یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند.
درعصر ارتباطات نفس بکشم یا قرون وسطا.
وقتی خبری ازتو نباشد.
دوره جاهلیت است.
اللهم عجل لولیک الفرج ....
|
شاید به جرات بتوان گفت که اگر بستن فوری توافقنامه ژنو برای پوشش گزارش 100 روزه آقای رئیس جمهور لازم بود، سبد کالا نیز برای بستن دهان ملت از مطالبه نتایج توافقنامه ژنو به حساب می آید.
![]() عوام فریبی یکی از مهمترین انتقادات به اقدامات دولت نهم و دهم در زمینه توزیع کالای اساسی میان مردم بود. هاشمی رفسنجانی جزء جدی ترین منتقدان دولت سابق محسوب می شود. وی که سابقه طولانی در انتقاد از رقیب انتخاباتی خود در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دولتش را در همه زمینه ها در کارنامه داشت، در آخرین روزهای سال 91 با تاکید بر انحراف در اجرای هدفمندی یارانه ها گفت: نتیجه هدفمندی یارانه میبایست تقویت تولید و رشد اقتصاد و کشاورزی کشور میشد و نه سرازیر کردن مبلغی ناچیز به حساب مردم و در مقابل ایجاد تورم سرسامآور و کاهش شدید پول ملی.
هاشمی پس از انتخابات ریاست جمهوری انتقادات تندتری را نیز مطرح کرد و پرداخت یارانه نقدی توسط احمدی نژاد را نوعی فریبکاری برای تاثیرگذاری در انتخابات خواند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع تعدادی از دانشجویان که به مناسبت 16 آذر با وی دیدار کرده بودند گفت: بسیاری فکر می کردند ملت با آن شعارها و پول هایی که مثلا در جیبشان گذاشته میشود فریب می خورند. این که پول خود مردم را از آنها بگیرند و بخشی از آن را دوباره به آنها بدهند را راهی برای عوافریبی کرده بودند اما بعد دیده شد که اکثریت مردم فریب نخوردند.
هاشمی همچنین در دیدار با دانشجویان دانشگاه آزاد کرمان با بیان اینکه پول یارانهها یک فریبکاری از سوی دولت احمدینژاد بود، گفت: دولت احمدی نژاد در طول سال 2 و 3 برابر پول یارانهها را به شکلی دیگر دریافت میکرد اما منت آن را برای مردم داشت.
هدف این انتقادات که به وفور از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بارها افکار عمومی را به خود جلب می کرد امروز اما به شکلی واضح در برابر توزیع سبد کالا در دولت یازدهم هویدا شد. سکوت یا تمجید از این اقدام دولت که تبعات سوء بسیاری در نفس آن و حتی سوء تدبیرها و عدم مدیریت صحیح در توزیع آن وجود دارد، مشخص گردید که امثال هاشمی رفسنجانی نه از برای ملت بلکه جناح و حزب متبوع آنها ملاک موضع گیری هایشان قرار می گیرد.
سبد کالایی که امروز توسط دولت یازدهم توزیع می شود علاوه بر تشویش و ایجاد جو روانی نامناسب در افکار عمومی جامعه که عمدتاً به خاطر عدم تعلق سبد کالا به بخشی از جامعه می باشد، دارای اهدافی است که فقدان تفکر و برنامه اقتصادی بلندمدت و یا حتی میان مدت را نشان می دهد و از سویی تنها در صدد محو این ضعف بزرگ در دولت می باشد. مهمترین اهدافی که پشت این سبد کالا نهفته است به شرح زیر می باشد:
الف- پوششی بر تمام انتقادات به توافقنامه ژنو: تواقنامه ژنو مهمترین موضوع داغ کشور بود که تا قبل از توزیع سبد کالا در محافل مختلف به بوته نقد و ارزیابی گذاشته می شد. انتقادات فراوانی به این توافقنامه وارد می باشد و بسیاری از منقدین، آن را هولوکاست هسته ای به حساب می آورند و در مقابل دولت نیز جواب قانع کنندهای برای این انتقادات ندارد و اغلب منتقدین را بی سواد خطاب و یا با بستن روزنامه و دستگیری مدیرمسئولان و اصحاب قلم در پی مخدوش کردن انتقادات به این توافقنامه می باشد. امروز از آن جهت که اقدامات اخیر در راستای جلوگیری از انتقدات سرانجامی نداشته است، سبد کالا ابزار خوبی برای پوشش تمامی این انتقادات می باشد. سبد کالایی که مشخصاً بی سوادی و بی فکری را در افسران اقتصادی دولت هویدا ساخته است امروز از یک سو با درگیر کردن بخش وسیعی از جامعه به خود به موضوع اول کشور تبدیل گشته و از سویی دیگر با تشکیل صفهای طولانی پشت در فروشگاههای توزیع کننده سبد کالا، فقر را در جامعه ایران به نمایش گذاشته اند تا جواب منتقدان را من بعد به این صورت بدهند ولی غافل از اینکه در جامه ما سیستم کوپنیسم از برای اینکه یک حالت جا افتاده قدیمی و نوستالوژیک می باشد افکار عمومی را به سمت خود می کشاند والا در این صف ها نه فقر بلکه یک فرهنگ قدیمی موج می زند که اگر استدلال دوم صحیح باشد آنجاست که هدف ابزار را توجیه می کند و سیستم ماکیاولستی در افکار دولتمردان ما آشکار می گردد چرا که ارتباط با غرب و پذیرش تمام خواسته های غرب مساله بسیار مهمی است که حتی دولت حاضر است آن را با انعکاس چهره فقیرانه ملت به جهان توجیح می کنند.
ب- عوام فریبی در جهت جلب نظر افکار عمومی درباره نتایج برنامه های دیپلماتیک برای اقتصاد کشور: از سویی ملت کماکان منتظر حصول نتایج توافقنامه ژنو هستند. توافقی که دولتمردان به واسطه آن، وعده کاهش قیمتها و رسوخ ارزانی در اقتصاد و افت تورم داده بودند. اما امروز پس از گذشت 15 روز از اجرای تواقنامه هیچ مساله ای در کشور درباب وعده های داده شده مشاهده نگردیده است. شاید به جرات بتوان گفت که اگر بستن فوری توافقنامه ژنو برای پوشش گزارش 100 روزه آقای رئیس جمهور لازم بود، سبد کالا نیز برای بستن دهان ملت از مطالبه نتایج توافقنامه ژنو به حساب می آید.
سوالی که می توان مطرح کرد این است که با وجود این مسائل بسیار مبرهن، چطور امثال آقای هاشمی دم از دلسوزی برای ملت می زنند و منافع ملت را برای خود مهم تلقی می کنند وی امروز در سکوت به سر می برند و همچون کبک سر خود را در خروارها برف پنهادن کرده اند؟ سکوت وی و اطرافیانش در برابر این اقدام دولت که فوق العاده عوام فریبانه است چه توجیهی خواهد داشت؟ آیا حزب و جریان مورد حمایت ایشان در درجه اول و آخر برای او اهمیت دارد و یا هنوز از درک کنه این اقدامات به درکی نرسیده است؟
منبع: دانا [ دوشنبه 92/11/21 ] [ 2:44 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
[ دوشنبه 92/11/21 ] [ 2:43 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
روایات متعددی درباره امام موسی صدر وجود دارد اما روایت درست را نمی دانیم.
