یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند.
درعصر ارتباطات نفس بکشم یا قرون وسطا.
وقتی خبری ازتو نباشد.
دوره جاهلیت است.
اللهم عجل لولیک الفرج ....
|
وقتی نخستین کمپانیهای استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران میآمدند، شاه قاجار و بادمجان دور قابچینهای اطرافش میگفتند: «به چه درد میخورد این مایع سیاه بدبوی […]
اغلب ما در کلاس تاریخ دبیرستان از معلم خود شنیده یا کمی بعدتر یا قبلترش در کتابهای تاریخی خوانده ایم که وقتی نخستین کمپانیهای استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران میآمدند، شاه قاجار و بادمجان دور قابچینهای اطرافش میگفتند: «به چه درد میخورد این مایع سیاه بدبوی بی خاصیت؟ بدهیمش به اینها برود پی کارش …»! اغلب ما با خواندن چنین حکایتی لبخندی تلخ بر لب مان نشسته، از سویی به این بلاهت بی پایان خندیده ایم و از سوی دیگر بر تاریخ تلخ جهل و عقب ماندگی اسلاف خود تأسف خورده ایم. هر دانش آموز دبیرستانی که چنین حکایتی را میخواند، بعید است که در این اندیشه فرو نرود که این همه بلاهت آن هم از سوی زمامداران و تصمیمگیران یک کشور چطور ممکن است؟ چطور یک لحظه به ذهنشان خطور نکرده که این مایع سیاه بدبو لابد خیلی هم بی خاصیت نیست که این جنتلمنهای موبور چشم آبی از آن سوی دنیا به طمعش سر از اینجا در آورده اند و میخواهند با خرج خودشان استخراجش کنند و شرش را از سر ما کم … لابد کاسهای زیر نیمکاسه هست؟ چطور ممکن است کسی مطلب بدین روشنی را نفهمد؟ *** آدم وقتی مطالب و نوشتههایی از قبیل این نامه را میخواند، به نظرش میرسد که اصلاً لازم نیست برای دیدن و شنیدن عجایب و غرایبی از آن دست که در بالا ذکر شد، به سراغ تاریخ شاهان قاجار برویم. این نامه حقیقتاً در نوع خود متنی ارزنده و تاریخی و دارای وجه نمادین خیلی چشمگیری است. هر چند نویسند? نامه (که به اعتبار پیش? دانشگاهی خود آکادمیسین محسوب میشود) در فضای رسمی و تخصصی علوم انسانی از وزانت اندکی برخوردار است و هر محصل جدی و اهل تحقیق این دانشها با هر مشرب و سلیقهای میداند که نباید او را جدی گرفت، اما شهرت رسانهای و تبلیغی او و موضع نمادینش ما را وا میدارد که از آن سرسری نگذریم. این صرفاً یک موضع شخصی از یک دانشگاهی، نویسنده یا شومن خوش مجلس و بانمک نیست، بلکه روایتی نمادین و سرحدی از تلقی بخشی از –به اصطلاح- نخبگان فضای آکادمیک و روشنفکری ماست که توسط او بی پرده بیان شده است. راه دور نرویم: نظرات بینندگان –علی القاعده- تحصیلکرده و نخب? سایت انتخاب، ذیل نامه ایشان در لینک فوق گویای مطالب مهمی است. یکی از منتقدان این نامه درمطلبیبه درستی آن را ادام? اندیش? سپهبد رزم آرا دانسته بود که در مقام مخالفت با ملی شدن صنعت نفت میگفت: «ملتی که لولهنگ (آفتابه) نمیتواند بسازد را چه به صنعت نفت!» اما برآنم که پیش و بیش از آن باید چنین اظهاراتی را میراث بلاهت قاجاری فوق الذکر قلمداد کرد. دقت کنید که نویسند? نامه صرفاً نمیگوید که انرژی هستهای یا غنی سازی اورانیوم در حد ما نیست و برای ما هزینه دارد! بلکه او دارد دقیقاً سخن سلف قجرش را تکرار میکند: «بدهیمش برود این هستهای بی مصرف را! اصلاً این به چه درد میخورد؟» *** در