یک فنجان بصیرت
چه فرقی می کند.
درعصر ارتباطات نفس بکشم یا قرون وسطا.
وقتی خبری ازتو نباشد.
دوره جاهلیت است.
اللهم عجل لولیک الفرج ....
|
حجت الاسلام پناهیان روایت جالبی را از همراهی شان با حاج احمد متوسلیان در سال 1361 در سفر لبنان نقل می کند.
![]() شنیدن علت محبوبیت رهبر معظم انقلاب در کشورهای منطقه از زبان استاد پناهیان شنیدنی ست: دانلود صوت استاد پناهیان منبع: دانا [ شنبه 93/7/19 ] [ 5:24 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
در زندگی امروز،"غدیر" را چگونه تبلیغ کنیم؟ + راهکارهای جالب
گروه چندرسانه ای «تیتریک» ؛ برای دریافت پوستر ، بر روی آن کلیک نمایید.
![]() متن نوشته شده روی پوستر: غدیر را چگونه تبلیغ کنیم؟ یک هیأت و یا یک گروه چند نفره می تواند: - با دیدار از سالمندان و اهداء هدیه به پدر و مادرهای دینی ما، مبلّغ غدیر باشد. - با برگزاری مراسم جشن. برای غدیر تبلیغ کند. - با ایجاد ایستگاه صلواتی، مبلّغ غدیر باشد. - با کمک های مالی و رسیدگی به زندگی مستمندان در این ایّام، غدیر را در کام آنان شیرین کند. - با تبلیغات نوشتاری و نصب پلاکارد در محلّه، برای غدیر تبلیغ کند. - با مراجعه به یک بیمارستان در روز غدیر و عیادت از بیماران، دل های پریشان آن ها را در غدیر شاد کند. و بالاخره: - یک راننده تاکسی می تواند در عید غدیر مسافرانش را با تخفیف ویژه به مقصد برساند. - یک راننده ی اتوبوس می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش، مبلّغ غدیر باشد. - یک امام جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلّغ غدیر باشد. - یک گرافیست می تواند با طرّاحی کارت پستال با موضوع غدیر، مبلّغ غدیر باشد. - یک سخنران می تواند در جشن های غدیر، سخنرانی نماید. - یک نویسنده می تواند در روزنامه و یا نشریّه ای، پیام غدیر را به خوانندگان برساند. - یک عالم می تواند با نوشتن مقاله و با درج یادداشت هایی در نشریّات، به سوالات مردم در مورد غدیر پاسخ بگوید. - ...... و شما در پیروی از فرمان پیامبر صلی الله علیه واله و سلم، برای رساندن خبر ولایت امیرالمومنین علیه السلام، در این غدیر چه می کنید؟ [ شنبه 93/7/19 ] [ 5:21 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
این کتاب که محصول سفر او به پاکستان و مناظرات وی با علمای اهل سنت است، تا هم اینک از منابع مورد مراجعه اهل تاریخ به شمار میرود.
فقید سعید مرحوم آیت الله علامه حاج سلطان الواعظین شیرازی، در زمره یکی از نامدارترین و غیورترین وعاظ و مبلغین ایران، در دهههای 20 و30 شمسی بود.
دفاع جدی و پرانگیزه او از حریم امامت که بخشهایی از آن در اثر نفیس«شبهای پیشاور» نمایان گشته، فصلی شاخص و در خور در حیات تبلیغی اوست.
منبع: مشرق [ شنبه 93/7/19 ] [ 5:19 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
زندگی امامان شیعه هرچه به عصر غیبت نزدیکتر میشد، با نظارتهای شدید خلفای عباسی همراه بود و زمان امام هادی(ع) به عصر غیبت نزدیک بود و به همین دلیل ایشان از طریق وکلای خود با شیعیان ، که در تمامی سرزمینهای پهناور اسلامی آن روزگار پراکنده بودند، ارتباط داشت تا خیلی از شیعیان را از بلاتکلیفی نجات دهند.
![]()
پدر بزرگوارش "امام جواد (ع)" و مادرش بانوی گرامی" سمانه" است که بانویی با فضیلت و با تقوا بود. امام هادی (ع) در سن 6 یا 8 سالگی یعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسید. مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توکل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.عظمت شخصیت امام هادی (ع) به قدری زیاد است که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است.
برخی از اقدامات امام هادی (ع) در زمان امامت برای ورود به عصر غیبت:
یکی از اقدامات این امام بزرگوار ایجاد آمادگی فکری شیعیان جهت ورود به عصر غیبت بود، فراهم کردن زمینه ورود شیعه به عصر غیبت، از اقدامات اساسی امامان شیعه (ع) بود، که همواره شیعیان را متوجه این امر می کردند. در این راستا امام هادی (ع) هم اقداماتی انجام داده اند از جمله این اقدامات:
- بیان روایات فراوان در مورد فرا رسیدن و نزدیک بودن عصر غیبت.
- بشارت به ولادت حضرت حجت ومخفی بودن ولادت و هشدار این که مبادا مخفی بودن باعث تردید شما شیعیان گردد.
- کم کردن تماس مستقیم شیعیان با حضرت، به طوری که در سامرا مسائل شیعیان از طریق نامه یا نمایندگان حضرت پاسخ داده میشد؛ تا از قبل برای شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آمادگی داشته باشند.
- تأیید برخی از کتب فقهی و اصول روایی شیعه.
- ارجاع سؤالات شیعیان به وکلا و توجیه وکلا نسبت به پرسش های شیعیان؛ با توجه به انحرافات و شبهات آن روز مبارزه با انحرافات،تربیت نیرو و افراد شایسته،تقویت سازمان وکالت با توجه به لزوم ارتباط بین رهبری و پیروان و پراکندگی شیعیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی و با وجود خفقان عباسی و لزوم حفظ شیعیان و از همه مهمتر با توجه به اینکه امام علیه السلام در حصر و تحت نظارت و کنترل بودهاند، خیلی از شیعیان در بلا تکلیفی به سر میبردند. به همین علت سازمان وکالت که به صورت مخفی شکل گرفته بود و از زمان امام صادق علیه السلام فعالیت خود را آغاز نمود، در دوران امام هادی علیه السلام نیاز به تمهیدات بیشتری داشت.
- همچنین تبیین مقام شامخ امامت از طریق زیارت غدیریه و زیارت جامعه.
مکتبهای کلامی در زمان امام هادی (ع):
مکاتب متعدد به ویژه معتزله و اشاعره رواج یافته بود و نظریات کلامی فراوان در زمان امامت امام علی النقی (ع) جامعه اسلامی پدید آمده بود. مباحثی مانند جبر، تفویض، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا، جسمیت خدا. بنابراین امام (ع) میبایست هدایت و رهبری فکری شیعیان را شدت میبخشید و آرا و نظریات مطرح شده را با استدلالهای قاطع و محکم، باطل میکرد.
اکثر مناظرات امام، پیرامون موضوعات کلامی بود و در نهایت، برتری مبانی اعتقادی شیعه ثابت میشد. به عنوان مثال میتوان به نامه امام در پاسخ سؤال مردم اهواز درباره موضوع جبر و تفویض اشاره کرد که به موجب آن، نظریه درست را که نه جبر است و نه تفویض، به اثبات رسید.
همچنین گروه باطل و منحرف غلات در دوران امامت امام هادی (ع) فعال، با افکار پوچ و بی اساس بودند و خود را شیعه معرفی میکردند. آنان درباره امام غلو میکردند و گاهی خود را منصوب از طرف امام قلمداد میکردند. بدین وسیله موجبات بدنامی شیعیان را فراهم میآوردند. امام هادی (ع) از این گروه تبری جسته و با آن مبارزه میکرد.
شهادت امام هادی(ع ):
امام دهم ، حضرت هادی(ع) در سال 254هجری به وسیله زهر به شهادت رسیدند و در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری(ع) بر بالین او بود معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد از این سال امام حسن عسکری(ع) پیشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت.