محمود جبریل نخست وزیر موقت سابق لیبی در گفتگویی با روزنامه الحیات جزییات جدیدی درباره امام موسی صدر بیان کرده است.
محمود جبریل درباره امام موسی صدر گفت: ما در زیر دفتر عبدالحمید الحارس فرمانده زندانبانان و گارد مردمی و یکی از جلادان رژیم معمر قذافی سلولی یافتیم که به ما گفتند این سلول ویژه ای است و به طور اختصاصی جدا از بقیه زندان ساخته شده بود. پیرمردی را به نزد ما آوردند که نگهبان آن سلول ویژه بوده است و اوصاف و ویژگی هایی که به ما گفت به ویژگی ها و خصوصیات امام موسی صدر نزدیک بود. ما از طریق بازجویی از این نگهبان و نگهبانان قبلی متوجه شدیم که این زندانی امام موسی صدر بوده است. تماسهایی میان من و نجیب میقاتی نخست وزیر موقت لبنان برقرار شد و در نیویورک با یکدیگر دیدار کردیم.
وی افزود: ما جسدی پیدا کردیم که فکر می کردیم متعلق به امام موسی صدر است. ما خواستار مساعدت نجیب میقاتی شدیم.
![]()
محمود جبریل بیان کرد: ما گورهای دسته جمعی که اجساد زیادی داشت را کشف کردیم و ما به نمونه نیاز داشتیم و از نجیب میقاتی درخواست کردیم که یک دو پزشک قانونی از لبنان به ما بدهد اما متاسفانه مساعدتی صورت نگرفت.
وی افزود: من هنوز هم معتقدم فردی که در آن سلول بود امام موسی صدر بود.
نخست وزیر موقت اعلام کرد: یکی از بازجویان دفتر دادستانی به اطلاع من رساند که در بخش کالبد شکافی در بیمارستان شارع الزاویه که بیمارستانی مرکزی در طرابلس قرار دارد اجسادی وجود دارند که از سال 1979 در سردخانه قرار دارند که از جمله آنها سه جسد در یک کیسه است و ما احتمال دادیم که این اجساد به امام موسی صدر و رفقایش مربوط می شود.
جبریل افزود: بعدها مشخص شد که فردی که در آن سلول بوده است فرد دیگری غیر از امام موسی صدر بوده است. بعدا من پرونده امام موسی صدر را رها کردم اما به نظر می رسد که آنها به سرنخ های مهمی در این باره رسیدند. در آن هنگام لبنانی ها فردی به نام شادی صبری متهم به انتقال مزدوران آفریقایی هنگام انتفاضه لیبی را بازداشت کردند و به نظر نوعی معامله برای حل موضوع امام موسی صدر در کار باشد که یک مسئول لبنانی از عبدالله السنوسی که زوایای پرونده امام موسی صدر را می داند بازجویی کند و در مقابل شادی صبری تحویل داده شود.
![]()
وی بیان کرد: جوابهایی که عبدالله السنوسی به هیئت لبنانی داد پاسخ های غیرواقعی بود زیرا آنها نمونه هایی از عمامه یا عبای وی را می خواهند تا به خانواده اش به طور قطعی درباره وفاتش اطلاع داده شود موضوعی که اتفاق نیافتاده است. من با عباس ابراهیم رئیس امنیت عمومی لبنان چند بار دیدار کردم و احساس کردم که در حل موضوع جدی است و به احتمال زیاد از سوی مقامات لیبی برای دیدار از لیبی دعوت شود و احتمالا خود وی رهسپار لیبی خواهد شد تا با عبدالله السنوسی دیدار کند زیرا شخصیتی امنیتی است. اما متاسفانه این موضوع از سوی دولت لیبی بدون پاسخ گذاشته شده است نمی دانم چرا اما به نظر من این منطقی است به نظر من شادی صبری که مظنون تحت تعقیب است در لبنان است.
جبریل گفت: روایات متعددی درباره امام موسی صدر وجود دارد اما روایت درست را نمی دانیم. یک روایت حاکی از مرگ وی به دست عبدالله حجازی یکی از عناصر اطلاعاتی قدیم و یک روایت نیز از مرگ وی به دست سعید راشد که در هنگام انتفاضه ترور شد حکایت دارد. یک روایت نیز از مرگ وی به علت کمای قندی به ویژه که وی از بیماری قند رنج می برد حکایت دارد. به نظر من امام موسی صدر به دست عبدالله حجازی یا سعید راشد ترور شده است.
وی افزود: همچنین روایت شده است که اختلاف شدیدی میان وی و قذافی به وجود آمد و به نظر می رسد که امام موسی صدر به شدت از قذافی انتقاد کرده است. منبع: جام نیوز
[ دوشنبه 92/11/21 ] [ 2:43 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
ریس جمهور محترم با خویشتن داری بیشتر و احترام نسبت منتقدان دلسوز کشور و با فراموش کردن رقابت ها و التهابات دوران انتخابات که منتقدان خود را "بی سواد" خطاب می کرد تلاش کند تا به معنای واقعی "ریس جمهور همه مردم ایران" باشد
![]()
گروه سیاسی« تیتریک »؛آخرین باری که ریس جمهور با ادبیاتی غیر متعارف به ناقدان دولت اعتراض کرد جند روز گذشته در اجلاس روئسای دانشگاه ها و پارک های فناوری در دانشگاه شهید بهشتی بود. وی خطاب به منتقدان گفت شما چه کاره هستید که خود را متولی می دانید مگر با یک شعار انسان متولی می شود؟ با یک چهره و قیافه آدم متولی می شود؟ در ادامه با لحنی آمیخته با عصبانیت، اساتید و جامعه دانشگاهی را اینگونه مورد خطاب قرار می دهد: «جا دارد اینجا گله ای داشته باشم و دوست ندارم من از دانشگاه نقد کنم(!) بلکه خودتان باید دانشگاه را نقد کنید. با طرح این سوال که چرا دانشگاه خاموش است ؟ چرا اساتید خاموشند ؟ ما شهامت سقراط وار میخواهیم. از چه می ترسید؟ چرا حرف نمی زنند؟ چرا صحبت نمی کنند؟ چرا یک عده کم سواد باید حرف بزنند؟ اساتید و دانشمند ها و بزرگان دانشگاه ها چرا خصوصی حرف می زنند؟ چرا نمی آیند در میدان حرف بزنند؟» ظاهرا در کشور ما و از نگاه برخی مسئولین شخصی که مسلط به انگلیسی نیست سواد ندارد! فردی که دانشگاهی و انقلابی است ولی نگاه و موضع و خواسته های دیگری را برای مردم و انقلاب مناسب می داند کم سواد و یا افراطی است. متاسفانه این مواضع خطر فرو رفتن مسئولین دولتی را در مردابی مخوف که همان خاموش کردن صدای مخالف باشد، در اذهان یادآوری می کند. نفوذ افراطیون در سطوح مختلف دولت ،تغیرات فله ای در وزارت خانه ها و چند دستگی در بین تصمیم گیرندگان دولتی، پیوند زدن همه مشکلات داخلی و خارجی با آمریکا، عدول از اصول و مبانی سیاست خارجی ایران در گفتار و عمل توسط دیپلمات های خندان و خوشبینی مفرط از مذاکرات هسته ای با 5+1، پلمپ تجهیزات هسته ای و تعلیق غنی سازی اورانیوم از جمله مواردی است که اگر از سوی منتقدی منصف مورد نقد قرار گیرد با مواضع تند وزرا و رییس جمهور