جهانی زندگی میکنیم که بلاهت با چاشنی بی رگی و بی غیرتی میتواند صورتبندی تئوریک پیدا کند و اسمش بشود «رئالیسم سیاسی»! باور کنید که شاهان و شاهزادگان قاجاری مشکلشان فقط این بود که ادبیات نظری علوم سیاسی را بلد نبودند و گرنه پیشگامان واقعی رئالیسم سیاسی آنها بودند: فتحعلی شاه و اتابک امین السلطان و ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه و وثوق الدوله و … اسمشان بد در رفته است! و گر نه مشی شان همین بوده است که آکادمیسین و روشنفکر ما به عنوان رئالیسم سیاسی قرقره میکند. چنان که از یکی از سیاسیون آنگلوفیل ده? 1320 نقل شده که: «انگلستان دیوار? حوض است و ایران خزهای است روی این دیواره!» امروز فقط به جای انگلستان یا آمریکا و امثالهم عناوین گرد و کلی دیگری میگویند از قبیل: نظام بین الملل یا قدرتهای بزرگ جهانی و امثال آنها. و گرنه اصل مطلب همان است. خنده دار است که از سویی راه و بیراه مصدق را تعظیم و تکریم میکنند و از سوی دیگر شب و روز همان دلایل و استدلالاتی را به کار میبرند که مخالفان محافظه کار و رئالیست (!) مصدق برای محکوم ساختن نهضت ملی به کار میبردند. فراموش نکنیم! مصدق هم آنزمان پوپولیستِ متوهم، خیالپرداز و متعصبی بود که از سوی لبوفروشها و شوفر تاکسیها حمایت میشد. مغز استعمار زد? روشنفکر/آکادمیسین ما حتی نسبت به اسلاف آنگلوفیل و فرانکوفیل و آمریکوفیل خود در ده? 1320 پیشرفت نکرده، چگونه میتوان انتظار داشت که ورود تاریخ به "عصر پس از خمینی” را درک کند؟! *** هر ذهن و سالم و بیغرضی در مواجهه با مطلبی از نوع این نامه به همان پرسشی مبتلا میشود که در فراز نخست طرح شد: چطور ممکن است کسی مطلب بدین روشنی را نفهمد؟ یعنی آکادمیسین/شومن ما پیش خود نمیاندیشد که اگر انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم به هیچ کار ما نمیآید و گرهای از مشکلات ما باز نمیکند، پس چرا جملگی دشمنان خرد و کلان تا این پایه بدان حساس شده اند و کمر به نابودی آن بسته اند؟ اگر این امر ربطی به قدرت ملی و پیشرفت عمومی کشور ندارد، پس چرا هم? قدرتهای قدیم و جدید جهان که بعضاً منابع نفت و گاز بیشتری از ما دارند، خود را به آن مجهز کرده و بی وقفه در صدد توسعه و گسترش آن هستند؟ برای صورتبندی چنین قیاسات پیش پا افتادهای نیازی نیست که آدم استاد علوم سیاسی دانشگاه باشد. بهره مندی حداقلی از عقل سلیم کفایت میکند. اما مغزهای استعمار زده منجمدتر از آنند که چنین پرسشهای سادهای را نیز در وجدان خود طرح کنند. چطور ممکن است کسی ماجرای هستهای لیبی را پیش چشمش دیده باشد و باز هم چنین سخن بگوید؟ چطور ممکن است فردی با حداقلی از فهم و شعور متعارف، رفتار آمریکا در همین چند ماه? پس از توافق ژنو را دیده باشد و باز هم از حل شدن مشکلات اقتصادی در صورت تعطیلی کامل فعالیت هستهای دم بزند؟ البته از کسی که در سوابق افتخاراتش توجیه و تطهیر حمل? ناو آمریکایی وینسنس به هواپیمای مسافری ایرانی نیز به چشم میخورد نمیتوان انتظار بیشتری داشت. اساساً از مغزهای استعمار شده و چشمان لوچ روشنفکر/آکادمیسین ما توقعی بیش از این نمیتوان داشت. اما این نکته جای تأمل است که: وقتی خورشید روشنگر و پر حرارت خمینی نتوانسته این اذهان و افکار را از انجماد عصر استعمار خارج کند، اصولاً دیگر به چه چیزی برای رها ساختن اینان از خواب گران تاریخ میتوان امیدوار بود؟ منبع: هادیان البرز [ یکشنبه 92/11/13 ] [ 10:5 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