احادیث گهربار از امام هادی(ع):
* مسخره کردن و شوخیهای - بیمورد - از بیخردی است و کار انسان های نادان می باشد.
* دنیا همانند بازاری است که عدّه ای در آن برای آخرت سود میبرند و عدّهای دیگر ضرر و خسارت متحمّل میشوند.
* تواضع و فروتنی چنان است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو آن کنند.
* علم و دانش بهترین یادبود برای انتقال به دیگران است، ادب زیباترین نیکیهاست و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامههاست.
یکی از اصحاب از آن حضرت پیرامون معنای حِلم و بردباری سؤ ال نمود؟ حضرت در پاسخ فرمود: اینکه در هر حال مالک نَفْس خود باشی و خشم خود را فرو بری و آن را خاموش نمائی و این تحمّل و بردباری در حالی باشد که توان مقابله با شخصی را داشته باشی . منبع: دانا [ جمعه 93/7/18 ] [ 12:28 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
این استغفار علی علیه السلام است که در 70 بند میباشد و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح میخواندند و از امروز، روزی 10 بند آن را خواهید خواند.
علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد و عرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم. حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟
عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است . حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً (10- نوح) به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است (10) (بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمیگیری. سپس فرمود: اینک به تو استغفاری می آموزم که اگر آن را هنگام خواب بخوانی خدا به تو وسعت رزق عطا فرماید. دعا را نوشته، به اعرابی داده و فرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن. امام حسین علیه السلام فرمود: سال بعد اعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم. آن حضرت فرمودند: ای برادر عرب! قسم به آن خدایی که محمد صلوات الله علیه را به نبوت برگزید، بنده ای نیست که با این دعا به درگاه خدا استغفار کند، مگر اینکه خدای متعال به برکت آن، گناهانش را آمرزیده، حوائجش را برآورده و به مال و اولادش فراوانی و برکت عطا فرماید. دار السلام نوری: 3/133 مردم و حتی متدینین و خوبان، از معصیت بودن بسیاری از کارها غافلند و به گناه بودن آن توجه ندارند. این استغفار شریفی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و در هفتاد بند است علاوه بر جامع بودن و توجه به این گونه گناهانی که غالباً مورد غفلت ماست و دارا بودن آثار معنوی و دنیوی مذکور در مقدمه ی استغفار، بسیار مقرّب است و اگر کسی آن را با توجه بخواند آثار عجیبی از آن ظاهر میشود. حضرت امیر این استغفار 70 بندی را که جامعتر از آن استغفاری هست که به آن اعرابی تعلیم فرمودند را خودشان بعد از نماز صبح می خواندنده اند ولی اگر کسی موفق به خواندن آن در هنگام صبح نشود میتواند آن را بعد از نماز عصر بخواند. البلدالأمینوالدرعالحصین ص : 39 کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّةً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَةٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ: این استغفار علی علیه السلام است که در 70 بند میباشد و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح میخواندند: 1- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَا فَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَ الذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَةِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. بند 1: بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگویت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار میکنم که ناتوانم که تو را آنطور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم، بارالها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم! تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای! تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی! چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی! چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی! و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی! اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی! 2- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِیبِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَةِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند 2: با خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه ی عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزدندگان. 3- للَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند3 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا میخواند؛ یا مرا به سوی خشمت نزدیک میسازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان. 4-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَمَلْتُ إِلَیْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ بِغَوَایَتِی أَوْ خَدَعْتُهُ بِحِیلَتِی فَعَلَّمْتُهُ مِنْهُ مَا جَهِلَ وَ عَمَّیْتُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَا عَلِمَ وَ لَقِیتُکَ غَداً بِأَوْزَارِی وَ أَوْزَارٍ مَعَ أَوْزَارِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند4 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که بنده ای از بندگانت را با فریب کاری به سوی آن کشاندم و با نقشه و خدعه او را فریب دادم؛ آنگاه گناهی را که نمی شناخت به او یاد دادم و جلوی دید او را از آنچه میدانست گرفتم و میدانم که فردای قیامت باید با وزر و وبال گناه دیگران، علاوه بر گناه خود، با تو ملاقات کنم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 5- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحُو الْبَرَکَةَ وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند 5: بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین میبرد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها میبرد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 6- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَتْعَبْتُ فِیهِ جَوَارِحِی فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ قَدِ اسْتَتَرْتُ مِنْ عِبَادِکَ بِسِتْرِی وَ لَا سِتْرَ إِلَّا مَا سَتَرْتَنِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند6 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که در شب و روزم، اعضا و جوارحم را در آن گناه خسته کردم و خود را در پرده ی پوشش خویش، از بندگانت پنهان کردم، در حالی که پرده ی حفظی جز پوشش تو نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 7-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَصَدَنِی فِیهِ أَعْدَائِی لِهَتْکِی فَصَرَفْتَ کَیْدَهُمْ عَنِّی وَ لَمْ تُعِنْهُمْ عَلَى فَضِیحَتِی کَأَنِّی لَکَ وَلِیٌّ فَنَصَرْتَنِی وَ إِلَى مَتَى یَا رَبِّ أَعْصِی فَتُمْهِلَنِی وَ طَالَ مَا عَصَیْتُکَ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ سَأَلْتُکَ عَلَى سُوءِ فِعْلِی فَأَعْطَیْتَنِی فَأَیُّ شُکْرٍ یَقُومُ عِنْدَکَ بِنِعْمَةٍ مِنْ نِعَمِکَ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند7 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که دشمنانم با آن درپی آبروریزی من بودند و تو نقشه ی آنها را از من برگداندی و کمکشان نکردی که مرا مفتضح کنند؛ گویا من دوست توام که مرا یاری کردی .پروردگارا، تا کی معصیت کنم تو را و تو مهلتم دهی؟! چقدر معصیت کردنم طولانی شده و تو مؤاخذه ام نکرده ای و با وجود بدیِ کردارم از تو درخواست کردم و تو عطا نمودی؟! پس کدام شکر است که بتواند در برابر حتی یکی از نعمت هایت قرار گیرد؟ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 8- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَیْکَ فِیهِ تَوْبَتِی ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَکَرُّمِ قَسَمِی بِکَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِی بِذَلِکَ أَوْلِیَاءَکَ مِنْ عِبَادِکَ أَنِّی غَیْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِیَتِکَ فَلَمَّا قَصَدَنِی بِکَیْدِهِ الشَّیْطَانُ وَ مَالَ بِی إِلَیْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِی نَفْسِی إِلَى الْعِصْیَانِ اسْتَتَرْتُ حَیَاءً مِنْ عِبَادِکَ جُرْأَةً مِنِّی عَلَیْکَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَکُنُّنِی مِنْکَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا یَحْجُبُ نَظَرَکَ إِلَیَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُکَ فِی الْمَعْصِیَةِ إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ ثُمَّ کَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّی وَ سَاوَیْتُ أَوْلِیَاءَکَ کَأَنِّی لَمْ أَزَلْ لَکَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِکَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِیدِکَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِکَ وَ لَا یَعْرِفُ بِسِیرَتِی غَیْرُکَ فَلَمْ تُسَمِّنِی بِغَیْرِ سِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِی فِی ذَلِکَ عَلَیْهِمْ حَتَّى کَأَنِّی عِنْدَکَ فِی دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا بِحِلْمِکَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ مَوْلَایَ فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ کَمَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بِهِ فِی الْقِیَامَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. بند8 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که در آن توبه ی خویش را تقدیم به تو کردم، سپس مواجه شدم با کرامت و قسم یاد کردنم به تو و اولیاءت را از میان بندگان بر خود شاهد گرفتم که دیگر به سوی معصیت باز نمیگردم ولی آنگاه که شیطان با کید و حیله اش مرا هدف گرفت و خواری و بیچارگیم مرا به سوی آن کشانید و نفسم مرا به سمت آن معصیت خواند، خود را به جهت حیا از بندگانت مخفی ساختم. و این، از گستاخی من نسبت به تو بود در حالی که میدانم هیچ پرده و بابی مرا ازتو پنهان نمیکند و هیچ حجابی نظر تو را از من نمی پوشاند. پس تو را مخالفت کرده و به آنچه مرا از آن نهی کرده بودی مبادرت نمودم، سپس پرده را کنار زده و خود را با اولیاءت قرار دادم، گویا همیشه مطیع تو بوده و به سوی اوامرت شتابان و از تهدیدهایت هراسان بوده ام. ظاهرم را آنگونه آراستم که بر بندگانم مشتبه شد، در حالی که غیر از تو از درون من آگاه نبود، تو نیز مرا جز آنگونه که آنها مرا میشناختند معرفی نکردی، بلکه حتی نعمتهایی را که به آنها میدادی به من هم عطا کردی. سپس مرا به آنها برتری دادی، گویا نزد تو، همرتبه آنها هستم اینها همه نیست مگر به واسطه ی حلم و بردباری تو و نعمت فراوان تو بر من. پس حمد و سپاس ازان توست ای مولای من ! از تو درخواست میکنم ای خدا ! همانطوری که اینگونه گناه را در دنیا مستور و پنهان ساختی، در قیامت نیز مرا رسوا نکنی ای بهترین رحم کنندگان! 9- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَهِرْتُ لَهُ لَیْلِی فِی التَّأَنِّی لِإِتْیَانِهِ وَ التَّخَلُّصِ إِلَى وُجُودِهِ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتُ تَخَطَّأْتُ إِلَیْکَ بِحِلْیَةِ الصَّالِحِینَ وَ أَنَا مُضْمِرٌ خِلَافَ رِضَاکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند9 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که با صرف وقت و تأمل برای انجام آن، شب را به بیداری گذراندم تا توانستم مرتکب شوم، ولی صبح که شد در زیّ صالحین به سوی تو گام برداشتم، در حالی که خلاف رضایتت را در درون خود پنهان کرده بودم ای پروردگار عالمیان ! پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 10- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ظَلَمْتُ بِسَبَبِهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ أَوْ نَصَرْتُ بِهِ عُدُوّاً مِنْ أَعْدَائِکِ أَوْ تَکَلَّمْتُ فِیهِ بِغَیْرِ مَحَبَّتِکَ أَوْ نَهَضْتُ فِیهِ إِلَى غَیْرِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند10 : بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به واسطه ی آن به ولی ای از اولیایت ظلم کردم، یا یکی از دشمنانت را یاری کردم، یا به جهت غیر محبت تو سخن راندم، یا در غیر مسیر طاعتت به آن اقدام کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان!
منبع: باشگاه خبرنگاراناین استغفار علی علیه السلام است که در 70 بند میباشد و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح میخواندند و از امروز، روزی 10 بند آن را خواهید خواند.
گروه فرهنگی «تیتریک» ؛ علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد و عرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم. حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟
عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است. حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً (10- نوح) به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است (10) (بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمیگیری. سپس فرمود: اینک به تو استغفاری می آموزم که اگر آن را هنگام خواب بخوانی خدا به تو وسعت رزق عطا فرماید. دعا را نوشته، به اعرابی داده و فرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن. امام حسین علیه السلام فرمود: سال بعد اعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم. آن حضرت فرمودند: ای برادر عرب! قسم به آن خدایی که محمد صلوات الله علیه را به نبوت برگزید، بنده ای نیست که با این دعا به درگاه خدا استغفار کند، مگر اینکه خدای متعال به برکت آن، گناهانش را آمرزیده، حوائجش را برآورده و به مال و اولادش فراوانی و برکت عطا فرماید. دار السلام نوری: 3/133 مردم و حتی متدینین و خوبان، از معصیت بودن بسیاری از کارها غافلند و به گناه بودن آن توجه ندارند. این استغفار شریفی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و در هفتاد بند است علاوه بر جامع بودن و توجه به این گونه گناهانی که غالباً مورد غفلت ماست و دارا بودن آثار معنوی و دنیوی مذکور در مقدمه ی استغفار، بسیار مقرّب است و اگر کسی آن را با توجه بخواند آثار عجیبی از آن ظاهر میشود. حضرت امیر این استغفار 70 بندی را که جامعتر از آن استغفاری هست که به آن اعرابی تعلیم فرمودند را خودشان بعد از نماز صبح می خواندنده اند ولی اگر کسی موفق به خواندن آن در هنگام صبح نشود میتواند آن را بعد از نماز عصر بخواند. البلدالأمینوالدرعالحصین ص : 39 کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّةً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَةٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ: این استغفار علی علیه السلام است که در 70 بند میباشد و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح میخواندند: 1- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَا فَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَ الذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَةِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. بند 1: بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگویت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار میکنم که ناتوانم که تو را آنطور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم، بارالها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم! تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای! تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی! چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی! چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی! و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی! اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی! 2- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِیبِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَةِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند 2: با خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه ی عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزدندگان. 3- للَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند3 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا میخواند؛ یا مرا به سوی خشمت نزدیک میسازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان. 4-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَمَلْتُ إِلَیْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ بِغَوَایَتِی أَوْ خَدَعْتُهُ بِحِیلَتِی فَعَلَّمْتُهُ مِنْهُ مَا جَهِلَ وَ عَمَّیْتُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَا عَلِمَ وَ لَقِیتُکَ غَداً بِأَوْزَارِی وَ أَوْزَارٍ مَعَ أَوْزَارِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند4 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که بنده ای از بندگانت را با فریب کاری به سوی آن کشاندم و با نقشه و خدعه او را فریب دادم؛ آنگاه گناهی را که نمی شناخت به او یاد دادم و جلوی دید او را از آنچه میدانست گرفتم و میدانم که فردای قیامت باید با وزر و وبال گناه دیگران، علاوه بر گناه خود، با تو ملاقات کنم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 5- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحُو الْبَرَکَةَ وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند 5: بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین میبرد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها میبرد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 6- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَتْعَبْتُ فِیهِ جَوَارِحِی فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ قَدِ اسْتَتَرْتُ مِنْ عِبَادِکَ بِسِتْرِی وَ لَا سِتْرَ إِلَّا مَا سَتَرْتَنِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند6 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که در شب و روزم، اعضا و جوارحم را در آن گناه خسته کردم و خود را در پرده ی پوشش خویش، از بندگانت پنهان کردم، در حالی که پرده ی حفظی جز پوشش تو نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 7-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَصَدَنِی فِیهِ أَعْدَائِی لِهَتْکِی فَصَرَفْتَ کَیْدَهُمْ عَنِّی وَ لَمْ تُعِنْهُمْ عَلَى فَضِیحَتِی کَأَنِّی لَکَ وَلِیٌّ فَنَصَرْتَنِی وَ إِلَى مَتَى یَا رَبِّ أَعْصِی فَتُمْهِلَنِی وَ طَالَ مَا عَصَیْتُکَ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ سَأَلْتُکَ عَلَى سُوءِ فِعْلِی فَأَعْطَیْتَنِی فَأَیُّ شُکْرٍ یَقُومُ عِنْدَکَ بِنِعْمَةٍ مِنْ نِعَمِکَ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند7 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که دشمنانم با آن درپی آبروریزی من بودند و تو نقشه ی آنها را از من برگداندی و کمکشان نکردی که مرا مفتضح کنند؛ گویا من دوست توام که مرا یاری کردی .پروردگارا، تا کی معصیت کنم تو را و تو مهلتم دهی؟! چقدر معصیت کردنم طولانی شده و تو مؤاخذه ام نکرده ای و با وجود بدیِ کردارم از تو درخواست کردم و تو عطا نمودی؟! پس کدام شکر است که بتواند در برابر حتی یکی از نعمت هایت قرار گیرد؟ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 8- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَیْکَ فِیهِ تَوْبَتِی ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَکَرُّمِ قَسَمِی بِکَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِی بِذَلِکَ أَوْلِیَاءَکَ مِنْ عِبَادِکَ أَنِّی غَیْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِیَتِکَ فَلَمَّا قَصَدَنِی بِکَیْدِهِ الشَّیْطَانُ وَ مَالَ بِی إِلَیْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِی نَفْسِی إِلَى الْعِصْیَانِ اسْتَتَرْتُ حَیَاءً مِنْ عِبَادِکَ جُرْأَةً مِنِّی عَلَیْکَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَکُنُّنِی مِنْکَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا یَحْجُبُ نَظَرَکَ إِلَیَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُکَ فِی الْمَعْصِیَةِ إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ ثُمَّ کَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّی وَ سَاوَیْتُ أَوْلِیَاءَکَ کَأَنِّی لَمْ أَزَلْ لَکَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِکَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِیدِکَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِکَ وَ لَا یَعْرِفُ بِسِیرَتِی غَیْرُکَ فَلَمْ تُسَمِّنِی بِغَیْرِ سِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِی فِی ذَلِکَ عَلَیْهِمْ حَتَّى کَأَنِّی عِنْدَکَ فِی دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا بِحِلْمِکَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ مَوْلَایَ فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ کَمَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بِهِ فِی الْقِیَامَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. بند8 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که در آن توبه ی خویش را تقدیم به تو کردم، سپس مواجه شدم با کرامت و قسم یاد کردنم به تو و اولیاءت را از میان بندگان بر خود شاهد گرفتم که دیگر به سوی معصیت باز نمیگردم ولی آنگاه که شیطان با کید و حیله اش مرا هدف گرفت و خواری و بیچارگیم مرا به سوی آن کشانید و نفسم مرا به سمت آن معصیت خواند، خود را به جهت حیا از بندگانت مخفی ساختم. و این، از گستاخی من نسبت به تو بود در حالی که میدانم هیچ پرده و بابی مرا ازتو پنهان نمیکند و هیچ حجابی نظر تو را از من نمی پوشاند. پس تو را مخالفت کرده و به آنچه مرا از آن نهی کرده بودی مبادرت نمودم، سپس پرده را کنار زده و خود را با اولیاءت قرار دادم، گویا همیشه مطیع تو بوده و به سوی اوامرت شتابان و از تهدیدهایت هراسان بوده ام. ظاهرم را آنگونه آراستم که بر بندگانم مشتبه شد، در حالی که غیر از تو از درون من آگاه نبود، تو نیز مرا جز آنگونه که آنها مرا میشناختند معرفی نکردی، بلکه حتی نعمتهایی را که به آنها میدادی به من هم عطا کردی. سپس مرا به آنها برتری دادی، گویا نزد تو، همرتبه آنها هستم اینها همه نیست مگر به واسطه ی حلم و بردباری تو و نعمت فراوان تو بر من. پس حمد و سپاس ازان توست ای مولای من ! از تو درخواست میکنم ای خدا ! همانطوری که اینگونه گناه را در دنیا مستور و پنهان ساختی، در قیامت نیز مرا رسوا نکنی ای بهترین رحم کنندگان! 9- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَهِرْتُ لَهُ لَیْلِی فِی التَّأَنِّی لِإِتْیَانِهِ وَ التَّخَلُّصِ إِلَى وُجُودِهِ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتُ تَخَطَّأْتُ إِلَیْکَ بِحِلْیَةِ الصَّالِحِینَ وَ أَنَا مُضْمِرٌ خِلَافَ رِضَاکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند9 : بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که با صرف وقت و تأمل برای انجام آن، شب را به بیداری گذراندم تا توانستم مرتکب شوم، ولی صبح که شد در زیّ صالحین به سوی تو گام برداشتم، در حالی که خلاف رضایتت را در درون خود پنهان کرده بودم ای پروردگار عالمیان ! پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان! 10- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ظَلَمْتُ بِسَبَبِهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ أَوْ نَصَرْتُ بِهِ عُدُوّاً مِنْ أَعْدَائِکِ أَوْ تَکَلَّمْتُ فِیهِ بِغَیْرِ مَحَبَّتِکَ أَوْ نَهَضْتُ فِیهِ إِلَى غَیْرِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ. بند10 : بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به واسطه ی آن به ولی ای از اولیایت ظلم کردم، یا یکی از دشمنانت را یاری کردم، یا به جهت غیر محبت تو سخن راندم، یا در غیر مسیر طاعتت به آن اقدام کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان!
منبع: باشگاه خبرنگاران [ جمعه 93/7/18 ] [ 12:12 صبح ] [ باران ]
[ نظرات () ]
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه مسئله غدیر مخصوص شیعه نیست گفت: در قرآن عنوان شده که این مسئله مربوط به عامه مردم است.
![]() وی خاطرنشان کرد: انبیای دیگر نیز دعوت به سوی خداوند داشتهاند، ولی دین خدا با معرفی امام علی (ع) به عنوان جانشین کامل شد. استاد حوزه علمیه قم با اشاره به علت حضور امامزادگان در مناطق مختلف گفت: در خصوص اینکه امامزادگان در مناطق مختلف کشور حضور یافتند برخی افراد جنبه جنگ، کشتار و پناهندگی آنها را مطرح کردند. وی عنوان کرد: امامزادگان زیر چتر ولایت و امامت بوده و از اطلاعات جغرافیایی برخوردار بودند بنابراین شعاع ولایت از طریق آنها روشنایی میدهد. آیتالله علوی گرگانی خاطرنشان کرد: مردم به امامزادگان محبت داشتند، بنابراین به مناطق مختلف جذب شدند. وی با بیان اینکه فرزندان موسی بن جعفر (ع) یکی از امتیازات ایشان است گفت: فرزندان این امام بزرگوار با کمال، دانشمند و فهمیده بودند و میتوانستند به همه سئوالات پاسخ دهند و محترمانه با مردم زندگی میکردند که نمونه آنها حضرت معصومه (س) و حکیمه خاتون (س) است. استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شخصیتهای بزرگی مانند حکیمه خاتون(س) کرامات فراوانی دارند و مورد توجه خداوند بوده و بر آسمان ولایت در سراسر کشور سایه افکندهاند. منبع: فارس [ جمعه 93/7/18 ] [ 12:10 صبح ] [ باران ]
[ نظرات () ]
همراه با پدرم بر در سرای متوکل بودیم. من در آن هنگام کودکی بودم و در میان گروهی از مردم از طالبی و عباسی و جعفری ایستاده بودیم که ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد...
![]() دهمین سپهر ولایت حضرت امام علی النقی هادی علیه السلام در در نیمه ذیحجه سال 212 هجرى در اطراف مدینه در محلى به نام «صریا» جهان هتی را به قدوم مبارک خویش، متبرک گرداند. علم:
از آن حضرت در خصوص تنزیه آفریننده تعالی و یگانگی او و نیز پاسخهای وی در مسایل و علوم مختلف روایات فراوانی نقل شده است.