مواجه می شود و شاهد بوده ایم که در 6 ماه گذشته چندین بار به وضوح دولت مردان با عصبانیت و تند خویی منتقدان خود را مورد عطاب و خطاب قرار داده اند. ذکر این نکته نیز ضروری است که در سخنان اخیر ریس جمهور سازگاری وجود ندارد. ایشان بارها عنوان داشته اند "من حقوق دانم، سرهنگ نیستم" اما در عمل چیز دیگر شاهد هستیم و با کم سواد خواندن منتقدان توافق ژنو توسط ایشان در حالی صورت می گیرد که وی پیش از این، یعنی 23 دی ماه در مراسم 19 همین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی دانشگاه رازی با تاکید بر اهمیت نقد و پرسش گری تصریح کرد نباید بگذاریم در جامعه اندیشه ییا نقدی زیر زمینی شود، پرسش و نقد از بین نمی رود و اگر نگذاریم انیشه و نقد و پرسش بروز و ظهور پیدا کند ناچار زیر زمینی می شود و این به نفع جامعه نخواهد بود. وی همیچنین در 25 دی ماه نیز در نشست ظرفیت های توسعه ی استان خوزستان با بیان اینکه دولت می خواهد آرامش سیاسی در جامعه حاکم شود و در این راه همه باید کمک کنند، اظهار می دارد: « مردم فعالان سیاسی و تشکل های سیاسی در کنار قوای دیگر باید کمک کنند، باید یاد بگیریم نقد کنیم و رفیق باشیم». با توجه به اظهارات ریس جمهور آیا عدم سازگاری در نظرات وی در خصوص منتقدین مشهود نمی باشد؟ حال سوال اینجاست که آیا در حالی که منتقدان توافق نامه ژنو که بسیاری از علما، مراجع، دانشگاهیان، متخصاصان حقوق بین الملل و و دانش هسته ای هستند کم سواد می باشند؟ همچنین آیا ریس جمهور متن توافق نامه و جزییات آن را در دسترس دانشجویان و دانشگاهیان قرار داده است که امروز از انها می خواد اظهار نظر کنند؟! و از کجا معلوم بعد از انکه دانشگاهیان از متن توافق نامه اطلاع پیدا کردند، موضع مساعد نسبت به دولت داشته باشند ؟! این در حالی است که حتی نمایندگان خانه ملت نیز از جزییات توافق نامه ژنو با خبر نیستند. آنچه ناراحت کننده است این است که ادبیات اهانت به مردم متاسفانه در دولت در حال اپیدمی شدن است. که در این راستا می توان از اهانت و زیر سوال بردن "تربیت ایرانی" توسط مشاور ریس جمهور آقای سریع القلم و یا اهانت آقای ترکان در "افراطی خواندن افرادی که به روحانی رای نداده اند" یاد کرد و نام برد. صرف نظر از تمام این عصبانیت ها و بعضا اهانت های دولت مردان به منتقدان ذکر این نکته ضروری است که علی رغم دیپلماسی خندان دولت در این چند ماه حداقل 7 بار جمهوری اسلامی ایران توسط مقامات آمریکای مورد تهدید نظامی قرار گرفته است که آخرین نمونه آن توسط وزیر امور خاجه آمریکا جان کری در تاریخ 5/11/92 بوده که می گوید: «ایران باید اندوخته اروانیوم 3.5% خود را محدود کند. ایران نباید و اجازه ندارد راکتور اراک را تکمیل کند. ایران اگر توافق را کنار بگذارد "گزینه نظامی" در بین گزینه ها وارد خواهد شد». عدم پاسخ گویی به موقع در همان سطح گوینده و در همان سطح کلان توسط دستکاه دیپلماسی کشور باعث گردیده حتی مقامات آمریکایی پا را فراتر گذاشته و در مواضعی بی سابقه راهبرد تحقیر ملت ایران را پیش بگیرند . آنجا که خانم وندی شرمن معاون امور خارجه آمریکا می گوید: «بحث موشک های بالستیک ایران هم از مواردی هست که باید در توافق نهایی به آن پرداخته شود» و سپس پا را فراتر نهاده و به سبد کالا سرکی می کشد و توزیع سبد کالا در ایران را اولا صدقه آمریکا به مردم ایران توصیف می کند و پس از آن با تحقیر ریس جمهور ایران می گوید که روحانی به قولش درباره اینکه صدقه آمریکا را در جای دیگری خرج نکند عمل کرده است و می گوید: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیرا به طور قابل مشاهده ای غذا به مرد فقیر در جامعه داد که به نوعی نشان دهنده این است که کاهش هدف مند و محدود تحریم ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است. همان طور که روحانی قول داده بود که این پول صرف اهداف دیگر نشود». متاسفانه دربرابر این تحقیر ها حتی همان واکنش منفعلانه را از دولت محترم ندیدم و اگرچه آقای ظریف محترمانه پاسخ داد که: «خانم شرمن واقعیت ها را مرور کند»، اما بار اصلی پاسخ به شرمن بر دوش مجلس افتاد که بیانیه ای علیه شرمن به موضوع سبد کالا صادر کرد. امروز ریس جمهور و تیم مذاکره کننده هسته ای در برابر چالش های جدیدی توسط آمریکا قرار گرفته اند که تمامی این چالش ها در نظر منتقدان مثلا کم سواد(!) منعکس شده بود. دولت مردان بهتر است به جای عصبانیت و پرخاشگری به منتقدان داخل، علاوه بر سعه صدر با منتقدان، پاسخ شایسته و درخور به تهدیدات و اهانت های مقامات امریکایی بدهند. امید است دولت زمینه برگزاری مناظره ای اخلاق مدارانه بین موافقان با سواد و منتقدان بیسواد توافق ژنو فراهم کند تا برای بسیاری ضعف های مندرج در این توافقث نامه مشخص گردد تا شاید دولتی ها در مراحل آتی مذاکرات با دقت بیشتری عمل کنند. و صد البته ریس جمهور محترم با خویشتن داری بیشتر و احترام نسبت منتقدان دلسوز کشور و با فراموش کردن رقابت ها و التهابات دوران انتخابات که منتقدان خود را "بی سواد" خطاب می کرد تلاش کند تا به معنای واقعی "ریس جمهور همه مردم ایران" باشد و سعی نکند با القابی مانند "تازه انقلابی شده ها"، "جنگ نرفته ها"، "بی سواد ها"، "افراطی ها"، به جای پاسخ به اصل نقدها، منتقدان را از میدان نقد به در سازد.
حسین زندیه کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل [ یکشنبه 92/11/20 ] [ 7:14 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
رئیسجمهور باید پاسخ دهد مشاوری که هنوز پروتکلهای ابتدایی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در پوشش اسلامی - ایرانی را رعایت نمیکند، چگونه میتواند حافظ منافع مردم ایران باشد؟
چندی پیش چهل و چهارمین اجلاس اقتصادی داووس در کشور سوئیس برگزار شد و رئیس جمهور به همراه هیئت همراه و برای استفاده از فرصتهای بوجود آمده در عرصه بین المللی، در این اجلاس شرکت کردند.