وقتی نخستین کمپانیهای استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران میآمدند، شاه قاجار و بادمجان دور قابچینهای اطرافش میگفتند: «به چه درد میخورد این مایع سیاه بدبوی […]
اغلب ما در کلاس تاریخ دبیرستان از معلم خود شنیده یا کمی بعدتر یا قبلترش در کتابهای تاریخی خوانده ایم که وقتی نخستین کمپانیهای استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران میآمدند، شاه قاجار و بادمجان دور قابچینهای اطرافش میگفتند: «به چه درد میخورد این مایع سیاه بدبوی بی خاصیت؟ بدهیمش به اینها برود پی کارش …»! اغلب ما با خواندن چنین حکایتی لبخندی تلخ بر لب مان نشسته، از سویی به این بلاهت بی پایان خندیده ایم و از سوی دیگر بر تاریخ تلخ جهل و عقب ماندگی اسلاف خود تأسف خورده ایم. هر دانش آموز دبیرستانی که چنین حکایتی را میخواند، بعید است که در این اندیشه فرو نرود که این همه بلاهت آن هم از سوی زمامداران و تصمیمگیران یک کشور چطور ممکن است؟ چطور یک لحظه به ذهنشان خطور نکرده که این مایع سیاه بدبو لابد خیلی هم بی خاصیت نیست که این جنتلمنهای موبور چشم آبی از آن سوی دنیا به طمعش سر از اینجا در آورده اند و میخواهند با خرج خودشان استخراجش کنند و شرش را از سر ما کم … لابد کاسهای زیر نیمکاسه هست؟ چطور ممکن است کسی مطلب بدین روشنی را نفهمد؟ *** آدم وقتی مطالب و نوشتههایی از قبیل این نامه را میخواند، به نظرش میرسد که اصلاً لازم نیست برای دیدن و شنیدن عجایب و غرایبی از آن دست که در بالا ذکر شد، به سراغ تاریخ شاهان قاجار برویم. این نامه حقیقتاً در نوع خود متنی ارزنده و تاریخی و دارای وجه نمادین خیلی چشمگیری است. هر چند نویسند? نامه (که به اعتبار پیش? دانشگاهی خود آکادمیسین محسوب میشود) در فضای رسمی و تخصصی علوم انسانی از وزانت اندکی برخوردار است و هر محصل جدی و اهل تحقیق این دانشها با هر مشرب و سلیقهای میداند که نباید او را جدی گرفت، اما شهرت رسانهای و تبلیغی او و موضع نمادینش ما را وا میدارد که از آن سرسری نگذریم. این صرفاً یک موضع شخصی از یک دانشگاهی، نویسنده یا شومن خوش مجلس و بانمک نیست، بلکه روایتی نمادین و سرحدی از تلقی بخشی از –به اصطلاح- نخبگان فضای آکادمیک و روشنفکری ماست که توسط او بی پرده بیان شده است. راه دور نرویم: نظرات بینندگان –علی القاعده- تحصیلکرده و نخب? سایت انتخاب، ذیل نامه ایشان در لینک فوق گویای مطالب مهمی است. یکی از منتقدان این نامه درمطلبیبه درستی آن را ادام? اندیش? سپهبد رزم آرا دانسته بود که در مقام مخالفت با ملی شدن صنعت نفت میگفت: «ملتی که لولهنگ (آفتابه) نمیتواند بسازد را چه به صنعت نفت!» اما برآنم که پیش و بیش از آن باید چنین اظهاراتی را میراث بلاهت قاجاری فوق الذکر قلمداد کرد. دقت کنید که نویسند? نامه صرفاً نمیگوید که انرژی هستهای یا غنی سازی اورانیوم در حد ما نیست و برای ما هزینه دارد! بلکه او دارد دقیقاً سخن سلف قجرش را تکرار میکند: «بدهیمش برود این