شود. این تأکید در واقع برای جلوگیری از ناهنجاری های اجتماعی و رفتارهای ضداخلاقی است که هر یک می تواند جامعه را از مسیر پیشرفت و تعالی حقیقی خود باز دارد. چنانکه در رابطه با لباس های فاخر که سبب جلب توجه می شود، پیامبر می فرمایند: «ویل للمراه من الاحمر ین الذهب و المعصفه» وای بر زنان از دو سرخی طلا و جامه زیبا (که هر دو زینت بوده و موجب فتنه هستند). (نهج الفصاحه،ص36)

رعایت اصل مدارا: یکی از آفات تبلیغ دین خدا و واجبات، برخورد تند، خشن و افراطی است. در روایتی از رسول اکرم (ص) آمده است: أَمَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النّاسِ کَما أَمَرَنى بِأَداءِ الفَرائِضِ؛ پروردگارم، همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز فرمان داده است.....کافى(ط-الاسلامیه) ج2. حدیث پیامبر گویای این نکته اخلاقی است که تمامی انسان ها فطرتاً گرایش به پاکی و درستی دارند و برای بازگشت کسانی که دچار لغزش شده اند، می بایست با برهانی عقلانی و زبانی لیّن به هدایت آنها همت گماشت.

توجه به ابداع و نوآوری فرهنگی: خداوند طی اصلی کلی و اساسی به امت اسلامی این را یادآور گردیده است که اگر بخواهید هر اتفاق مبارکی در زندگی فردی و جمعی شما رخ نماید، باید خودتان پیش گام شده و اقدام به تحول آفرینی نمایید وگرنه هیچ اتفاق مثبتی پدیدار نخواهد شد: «ان الله لایغیر مایقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» رعد/111. خدا چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند. یا این که: «لیس للانسان الا ماسعی» نجم/93. برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده اند نیست؟ بنابراین اگر ما بخواهیم در مسئله مدگرایی تحول مثبتی اتفاق بیافتد، باید خود تغییرات را آغاز نماییم و به ارائه مدل‌ها و سبک‌های پوشش و لباس‌های جایگزین با حفظ معیار‌های اسلامی و استفاده از شاخص های ملی و قومیتی بپردازیم. از اینجاست که باید بگوییم فعالیت شبکه های مدلینگ در مناطقی همانند استان سیستان و بلوچستان تا چه اندازه به ذبح فرهنگ بومی منجر می شود. این شبکه ها در واقع فرهنگ سنتی ایرانی و از جمله نوع پوشش ایرانی را از بین می برند و آخرین سنگرهای حفظ هویت ملی که آداب و رسوم اقوام مختلف کشور هستند را فتح می کنند.

توجه به زیبایی درونی در کنار آراستگی ظاهری: بدون تردید آنچه سبب قرب الهی و نزدیکی انسان به خدا می شود، زیبایی و پاکی درونی است. با این حال تحت تأثیر فرهنگ بیگانه، این روزها زیبایی ظاهری در بسیاری از امور مورد توجه قرار می گیرد. در این رابطه دکتر معصومه ابراهیمی مردم‌شناس مثالی عام می‌زند و می‌گوید امروز اگر مادری برای پسرش دنبال همسر بگردد، معیارش حتما زیبایی است. در حالی که کمالات انسانی، هوش، خلاقیت و درستکاری مورد غفلت واقع می‌شود. از این رو، کنار گذاشتن توجه افراطی به ظاهر در کنار ارزشمندسازی زیبایی درونی می تواند در کاهش گرایش به مدگرایی افراطی موثر واقع شود. برای این منظور برجسته سازی شخصیت های علمی و مذهبی باید با عزمی جدی تر مورد توجه قرار گیرد.

توجه به تربیت دینی نسل های آتی: افراد پیش از ورود به اجتماع در نهاد خانواده و پس از آن توسط اقدامات و سیاست های فرهنگی دولت جهت تربیت دینی، رشد و کمال انسانی آماده می شوند. به هر اندازه نهاد خانواده و مجریان دولتی چون نهادهای فرهنگی در زمینه تربیت دینی از تعهد بالاتری برخوردار باشند به همان اندازه اهداف ارزشی نظام نیز محقق خواهند شد. از طرف دیگر جمود رفتارها و سیاست های فرهنگی در خانواده و دولت و ناهماهنگی آنها با سبک زندگی اسلامی –ایرانی خطری جدی در گرایش به رفتارهای مبتذل محسوب می شود.

الگوسازی اسلامی-ایرانی: فرهنگ غرب مدت هاست که به اهمیت الگوسازی و تأثیر آن در انتقال ارزش های خود پی برده است؛ امری که متأسفانه با وجود ظرفیت های گسترده در کشور ما مورد بی توجهی قرار گرفته است. این درحالیست که بدون الگوپذیری اسلامی، مباحث ارزشی و انسانی در حد تئوری باقی می مانند. سنت و سیره معصومین و همچنین شهدای هشت سال دفاع مقدس و مدافعین حرم در حلقه الگوهای نسل جوان باید قرار داده شود. در همین راستا فضای رسانه رسالتی خاص دارد. 
در پایان باید گفت با توجه به بررسی مختصری که از راهکارهای اسلامی در مواجهه با مدگرایی افراطی انجام گرفت معلوم گردید که اساساً فرهنگ و پدیده های فرهنگی به ویژه پدیده مد و مدگرایی به طور نسبی و تا حدود بسیار بالایی قابل اداره کردن و مدیریت، کنترل و نظارت می باشند. استفاده از ظرفیت اقوام مختلف کشور و مرکزیت دادن بیشتر به آنها نه تنها سد راه نفوذ فرهنگی است، بلکه به تقویت رابطه دولت-ملت نیز می انجامد. دشمن مناطق حاشیه ای کشور را تنها با اقدامات امنیتی ناامن نمی کند، بلکه سعی دارد با نفوذ فرهنگی از حاشیه به متن هجوم آورد. نمونه اخیر در استان سیستان و بلوچستان و یا قاچاق محصولات ضدفرهنگی از مناطقی استان های مرزی غرب کشور این موضوع را تأیید می کند./