اما آنچه بیش از همه و در فضای ایستادگی ملت ایران مقابل زیادهخواهیهای غرب و نظام استکبار سبب حیرت میشود، پوشش ظاهری مشاور امور بینالملل رئیس جمهور در اجلاس داووس است. "محمود سریعالقلم" که بر اساس شنیدهها سه روز پیش از شروع اجلاس داووس، به سوییس سفر کرده بود، با پوششی غربی در این اجلاس شرکت کرده است که تأمل برانگیز است. ![]() حال باید از آقای روحانی پرسید که چگونه از مشورتهای چنین مشاوری، استقلال ملی، عزت ملی و روح ایرانی - اسلامی قابل استخراج است؟
آقای روحانی باید پاسخ دهد مشاوری که هنوز پروتکلهای ابتدایی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در پوشش اسلامی - ایرانی را رعایت نمیکند، چگونه میتواند حافظ منافع مردم ایران باشد؟ آیا قرارگرفتن چنین اشخاصی با طرز تفکر غربی، به نفع رئیسجمهور و مردم ایران است یا در کوتاه و بلندمدت به ضرر حسن روحانی و منافع ملی تمام خواهد شد؟ ![]() منتظر جواب قانعکننده مسؤولان دولتی به دلیل این بیاحترامی و نقض قوانین جمهوری اسلامی ایران و پروتکلهای رسمی کشور هستیم.
منبع: مشرق [ یکشنبه 92/11/20 ] [ 7:12 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
ای رسول ما! ما به تو کوثرعطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن، دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی عقب است.
ای رسول ما! ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن (و بدان) دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی عقب است.
شأن نزول در مورد شأن نزول این سوره، اکثر مفسران اعتقاد دارند که چون فرزندان پسر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) از دنیا رفتند، دشمنان خوشحال شدند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) دین او نیز نابود خواهد شد و کسی ادامه دهنده راه او نخواهد بود.
روایت شده که روزی پیامبر اکرم وارد مسجد شدند و در مسجد عاص بن وائل و عمرو بن العاص هم بودند. عمرو به کنایه و استهزا گفت: یا ابا الابتر، زیرا مردم زمان جاهلیت رسم داشتند به مردی که فرزند نداشت ابتر یا دم بریده می گفتند.[1]
خداوند سوره کوثر را برای شادی قلب پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نازل کرد تا به وی بگوید که دشمن تو ابتر است و دین و نسبی ندارد و دین اسلام باقی و برقرار خواهد ماند. این خود یکی از پیشگویی های زیبای قرآن است؛ چرا که اولاً نسل و دین پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) از طریق فرزندان فاطمه(علیهم السلام) گسترش یافت و ثانیاً فرزندان و خاندان آن دشمن خدا، بعد از چند نسل به کلی منقرض گشتند.
تمامی مفسّران اعم از مفسران شیعه یا سنی، معنای کوثر را «خیر کثیر» می دانند. اما واقعاً منظور از کوثر چیست؟ در روایتی آمده است که وقتی این سوره نازل شد پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) بر فراز منبر رفت و سوره را بر مردم تلاوت فرمود. اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده است؟ فرمود: نهری است در بهشت، سفیدتر از شیر، صاف تر از قدح، در دو طرف آن قبه هایی از درّ و یاقوت است.
در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که فرمود: کوثر نهری است در بهشت که خداوند آن را به پیامبرش در عوض فرزندش (عبدالله که در حیات او از دنیا رفت) به او عطا فرمود.
بعضی گفته اند: منظور همان حوض کوثر است که تعلق به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) دارد و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت از آن سیراب می شوند. بعضی آن را به نبوت تفسیر کرده و بعضی دیگر به قرآن و بعضی به کثرت اصحاب و یاران و بعضی به کثرت فرزندان و ذریه که همه آن ها از نسل دخترش فاطمه زهرا(علیهماالسلام) به وجود آمدند و آنقدر فزونی یافتند که از شماره بیرونند و تا دامنه قیامت یادآور وجود پیامبر اکرمند.[2]
در بین مفسران اهل سنت فخر رازی پانزده احتمال در مصداق کوثر ذکر کرده است و به عنوان قول سوم می نویسد: «مراد از کوثر اولاد و فرزندان رسول خداست به این جهت که این سوره در رد بر کسانی نازل شد که عدم وجود اولاد پسر و تداوم نسل را بر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) خرده می گرفتند، بنابراین معنی سوره این است که خداوند به او نسلی می دهد که او در طول زمان باقی می ماند. [3]
شایسته است در اینجا حدیثی را که مرحوم بحرانی در تفسیر خود «البرهان فی تفسیر القرآن» در ارتباط با سوره کوثر آورده است ذکر کنیم. او از عبدالله بن عباس نقل می کند «از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) شنیدم که فرمودند: خداوند به من و علی پنج چیز عنایت کرد: به من جوامع الکلم و به علی جوامع العلم را عطا کرد. مرا نبی و او را وصی قرار داد. به من کوثر و به او سلسبیل عطا کرد. به من وحی فرمود و به او الهام. من به سوی او به معراج رفتم و درهای آسمان و حجاب ها به رویم گشوده شد تا اینکه علی به من نگریست و من به او نگریستم.
راوی گوید: پس پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) گریه کرد. گفتم: پدر و مادرم فدایت؛ چه چیز شما را گریاند؟
فرمودند: ای ابن عباس! اولین سخنی که خداوند با من تکلم کرد این بود که ای محمد! پایین را بنگر. من به حجاب ها نگریستم که پاره شدند و آسمان باز شد و علی را دیدم. در همان حال سرش را به طرف من بلند کرد و با من سخن گفت و من نیز با او سخن گفتم.
ابن عباس گوید: پرسیدم یا رسول الله! پروردگارت چه چیزی گفت؟ فرمود: به من گفت ای محمد! علی را وصی و وزیر و جانشین بعد از تو، قرار دادم. بدان که او سخن تو را گوش می دهد.
پس خداوند ملائکه را امر کرد تا بر علی درود فرستند و دیدم که ملائکه در حال رفت و آمد هستند؛ هیچ فرشته ای نمی گذشت مگر اینکه این گونه به من تهنیت می گفت. ای محمد(صلی الله علیه واله وسلم) قسم به خدایی که تو را به حق برانگیخت، با جانشینی پسر عمّت علی، سرور و شادی بر تمام ملائکه وارد شد.
من (پیامبر) حاملین عرش را دیدم که سرهایشان را به سمت زمین پایین آوردند. گفتم ای جبرئیل! چرا حاملین عرش سرشان را به پایین خم کرده اند؟ گفت: ای محمد(صلی الله علیه واله وسلم) تمام ملائکه به صورت علی ابن ابیطالب (صلی الله علیه واله وسلم) می نگریستند به جز حاملین عرش؛ خداوند به آن ها نیز اجازه داده است تا برای ساعتی به چهره علی (علیه السلام) بنگرند. ابن عباس گوید: گفتم: یا رسول الله! مرا سفارش فرما.