هستهای بی مصرف را! اصلاً این به چه درد میخورد؟» *** در جهانی زندگی میکنیم که بلاهت با چاشنی بی رگی و بی غیرتی میتواند صورتبندی تئوریک پیدا کند و اسمش بشود «رئالیسم سیاسی»! باور کنید که شاهان و شاهزادگان قاجاری مشکلشان فقط این بود که ادبیات نظری علوم سیاسی را بلد نبودند و گرنه پیشگامان واقعی رئالیسم سیاسی آنها بودند: فتحعلی شاه و اتابک امین السلطان و ناصر الدین شاه و مظفر الدین شاه و وثوق الدوله و … اسمشان بد در رفته است! و گر نه مشی شان همین بوده است که آکادمیسین و روشنفکر ما به عنوان رئالیسم سیاسی قرقره میکند. چنان که از یکی از سیاسیون آنگلوفیل ده? 1320 نقل شده که: «انگلستان دیوار? حوض است و ایران خزهای است روی این دیواره!» امروز فقط به جای انگلستان یا آمریکا و امثالهم عناوین گرد و کلی دیگری میگویند از قبیل: نظام بین الملل یا قدرتهای بزرگ جهانی و امثال آنها. و گرنه اصل مطلب همان است. خنده دار است که از سویی راه و بیراه مصدق را تعظیم و تکریم میکنند و از سوی دیگر شب و روز همان دلایل و استدلالاتی را به کار میبرند که مخالفان محافظه کار و رئالیست (!) مصدق برای محکوم ساختن نهضت ملی به کار میبردند. فراموش نکنیم! مصدق هم آنزمان پوپولیستِ متوهم، خیالپرداز و متعصبی بود که از سوی لبوفروشها و شوفر تاکسیها حمایت میشد. مغز استعمار زد? روشنفکر/آکادمیسین ما حتی نسبت به اسلاف آنگلوفیل و فرانکوفیل و آمریکوفیل خود در ده? 1320 پیشرفت نکرده، چگونه میتوان انتظار داشت که ورود تاریخ به "عصر پس از خمینی” را درک کند؟! *** هر ذهن و سالم و بیغرضی در مواجهه با مطلبی از نوع این نامه به همان پرسشی مبتلا میشود که در فراز نخست طرح شد: چطور ممکن است کسی مطلب بدین روشنی را نفهمد؟ یعنی آکادمیسین/شومن ما پیش خود نمیاندیشد که اگر انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم به هیچ کار ما نمیآید و گرهای از مشکلات ما باز نمیکند، پس چرا جملگی دشمنان خرد و کلان تا این پایه بدان حساس شده اند و کمر به نابودی آن بسته اند؟ اگر این امر ربطی به قدرت ملی و پیشرفت عمومی کشور ندارد، پس چرا هم? قدرتهای قدیم و جدید جهان که بعضاً منابع نفت و گاز بیشتری از ما دارند، خود را به آن مجهز کرده و بی وقفه در صدد توسعه و گسترش آن هستند؟ برای صورتبندی چنین قیاسات پیش پا افتادهای نیازی نیست که آدم استاد علوم سیاسی دانشگاه باشد. بهره مندی حداقلی از عقل سلیم کفایت میکند. اما مغزهای استعمار زده منجمدتر از آنند که چنین پرسشهای سادهای را نیز در وجدان خود طرح کنند. چطور ممکن است کسی ماجرای هستهای لیبی را پیش چشمش دیده باشد و باز هم چنین سخن بگوید؟ چطور ممکن است فردی با حداقلی از فهم و شعور متعارف، رفتار آمریکا در همین چند ماه? پس از توافق ژنو را دیده باشد و باز هم از حل شدن مشکلات اقتصادی در صورت تعطیلی کامل فعالیت هستهای دم بزند؟ البته از کسی که در سوابق افتخاراتش توجیه و تطهیر حمل? ناو آمریکایی وینسنس به هواپیمای مسافری ایرانی نیز به چشم میخورد نمیتوان انتظار بیشتری داشت. اساساً از مغزهای استعمار شده و چشمان لوچ روشنفکر/آکادمیسین ما توقعی بیش از این نمیتوان داشت. اما این نکته جای تأمل است که: وقتی خورشید روشنگر و پر حرارت خمینی نتوانسته این اذهان و افکار را از انجماد عصر استعمار خارج کند، اصولاً دیگر به چه چیزی برای رها ساختن اینان از خواب گران تاریخ میتوان امیدوار بود؟ منبع: هادیان البرز [ یکشنبه 92/11/13 ] [ 10:2 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