از جمله روایاتی که از آن حضرت درباره تنزیه خداوند نقل شده، روایتی است که حسن بن علی بن شعبه در تحف العقول آورده است. در آنجا امام هادی (ع) میفرماید: به راستی خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف کرده. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجزند و اوهام بدو نرسند و تصورات به کنه او پی نبرند و در دیدهها نگنجد. در نزدیکیاش دور است و در دوریاش نزدیک. چگونگی را پدید کرده بدون آن که گفته شود خود او چگونه است و مکان را آفریده بدون آن که خود مکانی داشته باشد از چگونگی و از مکان برکنار استیکتا و یگانه است. شکوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاک است. حلم:
برای پی بردن به حلم آن حضرت کافی استبه بردباری و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن که دانست وی در نزد متوکل از او بدگویی کرده و به او افترا بسته و وی را تهدید کرده، توجه کرد...
کرم و سخاوتمندی:
ابن شهر آشوب در مناقب مینویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسکری رفتند. احمد بن اسحاق از وامی که بر گردنش بود نزد حضرت شکایت کرد. آنگاه امام به عمرو که وکیلش بود، فرمود: به او سی هزار دینار و به علی بن جعفر نیز سی هزار دینار بپرداز و خود نیز سی هزار دینار برگیر. ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزه ای بود که جز ملوک و پادشاهان آن را نیارند و ما از کسی چنین بخششی نشنیدهایم. همچنین در مناقب گفته شده است: اسحاق جلاب گوید: برای ابو الحسن (ع) در روز ترویه گوسفندان بسیاری خریدم و آن را در میان نزدیکانش تقسیم کردم.
شکوه و عظمت در دل مردم:
طبرسی در اعلام الوری به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوی نقل کرده است که گفت: همراه با پدرم بر در سرای متوکل بودیم. من در آن هنگام کودکی بودم و در میان گروهی از مردم از طالبی و عباسی و جعفری ایستاده بودیم که ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگی از مرکوبهای خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یکی از حاضران از دیگری پرسید: به خاطر چه کسی پایین آمدیم؟به خاطر این بچه حال آن که او از نظر سال از ما بزرگتر و شریفتر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مرکوب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفری گفت: به خدا قسم کودکان چون او را میبینند به احترام او پیاده میشوند. هنوز دیری نگذاشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وی پیاده شدند ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمیگفتید دیگر به احترام او پیاده نمیشوید؟پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مرکوبهای خود پیاده شدیم منبع: خبرگزاری دانشجو [ جمعه 93/7/18 ] [ 12:7 صبح ] [ باران ]
[ نظرات () ]
امام هادی علیه السلام همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب میکرد با دشمنان حق و ناسزا گویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد میکرد.
![]() پدر گرامی آن حضرت، امام جواد علیه السلام و مادر ایشان بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام "سمانه مغربیه" است. محمد بن فرج میگوید:
عبادت امام:
امام هادی علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روی میآورد و شب را با حالت خضوع به رکوع و سجده سپری میکرد و بین پیشانی نورانیاش و زمین، جز سنگ ریزه و خاک حایلی وجود نداشت. پارسایی و انس با پروردگار، آن چنان نمودی در زندگی امام داشت که در مقام بیان برجستگی و صفات والای آن گرامی به ذکر این ویژگی پرداختهاند.
ابن کثیر مینویسد: او عابدی وارسته و زاهد بود. ایشان کمر همت به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.
ابن عباد حنبلی نیز میگوید: کان فقیها، اماماً، متعبدا. (2)
اخلاق حسنه امام:
پیشوایان معصوم علیهم السلام انسانهای کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری هدایت جامعه را به سوی خداوند عهده دار شدهاند.
گفتار و منش امامان علیهم السلام، ترسیم "حیات طیبه" انسانی و وجودشان تبلور تمامی ارزشهای الهی است.
نمونه تعبیرامام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره
معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت بردباری و حلم، بنیانهای کرامت، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهای تاریکی، پرچمهای پرهیزکاری، نمونههای برتر و حجتهای خدا بر جهانیان هستند.
امام هادی علیه السلام همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب میکرد با دشمنان حق و ناسزا گویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد میکرد. "بریحه" عباسی - که از سوی دستگاه خلافت به سمت امام جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود- از امام هادی علیه السلام نزد متوکل شکایت کرد و برای او نوشت: اگر خواهان حفظ مکه و مدینه هستی، "علی بن محمد" را از این دو شهر بیرون کن زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کردهاند.
متوکل امام را از کنار حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله تبعید نمود. هنگامی که امام از مدینه به سمت سامرا در حرکت بود، بریحه نیز همراه ایشان بود. در بین راه بریحه به امام گفت: تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم. سوگند میخورم که چنانچه شکایت مرا نزد خلیفه ببری، تمام درختانت را در مدینه آتش میزنم، خدمتکارانت را میکشم و چشمههای مزارعت را کور میکنم. بدان که این کارها را خواهم کرد. امام علیه السلام در جواب فرمود:
«نزدیکترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من این شکایت را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او، از بندگانش نخواهم برد» بریحه چون این سخن را از امام شنید، به دامن آن حضرت افتاد، تضرع کرد و از ایشان تقاضای بخشش نمود. امام فرمود: تو را بخشیدم. (3)
امام علیه السلام در بیان دیگران:
امام هادی علیه السلام پیوسته تحت نظر حکومتهای جور بود و سعی میشد که آن حضرت با پایگاههای مردمی و افراد جامعه تماس نداشته باشد. با این حال آن مقدار از فضایل اخلاقی از ایشان بروز نموده که دانشمندان و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را به تحسین آن وجود الهی واداشته است. ابوعبدالله جنیدی از دانشمندان مسلمان میگوید: سوگند به خدا، او بهترین مردم روی زمین و برترین آفریدههای الهی است. متوکل در نامه ای که برای امام علیه السلام مینویسد خاطر نشان میکند: میرالمومنین عارف به مقام شماست و حق خویشاوندی را نسبت به شما رعایت میکند و طبق آنچه مصلحت شما و خانوادهتان میباشد عمل میکند. (4)
شاگردان امام:
بنا بر اظهار شیخ طوسی، تعداد شاگردان امام هادی علیه السلام بالغ بر 185 نفر بوده است که در میان آنان چهرههای برجسته علمی و فقهی فراوانی که دارای تالیفات گوناگونی بودند نیز دیده میشود. در اینجا از برخی شاگردان آن حضرت به طور اختصار یاد میشود:
1- ایوب بن نوح: مردی امین و مورد وثوق بود و در عبادت و تقوا رتبه والایی داشت، چندان که او را در زمره بندگان صالح خدا شمردهاند. او وکیل امام هادی و امام عسکری علیهما السلام بود. ایوب به هنگام وفات تنها یکصد و پنجاه دینار از خود به جای گذاشت، در حالی که مردم گمان میکردند او پول زیادی دارد.
2- حسن بن راشد: وی از اصحاب امام جواد و امام هادی علیهما السلام شمرده میشود و نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والایی برخوردار بوده است.
3- حسن بن علی ناصر: شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی علیه السلام شمرده است. وی پدر جد سید مرتضی از سوی مادر است. سید مرتضی در وصف او میگوید: مقام و برتری او در دانش و پارسایی، و فقه روشنتر از خورشید درخشان است. او بود که اسلام را در "دیلم" نشر داد، به گونه ای که مردم آن سامان به وسیله او از گمراهی به هدایت راه یافته و با دعای او به حق بازگشتند. صفات پسندیده و اخلاق نیکوی او بیش از آن است که شمرده نشود و روشنتر از آن است که پنهان بماند.
4- عبد العظیم حسنی: وی که نسب شریفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام میرسد، از یاران امام هادی و امام عسکری علیهما السلام است. عبدالعظیم، مردی پارسا، وارسته، دانشمند، فقیه و مورد اعتماد و وثوق امام دهم بود. ابو حماد رازی میگوید: در سامراء بر امام هادی علیه السلام وارد شدم و درباره مسائلی از حلال و حرام از آن حضرت پرسیدم ، ایشان فرمود: ای حماد! هر گاه در ناحیه ای که زندگی میکنی، مشکلی در امر دین، برایت پیش آمد از عبد العظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.