فرمودند: بر تو باد به دوستی علی بن ابیطالب قسم به کسی که مرا به حق مبعوث کرد، از بنده هیچ حسنه ای پذیرفته نمی شود مگر با حب علی بن ابیطالب. خدای تعالی داناتر است که اگر عمل فرد با ولایت علی بود از او می پذیرد و اگر همراه با ولایت نبود از او چیزی سوال نمی کند و دستور ورود او را به آتش می دهد.[4]
باید ابرهای آسمان در ماتم عظمایی که بر دخت پیامبر و همسرش علی وارد آمد به جای باران خون ببارند. شما را چه شد که این قدر زود عهد و پیمان را شکستید و راه بی وفائی را در پیش گرفتید؟ هنوز خانه پیامبر، بدن مطهر او را در برگرفته است. این چه بلوایی است که بر پا کرده اید؟ سقیفه دیگر چه صیغه ای است؟ به کجا می روید؟
یا رسول الله به آنان بگویید: هنگامی که آیه اولوالامر نازل شد، جابر از شما پرسید: یا رسول الله، اولوالامر کیانند؟ پاسخ دادید: علی و حسن و حسین و فرزندان حسین. آنگاه دوازده امام را یک یک نام بردید تا حجت را بر آن ها تمام کرده باشید.
یا رسول الله، به آنان بگویید: علی آئینه اکمال دین است. علی نشانه اتمام نعمت خدا بر بندگان و آیت رضایت پروردگار است. پس چرا کنارش زدند؟ مگر آنان قرآن نخوانده بودند. مگر در غدیرخم حضور نداشتند؟
همین علی که نور چشم پیامبر بود با طناب بر دست و گردن به مسجد برده شد تا به زور از او بیعت بگیرند. آری وقتی با دسیسه و نفاق، قرآن از اهل بیت خدا می شود، وقتی بین دو امانت پیامبر فاصله می افتد، باید منتظر دیدن این صحنه ها بود.
باید دید که به واسطهء این جنایت ها، مهدی فاطمه مخفیانه به دنیا بیاید و مخفیانه رشد کند تا دشمنان از وجود او مطلع نشوند و شیعه از درک محضرش محروم بماند تا وعدهء الهی بر تشکیل حکومت صالحان پا برجا باشد.
آری در اثر دسیسهء سقیفه و نادیده گرفتن پیوند قرآن و عترت، آن شرارت ها بر خاندان پاکان و یاران و دوستداران آن ها و دین الهی وارد شد که امواج آن تا به امروز همچنان در تلاطم است. اگر فرقه وهابیت به اسم، تمام آثار تاریخی اسلام را در سرزمین وحی نابود می کند.
اگر بقیع به خرابه ای تبدیل می شود و بر مزار فرزندان زهرا در بقیع حتی یک شمع هم نمی سوزد. اگر بوسه زنندگان به قبر پیامبر و فرزندانش را تازیانه می زنند و بقیع را منطقه ممنوعه می دانند. اگر شیعیان اهل بیت از دور بر غربت فرزندان زهرا در بقیع خون گریه می کنند. اگر تلاش پنهان و آشکار در جریان است تا در خانه خدا نام و آثار علی وجود نداشته باشد. همه و همه از آثار سقیفه است.
پی نوشت ها : [1] - تفسیر القمی 2/445 [2] - نمونه/ 27/371 [3] - عترت رسول در کتاب خدا /37 [4] - البرهان فی تفسیر القرآن 5/512 تبیان [ شنبه 92/11/19 ] [ 12:19 صبح ] [ باران ]
[ نظرات () ]
جناب رئیس جمهور حداقل می بایست بار این توهین ها و تهمت ها را از سوی اطرافیان خود کاهش دهد تا تشکیک اذهان عمومی نسبت به سخنان شخص رئیس مانع از واقعیت پنداری آنها نشود
![]() به هر حال این نوع صحبتها آن هم از سوی شخص اول اجرایی کشور، اگر واقعی باشد بسیار تحسین برانگیز است اما نگاه تشکیک هنوز به این صحبتها جای خود را در میان ملت حفظ کرده است. شک و تردید به واقعی بودن این سخنان از آنجایی نشات می گیرد که دولت تنها شخص رئیس جمهور نیست و دایره ای عظیم از حلقه مشاوران، معاونان، وزرا و... را در بر می گیرد که توهین به ملت و منتقدین دولت به یک امر بدیهی در اظهارنظر این افراد تبدیل گشته است. محمود سریع القلم که با مشاورتهای خود دولت را همراهی می کند گاه گاهی با زبانی آلوده به توهین و افتراء به ملت در مقابل تمام منتقدین قد عَلَم می کند. وی درباره اعلام نظر مردم راجع به قطعنامه ژنو می گوید: "تربیت عقلی در خانواده ما که بسیار ضعیف است نمی گوییم نیست، در مدرسه که خیلی جایگاه ندارد، در صحنه عمومی و رسانه ها هم که نیست. خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟، این خیلی اثر می گذارد. یا یک راننده تاکسی که از 5 صبح تا 12 شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه 3 بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد"! مشاهده می شود که در یک بند از سخنرانی محمود سریع القلم، به خانواده ایرانی، تربیت عقلی آن، مدرسه، صحنه عمومی، رسانه ها، صداوسیما، قشر قابل احترام لبوفروش و راننده تاکسی انواع و اقسام توهین های خاص اعتدالیون مطرح می شود. مدتی بعد، اکبر ترکان، مشاور ارشد شیخ حسن روحانی و ابوالمشاغل دولت یازدهم، که یدطولایی در توهین به اقشار مختلف و بیان سخنان شاذ و عجیب دارد، به صورت کاملاً شفاف نیمی از مردم را مدافع بی قانونی می داند و مدعی می شود: "شما فکر نکنید که یک نفر در مملکت وجود دارد که میگوید من قانون را قبول ندارم بلکه این یک جریان مشخص بود که میگفتند ما قانون را قبول نداریم. اکنون 49/5 درصد آرا را شامل میشوند. این 49/5 درصد آرا کسانی بودند که در مقابل جریانی که مقابل قانون ایستاد سکوت کردند. این 49/5 درصد سکوت کردند و نگفتند که تو بیجهت فکر کردی که میتوانی قانون را قبول نداشته باشی"! او البته قبل از این یکبار دیگر به کسانی که فردی غیر از کاندیدای منتخب را دارای صلاحیت بیشتری برای ریاست جمهوری دانسته و به او رای داده بودند، را اینچنین مورد نوازش قرار می دهد که: "مردم در 24 خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تکرأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند"! مفهوم عبارات بالا از دیدگاه آقای مشاور آن است کسانی که به روحانی رای نداده اند دارای خصوصیات فوق هستند و همچنین، همه آنها بی قانون هستند و می گویند ما قانون را قبول نداریم. اگرچه برای این همه توهین و سخنانی که قطعا بار حقوقی دارد، پاسخ های کوبنده ای وجود دارد که حداقل طی 4 سال گذشته تاکنون مشخص شد چه کسی قانون را قبول ندارد و چه کسانی، بلافاصله پس از اعلام شمارش آرا، به رییس جمهور منتخب مردم تبریک گفتند، اما این نوشتار تنها در پی آن است تا لیست توهین مدعیان اعتدال به مردم را مورد واکاوی قرار دهد و پاسخ ها را برای فرصت دیگری وامی نهد. بازتاب دو جمله فوق از دو مشاور رییس دولت یازدهم هنوز تمام نشده بود که نوبت به جناب معاون اول رسید تا او نیز دست در چنته خود کرده و توهین جدیدی را نثار منتقدین کند. اسحاق جهانگیری با اشاره به اقدامات دولت در موضوع سیاست خارجی و قطعنامه مرده ژنو گفت: "مخالفتهایی که در این زمینه انجام میشود از روی حسادت است و برخی میگویند چرا این کار را ما انجام ندادیم"! در هر صورت این صحبتها که عمدتاً از روی ضعف بینش و دانش اطرافیان رئیس جمهور در حیطه موضوعات مختلف زده می شود، چهره دولت اعتدال که میانه روی و پذیرش انتقاد شعارش بود را تخریب و وجهه ای نادرست و افراطی از آن را در جامعه فرهیخته ایران به نمایش می گذارد. جناب رئیس جمهور حداقل می بایست بار این توهین ها و تهمت ها را از سوی اطرافیان خود کاهش دهد تا تشکیک اذهان عمومی نسبت به سخنان شخص رئیس مانع از واقعیت پنداری آنها نشود. منبع: دانا [ جمعه 92/11/18 ] [ 2:1 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
مرجع تقلید جهان تشیّع گفت: انقلاب اسلامی تمام معادلات طاغوت را بر هم زد و به همین دلیل سه رکن اسلام، مردم و ولایت فقیه ارکان اصلی انقلاب شد.