در همین لحظه از خواب پریدم و دیدم که نزدیک اذان صبح است. از اینکه امام خمینی مرا در خواب با عنوان «دکتر احمدی نژاد» مورد خطاب قرار داده بود احساس کردم که تحصیلات دکترایم حتما در خدمت انقلاب اسلامی خواهد بود
![]() عبدالرضا داوری در صفحه فیس بوک خود نوشت: اواخر فروردین امسال در یکی از جلساتی که خدمت دکتر احمدی نژاد بودم ، بحث به دوران تحصیلات دکتری ایشان افتاد و دکتر احمدی نژاد خاطره ای را تعریف کرد که جالب و خواندنی است. دکتر احمدی نژاد گفت: «زندگی من در 45 سال اخیر تماما درگیر مساله انقلاب اسلامی بوده است اما سال 1376 که مدرک دکترایم را گرفتم مدام در ذهنم این درگیری بود که آیا بدون مدرک دکتری نمی توانستم در خدمت انقلاب باشم و آیا اخذ مدرک دکتری و عضویت در هیئت علمی دانشگاه، برای رویکردهای شخصی ام بوده یا تلاش در مسیر انقلاب اسلامی؟» دکتر احمدی نژاد در ادامه گفت:« این دغدغه ذهنی تا سال 1380 با من بود. دهه فجر سال 80 یک شب خوابی دیدم که این دغدغه ام را بر طرف کرد. خواب دیدم با پژویی که آن زمان داشتم ، در جاده هراز ، از تهران به سمت شمال رانندگی می کنم و یک شیخ هم که البته نامش را نمی برم کنارم نشسته بود. در جاده هراز گردنه ای هست که وقتی به آن گردنه می رسید ،قله دماوند ظاهر می شود. وقتی به این گردنه رسیدیم و کوه دماوند رویت شد ناگهان دیدم در وسط جاده 3 صندلی گذاشته شده است ، در دو صندلی امام خمینی و مقام معظم رهبری نشسته بودند و صندلی سوم خالی بود. پژو را کناری پارک کردم و به همراه شیخی که همسفرم بود به سمت امام و آیت الله خامنه ای رفتیم. من در کناری ایستادم اما آن شیخ همسفر ما مدام تلاش می کرد تا روی صندلی سوم بنشیند که امام خمینی به او اجازه نداد. ناگهان امام خمینی رو به من کردند و با حالت تحکم گفتند: «آقای دکتر احمدی نژاد! بفرمایید روی این صندلی بنشینید! » . این گفته امام خمینی باعث شد تا آن شیخ به کناری رود و من بر روی صندلی کنار امام خمینی و آیت الله خامنه ای بنشینم.» دکتر احمدی نژاد در پایان گفت:« در همین لحظه از خواب پریدم و دیدم که نزدیک اذان صبح است. از اینکه امام خمینی مرا در خواب با عنوان «دکتر احمدی نژاد» مورد خطاب قرار داده بود احساس کردم که تحصیلات دکترایم حتما در خدمت انقلاب اسلامی خواهد بود و همین خواب و خطاب امام خمینی باعث شد تا دغدغه چهار ساله ام پس از دوره دکتری برطرف شود. منبع: نامه [ یکشنبه 92/11/13 ] [ 10:1 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود که: «بهترین عبادتها، گفتن لا اله الّا اللَّه است»
![]() گروه دین و اندیشه «تیتریک» ؛ چند نفر از اصحاب ما روایت کرده اند،از ابوحمزه که گفت: شنیدم از امام محمد باقر علیه السلام که مى فرمود:
«چیزى نیست که ثوابش از شهادت دادن به اینکه لا اله الّا اللَّه، بزرگتر باشد. به درستى که خداى عز و جل، چیزى با او برابرى نمى کند و کسى در کارها با او شریک نمى باشد».