5- عثمان بن سعید: وی در سن جوانی و در حالی که یازده سال از عمرش میگذشت، افتخار شاگردی امام را پیدا نمود. امام هادی علیه السلام در مورد او به احمد بن اسحاق قمی فرمود: عثمان بن سعید، ثقه و امین من است، هر چه به شما بگوید از سوی من گفته و هر چه به شما القا کند از ناحیه من القا کرده است. (5)
امام هادی و شیعیان ایشان در ایران:
اکثر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام به این طرف، لقب"قمی" در آخر اسماء تعدادی از اصحاب ائمه به چشم میخورد. اینها اشعریهای عرب تباری بودند که در قم میزیستند. در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین وجود داشت. در کنار قم، دو شهر آبه (یا آوه) و کاشان نیز تحت تأثیر تعلمیات شیعی قرار داشته و مردم این شهرها از بینش شیعی مردم قم پیروی میکردند.
مردم قم و آوه، همچنین برای زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به مشهد مسافرت میکردند که امام هادی نیز آنها را در قبال این عمل "مغفور لهم" وصف کردهاند. (6)
پی نوشتها:
1- دلایل الامامة، ص 216.
2- تاریخ اجمالی پیشوایان علیهم السلام.
3- اثبات الوصیة، مسعودی، صص 196-197
4- الارشاد، شیخ مفید، ص 333
5- الغیبة، شیخ طوسی، ص 215
6- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 260
منبع: فرهنگ نیوز [ پنج شنبه 93/7/17 ] [ 11:47 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
پایگاه خبری صدای کردستان در گزارشی از کشته شدن سرکرده گروه تروریستی داعش در حومه شهر کوبانی(عین العرب) خبر داد.
گروه بین الملل « ؛ پایگاه خبری صدای کردستان با انتشار عکسی مدعی شد؛ بنابر گزارشهای رسیده از میدانهای نبرد در کوبانی، واحدهای نظامی کرد روز گذشته توانستند "ابوبکر البغدادی" سرکرده گروه تروریستی داعش را در جریان درگیری بین نیروهای کرد و عناصر داعش در حومه شهر کوبانی(عین العرب) به قتل برسانند.
براساس گزارش صدای کردستان جسد این شخص هماکنون در دست واحدهای نظامی نیروهای کرد است و اقدامات لازم برای تشخیص هویت این فرد که گمان میرود "ابوبکر البغدادی" باشد، در جریان است.
![]() منبع: باشگاه خبرنگاران [ پنج شنبه 93/7/17 ] [ 11:34 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
روزنامه های زنجیره ای در نتیجهای جالب از دیدار کامرون - روحانی و متعاقب آن توهین و تحقیر ایرانیان توسط کامرون، اصولگرایان را تندرو و افراطی خوانده و هیچ انتقادی به کامرون نکردند.
رسانههای مکتوب همواره نقش عمدهای در هدایت افکار عمومی و جریان سازی رسانهای به عهده دارند که در این بین جایگاه روزنامهها، جایگاه ویژهای است. به همین منظور گروه سیاسی مشرق به تحلیل و بررسی محتوای روزنامههای متعلق به جریان اصلاحطلب میپردازد. ****
روزنامههای اصلاحطلب روزهای پاییزی سال 1393 را با خبر و تصاویر دیدار محمدجواد ظریف با جان کری و کاترین اشتون اختصاص دادند، این روزنامهها به نقل از منابع آمریکایی خبر از پیشنهاد جدید دولت آمریکا به جمهوری اسلامی ایران مبنی بر افزایش سانتریفیوژهای مجاز از 1500 به 4500 را مخابره کردند؛ اما آنچه باعث شگفتی افکارعمومی است، رفتار روزنامههای اصلاحطلب در قبال سخنان اهانتآمیز دیوید کامرون، نخست وزیر انگلستان نسبت به دولت و مردم کشورمان است؛ روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب که روز پنجشنبه با ذوق زدگی تمام عیاری نیمتای بالای صفحات خود را به انعکاس دیدار و تصاویر کامرون – حجت الاسلام روحانی اختصاص داده بودند و این دیدار را «پایان دوران یخبندان»روابط دوجانبه ایران و انگلیس و «چراغ سبز» دولتهای غربی توصیف کرده بودند، در برابر اظهارات دیوید کامرون در نیویورک که اعلام کرده بود « دولت ایران از تروریسم حمایت می کند و باید رفتارش را با مردم اش تغییر دهد» سکوت «مرگ بار» اتخاذ کردند و از انعکاس و بازتاب پاسخ به این سخنان گستاخانه در صفحه اول خودداری نمودند و حتی روزنامه دولتی ایران مطالبه افکارعمومی کشورمان از تیم دیپلماسی مبنی بر پاسخ مناسب به این اظهارات را «دومین سناریوی تبلیغی جناح رقیب علیه تیم دیپلماسی ایران» قلمداد کرده و آن را در راستای تضیعف تیم سیاست خارجی دولت و خدشه در کارنامه سفر روحانی دانسته است.
ارگان رسمی حزب مردم سالاری شنبه را با تیتر«تفاهم مقدماتی با 1+5 در مذاکرات هسته ای» روانه پیشخوان مطبوعات کشورشد؛ در سرمقاله این روزنامه به قلم میرزا بابا مطهرینژاد به ارزیابی دومین سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل پرداخته شده است؛ میرزا بابا مطهرینژاد در قسمتی از یادداشت« آهسته لبی گزیدم و دم نزدم » به نقد برنامه ریزی تیم همراه حجت الاسلام روحانی پرداخت و نوشت «ارتباطات بینالملل در عصر جهانی شدن در کارکرد و در معنا، دچار آنچنان تحولی شده است که بسیاری از مفاهیم و روشهای قبلی فلسفه وجودی خود را از دست داده و تحت تاثیر فرآیندهای جهانی شدن و قطببندی جدید جهان، نیازمند برعهده گرفتن ماموریتهای جدید و اجرای کارکردهای جدید است. شناخت این تحولات سبب پیشبینی صحیح از آینده و به آمادگی بخشهای مختلف برای تاثیرگذاری بیشتر میشود. سخنرانی رئیس دولت تدبیر و امید در شرایط خاص و ائتلاف شیطانی آمریکا در منطقه از آنچنان اهمیتی برخوردار است که تمرکز روی این سخنرانی را ضروری میسازد. من نمیدانم چه تدبیری موجب شد که قبل از این سخنرانی، این حجم برنامه فشرده برای رئیسجمهور پیشبینی شود. چه ضرورتی برای ملاقات نخست وزیر انگلیس قبل از شنیدن مواضع او در اجلاس عمومی سازمان ملل وجود داشت؟ من فکر میکنم تمام برنامههای قبل از سخنرانی رئیسجمهور خطای راهبردی بود. تمام تیم باید از همه فعالیتها آزاد میشدند و برنامههای اجلاس را رصد میکردند. مواضع را تحلیل و در ایجاد تغییر در متن سخنرانی فقط مشاوره میکردند. نحوه حضور هیاتها در سالن اجلاس را علت یابی میکردند و لابیهای موثر برای حضور حداکثری را پی گیری مینمودند. ملاقاتهای پیدرپی و گسترده در روزهای حساس قطعا این فرصت را برای پیگیری و رصد جریان اصلی از اعضای هیات گرفته بود که جای سئوال جدی دارد.» · روحانی اصلاح طلب است حمیدرضا شکوهی در صفحه سیاسی این روزنامه در یادداشت «دیپلماسی اصلاح طلبانه حسن روحانی» در تلاش است که رفتارهای سیاست خارجی حجت الاسلام روحانی را در راستای منش اصلاح طلبانه ارزیابی نماید؛ وی در این چارچوب بیان داشت «نشانه این اصلاحطلبی در سخنان روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد آشکار شد؛ جایی که به صراحت گفت «ایران روزی همه را به گفتگو دعوت کرد که هنوز جنایت 11 سپتامبر رخ نداده بود» و کیست که در جهان نداند ندای گفت و گو را در عرصه جهانی برای نخستین بار سید محمد خاتمی در سازمان ملل سر داده بود تا در مقابل جنگ تمدنهای فوکویاما، منادی صلح و آرامش، آن هم از سوی کشوری باشد که مدافع تروریسم توصیف میشد. این سخن روحانی، نشانهای روشن از حمایت او از مشی خاتمی در عرصه سیاست خارجی است اما باز هم این نشانه را برای اصلاح طلب بودن روحانی در عرصه دیپلماسی کافی نمیدانیم. آنچه روحانی طی 14 ماه اخیر انجام داده و در سفر اخیر او به نیویورک نیز در قالب دیدارهایش آشکار شد، به روشنی نشانه تمایل او به تعامل مثبت با همه کشورهای جهان است. گفتوگوی تلفنی با رییس جمهور آمریکا در سال گذشته و دیدار با جیمز کامرون نخست وزیر انگلیس در سال جاری به موازات تحرکات دیپلماتیک او و دیپلماتهای وزارت امور خارجه با هدایت محمد جواد ظریف که دیدارهایی در سطحی به مراتب بالاتر از دورههای گذشته را در نیویورک و همچنین در مقاطع زمانی دیگر درپی داشته نشانهای مثبت است که میتوان آن را به فال نیک گرفت.»