![]() آیتالله نوریهمدانی ادامه داد: روایت فراوانی نقل شده است در اینکه اگر انسان امام خود را نشناسد تمام عبادات او بدون اجر و مزد است. وی افزود: جایگاه بسیار بلندی برای امامت معین شده است. اولین گام پیامبران مبارزه با حکومت مفاسد بوده است. استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه اولین مسئولیت امامت و رهبری تعیین حکومت است گفت: در تاریخ امام (ره) رخدادی به وقوع پیوست که بسیار بسیار با عظمت بود و همه معادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ابرقدرتهای جهان را از بین برد. آیتالله نوریهمدانی افزود: سالیان دراز در کتب فقهی ما مسئله ولایت فقط در صفحات کتاب بود و علمای بزرگ ما نیز این موضوع را حفظ کردند. وی ادامه داد: رژیم طاغوت بقایایی از حکومت بنیامیه و بنیعباسی بود و باید از بین میرفت. این مرجع تقلید با بیان اینکه انقلاب اسلامی ما بر پایه سه رکن استوار شد گفت: اولین رکن از انقلاب اسلام است. امام توانست اسلام را از حاشیه به زندگی مردم بیاورد و آن کسی که اسلام ناب را به عرصه زندگی مردم آورد کار بسیار بزرگی را انجام داد. آیتالله نوریهمدانی با بیانی از خاطره امام (ره) ادامه داد: امام خمینی(ره) همیشه در نمازهای شب با خداوند در راز و نیاز بود، به ناله و اشک در درگاه خدا می پرداخت که یکی از همین ثمرات موفقیت ایشان توکل به ذات الهی بوده است.ایشان با توکل و اخلاص خاصی پا به میدان گذاشتند و ریشه همه زورگویان را از هم برچیدند که سرنگونی رژیم سلطنتی اولین کار امام بود. وی رکن دوم انقلاب را مردم عنوان کرد و گفت: امام خمینی(ره) توانست مردم را آگاه و بیدار کند و بگونه ای بود که مردم آماده بودند مقابل گلوله های رژیم ستم شاهی بایستند و پشت انقلاب اسلامی ایستادند که البته امروز هم این چنین است، محبت مردم به رهبر معظم انقلاب نشانه این حمایت است با بودن این پشتیبانی های دو سویه و وجود این مردم احتیاجی به سلاح های هسته ای نیست، چرا که پشتوانه نظام همین مردم هستند استاد حوزه علمیه قم رکن دیگر انقلاب را ولایت فقیه نامید و گفت: توجه به ولایت فقیه در جای جای دین مطرح شده و این مهم یکی از ارکان اصلی انقلاب محسوب می شود. آیت الله نوری همدانی در ادامه گفت: ولایت فقیه شجره طیبه است که ریشه در قرآن، فقه و تاریخ دارد و توجه به آن ضروری است. وی به وجود رهبر انقلاب در جامعه اشاره کرد و بیان داشت : یکی از نیازهای ضروری در تاریخ بشر وجود رهبر بوده و از ابتدای خلقت بشر نیز لحظه ای سطح زمین خالی از رهبر نگشته است. مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: در روایات دینی ما تاکید بر امام شناسی شده و این مهم که انسان باید امام خود را بشناسد یکی از ضروریات محسوب می شود. آیت الله نوری همدانی ادامه داد: اساس اسلام بر محور امامت پی ریزی شده و امامت ارتباط مستقیمی با توحید، نبوت و معاد دارد. وی، امام خمینی(ره) را پیرو مکتب ائمه و امامان معصوم دانست و اظهار کرد: رخداد انقلاب اسلامی عظمتی بزرگ بود که تمام معادلات دنیای ابرقدرت ها را برهم زد و مبارزه با ظلم و ذلت ناپذیری را معنا کرد. استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه در طول تاریخ علمای بزرگ تشیع با همان بهره گیری از فرمایشات معصومین زیر بار زور نرفتند و امام خمینی نیز این راه را ادامه دادند تا به سرانجام برسد گفت: بعد از تصویب قانون کاپیتولاسیون و در 3 آبان سال 43 امام سخنرانی بسیار مقتدارنه ای در این باره انجام دادند و به تبیین این واقعیت پرداختند که منجر به تبعید ایشان شد و از پا ننشستند. آیت الله نوری همدانی ادامه داد: طی سالهای پس از انقلاب و بعد از امام، حضرت آیتالله خامنهای سکاندار شجاع، با تدبیر، با درایت و آگاه این انقلاب بوده که توانست نظام را با قدرت و درایت خود به پیش ببرد. وی گفت: از ثمرات انقلاب می توان مبارزه با استعمار، توجه به بانوان، توجه به جوانان، خودکفایی و خودباوری و پیشرفت در همه زمینه را نام برد. مرجع تقلید شیعیان در پایان سخنان خود گفت: امام جای جای کلمات انقلاب اسلامی را زمینه ساز ظهور حضرت قائم(عج) دانسته اند و ما نیز این اعتقاد را در دل داریم و آن را ادامه خواهیم داد و این زمینه ای برای ظهور است. منبع: فارس [ جمعه 92/11/18 ] [ 2:0 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
حاصل آنکه از بعضى اخبار و روایات استفاده میشود که از جمله مقاصد و فوائد ظهور و قیام آنحضرت علیه السلام خونخواهى و انتقام است از کسانى که از نظر افکار و اخلاق و اعمال از قاتلین جد بزرگوارش ابو عبدالله الحسین علیه السلام بشمار مى آیند، و نیز شفا دادن قلوب مؤ منان است .