از عبید اللَّه بن ولید وصّافى مروى است که آن را مرفوع ساخته، گفت که: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود که: «هر که لااله الّا اللَّه بگوید، از براى او در بهشت درختى بکارند از یاقوت سرخ، که ریشه اش در مشکِ سفیدى باشد، شیرینتر از عسل و سفیدتر از برف و خوشبوتر از مشک».
و رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود که: «بهترین عبادتها، گفتن لا اله الّا اللَّه است» و فرمود که: «بهترین عبادتها استغفار است. و این است قول خداى- تعالى- در کتابش که: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ».
منبع:تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج4، ص: 407 . [ یکشنبه 92/11/13 ] [ 10:0 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
پیشتر نیز به بهانه تحریم، دانشجوهای ایرانی از دانشگاههای آمریکا اخراج شده بودند که با اعتراض برخی نهادها روبرو شده بود.
![]() وب سایت شبکه RTS سوئیس در خبری اعلام کرد: آمریکا تمام درسهای آنلاین خود را برای دانشجویان ایرانیِ دانشگاه های سوئیس به بهانه تحریم بلاک کرده است.
بنا بر این گزارش دانشجویان ایرانی به بهانه تحریم، به دروس خود دسترسی ندارند. این اقدام آمریکایی ها در حالی صورت می گیرد که تنها چند روز از اجرای توافقنامه ژنو سپری شده است.
آمریکا و غرب از سالهای گذشته به بهانه های مختلف از جمله حقوق بشر و برنامه هسته ای بسیاری از دانشگاههای معتبر و مراکز علمی ایران را در لیست تحریم خود قرار داده اند.
علاوه بر اینگونه اقدامات مشکلات دانشجویانی که در خارج از کشور به تحصیل مشغولند و هزینه ی زندگی آنها که توسط خانواده هایشان درایران، تامین می شود، نیز از جمله مواردی بوده است که به دلیل تحریم ها بر آنها تحمیل شده است.
منبع: جام نیوز [ یکشنبه 92/11/13 ] [ 12:6 صبح ] [ باران ]
[ نظرات () ]
بی بی سی در بخش "بررسی روزنامه های صبح شنبه تهران- 12 بهمن"، سرمقاله روز پنجشنبه روزنامه ابتکار را به عنوان روزنامه صبح شنبه تهران بررسی کرد.
امروز 12 بهمن ماه بیبی سی در خبر بررسی روزنامه های صبح شنبه تهران سرمقاله 5 شنبه روزنامه ابتکار را بررسی کرده است.
این سایت روزانه به بررسی سرمقاله های صبح روزنامه ها می پردازد که این اشتباه برای چندمین بار است که توسط بیبی سی تکرار شده است. این سرمقاله به قلم اشکان بنکدار جهرمی است که به بررسی سرمایه گذاری های داخلی و خارجی پرداخته است. خاطر نشان می شود سایت روزنامه ابتکار نیز تا کنون به روز نشده و همچنان تصویر روزنامه 5 شنبه بر روی آن خود نمایی می کند. ![]() ![]() ![]()
منبع: دانا [ شنبه 92/11/12 ] [ 8:33 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
آمریکا و دنیای غرب همواره با جو سازی این شائبه را ایجاد نموده اند که ایران با وجود داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز به استفاده از انرژی هسته ای نیازی نداشته و اگر در این راه قدم برمی دارد بخاطر اهداف نظامی است !