روزنامه ابتکار با تیتر یک «مذاکرات در نقطه نفسگیر» به انعکاس احتمال تعدیل خواسته های آمریکا درباره غنی سازی پرداخته است، این روزنامه در صفحه اول خود به ارزیابی جهانی از ماموریت رییس جمهور پرداخت و نوشت« رسانه های بین المللی با اشاره به جزئیات سخنان روحانی در مقر سازمان ملل به بخش هایی از ماموریت وی اشاره کرده اند، نشان می دهد که دکتر حسن روحانی گام های خود را در زمینه تعامل با جامعه جهانی به خوبی برداشته و همین امر بسیاری از کشورهای جهان را متقاعد کرده که هراسی که بخشی از دشمنان در دل جامعه جهانی نسبت به برنامه های ایران افکنده اند، بی مورد بوده و ایران به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه و جامعه بین الملل می تواند نقش آفرینی کند. بازتاب سخنان روحانی در رسانه های خارجی به خوبی موید این مدعا است. روزنامه وال استریت ژورنال در گزارش خود با موضوع سخنرانی دکترحسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل نوشت: رئیس جمهور ایران در سخنان روز پنج شنبه اش در نیویورک گفت که بازیگران منطقه ای باید جنگ علیه گروه تروریستی داعش را هدایت کنند، اما یک توافق هستهای راه را برای همکاری های بین المللی بیشتر جهت مبارزه با این تهدید باز خواهد کرد.» · اعتدال علیه افراط محمدعلی وکیلی در سرمقاله روزنامه ابتکار تحت عنوان «اعتدال شرقی علیه افراط غربی» ابتدا به بیان خرده گفتمان های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در 35 سال گذشته می پردازد؛ سپس سرمقاله نویس روزنامه ابتکار درباره گفتمان دولت یازدهم نوشت«گفتمان اعتدالی روحانی در سپهر سیاست خارجی، منوط به ایجاد توازن بین مصالح اسلامی و منافع ملی می باشد. منطق روحانی و مشی دیپلماسی کشور بر اساس همین رویکرد تعریف شده است. آنچه تاکنون رخ داده، موفقیت دولت در نمایش گفتمان اعتدال در صحنه بین الملل است. مواجهه جهانیان با سخنانِ رئیس جمهور و مقبولیت مواضع دکتر ظریف بر آمده از منطق اعتدال و رویکرد تنش زدا و تعامل گرای آن می باشد. تفاوت گفتمان اعتدالی روحانی با گفتمان آرمان گرای احمدی نژاد در نوع واکنش ها به سخنرانی این دو در مجمع عمومی قابل تشخیص و تمییز است. به یاد داریم که پس از سخنرانی های دکتر احمدی نژاد غربی ها چه گرد و خاکی به پا کردند و بهانه برای تصویب تحریم های جدید فراهم آمد؛ ولی اکنون با سخنرانی های حسن روحانی، به خوبی پیداست بهانه از دست آنان خارج شده و پروژه ایران هراسی درحال تغییر به ایران دوستی است. امید است که گفتمان اعتدال در ساحت سیاست خارجی به مرور گره گشای بن بست های ایجاد شده باشد و طعم شیرین آن در کام ملت احساس شود.»
روزنامه اعتماد اولین روز کاری را به تیتر « توافق با ایران به سود همه است» و «معمای مذاکرات هسته یی» اختصاص داد؛ این روزنامه در صفحه سیاسی خود به این نحوه از حضور حجت الاسلام روحانی در صحن عمومی سازمان ملل یاد کرد «صحن سبز رنگ سازمان ملل امسال هم میزبان حسن روحانی بود تا در سخنانی تاثیرگذار از مواضع این روزهای کشورش بگوید. هشدارهای سال گذشتهاش را که از همان تریبون داده بود را یادآوری کند و از افراطیگری و جنگ بگوید. در مورد وضعیت تروریسم در منطقه هشدار بدهد و از وضعیت مذاکرات مردانش با 1+5 در حوزه هستهیی بگوید. تاکید کند که مصالحه به نفع همه است تداوم تحریمها یک سیاست اشتباه است. رییسجمهوری اسلامی ایران در جمع سران کشورها در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با اشاره به هشدار سال گذشته خود در این مجمع که در قالب هشدار نسبت به توسعه خشونت و افراطیگری مطرح شده بود، گفت: امسال نیز تاکید میکنم، که اگر رویکرد درست برای مواجهه با این مساله، اتخاذ نشود، به سمت منطقهیی، ناآرام و پرتلاطم با بازتابهای جهانی، خواهیم رفت. حسن روحانی روز پنجشنبه در شصتونهمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با ابراز امیدواری نسبت به اینکه نشست امسال مجمع عمومی، جهان را به امنیت و آرامش انسانها نزدیکتر کند، افزود: راهحل درست برخورد با خشونت و افراطیگری، نه از بیرون بلکه با محوریت و ابتکار درونی و البته همکاریهای بینالمللی قابل تصور است.» · چرا حزب ندای ایرانیان؟ جریان نوپای حزب ایرانیان پس از آن که در برابر هجمه های گسترده جریان های اصلاح طلب قرار گرفت، این روزها ترجیح داده است از اهداف و برنامه های خود سخن بگوید در همین راستا سجاد سالک،عضو هیات موسس حزب ندای ایرانیان در صفحه احزاب روزنامه اعتماد نوشت«ندای ایرانیان به دنبال ایجاد شکاف در بین اصلاحطلبان نیست بلکه نتیجه وجود شکافهای نهفته در متن جامعه است؛ شکاف میان واقعگرایی و آرمانگرایی، میان مصالحه و ستیز و مهمتر از همه میان زندگی یا مبارزه. ندای ایرانیان حتی اگر تشکیل هم نشود یا حزبی به این نام پا نگیرد، ناظران از بدنهیی که این خواست را در جامعه دنبال میکنند به راحتی نمیتوانند بگذرند. در نتیجه ندای ایرانیان برآمده از جلسات محفلی و جدا از فضای عمومی جامعه نبوده و قرار است طیف مشخصی را نمایندگی و سازماندهی کند که خواست اصلاحطلبانه و در عین حال تعاملگرایانه مشخصی داشته و در جامعه امروز به وضوح طرح بحث میکنند اما تشکلی برای هدایت و بیان خواستش ندارد. ندای ایرانیان پاسخی به این عطش است.»