![]() أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
و در کتاب نجم الثاقب نورى ص 39 در اءسماء و اءلقاب آنحضرت بشماره 138 چنین نقل مى کند و در خطبه غدیریه رسول خدا است در اوصاف آنجناب الا انه المنتقم من الظالمین .
فرمود (مصداق ): او حسین علیه السلام است و مائیم ولى خون او، و چون قائم ما قیام کند خون بهاى او را طلب مى نماید، و مى کشد تا آنکه گفته میشود که او در قتل اسراف مى کند. و آنگاه فرمود: مقتول حسین علیه السلام است و ولى دم او قائم است ، و اسراف در قتل آنست که غیر قاتل کشته شود انه کان منصورا و دنیا بسر نیاید تا اینکه شخصى از آل رسول خدا علیهم السلام قیام کند و بر دشمنان - پیروز شود و زمین را از قسط و عدل پر کند، همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.
فرمود: خداوند در تمام سخنان و گفتارش صادق است ، ولیکن نسل و ذریه قاتلین حسین علیه السلام به کارها و اءفعال پدرانشان راضى و خشنودند و بدان افتخار مى کنند، و هر کس راضى بکارى باشد، همچون کسى است که آن را انجام داده باشد، و اگر کسى در مشرق کشته شود و کس دیگر در مغرب بدان قتل راضى باشد، شخص راضى هم پیش خدا شریک قاتل است . و البته قائم هم وقتى که خروج کرد آنانرا بوسیله رضایت بفعل پدرانشان مى کشد.
براى آن حضرت در طالقان گنجى است که نه طلا است و نه نقره ، و دیگر پرچمى است از آنموقعى که پیچیده شده تاکنون باز نشده ، و دیگر مردانى هستند که دلهایشان همچون پاره آهن سخت محکم و استوار است - تا آنکه فرمود- رو بشهادت میروند و آرزو مى کنند که در راه خدا کشته شوند، و شعار آنان یا لثارات الحسین است . و در کتاب غیبت از فضل بن شاذان مروى است که شعار اصحاب آنحضرت یا لثارات الحسین است .
[ جمعه 92/11/18 ] [ 1:59 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
چرا در اسلام، سهم ارث زن نصف سهم مرد است؟ آیا چنین قانونی، یک نوع زورگویی به زن بینوا نیست؟
امام حسن عسکری(ع) بر اساس روایت مورخان، در ماه ربیع الثانی، روز دهم(1) یا هشتم(2) یا چهارم(3) سال 232 (و به نقل خطیب(4) سال 231) چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی کرد.(5) القاب آن بزرگوار را «الصّامت»، «الهادی»، «الرفیق»، «الزّکی» و «النّقی» ذکر کردهاند؛ برخی از مؤرخان لقب «الخالص» را هم بر القاب آن حضرت افزودهاند، البته «ابن الرضا» عنوانی است که امام جواد و امام عسکری – علیهماالسلام- هر دو به آن شهرت یافتهاند.(6) چنان که امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) به لقب عسکریین معروف شدهاند، ناگفته نماند عسکر عنوان نامشهوری برای سامرا بوده است، همچنین نقش انگشتری امام عسکری(ع) به دو صورت «سبحان من له مقالید السموات والارض»(7) و «ان الله شهید» ذکر شده است.(8) به مناسبت میلاد سراسر نور یازدهمین پیشوای شیعیان در ادامه چهار داستان از زندگانی این امام همام(ع) در ادامه میآید: * ماجرای آن ماهی که از اعماق زمین به دست یار امام حسن عکسری(ع) رسید ابوجعفر طبری نقل کرد: روزی در محضر پر فیض امام حسن عسکری(ع) نشسته بودم، از حضرت تقاضا کردم و عرضه داشتم : یا بن رسولاللّه! چنانچه ممکن باشد یک معجزه خصوصی برای من ظاهر سازید؟ تا آن را برای دیگر برادران و دوستان هم مطرح کنم، امام(ع) فرمود: ممکن است طاقت نداشته باشی و از عقیده خود دست برداری، به همین جهت سه بار سوگند یاد کردم بر اینکه من ثابت و استوار خواهم ماند. پس از آن ناگهان متوجّه شدم که حضرت زیر سجّاده خود پنهان شد و دیگر او را ندیدم، چون لحظهای از این حادثه گذشت، حضرت ظاهر شد و یک ماهی بزرگی را که در دست خود گرفته بود به من فرمود: این ماهی را از عمق دریا آوردهام و من آن ماهی را از حضرت گرفتم و رفتم با عدهای از دوستان طبخ کرده و همگی از آن ماهی خوردیم که بسیار لذیذ بود.(9) *علت تفاوت ارث زن و مرد از منظر امام عسکری(ع) شخصی به نام فهفکی که اشکال تراشیهای ابن ابی العوجاء یکی از دانشمندان معروف مادی عصر امام صادق(ع) در ذهن او نیز راه یافته بود، به حضور امام حسن عسکری(ع) آمد و پرسید: چرا در اسلام، سهم ارث زن نصف سهم مرد است؟ آیا چنین قانونی، یک نوع زورگویی به زن بینوا نیست؟ امام حسن عسکری(ع) فرمود: برای زن جهاد واجب نیست و تأمین معاش شوهر، واجب است (بنابراین در امور دیگری مخارج سنگینی بر عهده مرد است، نه بر عهده زن). فهیفکی میگوید: پیش خود(در ذهنم) گفتم: ابن ابی العوجاء به من گفت: همین سؤال را از امام صادق(ع) کردم، او نیز چنین جواب داد، ناگاه امام حسن عسکری(ع) به من رو کرد و فرمود: آری! این سؤال از ابن ابی العوجاء است و جواب ما یکی است و همه ما امامان به همدیگر مربوط و مساوی هستیم.(10) * ماجرای پرداخت بدهی یار امام عسکری(ع) به روش عجیب یکی از اصحاب و دوستان امام حسن عسکری(ع) به نام ابوهاشم جعفری حکایت کرد: روزی امام(ع) سوار مرکب سواری خود شد و به سمت صحرا و بیابان حرکت کرد و من نیز همراه حضرت سوار شدم و به راه افتادم و حضرت جلوی من حرکت می کرد، چون مقداری راه رفتیم ناگهان به فکرم رسید که بدهی سنگینی دارم و بدون آنکه سخنی بگویم، در ذهن و فکر خود مشغول چارهاندیشی بودم. در همین بین امام(ع) متوجه من شد و فرمود: ناراحت نباش، خداوند متعال آن را اداء خواهد کرد و سپس خم شد و با عصایی که در دست داشت، روی زمین خطی کشید و فرمود: ای ابوهاشم! پیاده شو و آن را بردار و ضمناً مواظب باش که این جریان را برای کسی بازگو نکنی، وقتی پیاده شدم، دیدم قطعهای طلا داخل خاکها افتاده است، آن را برداشتم و در خورجین نهادم و سوار شدم و به همراه امام(ع) به راه خود ادامه دادم، باز مقدار مختصری که رفتیم، با خود گفتم: اگر این قطعه طلا به اندازه بدهی من باشد که خوب است، ولی من تهیدست هستم و توان تامین مخارج زندگی خود و خانوادهام را ندارم، مخصوصاً که فصل زمستان است و اهل منزل آذوقه و لباس مناسب ندارند، در همین لحظه بدون آنکه حرفی زده باشم، امام(ع) مجدداً نگاهی به من کرد و خم شد و با عصای خود روی زمین خطی کشید و فرمود: ای ابوهاشم! آن را بردار و این اسرار را به کسی نگو، پس چون پیاده شدم، دیدم قطعهای نقره روی زمین افتاده است، آن را برداشتم و در خورجین کنار آن قطعه طلا گذاشتم و سپس سوار شدم و به راه خود ادامه دادیم، پس از اینکه مقداری دیگر راه رفتیم، به سوی منزل بازگشتیم و امام عسکری(ع) به منزل خود تشریف برد و من نیز رهسپار منزل خویش شدم. بعد از چند روزی طلا را به بازار برده و قیمت کردم، به مقدار بدهیهایم بود -نه کم و نه زیاد- و آن قطعه نقره را نیز فروختم و نیازمندیهای منزل و خانوادهام را تهیه و تأمین کردم.(11) *نامهای که امام حسن عسکری(ع) برای مردم قم نوشت در زمان امام حسن عسکرى(ع) شخصى به نام «ابن بغا» بود، او از طاغوتهاى زمان بود و یکى از فرماندهان بنى عباس به شمار مىرفت، بسیارى از بیگناهان را کشت و هرگز از جنایت و ستمگرى دریغ نورزید. متون تاریخى حکایات غریبى از او نقل کردهاند از آن جمله آمده است: حکام بنىعباس او را به قم فرستادند تا مردم قم را گوش مالى دهد، او پیش از ورود به قم به یکى از شهرها رفته بود و با مردم آن شهر جنگید و بر آنها مسلط شد و سه روز شهر را براى سپاه خود مباح اعلام کرد! ماجرا گذشت تا اینکه متوکل عباسى در زمان امام حسن عسکرى(ع)، ابن بغا را به قم فرستاد، بنا به نقل تاریخ، مردم قم به امام حسن عسکرى(ع) عرض حال کردند و گفتند: اى فرزند رسول خدا! اگر «ابن بغا» به قم برسد هیچ چیزى را سالم نخواهد گذاشت، زیرا با آمدن به شهر قم، مردم را از دم تیغ گذرانده، به نوامیس مردم دست اندازى کرده، دارایىهاى مردم را غارت کرده و مزارع را به آتش مىکشد و جز جنایت کار دیگرى صورت نمىدهد. تفرشی نویسنده «نقد الرّجال» در این باره مینویسد: پس از بیداد موسی بن بغا به مردم قم، آنان به ساحت مقدس امام عسکری(ع) متوسل شدند و از آن حضرت خواستند تا دعایی به آنها یاد دهد و شر آن ستمگر را از آنان رفع کند… همچنین در بحارالانوار نقل شده است که حضرت(ع) دعایی بسیار طولانی به آنان آموخت که در قنوت نمازهای خود ـ خصوصاً نماز وترـ بخوانند تا خداوند شرّ آن ستمگر را برطرف کند: «اَللّهُمَّ وَ لاتَدَعْ لِلْجَوْرِ دَعامَةً اِلاّ قَصَمْتَها وَ لا جُنَّةً اِلاّ هَتَکْتَها، وَ لا کَلِمَةً مُجْتَمِعَةً اِلاّ فَرَّقْتَها... اَللّهُمَّ فَکَوِّرْ شَمْسَهُ، وَ حَطِّ نُورَهُ، وَ اَطْمِسْ ذِکْرَهُ، وَ ارْمِ بِالْحَقِّ رَأْسَهُ، وَ فَضِّ جُیُوشَهُ، وَ ارْعَبْ قُلُوبَ اَهْلِهِ...»(12) همچنین در مناقب آل ابیطالب(ع) نوشته شده است که امام حسن عسکری(ع) در نامهای برای اهل قم از خداوند متعال برای آنان آرزوی رحمت، عمر طولانی، رشد و هدایت کردند: «أَنَّ اللّهَ تَعالی بِجُودِهِ وَ رَأْفَتِهِ قَدْ مَنَّ عَلی عِبادِهِ بِنَبیِّهِ مُحَمَّدٍ بَشیراً وَ نَذیراً وَ وَفَّقَکُمْ بِقَبُولِ دینِهِ وَ اَکْرَمَکُمْ بِهِدایَتِهِ وَ غَرَسَ فی قُلُوبِ اَسْلافِکُمُ الْماضِینَ رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْهِمْ وَ اَصْلابِکُمُ الْباقینَ تَوَلّی کِفایَتَهُمْ وَ عَمَّرَهُمْ طَویلاً فی طاعَتِهِ، حُبَّ الْعِتْرَةِ الْهادِیَةِ فَمَضی مَنْ مَضی عَلی وُتَیْرَةِ الصَّوابِ وَ مِنْهاجِ الصِّدْقِ وَ سَبیلِ الرَّشادِ».(13) خداوند متعال با وجود لطف و عناتیش، با فرستادن پیامبر اسلام(ص) به عنوان مژده بخش و هشدار دهنده بر مردم منت نهاد و شما را به پذیرش دینش توفیق داد و با هدایتش گرامی داشت و بذر محبت و دوستی خاندان پیامبر(ص) را در قلوب گذشتگان و آیندگان شما در سرزمین اطاعتش کاشت، آنها که از میان شما رفتند به نجات و سعادت رسیدند و میوههای کردار نیک خود را چیدند و به پاداش اعمالشان نایل شدند. ای مردم! همواره اراده و نیت ما، استوار و محکم است و روان ما به افکار نیک و پاک شما آرام است و پیوند قرابت بین ما و شما پرتوان است که چنین پیوندی از سفارشهای گذشتگان ما و شما است، پیمانی است که بر عهده جوانان ما و پیران شما برقرار است و همواره با اعتقاد واحد و به هم پیوستگی محکم هستیم، چرا که خداوند این ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی را بین ما برقرار کرده است. امام(ع) در این نامه در پرتو دعای خود مردم قم، گذشتگان و آیندگانشان را مشمول لطف خویش قرار دادند و زندگی سرشار از صفا و معنویت را برای آنان در سایهسار امامت و عترت در پیمودن منهج پارسایی و امامت خواستار شدند.
*پینوشتها: 1- مسار الشیعه، ص 30 2- اعلام الوری، ص 367. 3- مصباح کفعمی، ص 530. 4- تاریخ بغداد، ج 12، ص 57. 5- کافی،ج 1، ص 503. 6- وفیات الاعیان، ج 2، ص 94؛ الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص 113. 7- نورالابصار، ص 166. 8- بحار الانوار، ج 50، ص 238. 9- چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)، عبدالله صالحی 10- داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم(ع)، محمد محمدیاشتهاردی 11- چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)، عبدالله صالحی 12- بحارالانوار، ج 85، ص 229 و 230. 13- 51. همان، ج 50، ص 317، ح 14/ مناقب آل ابیطالب(ع)، ج 4، ص 425/ الکنی والالقاب، شیخ عباس قمی، ج 3، ص 71/ معادن الحکمه? فی مکاتیب الائمّه، فیض کاشانی، ص 264. [ جمعه 92/11/18 ] [ 1:57 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
|
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : PIcHaK.NeT ] |