![]() تولید برق تولید برق از طریق نیروگاه های اتمی با توجه به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق امری ضروری و لازم خواهد بود. پزشکی و بهداشت در کشورهای پیشرفته صنعتی، از این انرژی پاک (انرژی هسته ای) بصورت گسترده در علم پزشکی استفاده می نمایند که مهمترین کاربردهای آن عبارتند از : رادیوگرافی – گامااسکن- استرلیزه کردن هسته ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتوهای هسته ای- رادیوبیولوژی- تهیه و تولید کیت های رادیو دارویی- تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیروئید و درمان آنها- تولید کیت های هورمونی سرطان پروستات- سرطان روده کوچک و سینه- تومورهای مغزی- ناراحتی وریدی- تصویربرداری های قلبی- تشخیص کم خونی- کنترل رادیوداروهای خوراکی و تزریقی و … و بسیاری دیگر از موارد پزشکی. دامپزشکی و دامپروری در پیشگیری، کنترل و تشخیص بیماری های دامی- تولید مثل و تغذیه دام- اصلاح نژاد و بهداشت و ایمنی محصولات دامی و خوراک دام. کشاورزی تشعشعات هسته ای کاربردهای زیادی هم در کشاورزی دارد اعم از موتاسیون هسته ای ژن ها در کشاورزی- کنترل حشرات با تشعشعات هسته ای- جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما- انبارکردن میوه ها و …. کاربردهای صنعتی مهمترین کاربرد صنعتی انرژی هسته ای عبارتند از: نشت یابی اشعه- دبی سنجی پرتوی- سنجش پرتوی- میزان سائیدگی قطعات در حین کار- چگالی سنجی مواد معدنی- کشف عناصر نایاب در معادن- تولید چشمههای ایریدیم برای کاربردهای صنعتی و بررسی جوشکاری در لوله های نفت و گاز و … دسترسی به منابع آب تکنیک های هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیرزمینی، هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها هم مورد استفاده قرار می گیرد و حتی در شیرین کردن آبهای شور نیز کاربرد دارد. بدین ترتیب اهمیت دستیابی به این تکنولوژی برای هر کشوری که بخواهد در مسیر رشد و توسعه قرار گیرد امری ضروری و الزامی بوده و هر مقدار هزینه بابت آن به صرفه خواهد بود ضمن اینکه مسیر سربلندی و استقلال کشور در مقابل زورگویی ها و استعمار قدرت های بزرگ نیز قلمداد می گردد. توقف برنامه هسته ای اگر مبنای علمی و اقتصادی برآمده از نظرات کارشناسی و دانشمندان داخلی باشد اشکالی به آن وارد نخواهد بود اما اگر مبنای خارجی و زورگویانه داشته باشد در تقابل با منافع ملی و امنیتی کشور بوده و استقلال سیاسی کشور را نشانه گیری خواهد نمود که در اینصورت با هیچ منطقی تطبیق نخواهد داشت. لهذا از نخبه های سیاسی و اقتصادی کشور انتظار می رود تحت تأثیر القائات قدرت های بزرگ قرار نگرفته در جهت منافع ملی و حفظ استقلال ملت ایران سخن بگویند و قلم بزنند.
محمد صفری– کارشناس مسائل سیاسی و بین المللی [ شنبه 92/11/12 ] [ 8:30 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
نماینده مردم تهران در مجلس اظهار داشت: آقای ظریف در مجلس گفت، ما جرات داشتیم و متن اصلی توافق را منتشر کردیم اما کاخ سفید متن جعلی را به نام fact sheet منتشر کرد.
![]()
گروه سیاسی«تیتریک»؛مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به جلسه مشترک دولت و مجلس که هم اکنون با حضور علی لاریجانی و حسن روحانی در صحن علنی مجلس در حال برگزاری است، گفت: در این جلسه آقای ظریف وزیر خارجه طی سخنانی به بیان مباحثی پیرامون توافقات ژنو پرداخت.
وی اضافه کرد: آقای ظریف گفت، ما جرات داشتیم و متن اصلی توافق را منتشر کردیم اما کاخ سفید متن جعلی را به نام fact sheet منتشر کرد که این نشان دهنده پیروزی ملت ایران است.
نماینده مردم تهران در مجلس در ادامه اظهار داشت: آقای ظریف، میزان درخواست برای سفر به ایران و ملاقات با مقامات ایرانی را نشانه پیروزی ملت ایران عنوان کرد.
فارس نوشت: رحیم زارع نماینده مردم آباده در خانه ملت نیز درخصوص سخنان وزیر خارجه در این نشست گفت: آقای ظریف اظهار داشت که ما در تمام امور خود، آرمانها، اقتدار و عزت و استقلال نظام را در نظر میگیریم و شما نمایندگان مطمئن باشید که ما با اقتدار در چارچوب NPT به پیش میرویم.
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس همچنین افزود: وزیر خارجه با ترسیم فضای سیاسی آینده عنوان کرد که ما روابط و تعاملات خود با سایر کشورها را در راستای سیاستهای کلی نظام تنظیم میکنیم تا در عرصه سیاست خارجی در آینده قدمهای بهتر و محکمتری را برداریم و این تعاملات دو سویه خواهد بود و نه یک سویه.
[ پنج شنبه 92/11/10 ] [ 10:24 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
هنوز چند ساعت از انتشار خبر رونمایی کتاب صخره سخت نگذشته بود که سایت اینترنتی BBC فارسی نسبت به این اتفاق واکنش نشان داد و آن را نوعی سندسازی برای تحت فشار گذاشتن مخالفان جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد.
![]() هنوز چند ساعت از انتشار خبر رونمایی کتاب صخره سخت نگذشته بود که سایت اینترنتی تلویزیونی فارسی بریتانیا، نسبت به این اتفاق واکنش نشان داد و آن را نوعی سندسازی برای تحت فشار گذاشتن مخالفان جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد. بیبیسی در مطلب خود که لحن خشمگینانه و غیرحرفهای داشت، آورده است: در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا، اسناد محرمانه بعد از چند دهه توسط دستگاه های حکومتی برای اطلاع عمومی منتشر می شوند، در ایران اطلاع از این اسناد و به ویژه مدارک مربوط به دستگاه های اطلاعاتی، در انحصار نهادهای حکومتی است. در این کشور، برخی موسسات انتشاراتی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی، در موارد خاص به انتشار کتاب هایی بر مبنای این اسناد می پردازند. بسیاری از منتقدان و حتی موافقان حکومت ایران، موسسات منتشر کننده چنین کتاب هایی را به انتشار گزینش شده اسناد و مدارک تاریخی متهم می کنند. منبع: فارس [ پنج شنبه 92/11/10 ] [ 10:24 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
مدتی است که سایت بی بی سی فارسی بواسطه ریزش مخاطبان خود، به خبرهای زرد و استفاده از عکس های زنان روی آورده تا شاید بتواند به نوعی بازدید صفحه خود را بالا ببرد.
گروه رسانه های بیگانه « تیتریک »؛ در سایت بی بی سی فارسی(BBC Persian)، خبر زردی در صفحه نخست، در کنار تیتر یک منتشر شد که تا بعد از ظهر به خبر پربیننده این سایت تبدیل شد.
در تیتر این خبر آمده است: " باد شکم گاوها، موجب انفجار در طویله شد"
![]()
![]()
این خبر مربوط به انفجار طویله ای در آلمان است که مسئولان اعلام کردند ناشی از گاز متانی که از شکم گاوهای شیرده خارج میشود.
مدتی است که سایت بی بی سی فارسی بواسطه ریزش مخاطبان خود، به خبرهای زرد و استفاده از عکس های زنان روی آورده تا شاید بتواند به نوعی بازدید صفحه خود را بالا ببرد.
چند روز پیش نیز، خبر " راهبهای که در ایتالیا زایید "نمیدانست حامله است" " به خبر پر بازدید این سایت تبدیل شد که با انتقادات خوانندگان سایت بی بی سی فارسی مواجه شد. [ پنج شنبه 92/11/10 ] [ 1:57 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
|
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : PIcHaK.NeT ] |