روزنامه شرق، پنجم مهر 1393 را با تیتر« بعد از 12 سال مذاکره هسته ای باید شجاعانه تصمیم بگیریم» به بازتاب سخنان رییس جمهور کشورمان در نشست خبری پرداخت؛ این روزنامه همچنین به انعکاس خبر «آسوشیتدپرس» مبنی بر اینکه آمریکا طرح افزایش تعداد سانتریفیوژهای مجاز ایران از 1500 به 4500 را ارایه داده است؛ اقدام نمود. · نه دیدار، نه تماس تلفنی زینب اسماعیلی خبرنگار اعزامی روزنامه شرق به نیویورک در گزارشی خبری به کنفرانس خبری حجت الاسلام روحانی در نیویورک پرداخت؛ این خبرنگار در بخشی از گزارش خود نوشت«حسن روحانی در پاسخ به یکی از پرسش های تکراری در مورد اینکه چرا با «اوباما» گفت و گو نکردید گفت :«مگر قرار است ما هربار به نیویورک می آییم با آقای «اوباما» تلفنی صحبت کنیم» به اعتقاد رئیس جمهور«با توجه به مشکلات موجود بین کشور ما و آمریکا انجام یک ملاقات نیازمند تنظیم برنامه است که از ابتدا هم گفتیم چنین برنامه ای در این سفر نداریم» او امکان گفت و گوی تلفنی را هم رد کرد و گفت قرار نیست چنین برنامه ای هر ساله تکرار شود.»
این روزنامه اصلاح طلب با تیترهای اصلی « دست دادن شامگاهی در نیویورک » و « توافق هسته ای خیلی دور خیلی نزدیک» رهسپار کیوسک مطبوعات کشور شد. · روایت تندروها از سفر حسن روحانی مطهره شفیعی در صفحه سیاسی روزنامه آرمان به روایت واکنش برخی از اصولگریان به سفرخارجی حجت الاسلام روحانی پرداخت؛ این روزنامه نگار مدعی است این واکنش ها در تلافی شکست انتخابات 24 خرداد 1392 از سوی جریان رقیب دولت در حال انجام است؛ وی در یادداشت « روایت تندروها از یافتن شناسنامه پسر سورس» نوشت«خبرگزاری فارس در گامی که به اعتقاد خودشان بسیار با اهمیت و تاثیرگذار است سخنرانی رئیس جمهور در اندیشکده ای به نام «بنیاد آمریکای نوین » را هدف قرار دادند. در ابتدای به معرفی این اندیشکده پرداخته و سپس آورده است که بنیاد آمریکای جدید تاکید دارد که تلاشش بر ارائه راهکارهای عملی برای حل مشکلات جهانی، منطقه ای و ملی است. این خبرگزاری اصولگرا ایراد گرفته است که«فرانسیس فوکویاما»، تئوریسین مشهور آمریکایی تبار یکی از کارشناسان ارشد اندیشکده آمریکای جدید است و او را دارای نظرات ضد اسلام و ضد انقلابی فراوان معرفی کرده است. فارس در بخش دیگری یادآور شده«یکی از قابل تامل برانگیزترین چهره های این موسسه، «جاناتان سوروس» نام دارد. وی فرزند«جورج سوروس» رئیس موسسه جامعه آزاد است که موسسه تحت امرش تخصص ویژه ای در شکل دادن به انقلاب های رنگین در سراسر جهان به ویژه کشورهای بلوک شرق دارد» · جبهه پایداری لیبل منتقدان دولت است روزنامه آرمان در صفحه سیاست به گفت و گو با احمد شیرزاد از نمایندگان مجلس ششم و مخالف جدی استفاده از انرژی هسته ای در آن مقطع زمانی پرداخته است؛ احمد شیرزاد در این گفت و گو به ارزیابی مسائل شورای شهر تهران، اختلاف اصولگرایان و دولت روحانی پرداخت، وی در بخش از سخنانش درباره مجوز فعالیت جبهه پایداری تصریح نمود« به نظر من این جریان سیاسی آنقدر قدرت ندارد که امروز آن را بزرگ کرده اند. در واقع جبهه پایداری یک لیبل شده که افراد منتقد دولت استفاده می کنند اما نیروهای متمرکز حزبی آنها اصلا اینقدر قدرت و نفوذ ندارند»
روزنامه دولتی ایران با تیتر اصلی «ثبت رشد 4.6 درصدی برای اقتصاد ایران » و «تداوم تحریم ها اشتباه راهبردی علیه ایران است »میهمان نگاه خوانندگانش بود.این روزنامه در سرمقاله خود به قلم محمد نوری تحت عنوان «سفر روحانی و قضاوت های شتاب زده» در توجیه عجیبی به عدم واکنش دولت به اظهارات گستاخانه نخست وزیر انگلیس پرداخت و آن را قضاوت زود هنگام وحربه جریان اصولگرا دانست و در همین راستا نوشت«هنوز سفر روحانی در نیمه راه بود که این جناح دومین سناریوی تبلیغی خویش علیه تیم دیپلماسی ایران را کلید زد.آنها نطق تخست وزیر انگلیس در سازمان ملل را مستمسک قرار داده و مدعی شدند که اظهارات دیوید کامرون که در بخشی از آن سیاست خاورمیانه ای ایران را زیر سوال برد نشانه ای از اشتباه محاسباتی مشاوران روحانی بود که یک روز قبل ملاقات کامرون با رئیس جمهوری ایران را ترتیب دادند. در سستی بنیان چنین نگاهی سخن ها بسیار است که از این میان به چند نکته بسنده می کنیم:1- شخص روحانی قبل از سفر تکلیف این بخش از اختلاف نظرهای ایران با طرف های غربی را (درخصوص تروریسم) روشن کرده بود. او گفته بود که محور بحث امسال سازمان ملل، تروریسم خواهد بود و در این باب تهران نگاهی متفاوت از طرف های غربی دارد. دست بر قضا این اتفاق-اختلاف نظر طرف ایرانی و غربی- در نطق دو رئیس دولت ایران و انگلیس تبلور یافت. دیوید کامرون در سخنرانی اش به نقد موضع ایران و جناح مقاومت در خاورمیانه پرداخت و روحانی با لحنی صریح تر از وی اعلام کرد که جهان غرب در وادی تروریسم راه اشتباهی طی کرده است و نماد این اشتباه ظهور گروه داعش است که تا دیروز زیر چتر حمایت آمریکا و اروپا بود.»
روزنامه آفتاب یزد با تیتر«درخشش در نیویورک» که به انعکاس حضور رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل اشاره دارد، میهمان نگاه خوانندگانش است. این روزنامه در سرمقاله خود به قلم سید علیرضا کریمی تحت عنوان «تحقق دو پیشبینی» به ارزیابی سفر رئیس جمهور به نیویورک می پردازد؛ همچنین این روزنامه در صفحه سیاسی خود به دیدار محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه کشورمان با همتای آمریکایی خود و کاترین اشتون پرداخته است. آفتاب یزد همچنین در تیتر دیگری نتیجه ای جالب از اظهارات توهینآمیز کامرون گرفت و در گزارشی با عنوان "ماهیگیری مخالفان دولت از آب گلآلود", بدون اشاره به انتقاد اصولگرایان و دلسوزان نظام از تحقیر دیپلماسی دولت یازدهم توسط نخست وزیر انگلیس نوشت: در این میان عدهای که همواره خواهان ماهیگیری از آآب گلآلود هستند، از فرصت پیشآمده برای انتقاد از دولت استفاده کردند، همان افرادی که دولت محبوب خود را در مناسبات بینالمللی شکستخورده میدیدند، تاب ملاقات تاریخی رئیسجمهور روحانی و نخستوزیر انگلیس را نداشتند، حال برای پرخاش به دولت، فرصت دوباره یافتند. منبع: مشرق
[ شنبه 93/7/5 ] [ 4:7 عصر ] [ باران ]
[ نظرات () ]
|
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : PIcHaK.NeT ] |