[ یکشنبه 95/8/2 ] [ 3:17 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
اگر بخواهیم دستاورد سفر ولی الله سیف رئیس‌کل بانک مرکزی را که به منظور شرکت در اجلاس ‏همکاری‌های آسیا ACD در بانکوک حضور یافته بود را مورد بررسی قرار دهیم باید گفت وی تنها به ارایه گزارش در خصوص اقتصاد ایران و پیشنهاد بانکی به ویتنام بسنده کرد
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/روح الله فرقانی
هیئت اقتصادی کشورمان در دیدار با رئیس صندوق بین المللی پول از همراهی نکردن بانک های بزرگ اروپایی با شبکه بانکی ایران انتقاد کردند! مدیران بانک های جهانی و صندوق بین اللملی پول هم همچون گذشته وعده دادند.
سفر اخیر فعالان بانکی و مدیران دولتی کشورمان به واشنگتن و بانکوک در حالی این روزها پایان یافت که گفت وگوهای دیپلماتیک را می توان تنها دستاورد این سفرها برشمرد که بدون رسیدن به دستاوردی چون « رفع موانع بانکی» پایان یافت.
هیئت اقتصادی و بانکی کشورمان که متشکل ازعلی طیب نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی و اکبرکمیجانی قائم مقام بانک مرکزی برای شرکت در اجلاس بانک جهانی در واشنگتن حضور یافته بود در حالی به پایان رسید که علی طیب نیا ضمن ارایه گزارشی از افزایش رشد اقتصادی و کاهش تورم در ایران، به خلف وعده های بانک های جهانی انتقاد کرد و بار دیگر به سخنان مدیران این بانک گوش فرا داد تا شاید بتواند به تعهداتی دیگری همچون FATF و مبارزه با تامین مالی تروریسم تن دهند!
اکبر کمیجانی هم در واشنگتن گزارشی از حصول ثبات در بازار ارز، گسترش فضای آرام و اطمینان بخش اقتصادی، تامین کسری بودجه دولت، طرح اصلاح نظام بانکی در جهت تقویت نظام بانکی را برای جهانیان ارایه کرد و تحقق یکسان سازی نرخ ارز تا پایان سال در ایران را قول داد.
خانم کریستین لاگارد رئیس صندوق بین المللی پول که اصالتا فرانسوی است و برای دومین بار رهبری این صندوق جهانی را برعهده گرفته است با الهام گیری از سیاست ورزی غربی ها از رفع موانع بانکی و مساعدت های لازم برای بدعهدی امریکایی ها در مراودات بانکی سخن گفت و موفقیت های دولت ایران در کنترل تورم و مقابله با آثار بحران کاهش نفت را قابل تحسین دانست.
شاید نشست های وزرای اقتصاد و دارایی کشورهایی با مدیران اقتصادی  فرانسه، سوئد، نروژ، ایتالیا، ترکیه، چین، هند و هلند را بتوان تنها مزیت این اجلاس جهانی برشمرد.
نباید نشست کایل پیترز قائم مقام بانک جهانی و خانم لاگارد را در دیدار با علی طیب نیا وزیر اقتصادی و دارایی کشورمان فراموش کرد، چرا که سابقه تصویب قوانین و مقررات مربوط به مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم در ایران و نسبت به اجرایی‌کردن آن ها در ایران، در این دیدار صورت گرفت. در همین جهت شاید بانک جهانی در صدد است تا با ادامه فشارهای بانکی دستورالعمل و سیاست های آمریکا در خصوص مراودات بانکی را بر ایران تحمیل کند و این گونه است که موضوعاتی همچون مبارزه با پولشویی و تامین مالی گرو های مقاومت را پیش می کشد!
بهتر بود تا وزیر محترم اقتصاد در این گفت وگوهای دو جانبه که با مدیران بانک جهانی داشت، به صراحت اعلام می کرد: حمایت از گروه های مقاومت مردمی منطقه از سیاست های ایران اسلامی است و در این گفت وگوها جایی برای بحث و بررسی ندارد.
از سویی دیگر اگر بخواهیم دستاورد سفر ولی الله سیف رئیس‌کل بانک مرکزی را که به منظور شرکت در اجلاس ‏همکاری‌های آسیا ACD در بانکوک  حضور یافته بود را مورد بررسی قرار دهیم باید گفت وی تنها به ارایه گزارش در خصوص اقتصاد ایران و پیشنهاد بانکی به ویتنام بسنده کرد./

[ یکشنبه 95/7/25 ] [ 3:13 عصر ] [ باران ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلىٰ بَصیرَةٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ﴿۱۰۸﴾ یوسف بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 82
بازدید دیروز: 112
کل بازدیدها: 647806
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون